رد پاي كمونيسم در آراي رهنورد

مهدي امامقلي – دانشجوی حقوق

26 اسفند 1388 ساعت 12:02


پس از آنكه زهرا رهنورد (همسرميرحسين موسوي) به بهانه هشتم مارس (روز جهاني زن) بيانيه‌اي سراسر توهين و افترا عليه قرائت‌هاي فقهي ازحقوق زن و نظام اسلامي را منتشر كرد، چند روز پيش درگفت‌وگو با يكي از سايت‌هاي ضد انقلابي نكاتي را عنوان كرده است كه تامل بر آن بخشي از نحله‌هاي فكري وي و جريانات فتنه اخير را روشن‌تر مي سازد . رهنورد كه رسانه‌هاي بيگانه از او به عنوان «كمپينر»، «فرست ليدي و بانوي اول ايران»، «روشنفكر» و« فول پروفسور» ! ياد مي‌كنند در اين مصاحبه به بهانه حمايت از حقوق زنان عنوان كرده است : «خوشبختانه تجربه کمون اولیه هزاران سال پیش از تاریخ کم و بیش در اختیارمان قرار دارد ... اما حالا چرا به آنها تاسی نکنیم و از آنها مدل رفتاری نپذیریم»؟ از اينرو برخي از ديدگاه‌هاي وي براي شناخت بيشتر و بهتر زواياي تاريك و تئوريك وي و همراهانش قابل تامل به نظر مي رسد.

هدايت اغتشاشات و درجه فول پروفسوري

پيش از اين ميرحسين موسوي در حمايت از همسرش گفته بود : «رهنورد روشنفكرترين زن ايراني است» و روزنامه انگليسي گاردين نيز در گزارشي از انتخابات ايران او را به عنوان «فرست ليدي» ايران ناميد و نوشت: «موسوی از طریق دخالت دادن همسرش در برنامه‌های انتخاباتی 2 هدف را دنبال می‌کند ، اول اینکه او به دنبال جذب آرای اصلاح طلبان است. وی از این امر مطلع است که احترام به برابری حقوق زنان و مردان بخشی لاینفک از برنامه‌های تبلیغی اصلاح‌طلبان در ایران است و نکته دوم اینکه موسوی به دنبال جذب آرای بانوان است. زنان ایرانی در گذشته نقشی فعال در به قدرت رسیدن خاتمی ایفا کردند». پس از آنكه نشريه‌ آمريكايي فارين پاليسي، زهرا رهنورد را به عنوان سومين متفكر جهان اعلام كرد، وي در همان ايام طي مصاحبه‌اي با كانون زنان ايراني گفت: «برای ورود به اين رشته 2 بار کنکور دادم، يک بار رد و بار ديگر قبول شدم. چون من اصولا آدم درسخوانی هستم...! » و «تنها زنی هستم که در ايران به مرحله فول پروفسوری در رشته هنر رسيده است»!! پرواضح است كه 1 - جايزه روشنفكري به اين عده تنها به دليل اغتشاش و خوش رقصي براي غرب بوده است چنانكه سوزان گلاسر ، سردبير اجرايي اين مجله آمريكايي در گفت‌گويي با راديو ضدانقلابي فردا ، دليل انتخاب رهنورد را در درون جنبش اعتراضي ايران دانست و گفت: «ما از خیلی جهات فکر کردیم که خود کمپین انتخاباتی یکی از دلایلی بود که جنبش اعتراضی را در ایران به وجود آورد... رهنورد را از کمپین انتخاباتی موسوی برگزیدیم»

2 – چنين كسي نمي‌تواند در نظر ملت آگاه ايران به عنوان يك روشنفكر محسوب شود 3 – ادعاي فول پروفسوري و اصرار بر هويت روشنفكري دليلي بر ابعاد گسترده جنگ رواني دشمن و سران فتنه است كه در تمام پروژه‌هاي

اصلاح طلبان راديكال براي تحريك هيجانات احساسات جوانان و زنان ايراني و ايجاد شكاف بين مردم و حاكميت طي يك دهه گذشته عقيم و بي نتيجه مانده است .

رهنورد؛ مدل قلابي روشنفكري

اتخاذ مواضع مبتني بر راديكاليسم و نفس اماره‌اي كه با عصبانيت و حرص و طمع در پي ايصال به منصب و اكتساب قدرت است چيزي جز شكست و پژمردگي سياسي براي عوامل آن به ارمغان نخواهد آورد چه آنكه مواضع و تحليل‌هاي پارادوكسيكال جريان فتنه و سران آن كه مدت‌ها خود را پيشگامان طبقه روشنفكر مي‌پنداشتند تنها آيينه تمام نماي متضاد با مفهوم روشنفكري بوده است.

همسر ميرحسين موسوي در ايام پس از انتخابات اخير در مصاحبه‌اي با بي‌بي‌سي پرشين در تحليلي از دلايل ادعاي تقلب در انتخابات ايران گفته بود:

«يك سري نقاطي هستند كه اصلا مشخص است خودش ملاك تشخيص نادرست بودن نتايجي است كه وزارت كشور اعلام كرده است، مثلا آذربايجان و ترك‌زبان‌ها هيچ وقت فرزند خودشان را نمي‌گذارند كه به كس ديگري راي بدهند... خود من لر هستم و موسوي هم بارها گفته من داماد لرستان هستم. بنابراين، اهالي لرستان موسوي را نمي گذارند به آقاي احمدي‌نژاد راي بدهند. اين دو تا ملاك است و باقي موارد هم شبيه همين است»!

رهنورد در بيانيه‌اي كه به مناسبت هشتم مارس ( روز جهاني زن ) منتشر كرده مدعی شده است که در ایران، «رفتارهای تبعیض‌خواهانه و ضد زن» وجود دارد. او «فرهنگ حاکم و قوانین من‌درآوردی مجلس» را دليل اين ادعا عنوان كرد . رهنورد كه پيش از اين در حمايت از آراي فقهي شاذ صانعي و آقاي منتظري شمشيرانتقاد عليه احكام اسلامي بركشيده بود، به طور ضمني برخی احکام دین اسلام را «ظلم و بی‌عدالتی» در حق زنان خواند و نوشت: «در آستانه هزاره سوم میلادی، دنیای ماهواره و دیجیتالیسم و قدرت رسانه‌ها، همچنان متحجرانه به زنان می‌نگرند. در این دنیای مدرن و پیچیده فهرست شگفت‌انگیزی پیش روی ما است، مالامال از ظلم و تبعیض و بی‌عدالتی، به بهانه حمایت از خانواده، قانون چند همسری مطرح می شود».

وي در مصاحبه اخير خود نيز گفته است؛ «نمی‌توان در ایران آرمان‌های رفع تبعیض و رفع خشونت و مساوات‌طلبی‌های قانونی در قلمرو «دیه» و « قضاوت»، «حضانت»، «چند همسري»، «قوانین طلاق»، «تابعیت» و نظایر آن‌را درون جنبش های اصلاحی یا حرکت‌های انقلابی به دست آورد». وي همچنين چهره ليبراليستي و پست‌مدرنيستي خود را هم از ياد نبرده و گفته است: دنياي امروز «دنیای فردیت‌هاست». رهنورد در ادامه این بیانیه از رسانه ملی هم انتقاد کرد و نوشت: «به رسانه ملی بیاموزید از ارائه الگوی رفتاری زن سلیطه بد اخلاق، زن مطیع و زن سلطه‌طلب دست بردارد»!! بي‌شك مواضع فوق نشان مي‌دهد كه 1- مقصود نهايي اين عده مدرنيته كردن دين اسلام است چنانكه پيش از اين بسياري از انگاره‌هاي ديني در باب مهدويت، ولايت و قيام عاشورا را به سخره گرفتند و حتي آنكه از اصطلاح «دين سبز» سخن به ميان آوردند. 2– اين عده روشنفكر نما همچنان در توهم و كيش شخصيت به‌سر مي‌برند و روشنفكري را با انبوهي از تناقضات و مغالطات و اساسا هرآنچه آنان بگويند و بخواهند تعريف مي‌كنند.

شوي روشنفكري رهنورد در مسير كمونيسم


رهنورد در آخرين موضع‌گيري راديكالي و آنارشيستي خود ضمن توهين به دولت و راي مردم گفته است: «بارها گفته‌ام، این دولت نامشروع است.... اصولا ساختار ذهنی این دولت واپس‌گرا و خشونت‌جوست. اینها وابسته به جریانی از گروه فشار سرکوبگری هستند که از سال‌ها پیش در زیر بخشی از ناخودآگاه جامعه اسلامی اعمال نفوذ می‌کردند، قتل‌های زنجیره‌ای می‌کردند، تهمت می‌زدند، جو می‌ساختند، مخالفان خود را در مجامع کتک می زدند تا محیط بسته‌ای به وجود آورند». اما نكته مهم در آخرين موضع‌گيري وي آنجاست كه مي‌گويد: «خوشبختانه تجربه کمون اولیه هزاران سال پیش از تاریخ کم و بیش در اختیارمان قرار دارد ... اما حالا چرا به آنها تاسی نکنیم و از آنها مدل رفتاری نپذیریم؟»

لازم به ذكر است كه كمون‌ها و تجربه كمون اولي كه رهنورد از آن سخن به ميان آورده و مطمئنا در پي برجسته کردن حقوق زنان در آن دوران بوده است از اركان اصلي تشكيل ايدئولوژي در كشورهاي كمونيستي و نظريه پردازاني چون ماركس، انگلس و ... است و اشکال اولیه سازمان‌های اجتماعی انسانی در مکتب مارکسیسم به «کمون اولیه» مشهور است. به عنوان مثال كمون پاريس كه در تاريخ مشهور است از به قدرت رسیدن کمون به وسیله شورش شهری همه انقلابیون از هر مرام و عقیده‌ای پس از شکست فرانسه در جنگ با پروس ممکن شد و به گواه تاريخ به‌طور رسمی، کمون پاریس ۱۸۷۱ چیزی نبود جز حکومتی محلی (در فرانسوی:کمون) که حدود 2ماه در بهار ۱۸۷۱ در پاریس با عمليات آشوب‌طلبانه و آنارشيستي قدرت را در دست داشت. به طور کلی کمون بین کمونیست‌ها، آنارشیست‌ها و بسیاری از سوسیالیست‌ها با احترام زيادي ياد مي شود و بعضا آن را به عنوان مدل یک جامعه آزاد می‌شمرند. مارکس، انگلس، و بعدها کسانی چون لنین، تروتسکی و مائو تلاش کرده‌اند که از تجربه محدود کمون درس‌های تئوریکی استخراج کنند ( ناگفته نماند كه ماركس حدود 10 سال بعد از كمون پاريس نامه نوشت و در آن عنوان كرد: «ممكن است كه مرا به تجربه كمون پاريس‏ رجعت دهيد. بر كنار از اين واقعيت كه اين كمون صرفا شورش‏ يك شهر در شرايط استثنايى بود، اكثريت كمون به هيچ وجه سوسياليست نبودند و نمى‌توانستند باشند. با ذره‌اى عقل سليم كمون مى‌توانست حداكثر آنچه را كه در آن زمان قابل به دست آوردن بود، به دست آورد»).

هرچند كه مدت‌ها قبل جريانات ماركسيستي و كمونيستي در رسانه‌ها و بيانيه‌هاي خود از ميرحسين موسوي و فرقه فتنه بارها حمايت كرده‌اند و سران فتنه هم تا توانسته‌اند ازاستراتژي‌ها و تاكتيك‌هاي بلوك غرب ( ليبراليسم و...هانتينگتون و جين شارپ) و بلوك شرق ( كمونيسم و ماركسيسم و انگلس و ماركس) بهره‌گيري كنند اما سخن راندن از الگوي انقلاب كمون‌ها براي اولين بار بود كه از سوي روشنفكرترين زن ايراني(!) تئوريزه شد يا لو رفت! گويا خانم زهرا رهنورد يا تاريخ را خوب نمي‌داند يا خوب مي داند !
منبع خبرنامه دانشجويان


کد مطلب: 103012

آدرس مطلب: http://www.jahannews.com/vdcezx8zwjh877i.b9bj.html

جهان نيوز
  http://www.jahannews.com