امروز  جمعه ۲۱ بهمن ۱۳۹۰
روایت پنج روز رایزنی سیاسی
گفت و گو با دکتر غلامعلی حداد عادل
چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۳۳
 
شوراي نگهبان پس از انتخابات رياست‎جمهوري دهم و با توجه با اعتراض برخي از نامزدها نسبت به روند برگزاري انتخابات به‎منظور صيانت از آراء مردم شريف ايران مجموعه اقداماتي انجام داد كه در طي سي سال برگزاري انتخابات در جمهوري اسلامي بي‎سابقه بوده است و در اين جهت يكي از كارهايي كه در انتخابات‎هاي گذشته سابقه نداشته تشكيل هيئت ويژه متشكل از ابوترابي، دري نجف‌آبادي، رحيميان، حدادعادل، ولايتي و افتخارجهرمي بوده است. تشكيل اين هيئت از سوي شوراي نگهبان در شرايطي صورت گرفت كه نامزدهاي معترض با تعلل و عدم همكاري در روند رسيدگي به اعتراضات آسيب وارد كردند ولي با اين اوصاف شوراي نگهبان علاوه بر تمديد مدت زمان رسيدگي، هيئت ويژه فوق الذكر را نيز تشكيل داد و اعضاي اين هيئت در اولين جلسه خود، از دو نامزد معترض، درخواست مي كنند تا جهت بررسي روند برگزاري انتخابات و بازشماري حداقل ده درصد از صندوق‌‌ها نماينده خود را به اين هيئت معرفي نمايند كه متأسفانه در وقت مقرر آقاي موسوي از اعزام نماينده خود براي اين امر خودداري ورزيد و به صدور بيانيه‌اي اكتفا نمود؛ آقاي كروبي نيزدر ابتداء خواستار تغيير در تركيب هيئت بود ولي در نهايت با صدور بيانيه‌اي بر ابطال انتخابات اصرار نمود. در نهايت شوراي نگهبان پس از بررسي هاي خود سلامت انتخابات را اعلام نمود؛ از اين جهت روايت حوادث رخ داده در سير رسيدگي‎ها مخصوصا اتفاقاتي كه در هنگام بررسي براي هيئت ويژه شوراي نگهبان به وقوع پيوسته، خود مسئله مهمي است كه به عنوان برگي از تاريخ انقلاب اسلامي ماندگار خواهد ماند براي همين به‎سراغ دكتر غلامعلي حداد عادل رفتيم تا ماجراي هيئت ويژه و پيگيري هاي آن را برايمان نقل كند، این مصاحبه خواندنی روایت عضو هيئت ويژه شوراي نگهبان است که برای اولین‎بار به‎عنوان یکی از اعضای هیئت با هفته نامه پنجره صورت گرفته است.


يكي از مهمترين مباحثي كه در ايام انتخابات رياست‌جمهوري دهم مطرح شد، پيشنهادهايي بود كه براساس آن هيئت‌هاي داوري يا حكميت بايد تشكيل مي‌شد و ازجمله اين پيشنهادها در هفته اول انتخابات طرح شد كه درنهايت نامزدهاي معترض نمايندگان خود را به كميسيوني ويژه معرفي كردند. لطفا درخصوص تشكيل اين هيئت شش نفره كه زير نظر شوراي نگهبان تشكيل شد، قدري توضيح دهيد؟
بنده قبل از اين‌كه در مورد جزييات توضيحات خود را بيان كنم، مقدمه‌اي كلي در مورد حوادث انتخابات عرض مي‌كنم كه به سئوال شما نيز مربوط مي‌شود. در ٣٠ سال گذشته، يعني ٣٠ سال قبل از خرداد ٨٨، جمهوري اسلامي شاهد برگزاري ٣٠ انتخابات بوده است و در اين مدت دو چيز همواره مورد تأييد و باعث افتخار نيروهاي انقلابي شده است. يكي حضور گسترده مردم در انتخابات و ديگري سلامت انتخابات بوده كه به‌طور كلي اين‌كه مي‌گوييم در بعضي از موارد تقلب‌هايي صورت گرفته و بعضا باعث اعتراضاتي نيز شده كه به ابطال بعضي از آراي حوزه‌هاي انتخابيه منجر شده، از اين دست موارد است. اما اين‌گونه موارد آن‌قدر محدود بوده كه تصوير كلي سلامت انتخابات را مخدوش نكرده و اين موضوع خود نقطه قوتي براي نظام اسلامي در سال‌هاي گذشته بوده است.
با اين حال، دشمنان تا جايي‌كه توان داشته‌اند همواره تلاش كرده‌اند كه با تبليغات خود مردم كمتري را در پاي صندوق‌هاي رأي ببينند و در انتخابات دور دهم رياست‌جمهوري نيز همين برنامه از سوي دشمنان تكرار شد و بعضي از گروهك‌ها و افراد صحبت از تحريم انتخابات كردند، ولي هيچ‌كدام از دشمنان خارجي نظام، مردم را به حضور در انتخابات تشويق نمي‌كردند. با اين وجود مردم حضور چشم‌گيري داشتند و بيش از هميشه در تبليغات انتخابات آزادي محسوس بود و مشاركت مردم نيز در سطح بالايي قرار داشت.
زمزمه ايجاد تقلب در انتخابات از چه زماني در جامعه طرح شد؟
قبل از انتخابات زمزمه‌هايي هم در مورد تقلب در آرا صورت گرفته و كميته‌اي تحت عنوان صيانت از آرا نيز تشكيل شده بود كه خود آن هم به‌نوعي موضوع تقلب را تداعي مي‌كرد. در عين حال، دو نفر از كانديداها كه در انتخابات قبلي داراي سابقه بودند، يعني آقاي كروبي كه خود قبلا نامزد انتخابات رياست‌جمهوري و زماني رييس مجلس بود و آقاي موسوي كه به‌عنوان نخست‌وزير چندين دوره مجري برگزاري انتخابات بود. آقاي خاتمي نيز دو بار در انتخابات رياست‌جمهوري شركت كرده بود و به‌صراحت گفته بود كه در ايران به‌هيچ‌وجه در انتخابات تقلب صورت نگرفته است.
شما چه زماني متوجه شديد كه آقاي موسوي خود را پيروز انتخابات معرفي كرده است؟
دقيقا خاطرم نيست، ولي احتمالا همان شب از اين موضوع اطلاع يافتم. اما آن‌چه تعجب‌برانگيز بود، مدعي شدن وقوع تقلب در انتخابات از سوي آقاي موسوي بود كه از رهبري خواستار ابطال انتخابات شدند و با طرح اين موضوع و صدور بيانيه‌ها مردم را براي حضور در آشوب‌هاي خياباني تحريك كردند.
قبل از روز انتخابات آيا افراد ديگري هم در مورد اين موضوع كه اگر نتيجه انتخابات به نفع آقاي موسوي نشود، نشان از تقلب در انتخابات دارد، سخني گفته بودند؟
بله، قبل از روز انتخابات افراد ديگري هم اين موضوع را طرح كرده بودند كه اگر نتيجه انتخابات به نفع آقاي موسوي نباشد، بدانيد كه در انتخابات تقلب صورت گرفته و به مردم در اين جهت توصيه كرده بودند كه بايد در خيابان‌ها حضور پيدا كنند و اين بود كه از روز شنبه ٢٣ خرداد حوادثي در كشور شروع به رخ دادن كرد. اين در حالي بود كه نامزد معترض تا روز قبل از انتخابات از آزادي، مردم‌سالاري ديني، حضور پرشور مردم در انتخابات، قانون‌گرايي و رضايت از برقراري آرام انتخابات سخن مي‌گفت و از روز شنبه يعني ٢٣ خرداد بحث تقلب در انتخابات و دعوت مردم به راهپيمايي‌هاي بدون مجوز، تخريب و آتش‌افروزي و شعارهاي تند و ايجاد جو ناامني در كشور را تشويق كردند.
شما درخصوص طرح ادعاي تقلب در انتخابات چه تحليلي داشتيد؟
براي امثال بنده ادعاي تقلب در انتخابات، ادعاي مهمي بود و موضوعي نبود كه بتوانيم به آساني از كنار آن عبور كنيم. زيرا به‌عنوان يك شهروند علاقه‌مند به نظام، تقلب در انتخابات را به آساني نمي‌توانستيم بپذيريم و از كنار آن بگذريم. براي اين‌كه جمهوري اسلامي به اين صفت كه در انتخابات تقلب كرده است مشهور مي‌شد و درواقع با اين كار بنيان‌هاي معنوي، ارزشي و اخلاقي نظام كه راستي و درستي و اعتقاد به خداوند و اسلام بود، مخدوش مي‌شد و از سوي ديگر از نظر سياسي نيز بهانه‌اي به دست دشمنان انقلاب مي‌افتاد كه بر سر فقدان دموكراسي در ايران جار و جنجال كنند. بنابراين از نظر بنده بايد اين ادعا جدي گرفته مي‌شد و بنده تصورم اين بود كه موضوع فوق از دو حال خارج نبود؛ يا اين‌كه در انتخابات تقلب صورت گرفته بود و يا اين‌كه تقلب وجود خارجي نداشت كه بايد اين موضوع ثابت و سلامت نظام اثبات مي‌شد و اگر تقلبي نيز صورت گرفته بود، بايد نظام خود را اصلاح مي‌كرد و نشان مي‌داد كه قدرت پالايش دروني دارد.
در اين شرايط مقام معظم رهبري چه توصيه‌اي داشتند؟
رهبري از روز اولي كه ادعاي تقلب در جامعه مطرح شد، توصيه كردند كه معترضان از راه قانوني ادعاي خود را دنبال كنند، اما نامزدهاي معترض همواره خواسته‌هايي را طرح مي‌كردند كه اساسا قابل اجرا نبود و ازجمله موارد آن اين بود كه اصرار داشتند رهبري با يك حكم ولايي و بدون دخل و تصرف شوراي نگهبان انتخابات را باطل كند و با وجود اين شرايط، رهبري زير بار اين فشار نرفتند و ملت هم نظرشان اين بود كه رهبري تصميم درستي گرفتند، زيرا اگر در آن شرايط تسليم معترضان مي‌شدند، براي هميشه شوراي نگهبان بي‌اعتبار مي‌شد و ديگر در هر انتخاباتي اگر اتفاق اين‌چنيني مي‌افتاد، به‌عنوان ملاك و رويه تبديل مي‌شد و علاوه بر اين اگر رهبري مي‌آمد و در اثر فشار يكي از نامزدها انتخابات را باطل مي‌كرد، طرفداران نامزد ديگر اعتراض مي‌كردند و آن‌وقت بايد منتظر مي‌مانديم كه طرفداران نامزد پيروز به خيابان‌ها بريزند و اين‌بار ديگر معلوم نبود كه رهبري بايد چه‌كار كنند. اين بود كه رهبري بر طي شدن مسير قانوني براي رسيدگي به اعتراضات از طريق شوراي نگهبان اصرار كردند، ولي نامزدهاي معترض زير بار نمي‌رفتند و دلايلي مي‌آوردند كه اساسا منطقي نبود.
دلايل نامزدهاي معترض چه بود؟
مثلا عنوان مي‌كردند كه شوراي نگهبان بي‌طرف نيست و استنادشان اين بود كه آقاي الهام در اجتماع مردم در مصلاي تهران شركت كرده و از احمدي‌نژاد حمايت كرده است. البته آقاي الهام اگر به آن مراسم هم نمي‌رفت، معلوم بود كه طرفدار احمدي‌نژاد است و نقشش هم در دولت نهم قابل انكار نيست. يا مثلا آيت‌الله يزدي اعلام كرده بود كه اكثر جامعه مدرسين به دكتر احمدي‌نژاد رأي داده‌اند كه درواقع در عمل نيز همين اتفاق، يعني رأي دادن اكثر جامعه مدرسين به آقاي احمدي‌نژاد اتفاق افتاده بود و فقط آقاي يزدي اين موضوع را بيان كرده بودند و در مورد ديگر نيز تمايل عموم اعضاي شوراي نگهبان به آقاي احمدي‌نژاد چيز پنهاني نبود و اگر شوراي نگهبان به اين دليل صلاحيت نمي‌داشت، چرا آقاي موسوي در روز جمعه اعلام پيروزي كردند و اين سئوال مطرح است كه آيا اگر پيروز انتخابات بودند، شوراي نگهبان ايرادي نداشت و چرا از روز اول كه براي ثبت‌نام در انتخابات حضور يافتند به مردم نگفتند كه چون شوراي نگهبان با جريان اصلاحات همسو نيستند، پس قابل اعتماد نيستند.
در دوره‌اي كه آقاي خاتمي رييس‌جمهور شدند، مگر شوراي نگهبان بر انتخابات نظارت نداشت؟
بايد از اين دوستان پرسيد كه چطور در آن دوره شوراي نگهبان مورد اعتماد بود در حالي كه همه مي‌دانستند اعضاي شوراي نگهبان عموما با آقاي خاتمي موافق نبودند. ولي هيچ‌كس در اعتبار شوراي نگهبان ترديدي وارد نكرد، ولي اين‌بار اين بهانه‌ها را مطرح كردند و آقايان با تصور اين‌كه جمعيتي كه به خيابان‌ها ريخته‌اند مي‌توانند اهرم فشاري روي نظام و رهبري باشند، به اين نوع استدلال‌ها متوصل شدند تا اين‌كه به خواسته خود كه ابطال انتخابات بود، برسند.
با فرض اين‌كه انتخابات ابطال مي‌شد، فكر مي‌كنيد چه وضعيتي پيش مي‌آمد؟
اگر انتخابات هم ابطال مي‌شد و طرفداران آقاي احمدي‌نژاد سكوت مي‌كردند و بار ديگر انتخابات مي‌خواست برگزار شود، اين سئوال مطرح مي‌شد كه با چه كيفيت و ساز و كاري برگزار شود و چه مجرياني آن را برگزار كنند و اگر قرار بود همين وزارت كشور و همين شوراي نگهبان برگزاركننده انتخابات باشند، ديگر با انتخابات مرحله اول فرقي نمي‌كرد. از اين جهت معلوم بود كه آقايان خيالات ديگري دارند و همه اين كارهاي پيچيده نشان از اين داشت كه آقايان برنامه‌اي داشتند مبني بر اين‌كه طرفداران آقاي موسوي و ستاد ايشان را تا سرحد انفجار تحريك كرده و به هيجان آورند و اين جمعيت به هيجان آمده را سپس به خيابان‌ها بكشند و از اين كار فكر مي‌كردند مي‌توانند به خواسته خود كه ابطال انتخابات است، برسند.
نقش رسانه‌هاي خارجي در تحريك و دامن زدن به اين مسئله چگونه بود؟
رسانه‌هاي خارجي، مخصوصا شبكه BBC و VOA در جهت دامن زدن به قضيه تقلب هنگامه كرده بودند و حتي بنده شنيدم كه شبكه BBC صفحه اول روزنامه كيهان را به مردم نشان داده كه احمدي‌نژاد با ٦٣ درصد آرا پيروز شده است و آن‌ها مدعي شده بودند كه روزنامه كيهان اول اين تيتر را زده و بعد صفحه خود را عوض كرده است كه بنده از آقاي شريعتمداري، مديرمسئول اين روزنامه پرسيدم كه شما آيا چنين تيتري را زده و بعد جمع كرده‌ايد كه ايشان تكذيب كردند. از اين‌رو چنين قضيه‌اي روشن مي‌كند كه آن‌ها براي تحريك مردم چنين كاري را انجام دادند.
ظاهرا در روز ٢٠ خرداد نيز آقاي موسوي مصاحبه‌اي داشته‌اند، در اين خصوص نيز توضيح دهيد؟
بله، آقاي موسوي روز ٢٠ خرداد مصاحبه‌اي با مجله تايم داشتند كه بنده متن انگليسي اين مصاحبه را ديدم و در آن‌جا خبرنگار سئوالي از آقاي موسوي مي‌پرسد و اولا اين‌كه آقاي موسوي را AS PRESIDENT معرفي مي‌كند، يعني رييس‌جمهور بعد از اين و كسي كه بالقوه رييس‌جمهور است. خبرنگار از وي مي‌پرسد كه وقتي اختيارات درخصوص امنيت داخلي و سياست خارجي در اختيار رهبري است، شما فكر مي‌كنيد اگر رييس‌جمهور شويد، چه كاري مي‌توانيد انجام دهيد كه آقاي موسوي به‌جاي اين‌كه بگويد اين اختياراتي است كه طبق قانون اساسي به رهبري داده شده است، اظهار مي‌كند كه تظاهرات گسترده خياباني مي‌تواند رهبري را وادار كند كه به افكار عمومي احترام بگذارد. شما تصور كنيد كه يك نامزد انتخابات كه در چهارچوب قانون اساسي مي‌خواهد اقدام بكند، در مقابل يك خبرنگاري كه به اردوگاه دشمنان انقلاب تعلق دارد و سئوالي مي‌كند كه جواب آن در قانون اساسي آمده، با افتخار و صراحت طرح مي‌كند كه من مي‌خواهم مردم را به خيابان‌ها بكشانم تا رهبري را تسليم كنم.
پس شما معتقد هستيد كه سناريوي كشيدن مردم به خيابان‌ها از پيش و قبل از برگزاري انتخابات طراحي شده بود؟
بله، اگر كسي غير از اين مطرح كند بايد بيايد براي ما توضيح دهد كه چرا اين مصاحبه قبل از انتخابات از سوي آقاي موسوي انجام شده است.
شما اشاره كرديد كه اگر تقلب در انتخابات صورت گرفته يا نگرفته باشد، به هر حال بايد به اين مسئله رسيدگي مي‌شد و از سوي ديگر از آقاي موسوي نيز توقع نبود كه چنين واكنشي نشان دهد، ولي از آقاي كروبي گمان مي‌رفت. در اين خصوص نظرتان چيست؟
بله، البته اتفاقات رخ داده امري خلاف توقع بود و هيچ شكي در آن نيست كه رهبري در ملاقات عصر روز يكشنبه خود با آقاي موسوي، يك‌بار ديگر نظر مثبت‌شان را راجع به شخصيت مثبت آقاي ميرحسين اعلام كردند و خودشان هم تأكيد كردند كه پيگير مي‌شوند و از آقاي موسوي خواستند كه شيريني حضور گسترده مردم كه يك پشتوانه براي نظام است را تلخ نكنند، اما فايده نكرد.
در آن مقطع جناب‌عالي با خواص زيادي روبه‌رو بوديد كه با اين شبهه مواجه شده بودند، ازجمله برخي از اعضاي مجمع تشخيص مصلحت نظام. لطفا در اين خصوص نيز توضيحاتي بدهيد؟
جلسه مجمع تشخيص صبح روز ٢٣ خرداد تشكيل شد و چه خوب بود زماني مذاكرات آن جلسه و جلسه بعدش منتشر مي‌شد. در جلسه ٢٣ خرداد مجمع تشخيص مصلحت نظام، البته آن‌طور نبود اعضاي مجمع بهت‌زده يا قائل به وقوع تقلب در انتخابات باشند.
آقاي هاشمي‌رفسنجاني درخصوص مسئله تقلب نظري نداشتند؟
آقاي هاشمي در جلسه مجمع تشخيص صراحتا نمي‌گفتند در انتخابات تقلب شده، مثلا تمام شدن تعرفه و يا دير رسيدن تعرفه‌ها و از اين دست اشكالات در جلسه مجمع طرح شد و البته در آن جلسه و جلسه بعدي هم آقاي محسني‌اژه‌اي، وزير اطلاعات تمام اين شبهات را نقد كرد ولي هيچ‌يك از اعضا به صراحت مطرح نمي‌كردند كه در انتخابات تقلب شده؛ ولي به انتخابات ايراد مي‌گرفتند.
به چه علت كسي در جلسه مجمع تشخيص به شبهه تقلب اشاره نكرد؟
به خاطر اين مسئله كه براي ادعاي خود بايد دليلي ارائه مي‌كردند و در اين خصوص دليلي وجود نداشت و فقط از قول آقاي ري‌شهري مطلبي نقل شد كه در حضور خودشان مطلب هم بازگو شد و وزير اطلاعات روند قول منصوب به ايشان را بررسي كرد و آقاي ري‌شهري هم گفت، مطلب را آن‌طور كه بنده گفتم، به اين شكل نبوده است.
مطلب منسوب به آقاي ري‌شهري چه بود؟
تا جايي كه يادم هست، مطلب منسوب به ايشان اين بود كه نقل شده بود آقاي ري‌شهري هفته قبل از انتخابات به قم سفر كرده بودند براي سركشي به شعبه دانشكده‌شان در آن شهر و در آن‌جا يكي از كارمندان دانشگاه مطرح مي‌كند كه به روستاي پدرم رفته بودم و مشاهده كردم كه انگشت او به رنگ آبي درآمده و آن را به استامپ زده، به پدرم گفتم چه شده؟ و او گفت كه ما را بردند تا به آقاي احمدي‌نژاد رأي بدهيم و از اين جهت معلوم بود كه رأي‌سازي صورت گرفته است و آقاي ري‌شهري مطرح كردند كه آن‌چه آن كارمند بنده مطرح كرد، اين بود كه پدرم گفته ما را بردند يك جايي و درواقع انگشت زديم يا امضا كرديم كه در انتخابات هفته بعد شركت كنيم، اما آن روز ما رأي به احمدي‌نژاد نداديم و گفته بودند كه ما را بردند كه تعهد بدهيم كه در انتخابات شركت كنيم. آقاي ري‌شهري گفتند كه اين مطلب را پيگيري كرديم و صحت نداشت و بعضي از آقايان سئوال پرسيدند و ازجمله بنده كه گفتم اين حرف اصلا معنا ندارد كه يك آدمي را ببرند و اثر انگشت بگيرند كه در انتخابات شركت كند و اين اصلا سابقه ندارد.
با اين بحث مي‌توان گفت كه اعضاي مجمع تشخيص مصلحت نظام قانع شدند؟
هيچ‌كس دليلي نداشت درباره اين‌كه در انتخابات تقلب صورت گرفته است. مثلا يكي از شبهات در جلسه اول مجمع اين بود كه گفتند در دو هفته قبل از انتخابات، ستاد كل نيروهاي مسلح بخشنامه كرده كه شناسنامه سربازها را جمع كنند و اين نشانه آن است كه براي آقاي احمدي‌نژاد مي‌خواستند رأي بدهند كه سرلشكر فيروزآبادي، رئيس ستاد كل نيروهاي مسلح كه عضو مجمع هستند، اين موضوع را مطرح كردند. البته مطلب فوق كذب محض بود و آن‌چه اتفاق افتاده يك قاعده‌اي بوده كه هميشه هنگام انتخابات در نيروهاي مسلح عمل مي‌شود و آن اين است كه سربازها چون در منزل نيستند، شناسنامه آن‌ها به همراهشان نيست و از دو سه هفته قبل ستاد كل نيروهاي مسلح در بخشنامه‌اي توصيه مي‌كند كه به سربازها مرخصي داده شود تا شناسنامه‌هاي خود را به همراه بياورند.
در جلسه مجمع تشخيص گوينده هر دو شبهه يك نفر بود؟
خير، نكته مهم در جلسه اول يعني ٢٢ خرداد اين بود كه وزير اطلاعات گفتند از چند ماه پيش در رسانه‌هاي خارجي تقلب در انتخابات شنيده شده بود و جمع‌بندي ما اين بود كه امسال در اين دوره از انتخابات ممكن است موضوع تقلب مطرح شود. بنابراين رهبري به ما دستور اكيد دادند كه مبادا تقلبي صورت گيرد، از اين جهت ما تمام نيروي خود را صرف كرديم كه از تقلب احتمالي در انتخابات جلوگيري كنيم و آقاي اژه‌اي گفتند كه به‌عنوان وزير اطلاعات به شما اطمينان مي‌دهم كه تقلبي در انتخابات صورت نگرفته. يعني اساسا تقلب سازماندهي‌شده‌اي به وقوع نپيوسته است. حتي آقاي اژه‌اي اعلام كردند كه در پاي ٤٥ هزار صندوق رأي از وزارت اطلاعات افرادي به‌صورت مستقيم حضور داشته يا اين‌كه از طرف وزارت اطلاعات به آن‌ها مأموريت داده شده بود به‌غير از نظارت شوراي نگهبان بر روند رأي‌گيري نظارت كنند.
با وجود اين مسائل، ديديم كه اوضاع روند ديگري را طي كرد؛ علتش چه بود؟
ادعاي تقلب از روز شنبه مطرح شد و تظاهرات خياباني به تعبير رهبري اردوكشي خياباني ادامه پيدا كرد كه اوجش در روز دوشنبه ٢٥ خرداد بود و نامزدها مانند آقاي كروبي هم صحبت‌هايي مي‌كردند كه در اين‌جا مجال بيانش نيست، چون اهميتي ندارد. به هر حال، آن جمعيت روز دوشنبه دعوت شدند به ميدان ولي‌عصر و ديگر در اين‌جا جمعيت ترجيح دادند در خيابان حاضر باشند و عصر دوشنبه نيز ماجراها به خون كشيده شد و حمله‌اي به پايگاه بسيج صورت گرفت كه از نگهبانان و بسيجيان مستقر در پايگاه و عده‌اي از كساني كه به پايگاه حمله كرده بودند، كشته شدند و ماجرا سمت و سوي ديگري گرفت.
نماز جمعه مقام معظم رهبري در جمعه همان هفته چه پيامي را در پي داشت؟
رهبري در روز جمعه در نماز شركت كردند و جمعيت انبوهي با آرامش نماز را برقرار كردند كه اين موضوع به دشمنان خارجي اين پيام را انتقال داد كه تصور نكنند مردم حضور ندارند، بلكه مردم بيش از هميشه پشت‌سر رهبري هستند و به دشمنان داخلي نيز اين پيغام را داشت كه مردم حضور دارند و انتظار عقلاي قوم نيز اين بود كه پس از گفتار منطقي مقام معظم رهبري در روز جمعه، رهبران و كانديداي معترض به سخنان ايشان احترام بگذارند و از اردوكشي خياباني دست بردارند و نتيجه اين تلاش‌ها اطلاعيه مجمع روحانيون مبارز شد.
چرا آقاي هاشمي پس از نماز جمعه موضع‌گيري نكرد؟
آقاي هاشمي به هر حال در آن روزها وضع خاصي داشت و معلوم است، اما مجمع روحانيون مبارز به شكلي خود را كنار كشيد؛ البته ديگران اين كار را نكردند. آقايان تصور مي‌كردند جمعيتي كه به خيابان‌ها ريخته اضافه مي‌شود و هرچه آن‌ها بگويند انجام مي‌شود، ولي به هر حال از روز شنبه واكنش نظام در مقابل اين لجاجت‌ها عوض شد و ديديم كه ظرف دو سه روز مردم حساب خودشان را از يك عده كه شعار ساختارشكن مي‌دادند، جدا كردند و ممكن است هنوز هم يك‌سري قانع نشده باشند، اما به آن شكلي كه اوضاع كشور ناامن شده بود، ديگر اثري وجود ندارد. اعتقاد بنده از روز شنبه ٣٠ خرداد اين بود كه آمدن به خيابان‌ها به معناي ايستادن در مقابل نظام است. عموم مردم كه به خيابان‌ها آمدند، نه انگيزه داشتند و نه دليلي براي ايستادن در مقابل نظام و آن شوق و شعفي كه كشورهاي اروپايي نشان مي‌دادند، آن‌ها نداشتند.
آن‌هايي كه روز ٢٥ خرداد آمده بودند، دردشان يك چيزي بود كه پس از آن فرو ريخت و البته در مهلت ١٠ روزه شوراي نگهبان كه رو به پايان بود، قاعدتا بايد نتيجه اعلام مي‌شد و عده‌اي امثال بنده احساس مي‌كرديم كه براي مردم معترض موضوع تبيين نشده است و ما مصلحت نمي‌ديديم كه در شوراي نگهبان در پايان ١٠ روز پرونده انتخابات بسته شود. اين بود كه از شوراي نگهبان خواستيم تلاش كنند موافقت رهبري را براي تمديد رسيدگي به اعتراضات جلب كنند و شوراي نگهبان بعد از بررسي جلسه نامه‌اي نوشتند و رهبري هم مصلحت را در تمديد رسيدگي به اعتراضات در شوراي نگهبان ديدند. به هر حال همان فرضي كه تقلب شده يا نشده رسيدگي‌اش سبب منفعت نظام بود.
ايده تشكيل هيئت ويژه در همين نامه آمده بود؟
در آن نامه فقط تقاضاي تمديد مهلت رسيدگي مطرح شده بود.
آن ايده چگونه شكل گرفت؟
آن كساني كه از شوراي نگهبان مي‌خواستند براي تمديد مهلت رسيدگي اقدام كنند، پيشنهادشان اين بود كه اگر چنين تمديدي صورت گرفت، شوراي نگهبان از چند نفر دعوت كند كه مورد اعتماد مردم باشند كه تا به فرآيند رسيدگي شوراي نگهبان كمك كنند و به‌عنوان رابط بين شورا و نامزدهاي معترض، درنهايت گزارش خود را به مردم ارائه كنند.
غير از شما چه كساني پيگير اين موضوع بوده‌اند؟
آن دو نفري كه در اول امر دنبال ماجرا بودند، بنده و آقاي ابوترابي بوديم.
براي انتخاب تركيب هيئت شش نفره چه فرآيندي طي شد؟
همه در مورد اين موضوع اتفاق نظر داشتند كه افراد هيئت از كساني باشند كه همه مردم به آن‌ها اعتماد داشته باشند. حالا شوراي نگهبان تشخيص داد كه اگر بنده باشم اين معنا حاصل مي‌شود و آقاي ابوترابي را هم به‌عنوان فردي كه از سياست‌بازي دور است در جامعه شناخته مي‌شود و آقاي ولايتي هم به همين شكل و آقاي دري‌نجف‌آبادي نيز به‌عنوان يك روحاني باصداقت و آقاي رحيميان هم به‌عنوان يك روحاني نزديك به بيت امام و كسي كه منصوب به جناح راست نبود و رفاقتي نيز با مجمع روحانيون داشت و علي‌القاعده مورد احترام جريان چپ نيز بود و آقاي گودرز افتخارجهرمي به‌عنوان حقوقدان معروف و استاد دانشگاه كه سال‌ها حقوقدان شوراي نگهبان بوده و آقاي خاتمي هم وي را به‌عنوان يكي از اعضاي سه نفره نظارت بر قانون اساسي انتخاب كرده بودند، اعضاي هيئت را تشكيل دادند.
تصميم‌گير نهايي براي انتخاب اعضاي هيئت، شوراي نگهبان بود؟
بله، شورا يك طيفي را انتخاب كرد. مثلا آقاي ولايتي و دري از دوستان آقاي هاشمي محسوب مي‌شوند، بنده و آقاي ابوترابي وضع متفاوتي داشتيم، آقاي افتخارجهرمي به‌عنوان مخالف اصلاحات هيچ‌وقت شناخته نشده بود و آقاي رحيميان هم به‌عنوان روحاني مورد اعتماد بيت امام و روحانيون چپ شناخته مي‌شد. بنابراين تركيب هيئت، تركيب نسبتا خوبي بود.
اين تركيب قبل يا بعد از نامه به رهبري شكل گرفت؟
بعد از تمديد مهلت رسيدگي بود، زيرا اول صبر كرديم تا مطمئن شويم كه تمديدي براي رسيدگي صورت مي‌گيرد و سپس وارد مراحل بعدي شويم.
آيا در اين مرحله مذاكره‌اي با نامزدها صورت گرفته بود؟
به محض اين‌كه عصر روز نهم كه فرداي آن روز مهلت قانوني شوراي نگهبان تمام مي‌شد، خبر موافقت رهبري با درخواست شوراي نگهبان را داشتيم و در جلسه‌اي كه بنده با آقاي ابوترابي داشتم، قرار بر اين شد كه آقاي ابوترابي به سراغ آقاي كروبي و موسوي بروند و از اين آقايان خواهش كنند كه دو نماينده معرفي كنند كه در كنار هيئت شش نفره حضور داشته باشند.
آقايان خباز و تابش در اين‌جا پيشنهاد شدند؟
بله، ما با شناختي كه از آقاي خباز و تابش در مجلس داشتيم، فكر كرديم آقاي تابش مي‌تواند مورد اعتماد آقاي موسوي باشد و آقاي خباز هم مورد اعتماد آقاي كروبي. بعد از تماس ما، آقايان خوشحال شدند و مخالفتي نكردند؛ اما تحقق اين مسئله به توافق نامزدها بستگي داشت.
آيا آقاي ابوترابي به سراغ نامزدهاي معترض رفتند؟
بله، آقاي ابوترابي به سراغ آقاي كروبي رفتند و به ايشان اظهار داشتند كه نماينده‌اي براي هيئت معرفي كند و آقاي كروبي نيز از اين موضوع استقبال كرده بودند و فقط گفته بودند روي فرد پيشنهادي شما بعدا تصميم مي‌گيريم، ولي روي اصل معرفي نماينده توافق داشتند. ظاهرا آقاي ابوترابي آن شب نتوانسته بودند آقاي موسوي را پيدا كنند، البته آقاي ابوترابي با آقاي فاتح صحبت كردند و از ايشان خواهش كردند كه صحبت كنند تا اين كار شكل بگيرد و بنده نيز به آقاي فاتح گفتم كه ما پيش‌داوري نداريم و نمي‌خواهيم ثابت كنيم كه تقلب نشده و واقعا مي‌خواهيم بدانيم كه تقلبي صورت گرفته يا خير و در حقيقت نيت بنده اين بود كه اگر برايم معلوم شد كه تقلب گسترده شده، به‌عنوان مشاور عالي رهبري بروم و گزارشي را خدمت ايشان ارائه كنم و اگر هم تقلبي صورت نگرفته، بروم و به مردم موضوع را گزارش كنم.
يعني شما در صحت انتخابات ترديد داشتيد؟
خير، ولي در آن لحظه فرض را بر اين گذاشتم كه ممكن است تقلب شده باشد و در اين جهت مصمم نيز بودم كه اين ادعا را آزمايش كنم. البته من دلايلي داشتم كه تقلب نشده و اين دلايل را در مصاحبه روز چهارشنبه‌شب بيان كردم و گفتم كه يك بررسي بي‌طرفانه و منصفانه‌اي انجام شده و از فرداي آن روز آقاي ابوترابي مرتب سعي كرد موافقت آقاي موسوي را با پيوستن به اين حركت جلب كند.
آقاي ابوترابي با آقاي موسوي ديداري هم داشت؟
آقاي ابوترابي دو بار با وي ديدار داشت، اما آقاي موسوي استقبال نكرده بود.
مگر ايشان دنبال شورايي غير از شوراي نگهبان نبود؟
در اين طرحي كه مي‌خواست اجرا شود، اعتبار شوراي نگهبان حفظ شده بود و ايشان دنبال آن نبود.
يعني آقايان به‌دنبال كار جديدي غير از مجاري قانوني بودند؟
بله، يك جرياني در اين مسئله دنبال مي‌شد و آن اين بود كه آقايان دنبال كار جديدي غير از مجاري قانوني بودند. مثلا طرح مي‌كردند كه مراجع تقليد يك هيئتي را تعيين كنند و آن هيئت به شبهات رسيدگي كند و نظرش را به رهبري بدهد يا رهبري خودشان اعلام كنند اين انتخابات را بپذيرند و رهبري مسئوليت صحت انتخابات را برعهده بگيرند و استنادشان نيز به سيره امام بود، اما گروه شش نفره در كنار شوراي نگهبان بودند و براي همين، آقاي موسوي به آقاي ابوترابي گفته بود من دو مشاور دارم، يكي محتشمي‌پور و ديگري موسوي‌لاري كه هر دو وزير كشور بودند و انتخابات برگزار كردند؛ بنده بايد نظر آن‌ها را هم بپرسم و در اين چند روز كه ما دو نفر جلسه مي‌گذاشتيم كه چگونه كار را پيگيري كنيم، بعضي از افراد ديگر نيز تلاش كردند تا اين ادعا و تهمت تقلب به نظام را به شكل عاقلانه‌اي بررسي كنند، خصوصا آقاي آقامحمدي.
غير از شما و آقاي ابوترابي، آن چهار عضو ديگر چه تحرك خاصي انجام دادند؟ آيا رايزني هم با موسوي و كروبي انجام داده بودند؟
بنا بر اين بود كه از سوي هيئت يك نفر مذاكره كند و سخنگو باشد و هر كس جدا از ديگري حرفي نزند.
قبل از اين‌كه آقاي آقامحمدي وارد مذاكرات شود، اشاره كرديد كه آقاي ابوترابي دو بار با آقاي موسوي ديدار داشته و به نتيجه نرسيده است، در اين رابطه بيشتر توضيح دهيد.
تقريبا همه‌جور حرفي زده شده بود، نه نفي مطلق بود و نه تصميم مثبت؛ بلكه حرف‌هاي مختلف رد و بدل شده بود و ما گمان مي‌كرديم با پيگيري مسئله به نتيجه برسد.
در اين مرحله از آقاي كروبي اطلاع نداشتيد كه آيا نماينده مي‌فرستد يا خير؟
آقاي كروبي آرام آرام از قاطعيت خود دست برداشت و حرف‌هاي شبيه موسوي را مي‌زد و ديگر آن روحيه شب اول را نشان نمي‌داد. آقاي آقامحمدي با توجه به سابقه دوستي كه با ايشان داشت، تماس گرفته بود و دو روز مانده به پايان مهلت پنج روزه تمديد شده، خودش را به جلسه شش نفره شوراي نگهبان رساند و فهرستي از درخواست‌هاي آقاي موسوي آورد و گفت: ايشان گفته كه اعتراضات ما اين است و بايد رسيدگي شود.
چه فرآيندي در جهت تهيه اين فهرست اتفاق افتاده بود؟
ايشان رفته بودند پيش آقاي موسوي و او را به مشاورانشان ارجاع داده بود. مذاكرات بين آقاي آقامحمدي و آن افراد چند مورد صورت گرفته بود كه اعضاي هيئت گزارش وي را شنيدند و با آيت‌الله جنتي در ميان گذاشتند و ايشان نيز استقبال كردند.
ظاهرا پشينهادها سخت و نفس‌گير بود؟
بله، ولي آيت‌الله جنتي گفتند كه ما از هر پيشنهادي كه در عرصه عمل امكان داشته باشد، استقبال مي‌كنيم. يكي از ادعاهاي مهم در آن روزها اين بود كه در بعضي از حوزه‌ها تعداد آراي به صندوق ريخته شده، خيلي بيشتر است و اين حرفي بود كه محسن رضايي در مصاحبه تلويزيوني خود اعلام كرد و مردم مي‌گفتند چطور ١٤٠ درصد جمعيت رأي داده‌اند؟ ما در اين جلسه شش نفره بحث كرديم چطور مي‌شود اين ادعا را بررسي كرد و به اين نتيجه رسيديم كه اگر چنين اتفاقي افتاده باشد، بايد يك تعداد آراي به صندوق ريخته شده، جعلي باشد و برابر آن مشخصات ته‌برگ وجود خارجي نداشته باشد. براي همين ما با آقاي آيت‌اللهي، رئيس سازمان ثبت احوال كشور تماس گرفتيم و موضوع را تعقيب كرديم و ايشان گفت امكان بررسي چنين موضوعي وجود دارد.
اين همان پيشنهاد آقاي موسوي بود؟
بله، يا مثلا گفته بودند اگر در جايي تعداد قابل توجهي رأي با يك قلم و خط نوشته شده باشد، حكايت از تقلب دارد و در اين مورد نيز شوراي نگهبان گفت ما حاضريم به همه اين‌ها رسيدگي كنيم، اما يك شرط دارد و آن اين‌كه هر جا قرار شد به اين ادعاها رسيدگي شود، نامزدهاي معترض غير از هيئت شش نفره و نمايندگان آن‌ها يك نماينده معرفي كنند تا در حضور آن‌ها انجام شود و اين حرفي منطقي بود.
رايزني‌هاي آقاي ابوترابي و آقاي آقامحمدي به كجا انجاميد؟
آقاي ابوترابي و آقاي آقامحمدي از فرداي آن روز تلاش كردند تا كارها پيش برود، ولي آقايان از مواضع خود عبور كردند و حاضر به معرفي نماينده نشدند و نكته مهم اين بود كه ما تا آخرين دقايقي كه ممكن بود در پايان مهلت پنج روزه تمديد شود، از طريق رابط‌ها و تلفن‌ها پيگير بوديم، ولي آقايان حاضر به معرفي نماينده نشدند.
ما شنيديم كه آقاي آقامحمدي، آقاي محتشمي‌پور را پيدا نمي‌كند؛ تا اين‌كه درنهايت موفق مي‌شود وي را پيدا كند و او اظهار مي‌دارد كه شروط قبلي به‌كنار و آزادي مطبوعات و زندانيان و... را نيز مي‌خواهيم و مذاكرات تا نيمه‌شب در حضور آقاي ابوترابي ادامه پيدا مي‌كند؛ در اين رابطه كمي بيشتر توضيح دهيد؟
جزييات اين موضوع را از آقاي آقامحمدي مي‌توان پرسيد، ولي به هر حال تا ساعت ١٠ و ٣٠ دقيقه صبح در شوراي نگهبان حضور داشتيم و منتظر بوديم تا ببينيم آقايان نمايندگان‌شان را معرفي مي‌كنند يا خير تا مثلا ١٠ درصد صندوق‌ها به‌صورت تصادفي بازبيني شود.
شروط ديگري هم گذاشتند؟
خير، درواقع ما را بلاجواب گذاشتند و كاري كردند كه بتوانند به ادعاي تقلب ادامه دهند.
از آقاي هاشمي هم درخواست كمك شده بود؟
آقاي هاشمي هم اين روند را تأييد كرده بودند، حتي آقاي هاشمي با آقاي خاتمي تماس گرفته بودند و گفته بودند جريان معترض با شوراي نگهبان همكاري كند، ولي آقايان اعتنايي نكردند و درنهايت آن‌چه به بنده ثابت شد، اين بود كه آقايان حاضر به راستي‌آزمايي نيستند و اين نشان مي‌داد كه ادعاي تقلب در انتخابات موجه نيست.
بعد از جمعه ٢٢ خرداد ظاهرا ادعاي تقلب كمتر مطرح شد، در اين رابطه توضيح دهيد؟
بله، بعد از جمعه ٢٢ خرداد ادعاي تقلب در انتخابات كمتر مطرح شد و در يك شيب ملايم منفي، حوادث به سمت ديگري سوق پيدا كرد و تظاهرات و راهپيمايي‌هاي خياباني جاي خود را به ادعاي تقلب داد. در اين جهت، خشونت‌هايي صورت گرفت و عده‌اي نيز به زندان كهريزك برده شدند و با آن‌ها بدرفتاري شد و تا مسئولين آمدند متوجه شوند و اقدام كنند، چند روزي طول كشيد. در آن فاصله مجلس هم تعطيل بود و بنده روز اولي كه مجلس باز شد، فعال شدم و يك هيئتي از سوي مجلس براي رسيدگي به اين مسائل تشكيل شد و در حل مسائل كهريزك مؤثر بود و اساسا هيچ‌كس راضي به وقوع چنين حادثه تلخي نبود و چنين اتفاقاتي اساسا مشكوك بود و بعد از آن علت براي ادامه دعوت به خيابان‌ها شد و چيزي بود كه معلول بود و جاي خود را به علت اصلي داد و علت اصلي به حاشيه رفت و فراموش شد و ديگر مسئله كهريزك و بدرفتاري با دانشجويان و... مطرح شد.
منبع: هفته نامه پنجره (فرشاد مهدی پور-مرتضی بیات)
Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 102993