خروج از معيار
فريدالدين حدادعادل
۷ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۹:۴۵
براي شناخت اصطلاح جديد «جريان انحرافي» و مسايل آن، توجه به ابعاد و جوانب مختلف مسأله، ضروري است. تحليلگران سياسي، براي روشن شدن ذهن اقشار مختلف جامعه، بايد بتوانند حدود و ثغور موضوع را بهخوبي روشن كنند.
۱- وقتي صحبت از انحراف به ميان ميآيد ابتدا لازم است كه اصل و معيار بهخوبي تعريف و شناخته شود. بهراستي اصل و اصيل چيست كه در برابر آن انحراف بهوجود ميآيد. براي شناخت جريان اصيل و توضيح مسأله انحراف، توجه به سه نكته لازم است. اول: مبناي فكري يك حركت اصيل شناسايي و تعيين شده و اصليترين شعارهای آن مشخص شود. دوم: شاخص و مصاديق جريان اصيل تبيين شوند، مردم عادي نيازمند مشاهده و درك ملموسي از ملاكها و مصداقهاي يك حركت اصيل هستند. سوم: عرصههاي ظهور انحراف مشخص شوند تا انحراف از يك حركت اصيل، از تفاوت ديدگاهها و حتي پديدهها، متمايز شود.
لازم است توجه كنيم كه يك جريان انحرافي هميشه ضمن آنكه سعي ميكند اهداف خود را دنبال كند، مراقب است تا اصل و حركت اصيل گسترش نیابد. چراكه بدينوسيله آلودگيهاي اين جريان پنهان ميماند.
۲- با توجه به زاويه انحراف و دوري آن از اصل سه طيف را ميتوان تعريف كرد.
الف: گروهي كه از ابتدا به يك جريان اصيل اعتقاد نداشتهاند و براي پيگيري اهداف خود به حلقه اصلي و اصيل نزديك شدهاند، بهطور طبيعي، در هر فرصت مناسب، ضربهاي به جريانهاي اصلي وارد ميكنند.
ب: عدهاي بهواسطه مسايل مختلف، از اصل جدا ميشوند. حتي برخي از اين اقشار ممكن است بدانند كه دچار فاصله و زاويه با حركت مستقيم شدهاند. جمع ديگري هم ممكن است به اختلاف خود واقف باشند، ولي علت جداييها را كجسليقگي و انحراف ديگران بدانند. اين گروه بهدليل علاقه فردي يا شخصي خود به اصل مسأله، خواهان سرنگوني آن نيستند، بلكه بهدنبال اصلاح هستند، ولي ممكن است در عمل در كنار دشمنترين دشمنانِ دوستان خود قرار بگيرند.
ج: هر گروهي ممكن است عدهاي كارمند، همراه و سياهيلشكر داشته باشد. در حركت انحرافي گاهي اين عده بهدلايل مختلف، قدرت تصميمگيري و استقلال رأي مكتبي خود را از دست ميدهند؛ دوستيهاي قديمي، نسبتهاي فاميلي، لزوم امرار معاش، قاعده مأموريت و معنويت، همكاريهاي سياسي و تشكيلاتي و... اين جمع در مواقعي به بيشتر طراحان و مديران لطمه ميزنند، چراكه انگيزههاي مختلف مادي و ذهني در كنار عدم دسترسي به ديگر تحليلها، آنها را به اتخاذ تصميمات تند و راديكال وا ميدارد.
۳- وقوع انحراف، گاهي در اثر عوامل مختلف، تحليل و تبيين ميشود:
الف: در برهههايي از زمان، يك انحراف كاملا طراحي شده و با برنامه است، چراكه دشمن با خيزشي استراتژیک انحرافي را طراحي و ساماندهي كرده است.
ب: شرايط ديگري هم وجود دارد. منتها عدم تفاهم، سوءتعبير، كجسليقگي، بدبيني يا خوشبيني زياد، منويات شخصي ديگر، ضعف قواي نفساني نظير حسد، غرور، عُجب، تندخويي، بياعتمادي و... موجب انحراف ميشود.
ريشههاي اين دو نوع انحراف از هم جدا هستند، روش درمان هريك نيز متفاوت است. در صورت نااميدي از درمان، طرق مقابله و مواجهه با اين دوخطر هم يكسان نيست. نبايد در مواجهه با هر سبك، از روش مداوا و يا جراحي انحراف ديگر بهره گرفت.
مشكل جدي آنجاست كه قربانيان و اجزاي دخيل در انحراف نوع دوم، در كنار عناصر جريان نخست قرار ميگيرند. يعني عدهاي ممكن است با نيتهاي خير، اسباب دست كساني شوند كه از ابتدا نسبت به اصل جريان بياعتنا بودهاند. در نتيجه با اعتقاد بالا و عزم جزم به دشمن خدمت ميكنند، در حاليكه حتي شايد ندانند دشمن واقعي كيست؟
اين مبحث ادامه دارد...
منبع: پنجره