جمعه ۴ مهر ۱۳۹۹ - 25 Sep 2020
 
۵
۱۷۳
مصاحبه جدید دختر حاشیه ساز آیت الله؛

روایت فائزه از حجابش در دوران دانشجویی/ سر کلاس چادر را برمی‌داشتم/ مانتوهایم بلند نبود/ رنگ روشن می‌پوشیدم یا بارانی که کمی چسبان بود/ مانتوهای دراز و گشاد چیست که تن دخترها کرده‌ایم/ فقط وقت اسب سواری مقنعه می‌پوشیدم/ در ماشین معمولا چادر از سرم می‌افتد و اصراری به سرکردن ندارم

سه شنبه ۲۵ شهريور ۱۳۹۹ ساعت ۱۱:۰۲
کد مطلب: 739748
فائزه هاشمی در اظهاراتی قابل تامل به تشریح وضع حجابش پرداخته است.
روایت فائزه از حجابش در دوران دانشجویی/ سر کلاس چادر را برمی‌داشتم/ مانتوهایم بلند نبود/ رنگ روشن می‌پوشیدم یا بارانی که کمی چسبان بود/ مانتوهای دراز و گشاد چیست که تن دخترها کرده‌ایم/ فقط وقت اسب سواری مقنعه می‌پوشیدم
گروه سیاسی جهان نيوز: فائزه هاشمی، دختر حاشیه ساز رئیس فقید مجمع تشخیص که چندی پیش بی شرمانه گفته بود «اگر چندهمسری پسندیده است، آن را برای زنان هم آزاد کنند» این بار در گفتگو با شرق توضیحات قابل تاملی پیرامون حجاب خود در دوران دانشجویی داده است. لازم به ذکر است فائزه پیش تر اذعان کرده بود «ما اگر قرص‌هايمان را نخوريم خانوادگی موجودات خطرناکی می‌شويم».

به گزارش جهان نيوز، بخش های مهم اظهارات فائزه را در ادامه خواهید خواند:

*دانشگاه آزاد هم که دانشجو بودم، در آن زمان مانتوها همه بلند و گشاد و تیره بود، سر کلاس چادر را برمی‌داشتم، مانتوهایم بلند نبود، معمولا رنگ روشن می‌پوشیدم یا بارانی که کمی چسبان بود. رئیس دانشگاه گفت ما می‌دانیم حجاب شما مشکلی ندارد، ولی شما که این‌طور می‌پوشید دیگران هم می‌خواهند همین کار را بکنند. گفتم خیلی هم خوب است که بپوشند. وقتی مشکلی ندارد، چه اشکالی دارد دیگران نیز آن را انجام دهند. مانتوهای دراز و گشاد که در هرکدام چند نفر جای می‌گیرند، چیست که تن دخترهایمان کرده‌ایم. این‌طور حرف‌ها بوده، اما موضوعات جدی‌تر نبوده است.

*من چادری هستم، اما این‌طور نبود که فکر کنم چادر حجاب برتر است و همه‌جا چادر سر کنم. مثلا در دانشگاه با مانتو و روسری بودم و حتی مقنعه هم سر نمی‌کردم. فقط زمان اسب‌سواری مقنعه سر می‌کنم که راحت‌تر است. یا در ماشین معمولا چادر از روی سرم می‌افتد و اصراری به سرکردن آن ندارم..

درباره «فائزه هاشمی» بیشتر بخوانید:
اگر من بودم سفارت آمریکا را بدون مذاکره باز می‌کردم
امام خمینی مخالف حجاب اجباری بود!

فائزه از داعشی خواندن نظام به تخریب علنی امام رسید
هرچه سن خانواده هاشمی بالاتر می‌رود پرانرژی‌تر می‌شوند

*یک‌بار قبل از انقلاب که بابا زندان بود، محسن چیزی به من گفت، یادم نیست چه بود، مامان با او دعوا کرد که مگر تو قیم فائزه هستی؟ و تمام شد. الان هم گاهی محسن به صحبت‌های من اعتراض می‌کند من هم می‌گویم این موضوع من است، نه تو. به‌هرحال تربیت خانوادگی و رفتارهای مامان و بابا نتیجه‌اش این بوده که چنین اعتراضاتی نبوده است. اگر هم بوده، من زیر بار نرفته‌ام که این تذکرها ادامه داشته باشد.‌

*«پدر یا همسرتان هیچ‌وقت نگفتند فائزه بس کن؟‌» همسرم که هیچ‌وقت؛ ولی بابا گاهی می‌گفت که مثلا فلان جا تند رفتی.‌ بابا اصولا لحن تندی نداشت؛ اما طوری بود که معمولا اثر می‌کرد. درباره همسرم هم بالاخره دعواهای زن و شوهری همیشه هست. اگر همسرم تند شده، من هم تند شده‌ام یا برعکس. همیشه در مقابل چیزهایی که به نظرم منطقی نیست، ایستاده‌ام.‌
نام شما

آدرس ايميل شما
برای ارتقای فرهنگ نقد و انتقاد و کمک به پیشرفت فرهنگ و اخلاق جامعه، تلاش کنیم به جای توهین و تمسخر دیگران، نظرات و استدلال هایمان را در رد یا قبول مطالب عنوان کنیم.
نظر شما *