تحليلي بر وضعيت ضدانقلاب خارج‌نشين

محمدرضا جمالي

5 اسفند 1388 ساعت 15:49


در ارتباطات انساني مبحثي به نام بن‌بست دوسويه (Double bind) وجود دارد كه براي اولين بار توسط مردم‌شناس معروف، گريگوري باتسون ارائه شد.

به‌صورت خلاصه اين‌نظريه مي‌گويد: ارتباط روان‌پريشانه (Schizophernia) كه به دليل دشواري‌ در تعبير پيام‌هاي كلامي و غيركلامي مغاير پديد مي‌آيد موجب شكست ارتباط ميان فردي خواهد شد.

ضدانقلاب خارج‌نشين اينك به دور از مردم ، با استفاده از رسانه‌هايي كه به مدد سازمان‌هاي اطلاعاتي و جاسوسي آمريكا و انگليس دراختيار آنها قرار داده شده است، گرفتار بن‌بست دوسويه‌اي شده‌اند كه هيچ راه گريزي بر آن مترتب نيست و به‌دليل تناقض‌هاي تكراري در كلام و رفتار، افول و خاموشي آنها حتي در پيام‌هاي غيرمؤثر نيز نزديك است.

براي تقريب ذهني و اشاره به كژفهمي و بي‌خردي اين جماعت، خوب است به موضوع راهپيمايي 22 بهمن اشارتي نماييم.اگر كسي رسانه‌هاي بيگانه را رصد مي‌كرد به‌خوبي پي مي‌برد كه حجم تبليغاتي وسيعي تهيه ديده بودند كه روز ملي وحدت ايرانيان را به تفرقه و چنددستگي بدل كنند و حتي برخي عناصر ساده‌لوح و فريب‌خورده داخلي به‌طعنه و سرزنش نيز دائماً مي‌گفتند با راهپيمايي 22 بهمن و غيره چه‌كار مي‌كنيد؟
خلاصه به‌گونه‌اي طرح موضوع مي‌كردند كه حتماً در 22 بهمن اتفاقي به نفع آنها به‌وقوع خواهد پيوست.

شعف و شادماني آنها در ضمن به‌كاربردن تعابير «اسب تروا» و «آكسون» و «وزن‌كشي با نظام اسلامي» و... بسيار نمود داشت. در اين بين عده‌اي ضدانقلاب مي‌گفتند بعد از 22 بهمن و قدرت‌نمايي ما، حتماً نظام از مواضع خود عقب مي‌نشيند و برخي از آن خام‌انديشان نيز به‌گونه‌اي گفتند و نوشتند كه انگاري كار نظام را تمام شده تلقي مي‌كردند.

نه‌تنها اين خواب‌هاي پريشان تعبير نشد بلكه مردم به‌گونه‌اي شگفتي‌ساز شدند كه در تاريخ ايران بي‌نظير است. حضور چندده ميليوني و چشمگير مردم راه هرگونه تحليل را بر ضدانقلاب بست و آنها گرفتار تناقض و پريشان‌گويي كه از عوارض بن‌بست دوسويه‌ است شدند.

چرا خارج‌نشينان خوش‌نشين فارغ از مردم، به آلام بن‌بست دوسويه گرفتار شدند و شعري سرودند كه در قافيه آن ماندند؟ دلايل آن خيلي روشن است و آن به عدم درك خاستگاه تاريخي انقلاب و هويت شيعي و ايراني ما برمي‌گردد؛ به‌طوري كه بسياري از آنها به‌رغم داشتن مناصبي در كشور و ادعاهاي پرطمطراق علمي، هنوز از درك واقعيت‌هاي روشن در ايران غافلند چه برسد به اينكه بتوانند هدايت جرياني را در داخل به‌دست بگيرند.

موارد فوق مي‌تواند پاسخ‌هاي زير را داشته باشد.

1- انقلاب اسلامي به لحاظ ريشه‌هاي تاريخي خود در حماسه حسيني جاي گرفته و از هرگونه ظلم و ظلم‌پذيري بيزار است و امروز آمريكا و انگليس مصداق ظلم سياسي و استكبار جهاني هستند. بنابر اين اگر كسي از بلندگوهاي اجانب مردم را دعوت به ‌آشوب مي‌نمايد يقيناً مردم انقلابي به‌واسطه ضدظالم بودن ، به‌عكس آن اقدام مي‌كنند كه آنها را بيشتر گرفتار بن‌بست‌ها مي‌نمايند.

2- نظريه مترقي ولايت فقيه كه امام عظيم‌الشأن با استفاده از متون ديني به‌عنوان تئوري حكومت اسلامي عرضه كردند، صرف‌نظر از فقهي بودن، ريشه‌هاي اصولي دارد و آن شعبه‌اي از ولايت رسول‌الله(ص) است.

بنابراين در مذهب تشيع كه امامت مهم‌ترين ركن آن است، در جامعه شيعي در عصر غيبت، ولايت مهم‌ترين وجه مشروعيت سياسي و اجتماعي آن مي‌باشد؛ پس امتثال از فرامين ولي‌فقيه با هيچ چيز ديگري قابل معاوضه نيست و هرگونه رفتاري مغاير هويت ايرانيان، همبستگي آنها را بيشتر مي‌كند.

پس عدم شناخت هويت و شاكله ايراني هنوز كه هنوز است گريبانگير خارج‌نشينان است؛ اگرچه سالياني با استفاده از امكانات اين مردم صدارت و مسئوليتي داشتند اما نشان از آن است كه عدم شناخت به‌قوت خود باقي است و ديوارهاي بتني بن‌بست تحليل خارج‌نشينان روزبه‌روز قطورتر مي‌شود.

به‌نظر مي‌رسد بعد از حماسه بزرگ 22 بهمن، روند شقاق و افتراق اين افراد خام‌انديش بيشتر و فقر تئوريك آنها در بن‌بست دوسويه‌اي كه راه پس و پيش را بر آنها بسته است، بيشتر شود.


کد مطلب: 98382

آدرس مطلب: http://www.jahannews.com/vdcj8teh.uqeoozsffu.html

جهان نيوز
  http://www.jahannews.com