امروز  جمعه ۵ خرداد ۱۳۹۱
الگوی تعامل
محمدصادق شهبازی
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۰۴
 

جنبش دانشجویی، جنبش اجتماعی غیرمعطوف به عرصه قدرت با وظیفه تولید و بازتولید و نشر گفتمان، کمک به حاکمیت، پرسش‎گری، نقد حکومت، نهی از منکر حاکمان و عدالت‎خواهی، ظرفیت‎سازی برای تحقق اصول کلی ترسیم شده به‎وسیله رهبری دینی، پیشرویی و تأکید بر آرمان‎ها در مقابله با تسلیم کامل مقابل وضع موجود - که بسیاری اوقات دامن بوروکرات‎ها و مسئولین را می‎گیرد -. تجلیل از اقدامات مثبت در چهارچوب این آرمان‎ها، مقابله با انحرافات از اصول کلی دینی و هدایت رهبری است. 

در چهارچوب خیرخواهی و قرار دادن همه ظرفیت خود برای تحقق اهداف حاکمیت دینی (النصیحه للائمه الملسمین)، امر به معروف و نهی از منکر، اعتراض مقابل ظلم و بی‎عدالتی (لا يحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم)، بغی (شورش در مقابل نظام طاغوت)، بر اساس میزان پایبندی مطلق به عدالت و آرمان‎های دینی تا ظلم و واگرایی از این آرمان‎ها و اصول کلی ترسیمی به‎وسیله امام (رهبری دینی)، مدل تعامل خود را تنظیم می‎کند. (محاربه و افساد فی‎الارض هم کنش غیردینی ظالمانه علیه حکومت دینی است.) امام راحل علاوه‎بر چهارچوب کلی قانونی برای حل معضلات نظام در شرایط خاص و عدم تعطیلی آرمان‎ها در چهارچوب مصالح، در بند م وصیت‎نامه خویش، امکان عمل مستقیم برای جوانان حزب‎اللهی برای دفاع از اسلامیت نظام در چهارچوب رهبری دینی و حفظ نظام (اوجب واجبات) را نيز ترسیم کردند. 

اما بسیاری اوقات کژکارکرد‎هایی با تبدیل به پیاده‎نظام جناح‎ها و یا دولتي شدن، عدم انجام وظیفه دینی و کنش مطابق تعاریف مدرن از جنبش دانشجویی (مثل الگوی جنبش دانشجویی می 1968 برای مدرن‎ها)، عدم آرمان‎گرایی و عادت کردن به گرفتار آمدن در بند واقعیت‎های عینی و مصالح روزمره، تبدیل به سکوی پرش، عدم بصیرت در شناخت نیازهای لحظات انقلاب و... رخ می‎دهد. 

در دوره‎های مختلف، بسته به میزان پای‎بندی فعالین و دولت‎ها به اصول دینی، رفتارهای مختلفی شکل گرفت. بغی مقابل حکومت طاغوت، نهی از منکر و جهر بالسوء من القول مقابل دولت موقت و بنی‎صدر و عمل در چهارچوب آن‎چه بعدها بند م وصیت‎نامه شد، در مواردی مثل تسخیر لانه، انقلاب فرهنگی، النصیحه و پر کردن پازل نظام در کارهای بین‎المللی مثل کنفرانس حرکت اسلامی دانشجویی و جهاد سازندگی؛ سال‎های 1368 - 1362: تبدیل جریان دانشجویی به پیاده نظام دولت و جناح چپ، سال‎های 1376 - 1368. درطي اين سال‌ها جنبش دانشجویی به دو بخش و پیاده نظام دو جناح سیاسی تبديل شد. سال‎های 1380 - 1376.سیطره جریان دانشجویی غرب‎گرا و پیاده‎نظام لیبرال‎ها در دانشگاه و نقش اپوزیسیون نسبت به حاکمیت و بغی مقابل آن و پیاده‎نظام دولت و مجلس، که تا حدود سال 1382 آخرین جریان آن تدوام داشت. نهی از منکر و جهر بالسوء من القول، در مقابل دولت تا 1384(نمونه‎هایی نظیر جنبش دفاع از استقلال و دفاع از حقوق هسته‎ای، مقابله با کارتن‎خوابی و دانشجوی پولی و اشرافیت حاکمیت). بعد از سال 1384 طیف کوچکی از جریان دانشجویی به‎وظیفه النصیحه (خیرخواهی به دولت و کمک به آن در مواردی نظیر مسائل سیاست خارجی و اردوهای جهادی)، نهی از منکر و امر به معروف (سیاست‎های فرهنگی و اقتصادی و سیاست خارجی غلط نظیر مذاکره با آمریکا یا لیبرالیسم فرهنگی) و جهر بالسوء من القول (نظیر دانشجوی پولی) پرداخت و بخش عمده‎ای از جریان دانشجویی داخل حاکمیت همان اشتباهات طیف راست جریان دانشجویی 1376 - 1368 را تکرار کرد.
 
منبع: هفته نامه پنجره/ شماره 71




Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 147335  
الگوی تعامل