امروز  جمعه ۵ خرداد ۱۳۹۱
شهرزاد در زندان حقوق بشر آمريكايي
اميدوار بني‎سليم
دوشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۱۴:۲۹
 
سانسور دولت امريكا، همه جا را فرا گرفته و آنان براي اين كار از عبارت حفظ امنيت ملي سوءاستفاده مي‌كنند.

مدل آمريكايي حقوق بشر، اين بار باعث گرفتاري زن بيگناهي شده كه گفته مي‌شود شوهر سابق او متهم به تلاش براي خريد تجهيزات ديد در شب است. نام شهرزاد ميرقلي خان، شهروند ايراني كه از سه سال پيش در زندان‌هاي مختلف آمريكا تحت شكنجه قرار دارد، اين روز‌ها بيش از گذشته بر سر زبان‌ها افتاده؛ زيرا از يك سو، جمهوري اسلامي ايران، با رافت اسلامي، جاسوسه‌هاي امريكايي را با قرار وثيقه از بند آزاد مي‌كند و از سوي ديگر، ميرقلي خان با مصاحبه زند‌ه‎اي كه با شبكه برون‎مرزي سيماي جمهوري اسلامي (پرس تي‎وي) داشته، ابعاد تاز‌ه‎اي از وضعيت و لحظات تلخ زندگي خود را در زندان‌هاي مختلف آمريكا، افشا كرده است.
 
تفاوت رفتار با زندانيان و بازداشتي‌‌هايي كه به دلايل امنيتي در زندان‌هاي ايران و آمريكا نگهداري شده‎اند، از مقايسه رفتار ايران با سارا شورد و كلوتيد ريس و رفتار آمريكايي‌‌ها با شهرزاد به‎خوبي هويداست.

اتهاماتي كه هر بار تغيير مي‌كند
ماجراي اتهام‌هاي بي‎پاياني كه متوجه شهرزاد ميرقلي خان مي‌شود، انتهايي ندارد. اين زن، كه مادر دو دختر دوقلوست، بار اول در دادگاهي واقع در اتريش به اتهام همكاري با شوهرش، محمود سيف به‎عنوان تلاش براي خريد عينك‌هاي ديد در شب نظامي، متهم و محكوم به زندان شد. تا اين‌كه وي پس از تحمل 28 روز بازداشت، با پرداخت جريمه نقدي از اتريش خارج شد. 

وي در ادامه مسافرتش به نيكوزيا، پايتخت قبرس رسيد و در آن‌جا به وي اطلاع دادند پاسپورت آمريكايي وي، داراي اشكال است. برايش بليت هواپيما گرفتند و با دعوت حكومت آمريكا براي اداي توضيحاتي به دادگاهي در فلوريدا خوانده شد. ولي به گفته شهرزاد، پس از نشستن هواپيما در فرودگاه آمريكايي، به وي دستبند زدند و به اتهام تلاش براي خريد دوربين‌هاي ديد در شب، به زندان بردند.
 
از آن روز تاكنون، سه سال مي‌گذرد و هر روز اتهامات اين زن، رنگ و روي ديگري به خود مي‌گيرد. ابتدا از همكاري با شوهرش محمود سيف براي خريد تجهيزات مشمول تحريم به ايران به وي تفهيم اتهام مي‌شود تا زماني كه موضوع جاسوسي و تلاش براي رد و بدل كردن اطلاعات طبقه‎بندي شده آمريكايي وارد پرونده‎اش شد و بعد از آن، جهت فشار آوردن به اين زن بي‎پناه، موضوع جاسوسي همسر وي مطرح و شهرزاد متهم به همكاري با وي مي‌شود و بعد براي يافتن مكان زندگي اين مرد تحت فشار قرار مي‌گيرد.
 
اين موضوعات تهي از واقعيت در شرايطي مطرح شده كه گفته مي‌شود، محمود سيف هم‎اكنون در ايران به سر مي‌برد و زندگي عادي خود را مي‌گذارند!

سارا شورد، نمونه آمريكايي در ايران
در زماني‎كه شهرزاد ميرقلي‎خان از زندان‌هاي ايالتي و فدرال آمريكا و شكنجه‌‌هاي مختلف آمريكايي‌ها مي‌نالد و مادرش، بار‌ها در گفت‌وگو با رسانه‌‌هاي ايراني از مشكلاتي كه دستگير شدن ناگهاني و غير‎قانوني شهرزاد براي وي و دو دخترش – مليكا و ملينا- پيش آورده گفته، سارا شورد، زني كه متهم به ورود غير‎قانوني و تلاش براي جاسوسي در ايران است، با نظر مساعد دادستان تهران و با توديع وثيقه 500 ميليون توماني از زندان آزاد و بلافاصله از ايران، خارج شده است.
 
سارا شورد، كه به همراه دو مرد جاسوس ديگر از طريق مرز‌هاي غربي كشور، به حريم ايران وارد شده بود و در بازجويي‌ها به ارتباط با گروه‌‌هاي معاند در كردستان عراق اعتراف كرده، بنا به درخواست دادستان و رافت اسلامي قوه قضاييه ايران آزاد شد ولي قبل از خروج از ايران، خانواده شهرزاد با وي ديدار كردند. 

به‎گفته مادر شهرزاد، در اين ملاقات، شورد 31 ساله از رفتار خوب زندان‎بان‌ها در طي دوران بازداشت و از غذا‌هاي ايراني به‎خصوص فسنجان و زرشك‎پلو با مرغ تعريف كرده و گفته ترجيح مي‌دهد در آمريكا نيز از اين غذا‌ها براي خود بپزد. شورد در حالي از غذا‌هاي ايراني تعريف مي‌كند كه شهرزاد در گفت‌وگوي مستقيم با پرس تي وي- شبكه برون‎مرزي تلوزيون ايران- گفته در غذا‌هايي كه به وي داده مي‌شود، هميشه حشرات و كرم وجود دارد.

ناله‎هايي از زندان مدعيان حقوق بشر
شهرزاد مير قلي‎خان در گفت‌وگوي تلفني با پرس تي‎وي، درباره زندان‌هاي آمريكا مي‌گويد: «شرايط وحشتناك است. وحشتناك. خيلي دلم مي‌خواهد همه دنيا مي‌توانست به چشم خود ببيند كه شرايط در زندان فدرال امريكا چگونه است. زندان‌‌هاي ايالتي امريكا مثل همه چيز ديگر اين كشور به‎ظاهر و در نگاهي سطحي، خوب به نظر مي‌رسد، ولي وقتي از درون به آن نگريسته شود، به زباله‌داني بيش نمي‌ماند.
زندا‌ن‌‌هاي دولتي امريكا و ايران را از دو بعد مي‌توان با هم مقايسه كرد. امروز در قرن بيست و يكم كشور تازه تأسيس امريكا، ايران را كشوري جهان سومي مي‌داند. با اين نگاه، كسي انتظار ندارد شرايط و امكانات زندان‌‌هاي ايران خوب باشد. دولت ايران هم تاكنون نگفته است كه شرايط زندان‌‌هاي ما از نظر حقوق بشر بهترين در دنيا است.»
 
وي همچنين در توضيح نحوه زنداني شدن خود اظهار مي‌دارد: «آنان حتي براي انتقال من و هم‌بندانم، از راهرويي زير‎زميني استفاده ‌كردند كه روي آفتاب را نبينيم. پس از آن در زمان محاكمه من را به زندان منطقه‎اي منتقل كردند. در مورد زندان فدرال به جرئت مي‌گويم كه مثل سطل زباله است. در جريان محاكمه به زندان ايالتي منتقل شدم. اين زندان هم كثافت محض است. در آن مدت، مأموران زندان با من به‎طور وحشتناكي بدرفتاري كردند. به‎خصوص افراد رتبه‌بالا، با درجه سروان، ستوان و همچنين نگهبانان، بزرگ‌ترين دشمنان من بودند. سپس چند ماه پس از محكوم شدنم، به اين‌جا يعني انستيتوي اصلاحي فدرال در دنبري منتقل شدم. شرايط اين‌جا در مقايسه با زندان ميامي كمي بهتر است، ولي آخر هر روز به سلولم كه همان مزبله است، بر‌مي‌گردم.» 

ناله‌‌هاي شهرزاد از زندان، تمامي ندارد. وي در قسمت ديگري از مصاحبه‎اش، مي‌گويد: «حالا پس از آزادي سارا شورد و نامه‌‌‌هايي كه به رييس‎جمهوري ايران نوشته‎ام، متوجه شد‌ه‎اند كه من ساكت نخواهم ماند و خانواد‌ه‎ام در ايران براي حمايت از من اقدام خواهند كرد. در سه چهار ماه گذشته نامه‌‌هاي زيادي به رييس‎جمهوري احمدي‎نژاد نوشته‎ام و ضمن آگاه كردن او در مورد شرايطم، خواستار اقدام براي احقاق حقم و حمايت شدم. از ايشان خواسته‎ام در دادگاه‌‌هاي بين‌المللي طرح شكايت كنند، زيرا در امريكا عدالتي وجود ندارد.» 

ولي ارتباط آزادي سارا شورد با اين زن بي‎گناه ايراني چيست؟ شهرزاد در پاسخ به اين سئوال، اظهار مي‌دارد: «پس از آزادي سارا شورد، رسانه‌‌هاي امريكا و جهان مي‌خواهند حقيقت را بگويند، ولي دولت اين كشور اجازه نمي‌دهد. سانسور دولت امريكا، همه جا را فرا گرفته و آنان براي اين كار از عبارت حفظ امنيت ملي سوءاستفاده مي‌كنند.
پس از بازگشت سارا به امريكا، آنان خواستار دسترسي به همه مدارك قانوني و اسناد من شدند و تحقيق درباره پرونده من را آغاز كردند. فرزندانم در ايران با سارا ديدار كردند. وي زماني كه به امريكا آمد، نامه‌اي از فرزندانم به همراه آورد كه چيزي از آن در جايي منعكس نشد. من هم از محتواي آن چيزي نمي‌دانم و اطلاع ندارم كه آيا وي درباره من با رييس‎جمهوري اوباما صحبت كرده است يا خير؟
اول اين كه سارا قانون ايران را شكسته بود. ولي من خلافي نكرد‌ه‎ام. آنان از مرز ايران عبور كرده بودند، ولي من به دعوت دولت امريكا براي كار به اين كشور آمدم. آنان براي من بليت فرستادند. آنان از فرودگاه مرا به خاك جهنمي امريكا آوردند. آنان به من دستبند زدند، به زندان انتقال دادند و به هر روش ممكن به‌خصوص از نظر رواني شكنجه كردند. آنان مرا به‎شدت شكنجه كردند كه حاضر شوم براي‎شان نقش جاسوس را بازي كنم و همسر سابقم را تحويل‎شان دهم.»
 
«شرايط زندان‌هاي آمريكا به‎قدري غير قابل تحمل است كه سانسور نامه‌‌ها و اسناد شخصي زندانيان، امري عادي تلقي مي‌شود.» 

شهرزاد در اين باره توضيح مي‌دهد: «آنان به همه نامه‌‌هايم به آقاي احمدي‌نژاد دست پيدا كردند. وقتي بعد از شش روز بازگردانده شدم، متوجه شدم كه حدسم در اين مورد درست بوده است. با مراجعه به افسر زندان، كاغذ‌ها و مداركم را از وي پس گرفتم. گرفتن مدارك و اسناد قانوني من برخلاف قوانين اين كشور است. مطمئن هستم كه پس از كپي كردن اين كاغذ‌ها، به دنبال راهي براي نابود كردن اسناد بودند. من شاهدي زنده هستم كه درباره اين حقايق براي عموم صحبت مي‌كنم و آنان مي‌خواهند با قطع ارتباطم با دنياي خارج، مانع شنيده شدن صدايم در دنياي خارج شوند. آنان اين را دوست ندارند و بايد مرا از بين ببرند. آنان بايد ارتباط من و دنيا را قطع كنند تا هيچ‌كس صدايم را نشنود. آنان به كار‌هاي شيطاني خود ادامه مي‌دهند كه همچنان ابرقدرت باقي بمانند.» 

اين‎چنين است كه ناله‌‌هاي شهرزاد از دل بهشت شداد آمريكايي كه ادعاي سردمداري حقوق بشر در دنيا را دارد، به تصاوير زشت و كريهي پيوند مي‌خورد كه از زنداني شدن اين زن بيگناه، به وجود آمده؛ تصاويري كه بلقيس روشن، مادر اين زن رنجديده، در گفت‌وگو با خبرگزاري‌ها مطرح مي‌كند.

مصايب شهرزاد به روايت بلقيس
بلقيس روشن، يك مادر است. مادري رنجديده كه امروز، سه سال مي‌شود فرزند 31 ساله خود، شهرزاد ميرقلي خان را نديده و به‎تنهايي مجبور به نگهداري از دو دختر نوجوانش، ملينا و مليكا شده است. روشن درباره مصايب فرزند خود در زندان‌هاي آمريكايي مي‌گويد: «شهرزاد مرتب از آزار و اذيتي كه به او مي‌شود صحبت مي‌كند؛ به‎خصوص در ۱۸ ماه اول كه در بازداشتگاه لاندردي در شهر ميامي بود، با او رفتار‌هاي بسيار آزاردهند‌ه‎اي داشتند. مثلا زماني كه در ايران جشن هسته‎اي برگزار مي‌شد، به دست و پاي شهرزاد زنجير بسته بودند و يك ميله آهني به عرض ۱۰ سانت به روي قفسه سينه‎اش بسته بودند و او را با اين وضعيت داخل ون قرار مي‌دادند و طي ۴۸ ساعت بدون استراحت از اين زندان به زنداني ديگر منتقل مي‌كردند.
زماني كه به زندان اصلي برگشته بود، مچ‌‌هاي دست و پايش مجروح شده بود و او را در اين وضعيت و بدون هيچ درماني ر‌ها كرده بودند.» 

به گفته اين مادر كه دخترش را در بند مدعيان قلابي حقوق بشر مي‌بيند، وضعيت شهرزاد پس از تقاضاي تجديد نظر به‎مراتب بدتر شده است. روشن دراين باره مي‌افزايد: «يك بار ديگر زماني كه رأي اوليه دادگاه صادر شده بود، ما تقاضاي تجديدنظر كرديم. دخترم تعريف كرد كه ساعت چهار صبح بيدارش كردند و گفتند بايد به زندان جرجياي آتلانتا برود. اين زندان بسيار مخوف است. شهرزاد را به همراه شش نفر ديگر بعد از چهار روز كه در اين زندان به سر بردند، دو مرتبه در ساعت چهار صبح به زندان لاندردي بازگرداندند و وقتي اعتراض مي‌كند، مي‌گويند كه اشتباه شده است. شهرزاد زماني كه قصد داشت از تخت دوطبقه پايين بيايد، به دليل اين‌كه اين تخت حفاظ نداشت، از پشت به پايين پرت شد و ستون فقراتش صدمه ديد به صورتي‎كه به‎سختي مي‌توانست بايستد. با وجود اين، او را با همان حال و با زنجير با اتوبوس ۱۱ ساعت تا ميامي برگرداندند. بعد از اين‌كه به زندان رسيد، يك كمد فلزي سنگين به او تحويل دادند تا به سلولش ببرد.» 

روشن در قسمت ديگري از گفت‌وگوي خود با خبرنگاران به معاينه و معالجه نيم‎بند دخترش اشاره مي‌كند: «بعد از ۱۵ روز نامه‎نگاري، بالاخره شهرزاد را معاينه كردند و از ستون فقراتش عكس گرفتند و ديدند كه ستون فقرات آسيب ديده و به همين خاطر مدتي روي ويلچر بود، ولي هنوز هم ستون فقراتش دچار مشكل است. بعد هم كه او را به زندان دمري در نزديك نيويورك منتقل كردند؛ به‎دليل عدم درج سوابق پزشكي‎اش تقاضاي شهرزاد را قبول نمي‌كردند و بعد كه ديدند واقعا دچار مشكل است، دوباره عكس‎برداري كردند آن‌جا هم مدتي روي ويلچر بود.»

به گفته اين مادر رنج كشيده، در غذاي شهرزاد در زندان مخصوصا در زندان لاندردي سوسك بود يا اين‌كه داخل نودل (رشته) كه برايش آورده بودند و در ازاي آن پول گرفته بودند، پر كرم بود كه شهرزاد حالش به هم خورد و كارش به درمانگاه كشيد. 

روشن دراين باره توضيح مي‌دهد: «يا اين‌كه در يك سيني غذا قدري كاهو، هويج، پياز و سيب زميني مي‌دادند كه در آن پر از حشرات ريز بود. البته يكي از افرادي كه آمريكايي‎الاصل بود و به اين فضا‌‌ها آشنا بود، مي‌گفت كه احتمالا براي آزار او چنين كار‌هايي را انجام مي‌دهند.» 

به گفته روشن، شهرزاد كه در ۱۸ ماه اول زندان در جايي نمور نگهداري مي‌كردند و در اين ۱۸ ماه او آفتاب نديده بود و دچار بيماري‌هاي پوستي بدي شده بود. 

طبق اظهارات بلقيس روشن، شهرزاد پيش از آن در زنداني نگهداري مي‌شد كه در كنارش يك زنداني به دليل ايدز فوت كرد و او مجبور بود در كناري خودش را جمع كند و بلرزد تا بيايند و جنازه را ببرند. 

به‎راستي، مقايسه ساد‌ه‎اي بين رفتار‌هايي اين‎چنين با نحوه برخورد ايراني‌ها در مدت بازداشت جاسوس‌هايي كه از مرز‌هاي غربي به شكل غيرقانوني وارد كشور شده‎اند، نشان مي‌دهد فاصله ميان داعيه حقوق بشر تا به‎جا آوردن حقوق ديگران، چقدر است. به‎راستي اگر شهرزاد به‎عنوان يك آمريكايي در ايران بازداشت مي‌شد، چنين رفتار‌هاي ننگين و شرم‎آوري با او مي‌شد؟

منبع: هفته نامه پنجره/ شماره 68

Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 144536