پنجشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۷ - 17 Jan 2019
 
۰

بیا به حرف های اول انقلاب برگردیم

شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۱۶
محدثی از فردای پیروزی انقلاب تا به امروز، در مدیریت اجرایی کارنامه درخشانی از خود به جا گذاشته و توانمندی او در هدایت و ساماندهی فعالیت های فرهنگی غیرقابل انکار است.
 به گزارش جهان به نقل از فارس، قرار است کانون شعر و ترانه انقلاب اسلامی برای مصطفی محدثی خراسانی در بیستم آذرماه بزرگداشتی ترتیب دهد. از رضا اسماعیلی دوست شاعر و هم قلم ایشان خواستیم تا یادداشتی راجع به شعر و زندگی استاد محدثی بنویسند. آن چه در ادامه می آید به قلم اوست.

پیشکش به شاعر معلم و معلم شاعر «مصطفی محدثی خراسانی »، به پاس سی سال حضور روشن و تاثیر گذار در عرصه شعر انقلاب ، دفاع مقدس ، و ادب آیینی:

بیا به آینه ، قرآن ، به آب برگردیم

بیا به اسب، حماسه، رکاب برگردیم

بیا دوباره مروری کنیم خاطره را

به روزهای خوش التهاب بر‏گردیم

کنون که موعظه در کاخ‌ ها نمی ‏گیرد

بیا به سرب، به سرب مذاب برگردیم

به دست‌های پر از پینه، سفره ‏های تهی

به حرف اوّل این انقلاب برگردیم

اگر چه طی شده وقت سفر ، ولی ای دل!

بیا به آینه ، قرآن ، به آب برگردیم

می خواهم نام شاعری روشن را در گوش شما زمزمه کنم . می خواهم دست شما را بگیرم و به کوچه باغ های سرسبز شعر ببرم تا آیینگی شاعری زلال و مهربان را در پیش چشمان شما خوبان به تماشا بگذارم . این حنجره سپید عشق و روشنی، شاعری ست از جنس عشق و مهربانی که در محافل و مجامع ادبی، حلقه وصل دوستان است، و روشنی بوستان . نامی قابل احترام و معتبر و سرمایه ای بزرگ برای ادبیات معاصر ما، و صاحب آثار و اشعاری فاخر و مانا در حوزه های شعر انقلاب، دفاع مقدس و آیینی . شاعری به نام « مصطفی محدثی خراسانی».

با شعرهای از دل برآمده ی دوست شاعرم مصطفی محدثی خراسانی که یکی از شاعران خوب و ارزشمند خطه خراسان است، از اولین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی آشنا شدم و از همان زمان او را شاعری متعهد و دردمند یافتم. شاعری که خود را فرزند معنوی امام (ره) و انقلاب می داند و حنجره اش را وقف انقلاب کرده است.

مصطفی محدثی از جنس شاعرانی است که از میان مردم به پا خاسته و در آیینه شعرش نیز سیمای روشن و رنج دیده مردم را به تماشا می گذارد . مردمی که سال ها طعم تلخ استبداد را چشیده اند و شانه های شرافتمند شان کبود تازیانه های ظلم است . مردمی که در شب دیجور ظلم و استبداد ، نفس ها را در دخمه های غم گرفته خود حبس کرده بودند و در انتظار آمدن شهسواری شب شکن ، چشم به جاده های غبار گرفته زمان دوخته بودند. این مردم صبور و نجیب در انتظار آمدن مردی از تبار نور و از جنس باران بودند تا با ذوالفقار جسارت و عصیان خویش، طلسم شب را بشکند و نوید رهایی و آزادی را در گوش پرندگان بال و پر شکسته ، دیگر بار زمزمه کند ، و غربت هزاران ساله انسانیت مظلوم را ، در روشنای مشعل آزادی به صبح وصال پیوند زند.

و این شاعر انقلاب چه زیبا در غزلی که برای حضرت امام (ره) سروده است، به مردم – وارثان اصیل انقلاب – بشارت طلوع صبح صادق را می دهد:

مثل یک قطره ولی برکت دریا در دست



آمد از سمت سحر، رایت فردا در دست



اشکی از غربت جانسوز شهیدان در چشم



علمی، نقش برآن داغ دل ما در دست



باطل السحر همه معرکه گیران بر لب



سامری سوزترین معجز موسی در دست



شعله ی غربت پروانه ی یاسین در دل



مشعل شوکت تاریخی طاها در دست



پرچم ماتم جاوید پیمبر بر سر



حلقه خاتم خورشیدی مولا در دست

محدثی خود در مصاحبه ای که سال ها پیش از او در صفحه «بشنو از نی» روزنامه اطلاعات چاپ شده است ، با اشاره به دغدغه های مقدسش می گوید:

«... همیشه مهم ترین دغدغه من مردم بوده اند و بیشتر از هر چیز به آن ها فکر کرده ام . من طعم محرومیت را چشیده ام و مصیبت تقسیم شدن حقم را بین دهن های بی وضو دیده ام و مردمی را که با درد ، سرما ، گرسنگی ، غربت و شب های کنار تنور پیر می شوند. به خاطر همین غزل های اجتماعی با من صمیمی ترند و ریشه های عمیق تری در احساس و اندیشه ام دارند.»

محدثی – به شهادت سروده های زلال و نابش – همچون پیامبران ، در شعر پرچمدار رسالتی مقدس است. رسالت بیدارگری و انسان سازی ، و این رسالت سترگ را همه شاعران شیعی در طول تاریخ به دوش کشیده اند. و مگر نه این است که «شعر و شرع و عرش» از هم خاسته اند؟ چنان که عطار می گوید :

شعر و شرع و عرش از هم خاستند

تا دو عالم زین سه حرف آراستند

نور گیرد چون زمین از آسمان

زین سه حرف یک صفت هر دو جهان

و اما سابقه آشنایی و دوستی حضوری من با محدثی عزیز ، به سال 80 بر می گردد . در این سال مصطفی به تهران می آید و مسئولیت سردبیری فصلنامه شعر را -که بیش از یک سال در محاق فرو رفته بود- به عهده می گیرد . این عزیز از اولین شماره فصلنامه – ویژه نامه قیصر – مرا صمیمانه به همکاری دعوت می کند . من نیز با لبیک به دعوت روشن او ، از اولین شماره فصلنامه قلم به دست می گیرم و به عنوان عضو افتخاری تحریریه شروع به نوشتن مقالاتی برای فصلنامه می کنم که این همکاری تا آخرین روزهای سردبیری مصطفی ادامه پیدا می کند.

در طول سال هایی که با محدثی عزیز از نزدیک محشور بوده ام ، ویژگی های انسانی و اخلاقی فراوانی در او یافته ام ، که از جمله آن ها مسئولیت پذیری و انضباط کاری قابل تحسین اوست . علی رغم این تصور غلط که می گویند شاعر نظم پذیر نیست ، من مصطفی را یکی از منظم ترین شاعران روزگارمان می دانم . شاعری منظم ، دقیق ، وظیفه شناس ، سخت کوش ، پایبند عهد و پیمان ، مردمدار ، خونگرم و صمیمی .

در مورد نظم شاعران گفتم و به یاد رهنمودی از استاد شفیعی کدکنی - که مصطفی نیز به شاگردی او افتخار می کند – افتادم . دکتر شفیعی کدکنی در دیداری ک اخیرا با تعدادی از شاعران انقلاب در منزل داشت ، در صحبت های خود خطاب به دوستان شاعر می گوید : من نمی‌دانم این فرهنگ یا تلقی یا برداشت از کجا آمده است که شاعر و هنرمند باید شلخته ، بی‌نظم و... باشد! شما نگاه کنید امثال تی اس الیوت ، پل والری ، ریلکه و... این ها بزرگان شعر جهان هستند و من زندگی و آثار همه این ها را مطالعه کرده​ام . پل والری یا الیوت مانند یک ساعت منظم بودند و شبیه یک مدیر وزارتخانه برای هر دقیقه‌شان برنامه داشتند.

به زعم من ، مصطفی محدثی نمونه برجسته نظمی است که دکتر شفیعی کدکنی از آن سخن گفته اند ، و من رمز موفقیت و کامیابی این شاعر دوست داشتنی را در همین وقت شناسی و انضباط کاری می دانم .

از دیگر ویژگی های اخلاقی محدثی – علاوه بر توانمندی های ادبی و علمی – اشراف و تسلط به امور اجرایی و ساماندهی فعالیت های تاثیر گذار فرهنگی است .

محدثی از فردای پیروزی انقلاب تا به امروز ، در مدیریت اجرایی کارنامه درخشانی از خود به جا گذاشته است . توانمندی او در هدایت و ساماندهی فعالیت های فرهنگی غیر قابل انکار است . برای اثبات این ادعا شما می توانید از یک یک دوستان شاعر سوال کنید.

ویژگی برجسته دیگری که در محدثی می توان سراغ گرفت ، فراهم کردن زمینه و دادن انگیزه به شاعران برای انجام فعالیت های تحقیقی و پژوهشی است . من خود بارها از زبان استاد محمد کاظم کاظمی شنیده ام که از محدثی عزیز به عنوان مشوق و حامی خود در انجام بسیاری از فعالیت های علمی و پژوهشی نام برده است و این چیز کمی نیست . چنان که خود من نیز در موارد بسیاری با تشویق ها و پیگیری های دلسوزانه مصطفی دست به قلم برده ام .

جان کلام آن که این شاعر درد آشنا و روشن اندیش، از فردای پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون با اعتقادی راسخ و باوری عمیق، در سنگر شعر و ادبیات ، پاسدار ارزش های اصیل انسانی و اسلامی بوده است و با چاپ و انتشار آثار و اشعار رسالت مدار خود، در عرصه ادبیات انقلاب اسلامی، حضوری پویا، با نشاط ، گسترده و تأثیرگذار داشته است. امروز نیز استوار و ثابت قدم ، رهنورد این راه مقدس و روشن است و به زمزمه عاشقی ، مشغول؛

چو آیینه هر چند حیران رسیدم                                                          

ز مشکل گذشتم ، به آسان رسیدم

کلافی گره در گره ، ابر در ابر                               

به باران ، به باران ، به باران رسیدم          

برون آمدم از شب تیره ی تن                                                         

به آیات خورشیدی جان رسیدم

به شرق قدم های تو در نشابور                                                   

به قطعیتی فوق برهان رسیدم

نه من شیخ بودم ، نه با من چراغی                                                  

شگفتا ، شگفتا ! به انسان رسیدم

به مهرم بنامید ، زین پس ، به خورشید                                          

به دروازه های خراسان رسیدم
کد مطلب: 257788
نام شما

آدرس ايميل شما
برای ارتقای فرهنگ نقد و انتقاد و کمک به پیشرفت فرهنگ و اخلاق جامعه، تلاش کنیم به جای توهین و تمسخر دیگران، نظرات و استدلال هایمان را در رد یا قبول مطالب عنوان کنیم.
نظر شما *