امروز  جمعه ۵ خرداد ۱۳۹۱
کدام وحدت؟
سيدمرتضي فاطمي
شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۴:۰۰
 
دیالکتیک حقانیت و مصلحت

قاطبه عقلا و متفکرین اجتماع و ارتفاع نقیضین را محال دانسته و آن را «ابده بدیهیات» خوانده‎اند. این قلم نیز درصدد نفی این قاعده و قضیه عقلی نیست.

پیرامون سؤالات زیر تأمل کنید.
آیا پیچیده‎ترین معمای خلقت دیالکتیک آسمانی- زمینی علی (عليه‎السلام) نبود؟ مگر نه این‎که علی را در عرش بیش از فرش می‎ستودند و او در فرش زانو در بغل داشت؟

مگر امیر مؤمنان علی (علیه‎السلام) حق مطلق نبود؟
مگر می‎شود حق مطلق بود و در برابر برخی سکوت و حتي همراهی داشت؟
مگر می‎شود پسر علی (عليه‎السلام) حق مطلق باشد و تن به صلح با فلانی دهد؟
مگر می‎شود پسر علی دانسته و آگاهانه خویش و تبارش را راهی دشت بلا کند؟

مگر می‎شود سلاله علی حبه دانه انگور زهر آلود را بر کام بگذارد؟
مگر می‎شود...؟!
آری می‎شود، شیعه یعنی شدن. شیعه یعنی شدن آن‎چه که عقل جزءنگر ناممکن می‎پندارد. شیعه یعنی دیالکتیک حقانیت و مصلحت و تاریخ پر حماسه شیعه پر است از این داستان‎‎های پیچیده عقلانی.

و اما امروز...
پیش از این‎که ادامه دهم خداوند را گواه میگیرم، اشهد بالله که من شیعه‎ام پر از تولی و تبری به میزان ظرف محدود خود و امید دارم این شهادت برای صاحبان حسن‎ظن کفایت کند. به لطف خدا پنجره نیز مهر تولا بر پیشانی و در تبری هم سابقه‎ای روشن دارد - به گمانم هنوز مخاطبان مان پرونده‎‎های بحرین و پاراچنار با تیتر‎‎های «نحن ابناء الحیدر» و «این‎جا کربلاست» را به یاد دارند.

شاید سؤال کنید این همه صغری و کبری برای چیست؟
این هفته مزین به نام پر مسمای وحدت است و به همین مناسبت، در پنجره ویژه نامه‎ای برای تقریب مذاهب و شخص آیت‎الله تسخیری (رياست مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي) کار کرده‎ایم. می‎دانید که به‎زعم برخي افراد، نزدیک شدن به این مباحث غيرقابل‎تصور و حتي گناهی نابخشودنی است.
کسانی‎که خود را خالص‎تر از دیگران می‎پندارند و تنازل در جهت مصلحت بزرگتر را مذموم می‎دانند اما هیچ‎گاه با خود نیاندیشیده‎اند که چرا قرار است ماموم جلوتر از امام حرکت کند.

مگر نمی‎شود تبري داشت و اصل را از فرع تشخیص داد؟ مگر اصل در زمان علی (علیه‎السلام) حفظ اسلام نبود. مگر حق او را غصب نکردند. زبانم لال مگر فاطمه‎اش را... او چه کرد؟
اگر دیروز پیر جماران دم از وحدت مذاهب می‎زد اگر امروز رهبر انقلاب حضرت آیت‎الله خامنه‎ای فتوای حرمت سب صحابه را شجاعانه صادر می‎کند، اين‎ها دال بر بی‎تولایی نیست. این همان پیچیده‎گی‎‎های شیعه است.

همان فروخفتگی‎‎های علوی است. همان وسعت دید و آینده‎نگری است. این همان نگاه جبهه‎ای در برابر دشمن اصلی است؛ تفطن پیش‎دستانه در برابر فتنه دشمن اصلی که همان صهیونیست جهانی و استکبار است.
به یقین می‎گویم که دغدغه اسلام و تشیع در حضرت امام و رهبر انقلاب بزرگترین دغدغه هاست. شاید این خاطرات دکتر ولایتی از رهبر انقلاب موید این نکات است:

«اوایل رهبری مقام معظم رهبری، ایشان من را احضار کردند و گفتند فلانی! مدتی است که من دچار کمردرد هستم. فکر می‎کنم به‎خاطر اخباری است که از بوسنی می‎رسد؛ به‎خاطر جنایات و کشتار‎ها و تجاوز به نوامیسی که می‎کنند. فلانی! شما مسئولی بروی دنبال این کار، و از شما می‎خواهم که هر کاری که می‎توانی بکنی، و فردای قیامت از شما بازخواست خواهم کرد... . یک روز شنیدم که ماهاتیر محمد سخنی علیه شیعه گفته است. رفتم مالزی، با ایشان دیدار کردم، و آن‎جا گفتم:

شما می‎دانی ما به‎واسطه حمایت از فلسطین و بوسنی توسط آمریکا و هم پیمانانش در فشاریم. این‎‎ها سنی هستند یا شیعه؟! گفتم شما می‎دانی آمریکایی‎‎ها به ما پیغام داده‎اند که «اگر دست از حمایت فلسطین بردارید، تمام مشکلات ما با شما حل می‎شود»، و ما قبول نمی‎کنیم؟!»
بد نیست از این معبر گریزی نیز به این‎روز‎های سپهر سیاست بزنم. بزرگانی گرد هم آمده‎اند و جبهه‎ای تحت لوای اصول‎گرایی تشکیل داده‎اند و همه اصول‎گرایان را که شاخصی به نام ولایت دارند به اتحاد در برابر دشمنان اصلی دعوت می‎کنند.

(درصدد تأیید و رد صفر و صدی هيچ جریانی نیستم) نگاه جبهه‎ای، همان نگاه وحدت برای مصلحت بزرگ‎تر و با هم‎پوشانی فکر‎ها و سیاست اندیشه‎‎های متفاوت است؛ پس قرار نیست هر آن‎که در این دایره است به یک نوع بنگرد.
اصول‎گرایی یک طیف است و جبهه متحد یک جبهه است اما یک حزب و جمعیت نیست. طیفی که مشترکات‎شان بیشتر از نکات افتراق آن‎هاست.

تفاوت هم الی الابد وجود دارد و آن‎چه اهميت دارد اين است كه تشتت نباید وجود داشته باشد تا دشمنان سوء‎استفاده کنند وگرنه در مجموعه اصول‎گرایی، افراد و گروه‎‎های مختلفي فعال هستند که کاملا هم با یکدیگر متفاوتند.

اگر نتوانستیم اشتراکات حداکثری در بین گفتمان‎‎های بسیار نزدیک و کم تنش را حل و فصل کنیم، نمایندگان خوبی نخواهیم بود برای عملیات جهانی اسلام و تشیع در آینده‎ای نزدیک.

اگر رییس‎جمهوریم، اگر نماینده مجلسیم، اگر استاد اخلاقیم و... دیگران را با تهمت به باند‎‎های ثروت و قدرت وصل می‎کنیم، اگر در رسانه‎های‎مان چنگ بر صورت هم می‎کشیم؛ معنای ولایت را نفهمیده‎ایم و در پازل دشمن خوش نقشی می‎کنیم. تخریب‎ها و افتراق‎ها نهایتی جز فتنه‎ها ندارد. فتنه‎‎هایی چون اختلاف شیعه و سنی، چون پارچنار، چون بحرین، چون جدا شدگان از انقلاب در فتنه ۸۸ و چون...

منبع: پنجره
Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 207086