| یک مرد واقعی |
| دوشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۷:۰۱ |
امید مهدی نژاد در وبلاگ خود نوشت:
۱
تعبیر خواب [زیر نظر استاد]
هرکس در خواب ببیند ماشین سوار شده، اگر زانتیا باشد به مکنت میرسد و اگر پرشیا باشد به دولت. اگر پیکان به خواب ببیند، باید زود پیکان را پارک کرده، بیدار شود. اگر در خواب ببیند سوار اتوبوس است، خارج ایستگاه تقاصای پیاده شدن نکند که نکبت است.
اگر در خواب ببیند یک نفر کانال تلویزیون را با کنترل عوض میکند، نشانه آن باشد که در مملکت اوضاع تغییر خواهد کرد. سعی کند کنترل را از دست او بگیرد و کانال چهار را بزند که تغییرات در جهت خواص فرهیخته و مجاز باشد.
۲
ایضاً له
در راستای ترویج مجدد فرهنگ عامه و آمادهسازی داوطلبان برای کنکور، گفته آمد:
الا دختر که موی بور داری
ز دختر بودنت منظور داری
بیا تا جزوهای از هم بگیریم
شنیدم مثل من کنکور داری
۳
نیازمندی فوری
مؤسسه خدمات رفاهی «پدرگستر پویا» به مناسبت روز پدر مناقصه بزرگ جورابگیری برگزار میکند:
کلیه پدران صبور و مهربان که همسران و فرزندانشان محبت خالصانه خود را با اهدای جوراب به آنها ابلاغ کردهاند، میتوانند با شرکت در این مناقصه به ازای قیمت جورابها، هدایای دلخواه خود را از قبیل سیگار، روزنامه و مجله، مهره شطرنج، کتابهای تاریخی، و سیدی موسیقیهای خاطرهانگیز دریافت دارند. برای شرکت در مناقصه تماس بگیرید.
۴
تاریخ شفاهی: برگی از بوش (۲)
دوازدهم سپتامبر کذا
هیچ کتاب و راهنمایی درباره نحوه آرام کردن ملتی که از دشمنی ناشناس زخم خورده، نوشته نشده بود. تکیه من به معلومات و زمینههای قبلی بود. خوشبینی من که خاص مردمان غرب تگزاس است به من کمک کرد که اطمینان خود را باز یابم. برخی از اوقات نیز خیلی تند و صریح حرف میزدم. یکی از آنها موقعی بود که میگفتم بنلادن را «زنده یا مرده» میخواهم. افرادی که در آن روزهای آزمون در کنارم بودند، خیلی کمک حالم بودند. تیم کاخ سفید بسیار ثابتقدم و روحیهبخش بودند. لورا همچون کوهی از استواری و عشق بود. برادرم ماروین و خواهرم «دورو» که هردو در منطقه واشنگتن زندگی میکردند، بارها به ما سرزدند. مادر و پدر نیز به طور مرتب از ما حمایت میکردند. خانوادهام تلاش داشتند به من آرامش داده و ذهن من را از فشارها پاک کنند. من همچنین بخاطر ایمانم و مطالعه تاریخ، قوت قلب داشتم. خواندن انجیل به من آرامش خاطر میداد. کتابی که «آبراهام لینکلن» آن را «بهترین هدیه خدا به بشر» توصیف کرده است. من به اراده و شفافیت اخلاقی آبراهام لینکلن احترام میگذاشتم. او میگفت: «نزاع میان آزادی و ستم موضوعی است که تنها در جنگ میتوان آن را آزمود و بعد از پیروزی نسبت به هر یک نظر داد.» به نظرم جنگ با تروریسم نیز همینطور است.
۵
به ایشان رأی بدهید
امسال انتخابات داریم. این ستون از این پس به رایگان در خدمت کلیه شیفتگان خدمت (نامزدهای بالقوهای که امیدی به تأیید صلاحیت خود ندارند) است.
علیاصغر دستپرورده
در سال ۱۳۵۹ در یکی از محلات فقیرنشین شهرستان متولد شد. پدرش کارگر معدن بود و شبها با سر و روی سیاه به خانه بر میگشت. به همین جهت هیچگاه نتوانست چهره شکسته پدرش را درست ببیند. علیاصغر از کودکی کار میکرد. از مکانیکی و فروش لوازم کامپیوتر، تا دلالی و کوپنفروشی. با سختی تحصیلاتش را به پایان برد و در رشته بیوفیزیک یکی از دانشگاههای متفرقه به تحصیل مشغول شد. مدتی عضو انجمنهای اسلامی بود و مدتی نیز عضو بسیج دانشجویی و بالاخره معلوم نشد از کدام طریق توانست مسئول «دایره اجرایی ستاد آمادهسازی مسائل مربوطه» شود. با همت و پشتکار مراحل ترقی را طی کرد و به عضویت «شورای مرکزی ستاد بررسی مسائل مربوطه» درآمد. او طی ماههای اخیر مشاور اعظم مربوطه در زمینه اهم مسائل بوده است.
اهداف و برنامهها:
ـ ترقی با استفاده از ابزارهای مدنی
ـ رفع هرگونه تبعیض در کائنات
ـ تعویض روکش صندلی اتوبوسهای شرکت واحد
ـ توزیع کارتن ضدآب خارجی در میان عزیزان کارتنخواب
ـ توجه به جوانان
شعار انتخاباتی:
بروید ای حریفان، بکِشید یار ما را