امروز  جمعه ۵ خرداد ۱۳۹۱
دفاع از دين در حوزه علميه بر عهده علوم فلسفه و كلام است
گفتگو با حجت‌الاسلام برنجكار
سه شنبه ۴ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۲۱:۴۲
 
حجت‌الاسلام رضا برنجكار با اشاره به توصيه‌‌هاي مقام معظم رهبري در پرداختن به فلسفه گفت: نبايد كار ما حوزويان منحصر به استنباط و حداكثر تبليغ معارف دين باشد. بلكه جنبه دفاع از دين كه فلسفه و كلام آن را بر عهده دارند نيز بايد در حوزه تقويت شوند.
به گزارش خبرگزاري فارس، حجت‌الاسلام والمسلمين رضا برنجكار، عضو هيئت علمي گروه فلسفه دانشگاه تهران، مديرگروه فلسفه دانشكده علوم حديث و از فعالان كرسي‌هاي نظريه‌پردازي در عرصه كلام و دين‌پژوهي است كه در حاشيه بازديد رهبر انقلاب از نمايشگاه دستاوردهاي حوزه علميه قم به پرسش‌هاي Khamenei.ir پاسخ گفته است.

در تعاملاتي شما كه به عنوان كارشناس كلام اسلامي با آيت‌الله خامنه‌اي داشته‌ايد، چه نكته‌اي بيشتر براي‌تان جالب توجه بوده است؟
ـ نكته‌اي كه من در ارتباط با كار تخصصي خودمان يعني كلام و فلسفه از سخنان گوناگون ايشان برداشت كردم ـ از جمله در سخنراني اخير روز پنج‌شنبه براي طلاب يا جلسات تخصصي كه با استادان كلام و فلسفه خدمت ايشان رسيديم ـ اين است كه ايشان در كنار تفقه در دين و فهم معارف ديني، روي جنبه «دفاع از دين» تأكيد دارند. من احساس مي‌كنم اين دغدغه ايشان است و خيلي هم شديد و جدي است كه نبايد كار ما حوزويان منحصر به استنباط و حداكثر تبليغ معارف دين باشد. بلكه جنبه دفاع از دين كه فلسفه و كلام آن را بر عهده دارند نيز بايد در حوزه تقويت شوند. در واقع بايد براي همه شبهاتي كه در دنيا مطرح مي‌شود ـ چه درباره اصل دين و خدا و چه درباره اسلام و مذهب شيعه ـ جواب‌هاي متعدد و محكم ارائه شود و اين نمي‌شود مگر با تقويت دانش‌هاي عقلي.

به نظر مي‌رسد كه آقا هميشه در صحبت‌هايشان بر فلسفه و كلام ـ هر دو و در كنار هم ـ تأكيد مي‌كنند؛ گرچه اين‌ها در يك رتبه نيستند. فلسفه دانشي است كه وظيفه‌اش اصالتاً پاسخ به شبهات نيست. موضوع فلسفه بحث از «وجود بما هو موجود» است. اين كلام است كه موضوع آن تبيين و دفاع از اعتقادات ديني است. منتها فلسفه مي‌تواند به كلام كمك كند. اگر به كتاب «كشف المراد» علامه حلي نگاه كنيد مي‌بينيد كه حدود دو سوم مباحث آن امور عامه و فلسفي است. يعني كلام نيست اما مي‌تواند در الهيات و اعتقادات ديني مورد استفاده قرار بگيرد.
بنابراين فلسفه دانشي است كه مي‌تواند به دفاع از اعتقادات ديني كمك كند. به تعبير امروزي فلسفه در صف نيست، در ستاد است و دانش پشتيبان كلام. اين كلام است كه در صف مقدم دفاع از اعتقادات ديني قرار گرفته است. لذا در كنار توجه به فلسفه بايد به كلام هم بپردازيم. مثلاً فلسفه نمي‌تواند به شبهات وهابيت پاسخ دهد؛ همين‌طور به بحث‌هايي كه در رابطه با عصمت و معجزه و... مطرح است. اين‌ها وظيفه فلسفه نيست. پس در كنار تقويت فلسفه بايد به تقويت كلام هم توجه كنيم. چنان‌كه آقا هم هرگاه از فلسفه صحبت مي‌كنند با استدراكي مي‌فرمايند: فلسفه و كلام. در سخنراني پنج‌شنبه گذشته هم ايشان فرمودند منظور من دانش‌هاي عقلي است. بعد هم فرمودند تفسير هم لازم است و به كمك مي‌آيد. فلسفه هم مثل تفسير و حديث، مباني را مشخص و به ما براي دفاع از دين در قالب كلام ـ كه خط مقدم جبهه پاسخ‌گويي است ـ كمك مي‌كند.

راه‌كار عملي تقويت دانش‌هاي عقلي براي كمك به توليد علوم انساني اسلامي چيست؟
ـ در حوزه انجمن‌هاي علمي داريم كه يكي از آن‌ها كلام است. اين انجمن‌هاي علمي كه زير نظر معاونت پژوهشي حوزه تأسيس شده‌اند، بايد مورد توجه ويژه قرار بگيرند. اگر ما از علوم انساني بحث مي‌كنيم و مي‌گوئيم حوزه بايد در اين زمينه‌ها جلو بيايد، بايد انجمن‌هاي تخصصي علمي مثل انجمن‌هاي حقوق، مديريت، سياست، جامعه‌شناسي و ... را تقويت كنيم. چون اعضاي آن‌ها نخبگاني هستند كه نوعاً هم در تخصص حوزوي دارند و هم تخصص دانشگاهي. آقا هم فرمودند مسأله فقط اين نيست كه بدانيم اسلام چيست. بايد بدانيم ديگران چه مي‌گويند و ناظر به پرسش‌هاي آن‌ها علوم انساني را توليد و پاسخگو باشيم.
اين‌ها كه در انجمن‌هاي علمي جمع شده‌اند، هم در علوم حوزوي متخصص‌اند و هم بسياري از آن‌ها دكتراي تخصصي در يكي از علوم انساني دارند و استاد دانشگاه‌اند يا دست‌كم دانشگاه ديده‌اند. اين‌ انجمن‌ها ظرفيت مناسبي براي حوزه در توليد علوم انساني هستند. بايد به اين انجمن‌‌ها توجه داشته باشيم و در كنار حمايت، از آن‌ها كار خواسته شود.

با توجه به اين‌كه رهبر معظم انقلاب دانش‌موخته حوزه علميه مشهد هستند و باتوجه به جو ضد فلسفه اين حوزه، آيا مي‌شود گفت كه ايشان با برخي استادان خود و بزرگان آن حوزه اختلاف مشرب و ممشا دارند؟ چون همان‌طور كه شما اشاره كرديد، دست‌كم و با نگاه حداقلي، ايشان به لزوم تحصيل و تقويت فلسفه به عنوان پشتيبان كلام معتقد هستند.
ـ ايشان در صحبت‌هايشان از جمله در همين سخنان روز 5‌شنبه اشاره‌اي به بزرگان حوزه علميه مشهد مانند ميرزا جوادآقا تهراني و شيخ مجتبي قزويني داشتند. با توجه به صحبت‌هاي ديگري هم كه آقا در اين موضوع دارند، من فكر مي‌كنم ايشان معتقدند بايد ميان اين گرايش‌ها جمع كرد؛ چون هدف ما يكي است. بايد بر قدر مشترك‌ها تأكيد كرد. ايشان در بحث اخلاق اشاره كردند كه ديدگاه‌ها و مباني نظري مختلفي وجود دارد اما همه صاحب‌نفس‌ و پاكند و اهل تزكيه و تهذيب هستند. بنابراين گرچه اختلاف ديدگاه وجود دارد، بايد از همه استفاده شود.
باتوجه به ديگر فرمايش‌هاي آقا فكر مي‌كنم در بحث فلسفه و كلام هم ايشان همين نظر را دارند. در طول تاريخ هيشه فلاسفه و متكلمان با هم دعوا داشته‌اند و گاهي كارشان به تكفير يكديگر مي‌انجاميده ولي ما بايد از همه ظرفيت‌ها استفاده و آن‌ها را تقريب كنيم. بايد مباحث اختلافي را در محيط علمي مطرح كنيم و در هدف مشترك كه دفاع از دين است، همكاري كنيم. نظر ايشان اين است كه از دعوا و درگيري پرهيز شود و ديدگاه‌ها و بحث‌هاي اختلافي در محيطي علمي مثل كرسي‌هاي نظريه‌پردازي مطرح شود. گذشته از اين‌كه همه هدف مشترك دارند و مي‌خواهند از دين دفاع كنند.
در دفاع از دين، گاهي مخاطب جواب فلسفي را مي‌پسندد و گاهي هم آن مباني فلسفي را قبول ندارد و يك جواب كلامي را بيشتر مي‌پذيرد. يكي هم مذاق عرفاني دارد و جواب عرفاني را بيشتر و بهتر مي‌پسندد. ما بايد جواب‌هاي متنوع و در سطوح مختلف داشته باشيم. قرآن مي‌گويد بايد با حكمت، موعظه حسنه و جدال احسن پاسخ داد. يعني باتوجه به مخاطبان، بايد سه گونه پاسخ داشته باشيم. يكي را بايد موعظه اخلاقي كرد، با يكي بايد استدلال آورد و با يكي جدل و احتجاج كرد. چه اشكالي دارد كه با توجه به مخاطبان، جواب‌هاي مختلفي آماده كرد تا هر كسي به فراخور مباني‌اي كه انتخاب‌ كرده و سلايقش، يكي از آن‌ها را انتخاب كند و بهره بگيرد. نبايد يك ديدگاه را بگيريم و بقيه را حذف كنيم.
آنچه من مي‌بينم اين است كه آقا در صحبت‌هاي مختلف مي‌خواهند اين‌ها را تقريب كنند تا همه باشند و فعاليت كنند اما با دو رعايت دو اصل: يكي اين‌كه همه در راستاي دفاع از دين باشند و ديگر اين‌كه از دعوا و درگيري و تكفير پرهيز كنند.
Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 141043