| نمیدانی بهای یک دم خویش |
| محمداسماعیل منصوری لاریجانی |
| شنبه ۱۱ تير ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۴۱ |
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، خاستگاه اسلامی تربیت و نگرش خانوادهها و مدیران و متصدیان امور تربیتی و فرهنگی در کشور، به روشهای سازنده و هدایتگر قرآن کریم و روایات اهلبیت (علیهمالسلام)، روز به روز بیشتر شده است و تلاشهای فراوانی در این حوزه بهمنظور اسلامی کردن مبانی و روشهاي تربیت در دستگاههای ذیربط صورت گرفته است، با این وجود هنوز راه نسبتا طولانیای پیش روی ماست تا بتوانیم به اهداف عالیه تربیت در نظام جمهوری اسلامی نائل شویم.
قصد داریم این مقال را به موضوع تربیت اختصاص بدهیم و سلسله یادداشتهایی را در محورهای خودشناسی، آداب تربیت، عوامل تربیت، آثار تربیت و در نهایت تربیت در جامعه اسلامی برای خوانندگان هفتهنامه پنجره به رشته تحریر درآوریم.
این قله نهایی تربیت است که همه باید در هر شرایطی چشم به این قله بدوزیم و ساز و کار و تلاشهای علمی و فرهنگی و اقتصادی خود را با آن هماهنگ نماییم. امیدوارم که مطالب پیشرو فتح بابی باشد برای محققان و تلاشگران این عرصه تا با حرکتی هدفمند بهسوی جامعه مهدوی، تلاشهای علمی و فرهنگی خود را بهکار گیرند و بخشی از موانع ظهور را با این حرکت خداپسندانه بردارند، و فراگیری تعالیم اهلبیت (علیهمالسلام) را بهعنوان یک ضرورت اساسی، زینت خانههای مردم منتظر ظهور آقا امام زمان (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) کنند.
اهمیت خودشناسی
اولین قدم درراه تربیت، خودشناسی است، یا بهعبارتی موضوع تربیت، خودشناسی است. بهدنبال خودشناسی، اصول و روشهای تربیت تعریف میشوند. پس میتوانیم بگوییم تربیت عبارت است از : «مجموعه اصول و روشهایی که ما را در شناخت و اصلاح و هدایت خودمان یاری میکند» خود، همان «روان» یا «نفس» است. روانشناسی یا شناخت نفس همان خودشناسی است. از اینرو مولای متقیان فرمود:
«العالم من عرف قدره و کفی بالمرء جهلا أن لایعرفَ قدرَه.»
عالم کسی است که خود را میشناسد و در معنی جهل همین بس که بگوییم انسان خود را نمیشناسد.
بنابراین خودشناسی به حدی مهم است که مولای متقیان علی (علیهالسلام) آن را مرز میان جهل و دانایی میداند. بقول جناب مولوی:
قیمت هر کاله میدانی که چیست
قیمت خود را ندانی ابلهی است
ما معمولا قیمت بسیاری از کالاها و اجناس را میدانیم اما اگر از ما سؤال کنند که خودت چقدر ارزش داری؟ در جواب در میمانیم. آنقدر خودشناسی مهم است که مولای متقیان فرمود:
«هلک امرء لم یعرف قدره.»
کسی که خود را نشناسد، هلاک خواهد شد.
پس ای عزیز! برای آنکه هلاک نشویم باید درخودشناسی اهتمام ورزیم و همه تلاش خود را بهکار بندیم ودغدغه اصلی و مهم ما در زندگی باید خودشناسی باشد. چه زیبا فرمود حضرت آیتالله حسنزاده آملی:
ای دوستان مهربان، من کیستم من کیستم؟
ای همرهان کاروان، من کیستم من کیستم؟
این است دائم پیشهام، با خویش در اندیشهام
در انسجام جسم و جان، من کیستم من کیستم؟
لفظ حسن شد نام من، از گفت باب و مام من
چون لفظ خیزد از میان، من کیستم من کیستم؟
انسان اگر خود را نشناسد و با خود واقعی خود زندگی نکند، خودهای معکوس و بیگانه بهجای او مینشینند و زندگی بدلی و مصنوعی را بهوجود میآورند، و چشم و گوش و دل او را در اختیار میگیرند، ماهیت چنین انسانی به تعبیر قرآن کریم:
«اولئک کالانعام، بل هم اضل» میشود. و انسان نمیداند که زندگی حیوانی دارد و غفلت از خود واقعی او را به چه روزی گرفتار کرده است. تا اینکه در روز قیامت فریاد برمیآورد: «یا لیتنی قدمت لحیاتی.»
ایکاش به دنیا برمیگشتم و زندگیام را دوباره آغاز میکردم.
وقتی حیات ایمانی و آثار خوب آن را در زن و مرد مؤمن در فردای قیامت مشاهده میکند، میگوید: ایکاش من هم میتوانستم به دنیا برگردم و با خود واقعیام زندگی میکردم و امروز از آثار و برکات آن بهره میجستم.
آری عزیز! برای آنکه دچار افسوس و حسرت در قیامت نشویم که «یوم الحسره»، روز سیاه و دردناکی است؛ سعی کنیم پردههای غفلت را امروز پاره کنیم و خود واقعی خود را پیدا کنیم. پشیمانی و حسرت فردای قیامت، حاصلی را در برندارد.
به قول شیخ عطار:
گرفتی از سر غفلت کم خویش
نمیدانی بهای یک دم خویش
از این غفلت چو فردا گردی آگاه
پشیمانی ندارد سودت آنگاه
از طرفی دیگر سرّ خداشناسی و جهانشناسی نیز در خودشناسی است. یعنی اگر انسان خود را نشناسد، نه خدای خود را میشناسد و نه جهان آفرینش را. زیرا فطرت آدمی همان سرّ ربوبیت و توحید خالص است. پس هرچه به معرفت خویش نزدیک شود در واقع به خدا نزدیک شده است:
«من عرف نفسه فقد عرف ربه»
به قول اقبال لاهوری:
اگر زیری ز خودگیری زبر شو
خدا خواهی به خود نزدیکتر شو
به تسخیر خود ار افتادهای طاق
تو را آسان شود تسخیر آفاق
همچنین از رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) سؤال شد:
«یا رسولالله! کیف الطریق الی معرفه الحق؟
فقال: معرفه النفس.»
راه به معرفت خدا چگونه است؟ فرمود: معرفت نفس.
البته قرآن کریم نیز خودشناسی را رمز معرفت و حکمت میداند. آنجا که میفرماید:
«و فی انفسکم أفلا تبصرون.»
تاج کرمنا بر فرق سرت
طوق اعطیناک آویز پرت
جوهر، انسان است و چرخ او را عرض
جمله فرع و پایهاند و او غرض
علم جویی از کتبها ای فسوس
ذوق جویی تو ز حوا ای فسوس
بحر علمی در نمی پنهان شده
در سه گز تن، عالمی پنهان شده
یا میگوید:
چشمه شیرست در تو بی کنار
تو چرا می شیر جویی از تغار
در نگر در شرح دل در اندرون
تا نیاید طعنه لا تبصرون
و بالأخره امام باقر (علیهالسلام) فرمود: «لا معرفه کمعرفتک بنفسک». هیچ معرفتی همانند معرفت نفس نیست. حالا با این اهمیت و ضرورت خودشناسی، تکلیف بنده و شما روشن میشود. امید است که به این تکلیف، خوب عمل کنیم
ادامه دارد...
منبع: پنجره