| افشاگری جوان درباره گلدکوئیست های انتخاباتی |
| سه شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۴۴ |
استراتژى ستاد انتخاباتى اصلاح طلبان درحالى بر اهميت«نماد و نمادسازى» استوار شده كه بررسى ابعاد مختلف آن از الگوگيرى جنبش هايى پرده بر مى دارد كه سويه هاى آن ريشه در مبارزات انتخاباتى غرب دارد.
به گزارش جهان به نقل از روزنامه جوان، جزوات آموزشى ستاد انتخاباتى ميرحسين موسوى نامزد دهمين دوره انتخابات رياست جمهورى مويد برنامه ريزى مدون و مبتنى برايجاد جنبش هاى رنگى است كه نيازمند دقت و بررسى عميقى است. بررسى اين جزوات در وهله اول بيانگر القاى شرايطى است كه مخاطب را در ميدان تهييجات آنان قرارمى دهد.
اين القا در گام اول با خلق سه «استراتژى اقدام» براى نيروهاى آنان ترسيم شده است. اول، استراتژى خلق موقعيت مطلوب، دوم، استراتژى بهره بردارى از موقعيت موجود و سوم، استراتژى تغيير موقعيت نامطلوب.
اين استراتژى ها كه در متن و بطن خود نگاه به جنبش هاى انقلابى و اصلاحى را مد نظر قرار داده موجب شده كه اتاق فكر ستاد ميرحسين موسوى نيروهاى خود را تحت عنوان«سفير» برپايه سه الگو ۱- مدل انقلاب هاى رنگى كشورهاى اروپاى شرقى ۲- مدل تشكيلات ميليشيا و ۳- مدل شركت هاى هرمى اقتصادى (گلدكوئيست) آموزش داده و روانه ستادهاى منطقه اى و خيابان ها سازند.
در همين حال نحوه فعاليت نيروهاى ميدانى - عملياتى ستاد اصلاح طلبان بيش از گذشته عاريت پذيرى براساس سه گانه هاى كاركردى يادشده را فرياد مى زند. محورهاى اين عاريت عبارتند از:
- جنبش سخنرانى
- استفاده از شعارها، كاريكاتورها و نمادها
- بهره گيرى از پرچم ها، پوسترها و ارتباطات بصرى
- زمين نويسى و ديوارنويسى
- استفاده از پرچم ها و رنگ هاى نمادين
- پوشش نمادين
- حمل اشياى نمادين
- نمايش تصاوير افراد و شخصيت ها
- راهپيمايى خودرويى
اجتماعات اعتراضى و حمايتى
- آموزش هاى درون گروهى (به منظور افزايش آگاهى هاى سياسى- اجتماعى)
- طرد و تكفير شخصيت ها
و...
در همين حال با توجه به موارد گفته شده به وضوح مى توان محورهاى ذيل و آموزش اين طيف را در استراتژى تبليغاتى ق€… انتخاباتى ستاد ميرحسين موسوى شاهد بود. جزوه «اهميت نماد و نماد سازى» بخشى از اين آموزش ها را عيان مى سازد. آنجايى كه دراين جزوه بر استفاده از«دلايل ماورايى»، «نشانه ها» و«نمادها»تاكيد شده و آمده است، بايد در نمادها از بخش هاى «ديدارى» مانند رنگ، بلوتوث هاى كليپ هاى انتخاباتى، «شنيدارى» مانند انتخاب يك موزيك خاص
(اى ايران، ياردبستانى و ديگر موسيقى هاى ملى) براى زنگ موبايل ها و غيره استفاده كرد.
در ادامه اين جزوه همچنين با اشاره به قابليت هاى«سادگى»، « قابل گسترش»، « بى واسطه»، « بلادرنگ» بر استفاده از رنگ سبز در تبليغات اشاره شده و آمده است: سبز به علت رابطه اش با طبيعت نماد اصلاح، تجديد حيات و حاصلخيزى است. اين رنگ در فرهنگ عامه نماد با يكديگر بودن است. رنگ سبز ماه انتخابات خرداد بوده و درعلوم سياسى نماد عدالت اجتماعى است.
در بخش ديگرى از اين جزوه راهكارهاى گسترش رنگ سبز نيز اما برپايه يك تئورى تجويز شده است. براساس اين تئورى تصريح شده است كه جنبش انقلابى ۵۷ و جنبش اصلاحى۷۶ هر دو جنبشى مبتنى بر ميكروفيزيك قدرت و ميكروپلتيك تقاضاها بودند. بالمآل، ساماندهى جنبشى ديگر جز با تسخير دژها و كانون هاى متعدد و متكثر قدرت ممكن نمى شود. بايد پذيرفت كه قدرت، ذره اى، مولكولى، محلى و موضعى عمل مى كند و تنها از رهگذر استقرار بنيان هاى خود در متن و بطن اين مولكول هاى قدرت و بسيج كانون هاى متعدد قدرت و مقاومت، نمى توان به خلق موقعيت هاى بديع اميد داشت.
«دين داراى نقش و كارويژه هاى انكارناپذير اجتماعى است»... «امكان اتخاذ شيوه ها و روش هاى نوين تبليغ و ترويج باورها و آگاهى هاى دينى وجود دارد»... و دقيقاً بر اساس همين تئورى است كه در ابتدا رنگ سبز به عنوان رنگ دينى ياد شده و سپس تاكيد مى شود كه تسخير كانون هاى قدرت با نمادسازى شدنى خواهد بود. در اين جزوه اين راهكارها به شرح زير توضيح داده شده است:
۱- مچ بند سبز، پيراهن سبز، كلاه گپ سبز، شال و روسرى سبز، مانتو سبز و...
۲- بستن نوار سبز به آنتن ها و برف پاكن هاى ماشين ها
۳- استفاده از رنگ سبز در FACEBOOK شبكه هاى اجتماعى(social networks)
۴- استفاده از تم (theme) سبزرنگ در وبلاگ ها
(جنبش وبلاگى)
۵- نصب پرچم هاى سبز حاوى شعارهاى مذهبى(يازهرا و...) درب منازل
۶- استفاده از پوسترهاى طبيعت با تم سبز در ستادها
براساس توصيه هاى مزبور اما اين ستاد برپايه موج پوپوليستى طرح ديگرى به نام «كميته آموزش سفيران موج نو» را به نيروهاى خود آموزش داده است. طرحى كه محور آن بر اساس سيستم بازاريابى هرمى و نيز ارتباطات چهره به چهره و بهره گيرى از مناسبات دينى است. براساس اين طرح بهره جستن از شيوه فعاليت شفاهى بسيار موثر ارزيابى شده است.
بى شك تلاش براى عملى ساختن اين شيوه فعاليت مبتنى برآن است كه گردهمايى ها و گفت وگو ها مرددان را بى هيچ زحمتى به بى شمارى از بلندگويان امدادى در دامان اين فرهنگ شفاهى جديد بدل مى نمايد.
در اين ميان اما برنامه موج سازى اين ستاد شامل چه مواردى مى باشد. براساس جزوات آموزشى به دست آمده كه از دوم خرداد تا ۲۹ خرداد- به احتمال كشيده شدن انتخابات به دور دوم - تدوين شده پخش دستبندها و ديگر نمادهاى سبز بين شهروندان، تبليغات گسترده براى تغيير فضاى شهر، تعريف حركت هاى تهييجى براى افراد جذب شده، تلاش براى برگزارى ايام سوگوارى رحلت !حضرت فاطمه(س)! در ستادهاى محله و خانه هاى سفيران و... مورد تاكيد قرار گرفته است.
اما موج پوپوليستى ستاد ميرحسين موسوى در جزوات آموزشى زمانى تناقضات انديشگى اين جريان را به نمايش مى گذارد كه آنان از يك سو سعى دارند در مراسم هاى مذهبى از فضا بهره بگيرند واز ديگر سو از هيجانات كاذب ورزشى. اوج اين تناقضات در برنامه هاى ۱۴تا ۱۶ خردادماه اين ستاد جلوه گر شده است آنجايى كه پيشنهاد شده كه در روزهاى ۱۴و ۱۵ خرداد با ظاهر هماهنگ (تركيب مشكى و سبز) در حرم امام حضور يافته و در هيات ها در باب رابطه امام با موسوى سخن بگويند.
درست زمانى كه در ۱۶ خرداد بايد به پخش فوتبال در ستادها و تماشاى گروهى بازى همت گماشته و به پخش پيام هاى كوتاه تبريك موسوى به افراد مبادرت بورزند.
اين اما همه داستان نيست. حضور در حاشيه هاى شهر و مناطق جنوبى شهرها نيز بخشى ديگر از استفاده ابزارى اين ستاد از بخش هاى مختلف جامعه را به نمايش مى گذارد. استفاده ابزارى اى كه با تاكيد برحضور با نماد سبز بر سر صندوق ها راى خاتمه يافته است.
حال با توجه به اسناد به دست آمده كاملاً مشخص و مشهود مى باشد كه ستاد ميرحسين موسوى موارد ذيل را مورد توجه جدى خود قرار داده است:
۱- برخلاف انتقادات شديد حاميان وى مبنى بر پوپوليست بودن رقيب، تلا ش هاى آنان برپايه فعاليت هاى توده اى و عوامفريبانه مى باشد.
۲- استفاده از نمادها و برخى از رويكردها براى جلب آرا، عاريت گرفته شده از جنبش هاى رنگى مى باشد.
۳- كاملاً مشهود است كه تلاش ستاد وى استفاده و بهره گيرى از تمامى مناسبت ها و تعلقات دينى- مذهبى و ملى مى باشد.
۴- تاثيرگذار باشند.
۵- تاكيد بر حضور در روستا ها و مناطق حاشيه نشين و جنوب شهر حكايت از آن دارد كه نقطه آسيب پذير اين طيف در اين بخش بوده و سعى دارند در روزهاى آخر در اين بخش ها نيز تاكيدات آنها كاملا براساس تهييج بوده و هيچ گونه برنامه اى را براى اداره امور كشور بروز نداده اند.