
غیبت دوساله آیت الله هاشمی
محمدکاظم انبارلویی
28 تير 1390 ساعت 10:13
محمد كاظم انبارلويي در روزنامه رسالت نوشت :
ديروز برخي از روزنامههاي دوم خردادي به واكاوي غيبت دو ساله آيتالله هاشمي رفسنجاني از منصب نمازجمعه تهران پرداختند.
مصاحبه آقاي محمد هاشمي زينت بخش اين واكاويها بود.
محمد هاشمي در تجليل از برادر بزرگوارشان گفت؛ " جاي هاشمي در نماز جمعه تهران خالي است. هاشمي در اين ۵۰ سال كه با نهضت همراه است هيچ گاه يك لحظه از نهضت قهر نكرده است. هاشمي از اركان نظام است. انقلاب بدون هاشمي روياي محالي است." (۱)
۲۶ تيرماه سال ۸۸ آيتالله هاشمي رفسنجاني آخرين خطبههاي نماز جمعه خود را خواند و از آن پس توفيق نيافت در نماز جمعه حضور يابد. حسب روايات نماز جمعه از مناصبي است كه بهامام مسلمين اختصاص دارد.
نمازجمعه پايگاهي براي روشنگري، وحدت و انسجام جامعه است.
امام جمعه نبايد وامدار گروه، جناح يا حزب خاصي باشد چرا كه از منصب حقيقي خود فاصله ميگيرد.
خطبههاي روز ۲۶ تير ماه آيتالله هاشمي نتوانست مومنيني را كه در صف اول و نيز محوطه دانشگاه تهران حضور يافته بودند اقناع كند. چرا كه بر حسب تصويري كه از آن روز داريم اكثر نمازگزاران نماز خود را اعاده كردند. حتي كساني كه با فراخوان ماهوارهها آمده بودند اغلب نماز نخواندند و رفتند و واكنش منفي نسبت به اظهارات ايشان داشتند. نگارنده فرداي آن روز در سر مقالهاي تحت عنوان " انتظار مومنين نمازگزار" نوشتم: " به نظرم خطيب محترم نماز جمعه در مخاطب شناسي خطبهها دقت كافي نكردهاند"
امام جمعه از آنجا كه منصوب ولايت فقيه است آهنگ سخن خود را بايد از رهبري بگيرد. اگر غير از اين باشد خطبهها را در حد يك سخنراني در يك ميتينگ سياسي فرو ميكاهد. آهنگ سخنان آقاي هاشمي در خطبههاي ۲۶ تير هيچ تناسبي با مواضع رهبري و مردم نداشت. لذا به طور طبيعي ايشان نميتوانست نقش يك روشنگر سياسي و يك رجل سياسي و مذهبي كه دغدغه وحدت مردم را داشت بازي كند. او درباره بيمهري عدهاي نسبت به نتايج انتخابات كه از روز اول اعلام نتايج تا ۲۶ تيرماه هراز چندي كه در خيابان برگزار ميشد واكنش منفي نشان نداد. اين بي مهري شامل اركان نظام ، امام و انقلاب بود كه مردم و رهبري استخوان در گلو و خار در چشم اين بيمهريها را تحمل ميكردند.
دستور شورش خياباني و اردوكشي خياباني در صورت عدم راي آوري كانديداي مورد نظر بيت محترم آقاي هاشمي رفسنجاني همان صبح روز رايگيري هنگامانداختن راي به صندوقها صادر شد. خبري كه همه رسانههاي دشمن آن را با آب و تاب مخابره كردند. اين نشان ميداد كه ارادهاي در داخل و خارج قصد تمكين راي ملت را ندارد و از راههاي غيرقانوني واز طريقي به غير از نهادهاي فيصله بخش ميخواهد نتايج انتخابات را روشن كند. خطاي اصلي محتواي خطبههاي ۲۶ تيرماه آن بود كه خطيب محترم مشكل پديده آمده را " بحران " ناميد و ادعاي "تقلب" كه رمز آشوب بود جدي گرفت. حال آنكه بحران در ضلعي بود كه راي مردم را برنميتافت و بر طبل آشوب ميكوبيد. مردم وقتي تداوم شرارت خياباني را در ۱۳ آبان، روز قدس، ۱۶ آذر و روز عاشورا ديدند در روز ۹ دي ماه و ۲۲ بهمن ۸۸ با جريان فتنه مرزبندي كردند.
آقاي هاشمي ميتوانست با مرزبندي با باند تبهكار موسوي و كروبي و جريان منافقين و سلطنت طلبها ، كفار و گروههاي ماركسيستي كه اين باند را حمايت و پشتيباني ميكردند، جاي خود را در نمازجمعه پركند،اما اين اتفاق نيفتاد!
آيتالله هاشمي رفسنجاني با همراهي مردم ميتوانست خود را در كنار نهضت به تعبير محمد هاشمي حفظ كند،اما مردم جاي او را خالي ديدند!
مردم كه وجود آقاي هاشمي را از اركان نظام ميدانستند در كنار خود حس نكردند حتي او در اسفند ۸۹ يك بار ديگر تصريح كرد؛ " همچنان به مواضعام در نماز جمعه معتقدم" اگر اين مواضع درست بود تاكنون مشكل پديد آمده يا به قول آقاي هاشمي " بحران" را خاتمه ميداد.اما نه تنها آن مشكل حل نشد، بلكه همچنان جاي آقاي هاشمي را در نماز جمعه در كنار مردم و نظام و رهبري خالي گذاشت.
نگارنده نميخواهد به عقب برگردد و به بازخواني حوادث تلخ گذشته بپردازد، بايد دنبال راه حل بود تا مشكل را حل كرد.
ميخواهم بگويم در قضيه پذيرش قطعنامه ۵۹۸ كه آقاي هاشمي تا حد فدا كردن جان خود در پيشنهادات مطرح پيش رفته بود وامام (ره) نپذيرفت و رسما مسئوليت حسن و قبح صلح را پذيرفت در همين مسئله چرا با همان روحيه فداكاري وارد نميشود.
موضوع حوادث پس از انتخابات در سال ۸۸ موضوع يك نبرد تمام عيار براي سرنگوني نظام، از طريق فعال كردن شكاف نخبگان، شكاف اقوام و مذاهب، شكاف بين رهبران انقلاب و شكاف... بود. حضرت آيت الله هاشمي رفسنجاني در وسط اين شكافها نشسته است، نيازي به فدا كردن جان هم ندارد. فقط بازگشت او به آهنگ رهبري و مردم و تشويق به بازگشت كساني، كه به هر دليل با انقلاب و نظام فاصله گرفتهاند، ۸۰ درصد توطئه فعال كردن شكافها را خنثي ميكند. در اين صورت است كه جاي خالي او در نمازجمعه پر ميشود و دوباره مردم صداي انقلاب، امام و رهبري را از زبان او ميشنوند و عاشقانه مثل دوران خطبههاي قبل از ۲۶ تيرماه ۸۸ گرد او جمع خواهند شد و به اين غيبت دوساله پايان داده ميشود.
موضوع جنگ نرم، سربازگيري از حريف است. انقلاب، مردم و رهبري ۲ سال است يكي از فداكارترين سربازان خود را در كنار خود نميبيند.
به طوري كه ۲ سال است سنگر نماز جمعه از وجود او خالي است، پر كردن اين سنگر با موضعگيري صريح عليه فتنهگران آن هم در كنار رهبري معظم انقلاب امكان پذير است. آيا آقاي هاشمي پس از دوسال به اين مطالبه مردم پاسخ مثبت خواهد داد؟
پي نوشت:
۱- روزنامه آرمان ۲۷/۴/۹۰ ص ۲
کد مطلب: 176617
آدرس مطلب: http://www.jahannews.com/vdcfyvdyew6deva.igiw.html