
بحران زيست ها
امین توکلی
20 بهمن 1388 ساعت 13:51
تاريخ كشور عزيزمان ايران مشحون از فراز و فرودهاي بسياريست، مطالعه اجمالي اين تحولات مي تواند در شناخت بحران ها و شيوه رويارويي با آنها مؤثر باشد، اما آنچه مدنظر اين مقاله است شناسايي فرقه هاي «بحران زيست» در انتخابات اخير مي باشد كه با انديشه ، قبلي و يا از سرناچاري و ناداني، حيات خود را در ايجاد و تداوم بحرانها مي دانند و با استمرار اغتشاشها و آشوب ها سعي مي كنند خود را به نوعي از پذيرش شكست و پاسخگويي به نقدها تبرئه كنند تغيير موضوع ، زمين بازي و قواعد آن راهكاري است كه فرقه بحران زيست تلاش مي كند در پرتو آشوب و اغتشاش به آن دست پيدا كند و به حيات خود استمرار بخشد.
امروز مشت مشتاقان بحران و آشوب در ايران گشوده شده و اشتياق آنها به برافروختن آتش و دود نمايان گرديده، اما سؤال اين است چه چيز در ميان اين شعله ها و در ميان اين آتش افروزي ها بايد پنهان شود؟ چه كساني در پس اين بحران ها نهان مي شوند؟ و حيات آنها وابسته به وجود بحران است؟ و حال تلاش براي پاسخ به اين سؤالات اساسي :
* دشمنان نظام جمهوري اسلامي و ملت ايران (پنهان سازي دشمني مهمترين تاكتيك دشمنان)
واضح است كه بزرگترين حامي تداوم بحران در حال حاضر " نظام سلطه جهاني" است. شكل گيري مدل حكومتي اسلام براساس مردم سالاري ديني و روند پرشتاب پيشرفت ها و خود اتكاييهاي آن، خطر جدي در مقابل استعمار نوين " نظام سلطه" است و با شكست پروژه اسلام سازي (طرح فرقههاي ساختگي طالبان، وهابيت و...) و در صورت صدور و تكثير آن (كه روندي غيرقابل كنترل است) مي تواند چالش عظيمي براي نظام استكبار جهاني و تداوم ارباب رعيتي ايجاد نمايد. در چنين شرايطي چه بهتر كه بدون دخالت آشكار نظامي (و صد البته با كمك ترفندهاي پيچيده امنيتي) نظام جمهوري اسلامي دچار چالش و بحراني در درون خود شود ، بطوريكه ناكارآمدي آن از طريق ابر قدرتهاي رسانه اي تبليغ گردد و در نتيجه به خودي خود كسي طالب رهروي اين مسير نشود. و از طرفي دهه چهارم كه دهه "عدالت و پيشرفت" هدف گذاري شده مي تواند بسيار خطرناك تر از دهه هاي پيشين تاريخ اين كشور رو به تعالي براي نظام سلطه محسوب شود. اگرچه هنوز عدهاي با توهم دانستن نقش دشمن كمك به استتار آن ميكنند وليكن ديگر اين موضوع قابل انكار نميباشد. پس همين بستر مهيا شده از طرف بحران زيست هاي داخلي بهترين فرصت براي اجابت مزاج سلطه طلب خارجي خواهد بود.
* مغلوبين رقابت، مردگان سياسي را احضار ميكنند (پنهان سازي نفرت مردم از فِرَق ضاله و جعل انقلاب مردمي)
از آغاز انقلاب اسلامي تا به امروز فرقهها و احزاب و گروه هاي سياسي منحرف تاب مقاومت در مقابل اراده ملت را نداشته اند و امروز ، جز بد نامي از آنها در خاطر تاريخي كشور نمي توان يافت. اما تابعين اين نحله ها و فرقه ها حيات دوباره خود را مديون آتش افروزي و در كنار سطلهاي زباله شعله ور مييابند لذا با استقبال از پروژه دروغين تقلب خود را در ميان هياهوي اعتراض نهان مي كنند تا شايد بتوانند جاني بر كالبد اين ميتهاي تاريخي سياسي بدمند.
و چه خوب عيان شد، سرپنجه آهنين جنايت كاران منافق و سلطنت طلب، كه در پس فريب كاري و پوستين پوشي سبز، سعي در ايجاد پايگاهي در افكار عمومي داشتند. در كشور آزادي مانند ايران ، (و به يُمن كم كاري داخلي و سرمايه گذاري شديد خارجي) فرقه هاي ضاله، از بهائيت و وهابيت، تا شيطان پرستان و اهالي حزب توده (كه داراي اندك طرفداراني هستند) اگر حرارتي از آتش فتنه گران به تن يخ زده شان بخورد مي خزند و نام خود را جنبش مردمي مي گذارند. البته بايد اذعان كرد تن پروران دوره جهاد و عافيت طلبان خسته از مبارزه عصاي دست اين فرتوتان دشمني با ملت مسلمان ايران شدند و كار را براي بروز خياباني آنها سهل و هموار نمودند و با تجميع دشمنان اسلام و مردم سعي در لشكركشي خيابان داشتند.
* بازندگان پرمدعا (پنهان سازي شكست سنگين)
اصلي در تعريف رقابت هاي سياسي وجود دارد كه رقابت طرفين پيروز ندارد، هميشه يك طرف در اين رقابت بايد با شجاعت واقعيت شكست را پذيرا باشد و با اصلاح پندار و كردار خود و عرضه دوباره در فرصت بعدي سعي در جلب نظر آحاد ملت نمايد. اما بزرگان و مدعيان و عاج نشينان را پشت به خاك مالاندن گران مي آيد.
هرچند عاقلترها رقابت را كه مغلوبه ديدند به كنار گود خزيده، و با فرياد و تشويق رفقاي ديگر خود را به مسلخ فرستادند، اما تدبير سياسيون با تجربه پذيرش شكست و حفظ جبهه انتقادي و تدارك براي آينده است ولي متاسفانه از سربي تدبيري و تحريك لايه هاي افراطي و توهم بازنشستگان خلوت گزين به دروغ بزرگي به نام تقلب انجاميد. اين حربه براي پنهان سازي شكست بزرگ " مردم سالاري غربي" در ايران بود ، مدلي كه با فخر فروشي در مقابل مردم سالاري ديني و عدالت طلبي و اشرافيت ستيزي عرضه اندام نمود ولي بَد به خاك افتاد و حال اين افتضاح سياسي را بايد با گرد و خاك فراوان پوشاند، والا چه كسي توان پاسخگويي در مقابل آن ادعاها و اين شكست را دارد.
اما اگر ذره اي تدبير و دلسوزي در جمع شكست خوردگان بود ميدان داري ضد انقلاب را نمي كردند، تا بدانجا كه پرده دري ها به ساحت عاشورا و امام عاشورايان برسد، بسي تأسف بايد خورد كه عاقلان اين طايفه كم تعداد و شيفتگان نام و مدعيان جاه فراوان و همين مي شود كه شد، و بقول خواجه شيراز «قوت دانا همه از خون جگر مي بينم »
*مجرمان تحت تعقيب و متهمان در افكار عمومي (پنهان سازي فساد سياسي و غارت بيتالمال)
عده اي از منتخبان گذشته ملت ايران با خدمات و كارنامه هاي مختلف در برخي زمينه ها كوتاهي هاي نموده اند و مردم انقلابي خواهان اصلاح اين انقلابيون بعضاً خدوم هستند. اين مطالبه نه از سر ناسپاسي بلكه براي پاسداري از آرمانهاي انقلاب است. به واسطه غفلتها و تغافلها در طي مسير سي ساله كه ثمرات و محصولات آن فراوان است، انحرافاتي پديد آمده كه مقصرين آن نمي توانند زياد پنهان بمانند و چه كسي شايسته تر از مردم كه خواهان تعقيب اين افراد باشند غارتگران بيت المال و ضايع كنندگان عزت ملت ايران سعي مي كنند پشت سر موجهين پناه بگيرند تا شايد چشم تيزبين نقد و تعقيب مردم آنها را فراموش كند و خود را به آب و آتش ميزنند تا شايد جزء فراموش شدگان بشوند ، كشته سازي ، جنايت آفريني شايد حاصل تلاش اين فراريان از تعقيب افكار عمومي باشد كه سعي مي كنند با پديد آوردن حاشيه هاي بزرگ خطاهاي سنگين خويش را پنهان كنند و لذت بحران زيستي به كام آنها شيرين تر از ديگران است. انحراف در مطالبات واقعي و به حق مردم و تبديل شعار " مرگ بر غارتگر بيتالمال" به " مرگ بر ديكتاتور" به واقع نتوانسته جرمهاي سنگين آنها را پنهان كند اما دست درازي به بيتالمال، حرمت ها را از ذهن آنها زدوده و به اين راحتي دست از بحران آفريني نمي كشند و اينجاست كه بايد داغ فلز گداخته را بر دست آنها چشاند.
*نقد گريزان و حاشيهسازان (پنهان سازي وصلههاي نچسب به اصولگرايي)
پس از سي سال به مطالبات و توقعات مردم افزوده شده و افق ديد آنها از كوچكترين لغزشها چشم پوشي نميكند و اين خود از بركت انقلاب اسلامي است كه با نظارت مردمي خطاهاي مسئولين كشف و در صورت رفع و اصلاح مورد تحسين، در غير اينصورت مورد نقد مردم قرار مي گيرد.
به نظر مي رسد در دولت خدمتگزار دهم عده اي نفوذي تشريف دارند كه با هواشناسي و موج سواري اريكه اي را اشغال كرده اند كه حق آنها نيست و واقعاً نه طرفدار احمدي نژاد هستند نه از جنس او، ولي نام او را مي برنند و نان رأي او را مي خورند با همت فراوان سعي مي كنند به مدد رم و اسطرلاب و جن و پري، مشي فتنه گري را تداوم بخشند گويي حاصل اين دود و آتش امان نامة، بقاي در دولت آنهاست والا متمايز مي شوند و منفور ، كه خيانت اين آويزانها به ملت و دولت كم از فتنه گران اصلي ندارد. اين دورويي و هيزم تَرُ دود فراوان دارد و چشم بسياري را خواهد سوزاند. جا خالي دادن و عوض كردن موضوع چاره اين بيچارگان نخواهد بود و حق بحران زيستي را مردم با منطق و بصيرت كف دست آنها خواهند گذاشت.
* تكدي گري سياسي سر چهارراه بحران (پنهان سازي شوق به قدرت طلبي)
طايفه دو پهلو ، بلكه چهار پهلو كه سعي بر حكميت و ظاهراً پافشاري بر اعتدال دارند البته ابتدا به ساكن نكته منفي ندارند، ولي دغدغه آينده سياسي باعث اين اشك ريختنها بر پيكر برزمين افتاده اصلاحات را فراهم كرده است (بدنه اجتماعي اطراف اين جسم بر زمين مانده را بايد جلب نظر كرد شايد در آينده بكار آيند) اين طايفه بحران نمي آفريند ولي كمكي هم به حل بحران به طور اساسي نمي كند بلكه از شوق تشويق، قيافه عاقلانه مي گيرد و همراه صاحب عزا شيون مي كند تا كامش از حلواي اين مصيبت شيرين شود طمع در لاشه فتنهگران، تجربه خوبي نداشته و ندارد و مردم به كساني كه سعي در بازي بين خطوط دارند و نقش بي طرفي را بازي مي كنند روي خوشي نشان نداده اند.
* و ... سرانجامِ بحران زيستها
ولي در نهايت اين بحران ساختگي به پايان خواهد رسيد و شاهرگ حياتي بحران زيستها بريده خواهد شد و غبارها فرو خواهد نشست ملت ايران با بحرانزيستها با بصيرت و آگاهي مقابله خواهد كرد و با حاكميت منطق و استدلال و آرامش و امنيت تومار همه را در هم ميپيچاند. دشمن كه جاي خود دارد و به دشمني خود ادامه خواهد داد ولي داخلي ها و محبان تداوم بحران در داخل چه خواهند كرد؟ چه پاسخي براي خرد عمومي ايرانيان دارند؟ تاريخ سنگ نوشته هاي دل مردم را بيان خواهد كرد، و از آن مهمتر خدايي كه بالاي همه دستهاست، شما را به پاي ميز محاكمه خواهد كشاند و نيك ميدانيم شب اول كه به تاريكي فرو افتاديم با هيچ بيانه اي نخواهيم توانست موضوع را عوض كنيم و از پاسخ بگريزيم. فرصت جبران هنوز باقي است سرمايه هاي ملت و امت اسلام را به هدر ندهيم، بيائيم با كمك و دلسوزي بر آن بيفزائيم تمام شدني همين بحران هاست و ماندني همين نيكيها و خيرها ست. بيائيم به ستون وحدت مردم تكيه دهيم و به پاس حضور آنها رأيشان را تمكين كنيم، جامعه را رنگ آميزي نكنيم و ولي را مرجع تمام امور بدانيم و قانون را فصل الخطاب تمام فصول.
کد مطلب: 95561
آدرس مطلب: http://www.jahannews.com/vdcfytd1.w6dtvagiiw.html