شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۶ - 24 Feb 2018
 
۰

آمریکا بر سر دو راهی؛ کیش مات و جرزنی

فقیر
شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۴:۲۱
نویسنده وبلاگ فقیر نوشت:

اکنون به یکمین سال بیداری اسلامی نزدیک می شویم، و در دومینویی سریع شاهد سقوط دیکتاتوران جهان هستیم، و شاهدیم که این موج عظیم بیداری اسلامی هر روز بیش از گذشته شتاب می گیرد. در همه ی کشورهای اسلامی مردم خواستار حاکمیت اسلامی هستند و انقلاب اسلامی ایران را نیز الگوی حرکتی خود می دانند، فلذا با افزایش قدرت نرم ایران و نقش محوری و رهبری جمهوری اسلامی برای کشورهای اسلامی شاهد سقوط آزاد آمریکا و اسرائیل در منطقه هستیم.

آمریکا که با فضاحت های مکرر در عراق و افغانستان اکنون مشغول ترک دائمی نیروهای نظامی خود از این کشورها می باشد، پس از شکل گیری اعتراضات در کشورهای اروپایی به نظام ناکارآمد لیبرال دموکراسی، اکنون خود دچار بحران جدی به نام جنبش "وال استریت را تسخیر کنید" شده است، و با گذشت بیش از دو ماه از شروع جنبش ضد وال استریت هر روز به دامنه اعتراضات افزوده شده است، و از درون پوسیده و مضمحل گشته است. تا جائیکه در قلب آمریکا، عده ای از معترضان با حمایت از فلسطین به سفارت اسرائیل حمله کردند.

با کنار هم گذاشتن تمام این اتفاقات و تبدیل شدن ایران به قدرت برتر منطقه، محوریت یافتن جنبش های بیداری اسلامی به سمت ایران، رشد چشمگیر ۱۱برابری علمی ایران نسبت به متوسط جهانی و قدرت نظامی غیرقابل انکار ایران باعث شده است تا آمریکا و اسرائیل خود را در بازی، کیش و مات ببینند و مجبور شده اند تا به زیر میز بازی بزنند که شاید بازی را بهم بریزند.

آمریکا در بازی دو سرباختی که امروز موجب خنده همگان شده است، در پازلی متشکل از "تروریسم، حقوق بشر و هسته ای" قصد انحراف افکار عمومی از موج عظیم بیداری اسلامی در منطقه، پوشاندن جنبش ۹۹ درصدی ضد وال استریت و ضربه زدن به کانون تحولات جهان یعنی جمهوری اسلامی ایران دارد. آمریکا در سه مرحله پشت سرهم با پروپاگاندای رسانه ای خود سعی می کند، بازی از دست رفته را بهم بزند.

در اولین قطعه از پازل، در اتهامی مضحک ایران را به دخالت در ترور سفیر عربستان در واشنگتن متهم کرد. اکنون بعد از رسوا شدن آمریکایی ها و لو رفتن ماهیت فرد مورد نظر آمریکا که عضو گروهک منافقین بوده است، خود نیز پشیمان شده و مانند گرگ های ولگرد به جان هم افتاده اند، که چرا چنین سناریوی مفتضح کننده ای را اجرا کردند.

آمریکا جهت افزایش فشارها به ایران، با کمک عناصر اپوزیسیون و تفاله های فراری جنبش مرده سبز در لندن و نیویورگ گزارشی را به احمدشهید (گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل) دیکته کرد. که همان ادعاهای قبلی ضدانقلاب درباره ی عدم رعایت حقوق بشر در ایران بود. که همگی با پاسخ منطقی و مستدل ایران مواجه شد، تا این حربه هم ناکام بماند.

جهت تکمیل کردن این سناریو آمریکا با فشار به آمانو (رئیس آژانس بین المللی انرژی اتمی)، دوباره پرونده هسته ای ایران را به عنوان تهدیدی برای جهان مطرح کرد. آمریکا، اسرائیل و انگلیس با فشارهای شدید به آمانو او را مجبور کردند تا در گزارشی متناقض، فعالیت های هسته ای ایران را نظامی و در جهت ساخت بمب هسته ای عنوان کند! این در حالی بود که در گزارش ۱۴ نهاد امنیتی، و گزارش سابق آژانس انرژی اتمی مطرح شده بود که هیچ شواهدی مبنی بر انحراف در برنامه ی اتمی ایران وجود ندارد. این گزارش آمانو ضربه ای جدی به حیثیت و اعتبار آژانس بین المللی انرژی اتمی وارد کرد.

در کنار تمام موارد مذکور، آمریکا پروژه سپاه هراسی را نیز کلید زده است، و به نام مبارزه با تروریسم خود دستور ترور فرماندهان سپاه قدس را صادر کرد. چنانکه تنها نام یک مرد از تبار شهدا، به نام "قاسم سلیمانی" فرمانده سپاه قدس ترس و وحشتی بر پیکیره استکبار جهانی انداخته است، که در کنگره آمریکا ساعت ها بر سر سپاه تحت فرمان او و نحوه ی ترورش بحث می کنند. در کنگره آمریکا به صراحت نام سردار رشید اسلام حاج قاسم سلیمانی را به زبان می آورند و حتی روئل مارک گرچت کارشناس سابق بخش خاورمیانه در سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و عضو بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها گفت: "سپاه پاسداران ایران را نمی‌توان مرعوب کرد مگر اینکه اعضای آن را بکشیم."
این مقام آمریکایی به صراحت به نام سردار قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس ایران اشاره و تصریح نمود:"وی را باید بکشیم. قاسم سلیمانی بسیار سفر می‌کند... تکان بخورید... تلاش کنید او را بکشید". در اظهار نظر دیگری شیمون پرز می گوید: "خاورمیانه روی انگشت ژنرال قاسم سلیمانی می چرخد."

طرح ترور توسط مدعیان حقوق بشر شاهدی غیرقابل انکار بر دروغ بودن ادعاهای آنهاست، که اکنون نه تنها برای تمام جهان بلکه برای مردم آمریکا هم به اثبات رسیده است. آمریکا با چنین سناریوی هایی که نشان از درماندگی و استیصال در برابر انقلاب اسلامی دارد، هرگز نخواهد توانست از باتلاقی که سالهاست در آن فرو رفته است خود را نجات دهد، و باید بداند همه ی ما "قاسم سلیمانی" هستیم و امروز مردم ایران با فرمان مولایشان، هرکس که فکر تجاوز به جمهوری اسلامی ایران، در مخیله‌اش خطور کند، را با سیلی های محکم و مشت های پولادین خود نابود خواهد کرد.

اکنون در پرتو موج عظیم بیداری اسلامی و تشکیل یافتن امت واحده اسلامی هیچ نیازی به بمب هسته ای یا تسلیحات نظامی برای نابودی امثال رژیم اشغالگر قدس نخواهد بود، و کلام امام روح ا... که " اگر مسلمین مجتمع باشند و هرکدام یک سطل آب به اسرائیل می‏ریختند او را سیل می‏برد" برای تمام اسرائیل کافیست.

پی نوشت: ۱. از نوشتن مقاله هایی که جامع و همه جانبه نگر نباشد، بری هستم. اما این مقاله را برای نشریه مشکات اون هم خیلی دقیقه نودی برای سرمقاله که جا نیست، نوشتم. خودتان ببخشید.


۲. یکی از آفت های جدی تشکل های دانشجویی، عدم رعایت اخلاق تشکیلاتی، تقوای جمعی و اختلاط است که نتایج جبران ناپذیری به بار خواهد آورد...!

۳. ریش سفیدان و احزابی که موقع انتخابات خود را قیّم مردم می خوانند، بدانند این بار حزب الله خودش تصمیم خواهد گرفت، نیازی به لیست های سهم خواهانه و قدرت طلبانه شما نخواهد بود و مانند سوم تیر ۸۴ "نه" بزرگی به همه ی شما مدعیان خواهد گفت. هر چه می گذرد مظلومیت علی زمان بیش از گذشته نمایان می شود. بابی انت و امی و مالی و نفسی امام خامنه ای(روحی له الفداه)

۴. گاهی فراموش می کنیم که باید " اشداء علی الکفار رحماء بینهم " باشیم.
کد مطلب: 198525
نام شما

آدرس ايميل شما
برای ارتقای فرهنگ نقد و انتقاد و کمک به پیشرفت فرهنگ و اخلاق جامعه، تلاش کنیم به جای توهین و تمسخر دیگران، نظرات و استدلال هایمان را در رد یا قبول مطالب عنوان کنیم.
نظر شما *