پربيننده ترين عناوين
| رنگ پیراهنها از کجا آمده بود؟ |
| قرمز و آبی طرح پیشنهاد انگلیس به ساواک |
| دوشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۵۰ |
| ۳ نظر |
۱۳۸۸-۱۲-۰۱ ۲۱:۲۵:۴۲ |
| فوتبال وجنگ نرم یکی از مسائلی که امروزه مورد تاکید مقام معظم رهبری میباشد مسئله جنگ نرم است معظم له با تاکیدی فراوان این خطر بزرگ رابه همه اقشار جامعه خصوصا جوانان گوشزد می نمایند. حال به این مسئله می پردازیم که جنگ نرم چیست؟ جنگ نرم در واقع چیزی نیست جز (تصرف قلبها و مغزها). در گذشته کشورهای سلطه گر مستقیما کشورهایی را تصرف می کرده وبر آن حکومت می کردند مانندهجوم آنگلوساکسونها و تصرف ایالات متحده متعلق به سرخپوستها،تصرف استرالیای سرخ پوست ، نیوزلند سرخپوست ، هندوستان و.. این امر استعمارنامیده شد که بعدها با پیشرفت زمانه واستفاده امپریالیسم از حربه های جدید دیگر نیازی به حضور وتصرف مستقیم نبود بلکه با گماردن حکام دست نشانده عملا بر این کشورها حکومت می کردند نظیر کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و جهان اسلام (استعمار نو). امروزه با پدیده ای با نام (استعمار فرانو) روبروییم که دیگر نیاز به جنگ سخت نیست بلکه امپریالیسم با تکنیک های گوناگون قلبها و مغزها تصرف می کند وانسان ایرانی دیگر دشمن امپریالیسم نیست بلکه با ورود حب در قلب و شک ویقین درمغز او به انسان ایرانی مدافع امپریالیسم تبدیل می شودو آرمان شهر وقبله او دیگر غرب می باشد. امروزدر حوزه جنگ نرم عمدتا ورزشکاران و هنرمندان به تصرف قلبها پرداخته و اندیشمندان به تصرف مغزها میپردازند. همانطور که اشاره گردید در حوزه تصرف قلبها ورزشکاران نقش عمده ای را ایفا میکنند و یک سوپر استار ورزشی با تولید هیجان در فرد و ایجاد حب در دل، قلب های او را تسخیر وبه تصرف خویش در می آورد. فوتبال امروزه به مهمترین ورزش تبدیل شده است تا جایی که ارزش و توجه جهانیان حتی از المپیک نیز بیشتر بوده در واقع رئیس فدراسیون فوتبال در حد یک رئیس جمهور قدرت و نفوذ دارد و حتی قدرتش و نفوذ او از شخص دبیر کل سازمان ملل نیز بیشتر است.. مثالا در کشور خودمان میبینیم که شورای امنیت سازمان ملل 3 قطعنامه علیه کشور صادر می کند وایران را به تهدیدهای سخت ونیمه سخت تهدید می کند و مسئولین نیز به این قطعنامه ها اصلا توجهی نمیکنند. اما در مسئله فوتبال ، وقتی می گوییم که رئیس فیفا از شخص دبیر کل سازمان ملل با نفوذتر است به این دلیل است که یک NGO به نام FIFAکه از لحاظ حقوقی قوانین آن برای کشورهای جهان غیرالزام آور است امروزه تا جایی رفته است که سران کشورهای دنیا را پاسخ گو کرده است.در کشور خودمان دخالتهای فیفا تا جایی پیش رفت که در مسئله تعلیق فدراسیون فوتبال ، حق پخش تلویزیونی بازیهای لیگ برتر فوتبال و.. مسئولین دولت را مجبور ساخت که سریعا خواسته های فیفا را عملی سازد، جالب است کشوری که به تهدیدات شورای امنیت اصلا توجه نمی کندخواسته های غیرالزام آور فیفا را سریعا وبدون کاستی اجرا می کند، این همان جنگ نرم است و به بصیرتی که مقام معظم رهبری بدان اشاره فرمودند نیازمند است. آیافوتبال چه لزومی دارد که در حالی می توانست نباشد؟ آیا واقعا به صرف پیروزی تیم ملی ایران و کسب مقام در جایگاههای بین المللی و اهتزاز پرچم کشور افتخاری نصیب ما میشود؟ فرهنگ ما به کدامین کشور صادر می شود؟ آیا بازی کردن در زمین دشمن آنگلوساکسونی انگلیس(زمین فوتبال) افتخار است؟ ما در زمین دشمن وبا قواعد دشمن چگونه میتوانیم فرهنگ و ارزشهای اسلامی را صادر کنیم؟ اتفاقا این جریان معکوس می باشد که دشمن آنگلوساکسونی با ترسیم زمین بازی همه را به ایفای نقش در آن دعوت کرده است وما در زمین دشمن وبا قواعد اوست که به این بازی تن میدهیم و فرهنگ و سبک زندگی اوست که به تمامی کشورهای دنیا صادر می شود. در مسائل استرتژیک تئوری( game war )از اصل فوتبال اقتباس می شود که زمین بازی فوتبال زمین بازی سیاست است که به دو قسمت تقسیم شده است زمین سوسیالیسم (قرمز)و زمین لیبرالیزم (آبی) .برای پیروزی در بازی فوتبال باید همواره توپ را به زمین حریف برده وبه همین نحو نیز در بازی سیاست برای تحمیل اراده بر حریف باید توپ را در زمین حریف انداخت، در اکثر کشورهای دنیا دو تیم اصلی آن کشور که رقابت میان آن دو می یباشد به رنگ آبی وقرمز معرف همان مکاتب لیبرالیسم وسوسیالیسم است و اتفاقا در تمامی این کشورها نیز عرصه سیاسی آنها نیز با همین دو حزب عمده خلاصه می شود در واقع بازی فوتبال نیز القای همین مسئله است . وهمواره یک تیم در این بازی برنده خواهد شد (یا این و یا آن) یا (قرمز یا آبی) یا لیبرالیزم و یا سوسیالیسم وشق سومی نیز متصور نیست.و در عرصه سیاسی این فوتبال است که مدام در ضمیر ناخوداگاه فرد القای (یا این و یا آن) میکند حال که به این قضیه می نگریم متوجه می شویم که تعداد تیمهای عضوfifa از تعداد کشورهای عضو سازمان ملل نیز بیشتر است. در واقع فوتبال پروژه ایست 50 ساله که به دموکراسی سازی کردن در کشورها منتج میشود و استراتژیستی چون هنری کسینجر آن را به طور سیستماتیک و مدرن پشتیبانی می کند. فوتبال نوعی القای دیکتاتوری مدرن است که به القای فقط ( گاهی این و گاهی آن ) که نوعی بازی سیاستمحسوب شده که فقط دو حزب( چپ و راست )در سراسر دنیا دست به دست می چرخند و این یعنی تثبیت دیکتاتوری مدرن در غرب، که همواره فقط دو حزب وجود دارد وحتی در ایالت متحده موسسه ای تحت عنوان ) BI Partizan POLICY CENTER مرکز سیاستهای دو حزبی ) تاسیس شده است که به طور علنی و به شیوه تئوریک دیکتاتوری مدرن را پشتیبانی می کند. بنابر این ذات فوتبال یک نظام دو قطبی را به وجود آورد است که در آن مردم تماشاچی تمرین سیاست می کنند و با طرفداری ازتیم های محبوب خود به طور ناخواسته زمینه ای در آنها ایجاد می گردد که به این نظام دو قطبی سیاسی تن می دهند و در ضمیر آنها نهادینه می شود. عرصه فوتبال و ورزش جهان به ظرفی تبدیل شده است که محتوای آن را تهدیدات نرم از جمله تهاچم فرهنگی تشکیل می دهد. جایی که دیوید بکهام یک شیطان پرست با تغییر مدل موی خود باعث آن شد که نیمی از جوانان کشورهای آسیای شرقی و حتی تعدادی در کشور خودمان از مدل موی بکهام تقلید کنندو.. واین همان عرصه جنگ نرم است البته موارد بیشماری وجود دارد که مجال آن در این نوشته نیست اما مسئله مهم بصیرتی است که مقام معظم رهبری می فرمایندو آن می تواند عرصه های پنهان جنگ نرم را تمیز و تشخیص دهد. والسلام |
۱۳۸۸-۱۱-۲۶ ۱۵:۱۰:۴۰ |
| کار، کار انگلیسهاست |
۱۳۸۸-۱۱-۲۶ ۱۴:۲۳:۰۵ |
| بابا جانه مادرت .... |