امروز  جمعه ۵ خرداد ۱۳۹۱
بهانه‎ای برای مداخله ناتو
پروفسور چاسودووسکی
شنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۰ ساعت ۱۳:۲۵
 
پشت پرده اعتراضات در سوریه
پروفسور چاسودووسکی*
ترجمه/ حامد نعمت‌اللهی

آمار کشته‎‎های اعلام شده در اخبار فاقد ثبات است. بسیاری از گزارش‎‎ها «مبتنی بر شاهدان» است. عکس‎‎ها و فیلم‎‎هایی که توسط الجزیره و سی.‎ان.ان مخابره می‎شود، لزوما ربطی به گزارشی ندارد که بر روی آن‎ها خوانده می‎شود.

به‎طور حتم دلایلی برای ناآرامی و اعتراضات اجتماعی در سوریه وجود دارد: در سال گذشته بیکاری افزایش يافت، شرایط اجتماعی بدتر، به‎خصوص از زمان اصلاحات اقتصادی (در سال ۲۰۰۶) كه تحت نظارت صندوق بین‎المللی انجام شد.

با توجه به این‎که دولت در اختیار اقلیت علوی است، و با توجه به حقوق اجتماعی و آزادی بیان، سوریه را نمی‎توان «جامعه نمونه» بدانیم. اما با این حال، سوریه تنها کشور مستقل عربی با حکومت سکولار است. اصول پوپولیستی، ضد‎استعماری و سکولار آن از حزب حاکم بعث نشأت‎گرفته که شامل مسلمانان، مسیحیان و دروز‎ها است.

علاوه‎بر این، در تضاد با مصر و تونس، در سوریه حمایت قابل توجه مردمی از رییس‎جمهوری بشار اسد وجود دارد. راهپیمایی گسترده ۲۹ مارس «با حضور ده‎‎ها هزار هوادار» ‎(رویترز) اسد برگزار شد و تقریبا انعکاس داده نشد. اما در یک پیچش عجیب، تصاویر راه‎پیمایی‎‎هایی که به‎نفع دولت بود، در رسانه‎‎های غربی به‎عنوان تظاهرات ضد‎دولتی پخش شد، تا افکار عمومی بین‎المللی را مجاب کند که رییس‎جمهوری با انبوهی از ناراضیان مواجه است.

«مرکز» جنبش اعتراضی درعا: شهر کوچک جنوبی

با وجود شواهدی که حاکی از وجود شورشی سازماندهی شده (شامل گروهک‎‎های مسلحی که در کشتار و ایجاد حریق نقش دارند)، بوده؛ رسانه‎‎های غربی از آن‎ها چشم‎پوشی کرده‎اند.

تظاهرات از دمشق آغاز نشده است. در ابتدا، نشانه‎ای از حمایت مردم پایتخت سوریه دیده نمی‎شد.
اعتراضات از درعا، شهر کوچک با ۷۵ هزار نفر جمعيت، در مرز سوریه و اردن، آغاز شد. نه در دمشق و حلب که مقر مخالفین سیاسی سازمان‎دهی شده و جنبش‎‎های اجتماعی است.

در اين بين، خبرگزاری آسوشیتد پرس با استناد به گفته «شاهدان» و «فعالین»، گزارش‎‎هایی از اعتراضات درعا منتشر و تنها به کشته شدن مردم و خشونت علیه آن‎ها بسنده می‎کند. علاوه‎براین در اعداد نیز اغراق شده و جمعیت این شهر ۳۰۰ هزار نفر بیان می‎شود.

در گزارش‎‎ها هیچ اشاره‎ای به کشته شدن پلیس‎‎ها نمی‎کند در صورتی‎که چنین رخدادی در غرب مي‎تواند تیتر یک هفته‎نامه‎‎ شود.

کشته‎شدن پلیس‎ها، در تحلیل چنين رخداد‎‎هايي بسیار مهم است. هنگامی‎که تلفات در پلیس وجود داشته باشد، به این معناست که تبادل آتش ميان معترضان و نيروهاي پليس رخ داده.

رسانه‎‎های اسراییلی و لبنانی (که خبر کشته‎شدن پلیس‎‎ها را آورده‎اند)، تصویر روشن‎تری نسبت به رخداد‎های درعا، در همين ايام، می‎دهد که از آن‎ها می‎توان نتایج زیر را گرفت:
۱- ادعای «تظاهرات مسالمت‎آمیز»‎ که رسانه‎‎های غربی مدعی آن شده‎اند، دروغ است. بسیاری از «تظاهرات‎کنندگان» مسلح بوده‎اند و به پلیس تیراندازی کرده‎اند.

۲- از آماری که «اسراییل نیوز» مخابره کرده است - که به‎طور حتم هیچ نظر مثبتی نسبت به اسد ندارد - می‎بینیم که تعداد پلیس‎‎های کشته شده، بیشتر از معترضین بوده است. این هم معنی‎دار است: احتمالا نیرو‎های پلیس از نظر عددی کمتر از گروهک مسلح بوده‎اند که به معترضین هم شلیک می‎کرده‎اند.
روشن است که بسیاری از تظاهرات ‎کنندگان، تظاهرات‎کننده نبودند، بلکه تروریست‎‎هایی بودند که برای مأموریت کشتار و ایجاد حریق آمده بودند.

«جنبش اعتراضی» درعا، تمام نشانه‎ها برای یک رویداد برنامه‎ریزی شده با شرکت تروریست‎‎های به [ظاهر] اسلام‎گرا که در پشت پرده مورد حمایت موساد و سازمان‎‎های جاسوسی غربی هستند، ‌دارد. منابع دولتی به نقش گروه‎‎های سلفی تندرو (با حمایت اسراییل) اشاره کرده‎اند.

گزارش‎‎های دیگر حاکی‎است که عربستان سعودی در پشتیبانی مالی جنبش اعتراضی نقش داشته است.
مسأله‎ای که در هفته‎‎های بعد از آغاز جریانات در درعا مشخص شد، درگیری‎‎های مکرر میان پلیس و نیرو‎های مسلح از یک طرف، و گروهک‎‎های مسلح تروریستی و تک تیرانداز‎های نفوذی در میان معترضین از طرف دیگر، بوده است.

هم اخوان المسلمین سوریه‎ (که رهبر آن در انگلیس تبعید است) و هم حزب التحریر (که فعالیتش ممنوع است)، از سازمان‎‎هایی بوده‎اند که حمایت خود را از ناآرامی‎‎ها ابراز داشته‎اند. طبق نوشته «فارن افرز»، حزب التحریر «سردمدار اسلام‎گرایی افراطی در انگلیس» بوده و علاوه‎بر این در جهت منافع انگلیسی-آمریکایی در خاورمیانه و آسیای مرکزی، دارای روابط پشت پرده با سازمان جاسوسی انگلیس (ام.‎آی.۶) نيز هست.
سوریه يك کشور عرب سکولار است. کشوری که نسبت به مذاهب دیگر تساهل می‎کند و مسلمانان و مسیحیان چندین قرن در آرامش با هم زندگی کرده‎اند. حزب التحریر، جنبش تندروی سیاسی است که به‎دنبال برقراری خلیفه‎گری اسلامی در آن‎جاست.

از زمان جنگ شوروی - افغانستان، سازمان‎‎های جاسوسی غربی و همچنین موساد، به‎طور مداوم از گرو‎‎های اسلام‎گرای تروریستی حمایت کرده‎اند. هم آمریکا و هم متحد جدایی ناپذیرش انگلیس از آن‎ها در افغانستان، بوسنی، کوزوو و لیبی پشتیبانی کرده‎اند تا شکاف قومی، خشونت فرقه‎ای و ثبات سیاسی را به‎وجود بیاورند.
اعتراضات رخ داده در سوریه، از جریانات لیبی الگو گرفته شده است. شورش در شرق لیبی نیز توسط «گروه‎‎های مبارز اسلامی لیبی LIFG» که از حمایت‎ام.آی.۶ و سیا برخوردار است، نشات گرفت. هدف غایی آن‎ها از جنبش اعتراضی در سوریه این است که از طریق دروغ‎‎های رسانه‎ای و جوسازی، میان جامعه سوریه شکاف ایجاد کنند تا توجیهی برای «مداخله بشردوستانه» پیدا کنند.

مشکلی که در این‎جا وجود دارد، عدم امکان حضور خبرنگاران خارجی در داخل سوریه است که موجب شده است که اطلاعاتی همچون تعداد تلفات تنها از طریق «شاهدانی» ارائه شود که صحت و سقم آن‎ها زیر سئوال است.
اتحاد آمریکا - ناتو به‎دنبال این است که رخداد‎های سوریه را به‎عنوان جنبش اعتراضی مسالمت‎آمیز به تصویر بکشد که با خشونت توسط «رژیم دیکتاتوری» سرکوب می‎شود.

شاید دولت سوریه اقتدارگرا باشد. اما نه سوریه و نه آمریکا نمی‎توانند مدعی نمونه بودن در این مسأله باشند. آمریکایی که مشخصه اصلی آن فساد اداری فراوان، از بین رفتن آزادی‎‎های مدنی تحت قانون «پاتریوت»، قانون شکنجه و «جنگ‎‎های بشردوستانه» خونین است.

سرانجام رویدادها
چشم‎انداز بلندمدت سیاست خارجی آمریکا «تغییر نظام» و بی‎ثباتی در سوریه به‎عنوان کشوری مستقل، تحت لوای «دموکراتیزه» کردن یا ابزار نظامی است.

سوریه در لیست «کشور‎های سرکش» قرار دارند که به‎عنوان هدفی برای مداخله نظامی آمریکا محسوب می‎شوند. همان‎طوری‎که وسلی کلارک، فرمانده ناتو، تأیید کرده است، «برنامه پنج ساله شامل... هفت کشور است که از عراق شروع می‎شود، سپس سوریه، لبنان، لیبی، ایران، سومالی و سودان.»

هدف تضعیف ساختار‎های کشور و در صورت امکان، زمینه‎چینی برای «مداخله بشردوستانه» با حمایت سازمان ملل است. می‎تواند به‎صورت تشدید تحریم‎‎ها یا بلوکه کردن دارایی‎‎های بانک‎‎های سوری در خارج هم نمود پیدا کند.

در حالی‎که مداخله نظامی آمریکا - ناتو بسیار بعید به‎نظر می‎رسد، با وجود این، سوریه از نقشه راه نظامی پنتاگون حدف شده محسوب نمی‎شود. احتمالا جنگ با سوریه هم توسط واشنگتن و هم توسط تل‎آویو مورد مطالعه قرار گرفته است.
اگر قرار باشد که چنین اتفاقی در آینده‎ رخ دهد، تشدید شرایط را به‎دنبال خواهد آورد و بدون‎شک اسراییل در آن نقش خواهد داشت و تمام خاورمیانه و آسیای میانه - از ساحل شرقی مدیترانه تا مرز چین و افغانستان - را شعله‎ور خواهد كرد

* پروفسور مایکل چاسودووسکی، نویسنده کانادایی صاحب جوایز متعدد، استاد بازنشسته دانشگاه اوتاوا، مدیر «مرکز مطالعات جهانی‎شدن» و سردبیر سایت globalresearch. ca است. از آثار وی می‎توان به «جهانی‎شدن فقر و نظم نوین جهانی» ‎(۲۰۰۳) و «جنگ علیه تروریسم» (۲۰۰۵) نام برد.

منبع: پنجره
Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 167478