| زنان دستفروش در هياهوي مترو |
| دوشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۳۱ |
زنان در جامعه ما از كودكي جامعهپذيري اقتصادي ندارند و نميتوانند از حلقههاي حمايتي و روابط دوستانهاي كه براي آنها منافع اقتصادي دارد، بهره ببرند. طبق برخی تحقیقات تقريبا تمامي زنان دستفروش مترو هيچ ضامني براي تهيه اجناس ندارند و بهصورت اماني يا نقدي آنها را تهيه ميكنند.
يكي از فروشندگان مترو كه خانم 48 سالهاي است، مادر 3 فرزند بوده و همسر بيماري دارد، ميگويد: قبل از اينكه براي كار به مترو بيايم در مهدكودك و جاهايي كه ميشد بدون مدرك تحصيلي پول دربياورم كار ميكردم. از آنجايي كه هيچ كاري جز مراقبت از بچه و بيمار بلد نبودم چند وقت از اين طريق زندگي كردم اما چون درآمدم كفاف زندگيام را نميداد، به اينجا آمدم.
زن 36 ساله ديگري ميگويد: قبلا در يك شركت خصوصي كارمند بودم، همين كه ميفهميدند مردي بالاي سرم نيست يك جور ديگر نگاهم ميكردند، از نگاههاي مردها خسته شدم. حقوقم خيلي كم بود، كفاف زندگيام را نميداد، به همين دليل آمدم مترو؛ اينجا محيط زنانه است.
اين زنان درباره رنوع برخورد مسافران مترو نظرات متفاوتي دارند. خانم 50 سالهاي ميگويد: بعضيها ما را مسخره ميكنند ولي بيشتر مردم تاكنون استقبال خوبي كردهاند. خيلي از مشتريهاي ما كارمندهاي اداره هستند و وقت كمي دارند و از خريد توي مترو راضياند.
فروشنده 34 ساله ديگري ميگويد: بعضيها به ما ميگويند زنهاي خياباني، و بعد اخم ميكنند و ميگويند دستتان به ما نخورد. خانم ديگري معتقد است 90درصد مردم ديد خوبي به فروشندگان زن مترو دارند و اين زنان را تشويق ميكنند.
روابط ميان فروشندگان
بررسی ها نشان داده اين زنان غالبا بهصورت شبكهاي هستند كه همديگر را ميشناسند، مگر اينكه فرد تازهكاري به آنها اضافه شود؛ بهگونهاي كه اگر در ايستگاهي ماموري باشد به نوعي همديگر را خبردار ميكنند، بعضي از آنها بهصورت گروهي كار ميكنند و همه با هم وارد واگن ميشوند و همه هم خارج ميشوند گويي كه همكاري آنها با هم سبب فروش بهتر اجناسشان خواهد شد.
فروشندگي براي تفريح
اما مسئلهاي كه هر روز بر شدت آن افزوده ميشود حضور فروشندگاني است كه نه بهدليل فقر اقتصادي كه گاه به دلايلي چون خوشگذراني به مترو ميآيند و با اجناسي كه به همراه دارند به فروشندگي ميپردازند. مشكلاتي كه اين زنان براي دستفروشان واقعي ايجاد ميكنند از زبان خود آنان گوياتر است. خانم 46سالهاي كه همسرش فوت كرده در اينباره ميگويد: يكسري از اين خانمها با اينكه پولدار هستند باز هم دستفروشي ميكنند. يكي از آنها ماشين 206 و 3 تا خانه دارد اما دستفروشي ميكند.
زن ديگري از شلوغي مترو گلايه دارد و توضيح ميدهد: الان تا يكي از مامانش قهر ميكند ميآيد اينجا دستفروشي. ما ميدانيم كه خيليها واقعا نياز ندارند، مثلا خانمي ميخواهد مبل بخرد ميآيد دستفروشي ميكند.
روابط خويشاوندي
علاوه بر روابط زنان فروشنده با مسافران و فروشندگان ديگر ميتوان به روابط آنها با خويشاوندان شان هم اشاره كرد. اكثر آنان نهتنها كمكي از سوي خويشاوندان دريافت نميكنند بلكه از كنايهها و ديد تحقيرآميز آنان نيز در امان نيستند. زن 30سالهاي ميگويد: به من ميگويند در مترو دستفروشي نكن. ممكن است يكي از افراد فاميل تو را ببيند. من هم در جواب ميگويم به من كمك كنيد تا كار نكنم.
راهكارها
تقريبا تسهيلات تمامي نهادهاي حمايتي كه به اين زنان بهصورت نقدي كمك ميكنند، حتي تامينكننده اصليترين نيازهاي انسان هم نيست. به كارگيري طرحهاي توانمندسازي جايگزين مناسبي براي اينگونه كمكهاي نقدي دولت است كه هم سبب كاهش هزينههاي دولت ميشود و هم بهبود وضعيت اين زنان را بهدنبال خواهد داشت. درست است كه زناني هستند كه ديگر توانايي يادگيري حرفهاي را ندارند(بهدليل سن) اما بسياري از زنان فروشنده مترو، زنان جوان و ميانسالياند كه ميتوان در جهت توانمندسازي آنان سرمايهگذاري كرد.
نهادهايي چون كميته امداد و بهزيستي در اين جهت گامهاي مؤثري را برداشتهاند اما در اين زمينه نيز نارساييهايي وجود دارد كه بايد به آنها رسيدگي شود. توانمندسازي يكي از راهكارهاي بلندمدتي است كه ميتواند از بروز چنين پديدههايي (دستفروشي) جلوگيري كند. يكي از روشهاي توانمندسازي، ايجاد بازارچههاي سيار است.
راهكار ديگر و احتمالا مهمترين راهكار، تصحيح قانون در اين زمينه است. مشخص كردن يك نهاد مسئول منجر به كاهش تشتت آرا در ميان سازمانهاي متولي اين امر ميشود و روند حمايتي را بهبود ميبخشد.
از راهكارهاي ديگر ميتوان به موارد زير هم اشاره كرد: بهكارگيري زنان در بخشهاي اشتغالزا، فراهم كردن فرصتهاي شغلي مناسب براي زنان سرپرست خانوار، تقويت و توسعه گروههاي هميار زنان سرپرست خانوار و لزوم شناسايي و آموزش مشاغل خانگي درآمدزا.