| آواز خوش |
| گزارشی از حاشیههای سازمان میراث فرهنگی |
| پنجشنبه ۱۵ مهر ۱۳۸۹ ساعت ۱۴:۵۲ |
فریبرز کلانتری
از روزی که سکان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی - که بعد از مدتی به این سازمان ملحق شد - بهدست اسفندیار رحیممشایی افتاد، روزی نبود که این سازمان با حاشیههای مختلف مواجه نباشد.
خواه این حاشیهها، ماحصل اظهارات جنجالبرانگیز ریاست آن باشد یا طبیعت خود سازمان، اما آنچه پر واضح است، اینکه امید میرفت با روی کار آمدن ریاست جدید، از این حاشیهها کمی کاسته شود. اما با شگفتی باید بگوییم که این سازمان گویی با روی آرامش دیدن، میانه خوبی ندارد!
شاید مروری بهصورت فشرده، از نوع فرمتهای جدید کامپیوتری، دریچهای هرچند کوچک بر این راز بگشاید؛ از ماجرای ساختمان عظیم خیابان احمد قصير و دستور لغو خرید آن توسط محمود احمدینژاد گرفته تا رقص زنان ترک در مراسمی در ترکیه که اسفندیار دولت نیز در آن حضور داشت و سفر سفرای خارجی به مناطق غربی کشور تا حاملان دفنواز قرآن و سخنان جنجالی همیشگی مشایی که با وجود ترک مسئولیت ریاست سازمان، هنوز بهنوعی بر آن سایه افکنده است.
البته این نکته را نیز نباید فراموش کنیم که ریاست جدید نیز خودی نشان داده و در ماجرای قتلعام ارامنه توسط ترکها و کوروش زمان بهخوبی ثابت کرده که اگر نتواند به حد مشایی برسد، اما شاید بتوان ایشان را بهنوعی دنبالهروی مشایی نامید؛ اما آنچه که بهنوعی باید بیشتر به آن توجه شود، بهنظرم - بهعنوان یک نویسنده در این حوزه خاص - بررسی عملکرد این سازمان است تا حاشیههای پر سر و صدای رؤسا و مدیران آن. چون این بخش، قسمت اصلی ماجرا و بخش، دیگر قسمت فرعی آن را تشکیل میدهد.
و اینکه چرا جای اصلی و فرعی درخصوص این سازمان تغییر یافت، خود جای بحث و مجال دیگر است.
ماجراي بركناري ریيس موزه ملي ايران از آن دسته اتفاقات حوزه ميراث فرهنگي است كه شايد اگر در زمان انتخابات و اغتشاشات پس از آن رخ نميداد، واكنش بيشتري در رسانهها مييافت. آیا انتخاب مديري جوان كه تخصصي هم در اين عرصه ندارد، به اين دليل كه بعضی از رسانهها به آن پرداختند: «معلم خصوصي ریيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري سابق و لاحق» صحیح است؟
ماجراي كوچك شدن بدنه دولت و گماشتن متخصصان از هر فرقه و گروهي كه بارها و بارها از سوي رهبر معظم انقلاب و بهدنبال آن از سوي رياست جمهوري مطرح و بر آن تأكيد شده بود، بهراحتي از سوي مديران كوچك ناديده گرفته ميشود که مورد قبول نيست.
بحث تخصص در گماشتن اشخاص بر بعضی جایگاهها در سازمان میراث فرهنگی، سئوال همیشگی رسانهها بوده است. بهعنوان مثال، موزه ملی ایران که ریاست سابق آن فارغالتحصیل ادبیات نمایشی بود و ریاست جدید آن تحصیلاتی در زمینه میکروبیولوژی دارد.
به هر حال حفاظت از ميراث فرهنگي اين كشور، پاسداري از مرزها و ارزشهايي است كه سالها بر اين كشور حاكم بوده و توسعه صنايع دستي و گردشگري هم چيزي جز اقداماتي براي توسعه اقتصادي كشور نبوده و نيست!
حواشی بسیاری در مورد شورای راهبردی رسانهای این سازمان، از زمان تأسیس توسط مهراندیش تا حال که سکان آن به عهده محسنی است، شکل گرفته است.
به بحث همگانی، همهمکانی و همهزمانی سفر بپردازیم که نه سفر همگانی شد و نه همهجای این مملکت رونق گرفت، بلکه کم و بیش شاهد صفهای کیلومتری ماشینها در جادههای منتهی به شمال کشور، آن هم در یک زمان خاص بودیم، اما هنوز اهالی محروم سیستان و بلوچستان چشمانتظار قدوم مسافرانی هستند تا شاید باعث رونق و آبادانی شهرشان شود.
کارت سفر نیز ماجراهای بسیاری بههمراه داشت. كارت سفر از آن شعارهایی بود كه سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري چند سالي است به مناسبت آن، مانورهاي متفاوتي را در سطح كشوري به نمايش ميگذارد كه ميتوان به همهزمان كردن سفر، راهاندازي تورهاي ارزانقيمت، ارائه تخفيف با كارت سفر و ارائه وامهاي سفر به گردشگران و... اشاره كرد. اما بهراستي تا كنون چند درصد، اين شاهد خوشنام و خوشآوازه را كسي در آغوش گرفته است؟!
قرار بود سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري با همكاري اداره رفاه سازمانهاي مختلف، كارتهایي به نام كارت سفر براي كارمندان و كاركنان دولتي صادر كند كه دارنده آن در طول سال بتواند از خدمات آن يعني از هتل، خريد بليت و... استفاده كند. اين سازمان بارها مدعي شد كه جلسات متعددي را با مسئولان و دستاندركاران اين امر و برخي از بانكهاي عامل برگزار كرده و به نتايج خوبي هم در اين زمينه دست يافته است. حتي گاهي اين داستان را تا جايي پيش ميبرد كه با ارائه آمارهايي اعلام ميكرد كه اين تعداد كارت براي كارمندان صادر و توزيع شده است! اما اينكه آيا كسي توانسته از اين كارتها استفاده كند يا نه، همواره در هالهاي از ابهام بوده و هست!
جشنوارهها نیز برای خود داستانی متفاوت دارند که در حوزههای مختلف برگزار شدند. ولی آنچه را که ماحصلش بود، میتوان به تشکیل بدنه جدید دولت تعبیر کرد.
همایشها نیز قصهای برای خود دارند. شاید يكي از راههاي تبادل دستاوردهاي علمي و باخبر شدن از آخرين تكنيكهاي روز دنيا، برگزاري همايشها و سمينارهايي است كه از سوي بخشهاي دولتي و خصوصي، همواره پيگيري و برگزار ميشود. سيمنارهايي كه علاوهبر رد و بدل كردن اطلاعات، شايد راهي براي برقراري تعامل و ارتباطات گسترده ميان پژوهشگران و استادان در موضوعي خاص كه با ارائه آخرين نتايج پژوهشها، همواره مسيرهاي بهتري را براي دستيابي بهنتايج واقعي به ارمغان ميآورد.
اما با اين حال، پس از گذشت سالها و برگزاري بسياري از سمينارها و همايشها، فرهنگ برگزاري همايش در كشوري چون ايران، هنوز آن چنانكه بايد جا نيفتاده است و همايشهاي بسياري، نهتنها به ارائه آخرين دستاوردهاي علمي دنيا نميپردازند، بلكه به صندوقي براي دريافت كمكهاي نقدي و غيرنقدي ديگران تبديل شدهاند!
شاهد اين مثال را ميتوان سمينار تخصصي شناخت راهبردهاي ساخت برند در صنعت گردشگري دانست كه با همكاري سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري برگزار شده بود.
حضور در نمایشگاههای گردشگری نیز يكي از شعارهاي دولت نهم جهت توسعه گردشگري داخلي و خارجي در كشور بود. توسعهاي كه بر اساس آن بسياري از سفراي كشورهاي مختلف، بارها و بارها به بهانه همايشهاي مختلف فرصتهاي سرمايهگذاري به گشتوگذار در ايران پرداخته و از طريق آن با كشورمان آشنا شدند. سازمان ميراث فرهنگي نيز هربار كه با هزينههاي كلان اين همايش را برپا ميكرد، از مسئولان و مقامات ارشد كشوري گرفته تا مديران مخلتف آژانسهاي گردشگري را در اين همايش شركت داده و در جلوي دوربينهاي مختلف تأكيد ميكرد كه اين براي نخستينبار است كه سفراي كشورهاي مختلف، اينچنين با اين كشور آشنا ميشوند و در حوزه گردشگري تمايل خود را براي سرمايهگذاري و تبادل گردشگر اعلام ميدارند.
البته همين فضا موجب شده بود كه خلاقيت مديران ارشد دولتي شكوفا شده و بازهم براي نخستينبار به فكر تهيه تقويمي با عنوان تقويم نمايشگاههاي خارجي و داخلي افتاده و آن را پس از پيگيريهاي بسيار تهيه كنند.
به هر حال، تقويم نمايشگاهي نيز بدون هيچ معطلي تهيه شد! چراكه در عرض چند ماه، اين سازمان از طريق تريبونهاي رسانهاي اعلام كرد كه با مطالعات انجام شده، كشورهايي بهعنوان بازار هدف مشخص شده است كه براساس آن قرار است در نمايشگاههاي مختلف اين كشورها حضور يافته و يا اينكه از طريق برگزاري هفتههاي فرهنگي در آنجا و بالعكس، ايران را در اين كشورها معرفي كنيم تا از طريق گردشگري، اين كشور توسعه يابد!
فهرست بازارهاي هدف كه هرگز بهطور رسمي اعلام نشد و سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري بهصورت پراكنده، تقويمي را ارائه كرد كه در آن كشورهايي چون امارات متحده عربي، فرانسه، انگلستان، يونان، هلند، اسپانيا، تركيه، ايتاليا و آلمان بهعنوان كشورهايي كه نمايشگاههاي مختلف گردشگري برگزار ميكنند، معرفي شدند و قرار بر اين شد كه ايران در اين نمايشگاهها حضور يابد تا بتواند از اين طريق به معرفي ايران در جهان بپردازد.
البته در همان زمان هم بسياري از رسانهها با درج مقالات و گزارشهاي انتقادي كوشيدند كه به ياد اين سازمان بياورند كه اين سازمان بهعنوان يك ارگان دولتي بايد تنها سياستگذار بوده و بهصورت اجرايي وارد عمل نشود، بلكه از طريق حمايت كردن از بخشهاي خصوصي و تشويق آنها براي حضور در اين نمايشگاهها، به معرفي ايران در سطح جهان بپردازد.
و ...
به پایان آمد این دفتر
حکایت همچنان باقی است
منبع: هفته نامه پنجره/ شماره 62