امروز  جمعه ۵ خرداد ۱۳۹۱
مخدوش کردن الگو
دكتر طلال عتریسی
سه شنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۱۷:۰۱
 
به گزارش جهان دكتر طلال عتریسی، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه بیروت درباره‌ی اتهام‌زنی جدید آمریكا علیه ایران نوشت:

آمریكا به دنبال چیست؟
دولت آمریكا امروز درگیر بحران‌هایی پیاپی است. در داخل این كشور مشكلات اقتصادی و مالی به اعتراضات گسترده‌ی مردمی و تشنج انجامیده و در خارج نیز پس از شكست او و هم‌پیمانانش در خاورمیانه، ریاست جهانی این دولت در معرض تهدید جدی قرار گرفته است.

اما نكته این‌جا است كه این قدرت بزرگ می‌خواهد این ضعف‌ها را با توطئه‌ها و برنامه‌های فرهنگی و سیاسی و رسانه‌ای بپوشاند و برای دفاع از خود با تخریب چهره‌ی دیگران به دسیسه‌هایی پناه ببرد. دولتمردان آمریكا حتی اگر سربازانشان كیف‌های خود را برای بازگشت بسته باشند -مانند حالتی كه نیروهای آمریكا هم‌اكنون در عراق و افغانستان دارند و آمریكا در حالت و وضعیت عقب‌نشینی از این كشورها است- اما می‌كوشد نشان بدهد كه این مسأله به این معنی نیست كه برگ‌های برنده و تمام راه‌های نفوذ خود را از دست داده است، بلكه هم‌چنان از آن روش‌ها استفاده خواهد كرد؛ به‌خصوص هنگامی كه پای هیبت و قدرت آمریكا در برابر افكار عمومی آمریكا و ملت‌های دیگر جهان در میان باشد. این رویكرد آنان به این دلیل است كه بخش بزرگی از فرهنگ سیاسی آنها كه آن را ترویج نیز كرده‌اند، این است كه آنها مدعی رهبری جهان هستند و لازمه‌ی پیروزی و موفقیت این رهبری عبارت از این است كه دیگران بدون تهدید و اجبار، طبق الگوی آمریكا عمل كنند.
جفری والتمن، سفیر سابق آمریكا در لبنان، اعتراف كرده كه كشورش مبلغ 500 میلیون دلار برای تخریب چهره‌ی حزب‌الله پس از پیروزی سال 2006 صرف كرده است. این تخریب متمركز بر این بوده كه مستقیماً به شخصیت سید حسن نصرالله توهین شود و بر او و تمام سخنان او حمله گردد.

این اعتقاد آنها به رهبری جهان صرفاً یك نظریه‌ی فرهنگی نیست كه یك محقق یا نویسنده آن را نوشته باشد یا این‌كه یك شخصیت فرهنگی از آن سخن گفته باشد، بلكه یك قاعده‌ی اساسی است كه استراتژی آمریكا در سلطه بر دیگران و رویارویی با دشمنان و مخالفان خود بر آن استوار است. همین جنگ فرهنگی یكی از مهم‌ترین سلاح‌های واشنگتن علیه شوروی سابق در جنگ سرد بود. این نوع جنگ، مبتنی بر یك استراتژی دوگانه بود كه از یك طرف به ترویج الگوی آمریكایی در زندگی روزمره و سیاست و اقتصاد و سینما و هنر و ورزش و آزادی‌های فردی پرداخت و از طرف دیگر به تخریب و مخدوش نمودن الگوهای داخلی شوروی روی آورد. یعنی تمركز بر نقاط ضعف نظام شوروی در زندگی روزمره و سیاست خارجی و اقتصاد و زمینه‌های دیگری كه رسانه‌های غربی و آمریكا می‌توانستند آنها را مخدوش كنند. به این ترتیب رسانه‌های غربی، یك فرد اهل شوروی را كه در غرب زندگی می‌كرد -مثلاً یك هنرمند یا موسیقی‌دان یا شاعر- به عنوان قهرمانی معرفی می‌كردند كه در مقابل ظلم و ستم نظام شوروی ‌ایستاده بود، به گونه‌ای كه الگوی آمریكایی یك الگوی خوب و برتر به نظر می‌رسید.

حكایت همچنان باقیست...
تفكر نرم فرهنگی در این‌جا می‌تواند الگوی مقابل را به گونه‌ای تخریب كند كه حتی مستند به داده‌های واقعی باشد و بتوان آنها را بزرگ جلوه داد تا این نتیجه‌گیری برای مخاطب حاصل آید كه الگوی مقابل (آمریكایی) برتر است و برای همین مردم شوروی باید به سمت الگوی آمریكایی مورد نظر تغییر جهت می‌دادند.

امروزه شوروی درگیری سیاسی و اقتصادی و فرهنگی با آمریكا را پشت سر گذاشته، اما روش‌های مقابله‌ی آمریكا با دیگرانی كه سلطه‌ی سیاسی و فرهنگی و نظامی آمریكا را نمی‌پذیرند، همچنان باقی است. از جمله می‌توان به جمهوری اسلامی از زمان پیروزی این انقلاب در سه دهه‌ی پیش تا كنون اشاره كرد. آمریكا در مواجهه با ایران در این مدت همواره سعی كرده چهره‌ی ایران و الگویی را كه ایران ارائه می‌دهد، مخدوش سازد و شهرت ایران را در منطقه خدشه‌دار كند. آنها تلاش می‌كنند این‌گونه وانمود نمایند كه سیاست‌ ایران، بر مبنای تخریب دیگر كشور‌ها است و جمهوری اسلامی یك دولت تندرو و افراطی و عامل اصلی بی‌ثباتی در خاورمیانه است و در منطقه اختلاف‌پراكنی می‌كند. همچنین می‌كوشند این‌گونه القا كنند كه جامعه‌ی ایران دیگر تحمل رهبران سیاسی خود را ندارد. خلاصه این‌كه می‌خواهند ما را به این نتیجه برسانند كه الگویی ایران با عنوان جمهوری اسلامی، برای ایران و كشورهای عربی و اسلامی مناسب نیست.

جفری والتمن، سفیر سابق آمریكا در لبنان، اعتراف كرده كه كشورش مبلغ 500 میلیون دلار برای تخریب چهره‌ی حزب‌الله پس از پیروزی سال 2006 صرف كرده است. این تخریب متمركز بر این بوده كه مستقیماً به شخصیت سید حسن نصرالله توهین شود و بر او و تمام سخنان او حمله گردد. همچنین رسانه‌های آنها تلاش كردند كه سلاح مقاومت را عامل ترس و نگرانی در منطقه جلوه دهند و نه عامل دفاع از لبنان در برابر اسرائیل.

مخدوش كردن الگو
رسانه‌های آمریكایی نیز همین برخورد را با جمهوری اسلامی داشته‌اند و تخریب چهره و الگوی آن را در رأس برنامه‌های خود قرار داده‌اند. البته رسانه‌های اروپایی و بسیاری از رسانه‌های عربی نیز از این استراتژی آمریكا پیروی كرده‌ و همگی كوشیده‌اند كه چهره‌ی حكومت ایران را مخدوش كنند و ارتباط مردم با مدیران این نظام را كمرنگ جلوه دهند. همچنین این رسانه‌ها همواره اخباری را منتشر كرده‌ند كه نشان‌ از این اختلاف و شكاف داشته است؛ به‌خصوص پس از مسائلی كه با انتخابات ریاست‌جمهوری ایران در سال 2009 همراه شد. آنها هر خبری را كه نشان از شكاف میان مردم و حكومت داشت، حتی اگر مهم نبود، منتشر می‌كردند. از جمله تلاش كردند كه مسأله‌ی تشكیك در ولایت فقیه را تكرار كنند و مثلاً بگویند كه ولایت فقیه برابر است با استبداد و افكار را مصادره می‌كند و برتر از قانون است و حقوق قانونی مسئولین را نادیده می‌گیرد و ضد دموكراسی و نوآوری و هنر است و دیگر تهمت‌هایی كه هرگونه ویژگی مثبت را از ولایت فقیه سلب می‌كرد، بدون این‌كه بخواهند در این مورد حتی یك بحث علمی ارائه دهند. مشكل آمریكایی‌ها با ولایت فقیه از جنبه‌ی نظری یا فقهی آن در اداره‌ی حكومت نیست، بلكه این است كه ولایت فقیه در ایران پرچمدار استقلال و رویارویی با سیاست‌های آمریكا و طمع‌كاران بین‌المللی است.
امروزه اوضاع بین‌المللی تغییر كرده، اما آمریكا هم‌چنان از همان روش‌های سابق خود استفاده می‌كند كه در جنگ سرد علیه شوروی هم استفاده می‌كرد. آمریكا امروز ایران را دشمنی می‌داند كه باید ابتدا چهره‌ی آن را در چشم ایرانیان و نیز در چشم مردم منطقه مخدوش كند، به گونه‌ای كه ایران برای آنان الگو و نمونه نباشد، بلكه شیطانی ترسناك باشد.

رسانه‌های غربی و آمریكایی همواره كوشیده‌اند كه سیاست خارجی ایران را نیز مخدوش كنند، زیرا ایران در میان كشور‌های منطقه مورد احترام بوده است و این كشورها باشگفتی به موفقیت‌های علمی و تكنولوژی ایران می‌نگریسته‌اند و آمریكا چاره‌ای نداشته جز این‌كه این چهره‌ی مورد احترام را خدشه‌دار كند تا دلیلی برای همكاری ایران با كشورهای اسلامی و عربی وجود نداشته باشد.

این‌گونه بود كه آمریكا به‌دروغ و ناحق، هر مطلبی را كه موجب بر هم زدن روابط میان ایران و كشورهای عربی و اسلامی می‌شد، منتشر كرد؛ از جمله تهمت تلاش ایران برای ترور سفیر عربستان در واشنگتن یا طمع ایران به منافع كشورهای منطقه. رسانه‌های آمریكایی و غربی گاهی از طریق تحریك اختلافات مذهبی میان شیعه و سنی و گاهی از طریق طمع‌كار خواندن ایران نسبت به منافع كشورهای خلیج فارس، یا متهم كردن ایران به دفاع از فلسطین به خاطر منافع خودش و نه به خاطر همراهی با مردم و آرمان فلسطین، به این فتنه دامن زده‌اند. هر بار هم كه جمهوری اسلامی به پیشرفتی علمی دست ‌یافته، این رسانه‌ها به آن حتی اشاره هم نكرده‌اند یا مثلاً هرگاه مردم ایران در بازدیدهای رهبر از مناطق مختلف، گرد او جمع می‌شدند و از او حمایت كرده‌اند، رسانه‌های غربی به آن هیچ توجهی نكرده‌اند. این در حالی بوده كه اگر یك تظاهرات چندصد نفری ضد نظام برپا ‌شده، رسانه‌های بین‌المللی چند روز پیاپی آن را پوشش خبری ‌داده‌اند.

قماربازی فرهنگی آمریكا
خطرناك‌ترین شكل تخریب الگو، مربوط به داخل است. به این دلیل كه اموری مانند متزلزل شدن اعتماد مردم به حكومت یا قدرت رهبران آن، یا كمرنگ شدن ارتباط رهبران با مردم، یا متهم كردن رهبران به كشاندن كشور به جنگ و ناسازگاری با جهان و غرب و مانند این‌ها را نمی‌توان به‌آسانی از اذهان مخاطبانی كه پیوسته در معرض پمپاژ و بمباران عظیم رسانه‌های ماهواره‌ای و اینترنتی قرار دارند، پاك كرد. چنین تخریبی پایه‌های اعتماد مردم به فرهنگ اسلامی خود را متزلزل می‌سازد، به گونه‌ای كه هر مشكل طبیعی مثل مشكلات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی كه ممكن است در كشور‌های دیگر نیز موجود باشد، در ایران به مشكل حادی تبدیل می‌شود كه مردم تاب تحمل آن را ندارند و بر خود لازم می‌دانند كه به خاطر آن علیه نظام خود قیام كنند. همچنین باعث می‌شود كه ایرانی‌ها دستاوردهای عظیم خود در زمینه‌های علمی و صنعتی و نظامی و پزشكی و آموزشی و ... را ثمره‌ی این نظام به حساب نیاورند. همه‌ی این‌ها در اثر از بین رفتن اعتماد به نفس و اعتماد به نظام اسلامی است كه مورد نظر آمریكا بوده و هست.

هدف از چنین تغییر فرهنگی در داخل، فقط تعارض با نظام نیست، بلكه زمینه‌سازی برای ایجاد انقلاب علیه آن و اعتراض به اوضاع موجود است و لازمه‌ی این امر ارائه‌ی یك چهره و الگوی مناسب به جای چهره‌ای مخدوش‌ است. این الگوی جدید همان الگوی غربی و آمریكایی است و نه الگوی هیچ كشور اسلامی دیگر و این چیزی است كه ما آن را در محافل وسیعی از جوانان جوامع اسلامی می‌بینیم.

امروزه اوضاع بین‌المللی تغییر كرده، اما آمریكا هم‌چنان از همان روش‌های سابق خود استفاده می‌كند كه در جنگ سرد علیه شوروی هم استفاده می‌كرد. آمریكا امروز ایران را دشمنی می‌داند كه باید ابتدا چهره‌ی آن را در چشم ایرانیان و نیز در چشم مردم منطقه مخدوش كند، به گونه‌ای كه ایران برای آنان الگو و نمونه نباشد، بلكه شیطانی ترسناك باشد. القای چنین تصویری از ایران، این توجیه را برای آمریكا و هم‌پیمانان او درست خواهد كرد كه او را منزوی كنند یا از خارج او را مجازات كنند یا آن را دستخوش انقلاب داخلی نمایند. زیرا قمار آمریكا در درجه‌ی اول قمار فرهنگی است و در قدرت نرم و در سیاست بین‌المللی او نهفته است؛ یعنی در تغییر دادن طرز فكر مردم. پس برای این‌كه آمریكا و غرب در برنامه‌های خود در مورد تسلط بر منطقه موفق نشود، بدون شك مردم منطقه باید بیدارتر و هوشیارتر باشند و از نفوذ فرهنگی و روانی و اقتصادی و سیاسی آنان جلوگیری كنند.

منبع: khamenei.ir
Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 191463