امروز  جمعه ۲۱ بهمن ۱۳۹۰
منفعت طلبی و شهرت طلبی عامل تخریب ادبیات :
انتقاد شدید نویسندگان از باند بازی در محافل روشنفکری ادبیات
چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۰۵
 
در هفته های اخیر بسیاری از نویسندگان و داستان نویسان در گفت وگو هایی با رسانه های مختلف از وضعیت موجود ادبیات ایران که خود این نویسندگان و روشنفکران به وجود آورده اند انتقاد کرده اند .

/انتقاد شدید از باندبازی/ 
به گزارش سرویس فرهنگ و هنر جهان ،ناتاشا امیری داستان نويس دراین باره گفته : «حالت باندبازى در ادبيات برجسته تر شده و هر كسى اصولى را براى خود طراحى كرده است. اين امر باعث آلودگى فضاى ادبيات شده و من واقعا براى نويسنده هاى جوانى كه كتاب منتشر مى كنند، بيمناكم. اين ها مسائلى نيست كه بتوان راحت از كنارشان گذشت.» او تأكيد كرد: «من معتقدم بعضى از نويسندگان كه به آگاهى رسيده اند، بايد آنتى ويروس هاى قوى نصب كنند تا حسادت ها و رفتارهاى نامطلوب بعضى نويسندگان ديگر را حذف كنند. نفس كشيدن در اين فضا سخت است. من رقابت هاى منفى را مى بينم كه باعث بيمارى جامعه شده است. در اين جامعه چه آثارى ارائه خواهد شد كه باعث كمك به مردم شود؟ نويسنده اى كه مشكل دارد، چه ارتقايى را مى تواند به مردم بدهد؟» ناتاشا اميرى در ادامه تصريح كرد: «چرا نويسنده ها براى رسيدن به شهرت فكر مى كنند كه هر كارى را مى توانند انجام دهند؟! منفعت طلبى و چيزهاى ظاهرى فضاى ادبيات را خراب كرده است. مقصر آدم هايى هستند كه بايد آگاهى رسانى كنند و نارسايى ها را رفع كنند.

/روشنفکران وشاعران تهدیدم کردند که پدرم را در می آورند/ 

سیروس نوذری شاعر ،منتقدشعر ومحقق نیز در صحبتهایی گفته است :من با خودم عهد کرده بودم نظرم را صادقانه بنويسم. شايد در بعضي اظهار نظرهايم اشتباه کرده باشم، اما در صداقت من کسي نبايد شک کند.
کساني بودند که مرا تهديد کردند از من شکايت مي کنند و به من گفتند پدر پدرم را در مي آورند (با خنده) و مي دانم که اين بازخوردهاي منفي ادامه پيدا خواهد کرد. اما براي من به سرانجام رسيدن اين کار اهميت داشت و چاره اي جز اين نداشتم. شايد با نوشتن اين کتاب نزديکترين دوستانم را هم رنجانده باشم. من خودم را شاعر مي دانم نه پژوهشگر و منتقد ادبي، چون به شاعراني مثل من ميدان نمي دهند. اما نوشتن اين کتاب براي من در اين آشفته بازار يک مدخل ورود است. شاعران زيادي بعد از چاپ کتاب از من شکايت کردند. به نظر من اين برخورد دوستان شاعر، يک مساله عميق اجتماعي است. جامعه ما، چه عوام چه روشنفکر، هميشه تک صدايي بوده و ديالوگ در آن وجود نداشته، چون هيچ کس تحمل نقد را ندارد. روشنفکر ما متوجه اين نيست که اگر مشکلي دارد، حرفش را بايد بنويسد نه اينکه شکايت کند.
مثلاً من اصطلاح ذهن تنبل را براي يک شاعر به کار بردم. شاعر اين مساله را توهين شخصي دانسته (! )

رضا اميرخاني از نویسندگان متعهد ادبیات ایران نیز معتقد است : معتقدم امروز نويسندگان وفاداري به نظام و انقلاب وجود دارند كه براي مردم كار مي‌كنند؛ اما متأسفانه كار دست عده‌اي افتاده است كه خوشايند مسؤولان مي‌نويسند.
Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 102416