| جهانیسازی یا جهانی شدن |
| علیرضا زاکانی |
| چهارشنبه ۱۷ فروردين ۱۳۹۰ ساعت ۰۹:۰۷ |
جریان ناب اسلامی با صلح امام حسن (علیهالسلام) از دستبرد حکومت جور بنیامیه مصون ماند و با قیام امام حسین (علیهالسلام) و اصحاب باوفایش مهر افتخاری بر تارک جبهه حق زد و پس از ۱۳ قرن استمرار حیات طیبهاش با انقلاب اسلامی ایران تبدیل به حکومت شد. انقلاب ۱۳۵۷ امام خمینی (رحمتالله علیه) انقلابی ایدئولوژیک و دارای پیامی جهانی بود که هم در زمان پیروزی منشاء دگرگونی در کشور و تغییر معادلات در منطقه و جهان شد و هم در ادامه بهعنوان قطب ایدئولوژیک معارض استکبار جهانی موازنه قدرت را بهنفع مستضعفان جهان دستخوش تغییر کرد. اگر از پس انقلاب ۱۷۸۹م فرانسه، تندباد تغییر و پیشرفت جهان غرب با چندین قرن غارت سرمایههای جهان بهویژه سرزمینهای اسلامی وزیدن گرفت، با عبور از ثمره انقلاب ۱۹۱۷م روسیه و سپس فروپاشی شوروی بر سرعت یکهتازی آن افزوده شد تا جاییکه وعده نظم نوین جهانی در سپتامبر ۱۹۹۰م توسط بوش پدر حکایت از جهانی یکپارچه، مطیع و برده آمریکا را در اذهان به نمایش میگذاشت. در این بین، چشمان نگران جامعه بشری تماشاگر صحنه شکلگیری دهکده جهانی و جهانیسازی تحمیلی با تکیه به قوای غضب و شهوت و بهرهگیری از ظرفیتهای تطمیع، تخدیر، تهدید و جنایت بود، اما ضمیر آگاه پابرهنگان و مستضعفان جهان بهویژه جریان روشنگری و بیداری اسلامی با الهام از ملت مسلمان و رشید ایران، مانعی شد تا خواب خوش جنایتکاران بینالمللی تعبیر شود؛ چنانکه در راستای وعده الهی در سپردن قافله جهانی به مستضعفین و جهانی شدنی راستین از سر شور و شعور و با آمیزهای از عقل و عشق بندگان خدای بزرگ، جلوهای دیگر از اراده الهی بهمنصه ظهور رسید تا پس از ۳۲ سال صبر و مقاومت عاشورایی پیروان اسلام ناب محمدی (صلیالله علیه و آله و سلم) در میهن عزیزمان بهعنوان کانون این بیداری، امروز شاهد قیامی همگانی در کشورهای اسلامی برعلیه حکام جور آنان باشیم.
نظام سلطه به نمایندگی آمریکای جنایتکار به کوه یخی میماند که در معرض شعلههای فروزان بیداری ملتها بخصوص در کشورهای اسلامی در حال آبشدن است و کانون الهامبخش و عقبه استراتژیک آن نیز بهدرستی ایران اسلامی تشخیص داده شده است. بیدلیل نیست که با حادثه خودساخته برجهای دوقلو در سال ۲۰۰۰ م، بوش پسر ندای جنگ صلیبی در داد و با لشگرکشی به منطقه خاورمیانه با هدف ریشهکنی اسلام ناب محمدی (صلیالله علیه و آله و سلم) و با دستورالعمل ایجاد خاورمیانه بزرگ، در آغاز افغانستان و عراق را اشغال کرد و سرافکنده در باتلاق آن فرو رفت؛ تا جاییکه ماشین جنگی او به ایران نرسیده در گل نشست و سرخورده برای برونرفت از بنبست فراروی خویش دست به دامن کشورمان شد و یا پس از ناکامی در اجرای این نقشه از پس جنگ ۳۳ روزه با فرزندان خمینی در لبنان، سودای خاورمیانه جدید را با هدف مهار ایران در سر پروراند که بازهم جز خفت و خواری حاصلی برای وارثان قابیل نداشت و یا با زبونی هرچه تمامتر با آغاز جنگ ۲۲ روزه در غزه با هدف نابودی حماس قهرمان و مهار موج بیداری اسلامی در سرزمینهای اشغالی، جنایت کاشت و هزیمت و شکست درو کرد. در پس اینهمه شکست و سرخوردگی سال گذشته با دستپاچگی و فتنهگری، ماحصل تلاشهای ۲۰ ساله در نفی ارزشهای دینی، تخریب جایگاه و مصداق ولایت فقیه و ایجاد تفرقه در جامعه اسلامی در برنامهای عملیاتی تجلی یافت و اینبار نیز به بهانههای واهی دروغ، تقلب، تجاوز و جنایت توسط دنبالههای شیطان بزرگ، نظام اسلامی متهم شد و نتیجه خسارتبار آن سرمایههای زیادی را در کشور سوزاند، اما مجددا ماحصل آن شکست توطئهگران و فتنهجویان و پشتیبانان جهانی آنها بود و افتخار پیروزی ملت ایران بر توطئهگران در تاریخ ثبت شد. امسال هم قیام و مقاومت دلیرانه مسلمانان منطقه صحنهای دیگر از تفوق موسی (علیهالسلام) بر فرعونهای زمانه را به نمایش گذاشت و میرود پیروزی چشمگیری را با سرنگونی حاکمان فاسد و جنایتکار منطقه برای جبهه حق به ارمغان آورد.
به همینخاطر امروز رسالتی سنگین برعهده ماست و از هر روزی بیشتر نیازمند تقویت عقبه جبهه حق در برابر طاغوتهای زمانه هستیم. اگر دیروز انقلاب اسلامی برای بیداری، قیام و مقاومت ملتها الگو شد، اینک تکمیل راه طی شده در تحقق جامعهای اسلامی در سایه همت و تلاش مضاعف و وحدت همگانی نیروهای انقلاب میسر خواهد بود. امروز ملتهای جهان نیازمند الگویی جامع هستند که معنویت و عدالت همراه با پیشرفت همهجانبه در آن تجلی یابد و بیشک این الگو جز در ایران محقق نخواهد شد. حال که اهمیت ساختن کشوری قدرتمند، آزاد، مستقل و آباد که از جایجای آن عطر معنویت و بندگی خدای سبحان به مشام میرسد، اولویتی اساسی و ضرورتی انکارناپذیر است، توجه مجدد به چند نکته ضروریست:
۱. دوری از ارزشسازیهای بدلی و جعلی و فهم درست اسلام ناب که با قیام امام خمینی (رحمتالله علیه) بر آن تأکید شد و طی ۲۲ سال پس از رحلت جانسوز آن پیر سفر کرده به بیان خلف صالحش مقام معظم رهبری تبیین و بر آن پافشاری شده است، گامهای اول خود را برداشته و همچنین میبایست گامهای اساسی و جدی را در فرآیندسازی برای تحقق عملی ارزشهای واقعی اسلامی بردارد. لذا دوری از مکتبسازیهای انحرافی و تفرقهافکن در جهان اسلام واجب و حیاتی است؛ چراکه توفیق انقلاب اسلامی در عبور از رنگ، زبان، قومیت و ملیت و تأکید بر اساس اسلام و بندگی، شایسته ربالعالمین بوده و هست و تجربه این ۳۲ سال ثابت کرد که هر موقع به ارزشهای منبعث از اسلام توجه کردیم، مورد لطف خداوند بزرگ قرار گرفتیم و هر موقع آنها را فراموش کردیم و غفلت ورزیدیم، دچار عقبگرد شدیم. پس، از تجربهها درس بیاموزیم و در گرماگرم نبرد سرنوشتساز مسلمانان در برهه کنونی ساز ناموزون ننوازیم و دوستان انقلاب را ناامید و دشمنانمان را امیدوار نسازیم.
۲. توجه به وحدت کلمه و بهرهگیری از همه ظرفیتها و فرصتهای فراروی انقلاب اسلامی، نیازمند پرهیز از تنگنظری و دشمنانگاریهای سادهلوحانه دوستان و یا خصومتهای بیپایه برنامهریزی شده توسط دشمنان دوستنمای انقلاب اسلامی است. راهحل و اکسیر نجاتبخش این عرصه نیز رجوع به کتاب خدا و سنت پیامبر اعظم (صلیالله علیه و آله و سلم) و اهلبیت شریف آن حضرت مي باشد كه در زمانه ما در سلوک امام (رحمتالله علیه) و جانشین صالح او رهبر فرزانه انقلاب متجلي شده است . موضع ایشان تقويت جبهه انقلاب بر ضدانقلاب و یا استحكام جبهه حق برعلیه باطل بوده و در این مواجهه نیز با مبنای اشداء علی الکفار و رحماء بینهم و یا از منظر اذله علی المؤمنین و اعزه علی الکافرین است که در پرتو آن حق، محور شده و به میزان قرابت و نزدیکی به این محور، افراد عزیز و محترم میشوند؛ چنانکه حتی نسبت به کمترین داشته افراد هم برای تقویت جبهه حق کوتاهی صورت نمیگیرد تا جاییکه اندک سرمایه افراد و گروهها برای تقویت جبهه خودی نادیده گرفته نمیشود. به همین دلیل، جذب حداکثری و دفع حداقلی سیاستی ثابت و همیشگی است. لذا باید از مرزبندیهای کاذب پرهیز کرد و آغوش خود را برای بازگشت سرمایههای انسانی این مرز و بوم گشود و حتیالمقدور از تنشهای بیمورد بهویژه در بین مسئولان کشور و قوای سهگانه خودداری کرد. کشور ایران نیازمند جهشهای بلند و افتخارآمیز بیشتری است و این مهم جز در سایه کار و تلاش مؤمنانه همگان میسر نخواهد شد. باید به دوره برادری و اخوت بازگشت و این روحیه مورد تأکید اسلام را اصل قرار داد؛ همچنانکه در فتنه سال قبل و در حوادث امسال نوع هدایتهای حکیمانه مقام معظم رهبری در این جهت آشکار و واضح بود تا جاییکه برای سران فتنه هم فرصت بازگشت را فراهم کردند؛ ولی افسوس که آنها و همراهان لجوجشان به باطل پیوستند و دنیا و آخرت خود را به باد دادند.
۳. هر حرکت جمعی موفق نیازمند نقشه راه درست، راهبری فکور و با فراست و پیروانی با صلاحیت و صادق است. در نظام اسلامی جامعیت دین الهی با تکیه بر قرآن و سنت و توجه به ظرایف آن با بهرهگیری از موهبت پروردگار در اعطای عقل به انسانها، نقشهراهی دقیق را برای سعادتمندی و رستگاری ابناء بشر در دنیا وآخرت فراهم آورده است. رکن رکین هدایتگر جامعه نیز با حضور ولایت مطلقه فقیه، منشاء خیرات و برکات بیشماری بوده و پشتیبانی و تبعیت از آن نیز ضامن سلامت و عدم آسیب به جامعه اسلامی شده است. فهم درست خواست رهبری گام نخست در انجام وظیفه و تکلیف است و در ادامه تبعیت از ولی فقیه در مقام عمل امکان بزرگی را فراهم میکند تا در سایه ظرفیتسازی صورت گرفته، سرعت رسیدن به اهداف بلند جامعه اسلامی افزون شود. در مقابل نیز نفی جایگاه و مصداق او بهویژه بعد از رحلت امام توسط دشمنان انقلاب از یکسو و از سوی دیگر خودرأییها و حرکتهای برخلاف خواست امام بزرگوار و رهبر عزیزمان آب به آسیاب دشمن ریخته و سیر رشد انقلاب را کند میکند. از این رو باید کوششی بصیرانه برای فهم وظیفه به خرج داد و مجاهدانه در تبعیت از ولی فقیه قیام کرد و مردانه بر طریق حق پایداری ورزید؛ بهخصوص که دوره جهاد اکبر است و فصل فتنههای پنهان، که امید است به لطف الهی از این دوره نیز ملت ایران سربلند بیرون آید؛ آنچنان که از فتنه سال گذشته، مردم بابصیرت و انقلابیمان با هدایتهای مدبرانه رهبر معظم انقلاب گذشتند و درجهای بالاتر از مقام و منزلت قبلی خویش را کسب کردند. باید از معرفت و بصیرت، تبعیت از ولایت، فهم تکلیف و قیام برای انجام آن و استقامت و پایداری برخوردار شد و صدالبته افتخار این مهم جز در سایه لطف حضرت بقیهالله (عجلالله تعالی فرجهالشریف) میسر نیست و برای آن نیز راهی جز تهذیب و توسل و مجاهدت دایمی در انجام وظیفه وجود نخواهد داشت.