چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸ - 19 Jun 2019
 
۰

ایران را دوست دارم؛ مکتب انحرافی ایران را نه/ خواهش علنی رهبری هم مولوی است‬

شنبه ۳۱ تير ۱۳۹۱ ساعت ۱۳:۳۷
کد مطلب: 234968
امام جمعه موقت تهران به سوالاتی مختلفی از قبیل، تبیین ویژگی‌های گفتمان انقلاب، فتنه 88 و معترضین، مکتب ایرانی، اصلاح‌طلبی یا اصولگرایی و مباحث مربوط به احکام مولوی و ارشادی پاسخ گفت.
به گزارش جهان به نقل از فارس، گفتمان انقلاب اسلامی و ورود گفتمانی به انتخابات از مقوله‌هایی است که معمولًا قبل از رقابت‌های انتخاباتی مطرح و جریان‌های سیاسی بر آن تاکید می‌کنند. 
 
برای تبیین محتوایی و سیاسی گفتمان انقلاب اسلامی با آیت‌الله خاتمی عضو هئیت رئیسه مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران به گفت‌وگو نشستیم که متن کامل آن از نظرتان به شرح زیر می‌گذرد:

برخی تئوری پردازان غربی معتقدند انقلاب اسلامی فاقد گفتمان مدون است و اصولاً توسط برخی رهبران مذهبی مدیریت می‌شود شما چقدر این اظهارات را منطبق با واقعیت می‌دانید؟
 
بسم الله الرحمن الرحیم. واژه‌های گفتمان و انقلاب ابتدا باید تعریف شود؛ گفتمان چیست؟ و انقلاب اسلامی یعنی چه؟ واژه گفتمان به معنای مبنا و اساس فکری که بر اساس آن یک ساختمان فکری شکل می‌گیرد، است. انقلاب اسلامی هم به معنای جریانی است که پس از فروپاشی جریان سابق با انگیزه اسلامی شکل گرفت. با این مقدمه عرض می‌کنم که انقلاب اسلامی بدون گفتمان شکل نگرفته است و ادعای فاقد گفتمان بودن انقلاب اسلامی پوچ است.
 
* امام راحل قبل از انقلاب، گفتمان انقلاب را تعریف کردند
 
 گفتمانی که شما برای انقلاب اسلامی در نظر دارید قبل و یا بعد از انقلاب اسلامی شکل گرفت؟
 
امام قبل از انقلاب اسلامی گفتمان انقلاب اسلامی را طراحی و تعریف کرده‌اند و انقلاب اسلامی بر اساس آن گفتمان شکل گرفت. آغاز انقلاب اسلامی را باید سال 1342 دانست. که بر اساس گفتمان انقلاب اسلامی انجام شد. بنده معتقدم از زمان تعریف گفتمان انقلاب تاکنون هیچ انحرافی در اصل گفتمان انجام نشده است و حتی گفتمان انقلاب روز به روز بارورتر شده است.
 
 المان‌های گفتمان انقلاب اسلامی را چگونه تعریف می‌کنید؟
 
اگر بخواهیم ویژگی‌ها و المان‌های گفتمان انقلاب اسلامی را نام ببریم ابتدا باید بگویم ویژگی عینیت سیاست و دین بحث مهم گفتمان انقلاب اسلامی است. عینیت سیاست و دین در مقاطعی وجود داشت اما امام با انقلاب اسلامی آن را احیا کرد. سخنرانی‌های امام از سال 1342 تا پیروزی انقلاب اسلامی در راستای احیای عینیت دین با سیاست بوده است. بعد از اینکه امام به این نتیجه رسید که عینیت دین با سیاست به لحاظ گفتمانی در جامعه جا افتاده است اقدام به تبیین دینی آن کرد. امام فرمودند اگر کسی دین را از سیاست جدا بداند همانند کسی است که پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) را تکذیب کرده است.
 
* دین تنها برای آبادانی آخرت نیست/برنامه زندگی است
 
 به جز عینیت دین با سیاست که شما آن را از المان‌های گفتمان انقلاب اسلامی می‌دانید، دیگر ویژگی‌های این گفتمان چیست؟
 
مبانی دینی، اسلامی و شیعی، شاکله گفتمان انقلاب اسلامی را تشکیل می‌دهد. بحث خدامحوری و خداباوری در گفتمان انقلاب متجلی است؛ منظور از خدامحوری به معنای حضور دین در جامعه و رد تشریفاتی بودن دین است. ما معتقدیم دین تنها برای آبادانی آخرت نیامده است. دین برنامه زندگی است. امام می‌فرماید در بین 50 کتاب فقهی، تعدادی محدودی از آن عبادی است و الباقی کتاب زندگی است. (البته نقل به معناست). لذا تأکید بر حضور دین در جامعه از ویژگی‌هایی است که در گفتمان انقلاب اسلامی تغییر نکرده و تغییر نخواهد کرد. چراکه مقام معظم رهبری و همچون امام راحل بر این موضوع تأکید دارند. بر همین اساس مقام معظم رهبری فرمودند ما هرکجا به اسلام عمل کردیم موفق بودیم و هرکجا که موفق نبوده‌ایم آنجایی بوده که به اسلام عمل نکرده‌ایم (به دلیل ضرورت و امثال آن).  احترام به رأی و نقش مردم در کشور از دیگر ویژگی‌های گفتمان انقلاب اسلامی است که البته می‌توان این ویژگی را جزء ذات انقلاب اسلامی دانست. در بیانات امام(ره) از هنگامی که وارد کشور شده‌اند و در سخنرانی بهشت زهرای ایشان تأکید بر نقش مردم کاملا روشن است. امام فرمودند من به دهان این دولت می‌زنم، من به اتکای اعتمادی که مردم به من دارند دولت تشکیل می‌دهم. ایشان همواره بر نقش مردم تأکید داشتند. مقام معظم رهبری نیز همواره بر حراست از نقش مردم در جامعه تأکید داشته‌اند.
 
* رهبر انقلاب در فتنه88 از جمهوریت نظام حراست کردند
 
 برخی می‌گویند حمایت مقام معظم رهبری از آرای مردم در انتخابات اخیر ریاست جمهوری مصداق حمایت معظم‌له از نقش مردم در جامعه و حراست از آرای آنها بود. نظر شما در این باره چیست؟
 
قطعا همین طور است. بنده معتقدم مقام معظم رهبری در فتنه 88 از جمهوریت نظام حراست کردند. جریان فتنه می‌گفت باید رأی مردم باطل شود اما آقا در مقابل این خواسته نامشروع فتنه‌گران ایستاد و از رأی مردم دفاع کرد. حضرت آقا تعبیر عالمانه‌ای درباره جمهوری اسلامی دارد که می‌فرمایند ترکیب جمهوری اسلامی، ترکیبی اتحادی است نه انضمامی. اگر بخواهیم این تعبیر را تفسیر کنیم باید بگویم ترکیب انضمامی به این معناست که ما مثلا مجموعه کتاب‌هایی در یک قفسه کتابخانه داریم و به راحتی می‌توانیم کتابها را از یکدیگر جدا کنیم. اما ترکیب اتحادی همانند حل شدن شکر در چایی است و به هیچ راهی نمی‌توان شکر حل شده را از چایی جدا کرد.مقام معظم رهبری رابطه جمهوریت با اسلامیت را همانند ترکیب شکر با چایی می‌داند و آن را ترکیبی اتحادی تعریف می‌کند. مردم در کشور ما در انتخاب همه مسئولان باواسطه یا بی‌واسطه نقش اساسی دارد.
 
 هر مقوله‌ای که در قالب گفتمان مطرح می‌شود بدون رهبر و لیدر به عنوان هادی نیست. پاسخ شما به این سؤال که رهبران گفتمان انقلاب اسلامی چه کسانی هستند چیست؟
 
 رهبران گفتمان انقلاب اسلامی بنیانگذاران انقلاب اسلامی هستند. به عبارتی دیگر، باید گفت ممکن است یک شخصی در یک گوشه‌ای بنشیند و نظر مخالفی با گفتمان انقلاب اسلامی داشته باشد ما این نظر مغایر با انقلاب، را نمی‌توانیم در قالب گفتمان انقلاب اسلامی تعریف کنیم.
 
* تبیین سیاست‌های انقلاب به عهده بنیانگذاران آن و شخص ولی‌فقیه است
 
 تبیین سیاست‌های گفتمان انقلاب اسلامی به چه کسانی است؟
 
 تبیین سیاست‌های گفتمان انقلاب ابتدا به عهده بنیانگذاران انقلاب و در نهایت به عهده ولی فقیه به عنوان مسئول حکومت است. در نظام اسلامی تبیین کننده سیاستها تنها ولی فقیه است. اگر در مسائل کلان کشور اختلاف نظری باشد نظام اسلامی حکم کرده است که ولی فقیه فصل الخطاب باشد.
 
*نباید به مجرد اختلاف سلیقه افراد را از دایره انقلاب طرد کنیم
 
 ویژگی‌های دیگری را برای گفتمان انقلاب اسلامی در نظر دارید یا اینکه ویژگی‌های گفتمان انقلاب اسلامی را حصر در خدامحوری و نقش مردم می دانید؟.
 
بحث اعتدال از دیگر ویژگی های مهم انقلاب اسلامی است. اعتدال به این معنا که ما تابع قانون باشیم و پیام اسلام را به عنوان حرف اصلی در نظر داشته باشیم. اعتدال یعنی اینکه ما چتر انقلاب اسلامی را گسترده فرض بگیریم و از زاویه محدود به آن نگاه نکنیم به مجرد اختلاف سلیقه افراد را از چارچوب انقلاب اسلامی بیرون نکنیم. مثالی در این باره لازم است ذکر کنم. اگر قرار باشد به نماز جمعه برویم اشکالی نیست که اگر کسی بگوید، پیاده برویم، برخی بگویند با موتور برویم، برخی ماشین را پیشنهاد دهند، اینها همه نظرشان درباره رفتن به نماز جمعه یکی است اما در بحث روش، اختلاف سلیقه دارند، این نوع اختلاف بلال اشکال و پذیرفتی است. منتهی گروهی می‌آیند همزمان با نماز جمعه، در محل دیگری نماز جماعت اقامه می‌‌کنند همراه با ناهار که این اختلاف قابل پذیریش نیست و تفرقه است نه اختلاف سلیقه.
 
* اعتدال به عنوان ویژگی گفتمان انقلاب به معنای عدم طرد افراد است
 
کسانی که با نپذیرفتن مبانی انقلاب به جنگ با ارزش‌های انقلاب اسلامی می‌آیند را آیا می‌توان طبق حکم اعتدال در چارچوب انقلاب اسلامی تعریف کرد؟
 
ابتدا باید بگویم اعتدال به این معنا نیست که هر کسی با هر سلیقه‌ای در پست‌های کلیدی نظام قرار بگیرد، من اسم این کار را اعتدال نمی گذارم. درتمامی نظامها افراد مطمئن در پست‌های کلیدی قرار می‌گیرند. منظور بنده از اعتدال به معنای عدم طرد افراد است نه جذب آنها به قیمت قرارگرفتن افراد در پست‌های کلیدی. برای این موضوع می‌توانم ده‌مثال بزنم اما به یکی از آنها اکتفا می‌کنم. از ابتدای انقلاب 2 گرایش در کشور تعریف شده بود. امام دست مهر پدری بر سر افراد هر 2 گرایش داشت. مقام معظم رهبری هم عیناٌ همین خط را دنبال می‌کنند.
 
* اعتدال به معنای ساختار شکنی نیست/اگر معترضین اردوکشی خیابانی نمی‌کردند؟
 
رابطه اعتدالی که مدنظر شماست با ساختار شکنی چیست؟
 
 اعتدال هیچ‌گاه به معنای پذیرش ساختار شکنی نبوده و نیست.آنچه در فتنه 88 رخ داد مصداق ساختارشکنی بود. بنده بر این باورم اگر معترضین اردوکشی خیابانی نمی‌کردند، با سفارتخانه‌های بیگانه مرتبط نمی‌شدند، از بیگانگان خط نمی‌گرفتند، آب را به آسیاب دشمن نمی‌ریختند و اقدام به تأسیس حزب می‌کردند و رسما اعلام می‌کردند که معترض هستند و حتی دولت را قبول ندارند، نظام به آنها معترض نمی‌شد. اگر آنها چنین کاری می‌کردند، با آنها برخورد نمی‌شد و نظام به آنها این گوی و این میدان. اما نظام دید که این افراد با بیگانگان در ارتباطند و حتی وزیر محترم اطلاعات وقت اعلام کرد برخی ستادها بیش از صد بار با سفارتخانه‌های بیگانه ارتباط داشته‌اند. با این حال نظام چاره‌ای جز برخورد نداشت. اقدام فتنه‌گران هیچگاه در دایره اختلاف سلیقه و اختلاف نظر خلاصه نشد و به ساختارشکنی منجر شد.
 
* گفتمان انقلاب اسلامی را لزوماً در دولت‌ها نمی‌دانیم/دولت‌ها گفتمان اختصاصی دارند
 
رابطه دولت‌ها با گفتمان انقلاب اسلامی چگونه تعریف می‌شود؟ آیا با عدم پایبندی دولت‌ها به گفتمان انقلاب، این گفتمان لطمه می‌بیند؟
 
ابدا دولت‌ها نمی‌توانند به گفتمان اسلامی لطمه بزنند. ما گفتمان انقلاب اسلامی را لزوماً در دولت‌ها نمی‌دانیم. ما گفتمان انقلاب اسلامی را در ولی فقیه و قانون اساسی می‌بینیم. گفتمان دولت‌ها، اختصاصی است و الزاما گفتمان انقلاب اسلامی نیست. به همین دلیل ما بسیاری از مطالبی که در دوره اصلاح طلبان مطرح می‌شد را گفتمان یک حزب می‌دانستیم نه گفتمان انقلاب اسلامی. نگاهی که اصلاح طلبان به غرب داشته‌اند، نگاهی که به دیپلماسی خارجی داشته‌اند، ارتباطاتی که داشتند، ارتباطی با گفتمان اسلامی نداشت گرچه در شرایط کنونی هم می گوییم که هرچیزی که دولت ها می‌گویند نمی‌تواند لزوماً با گفتمان انقلاب اسلامی مرتبط باشد. گفتمان انقلاب اسلامی تنها در بیان مقام معظم رهبری است.
 
 یعنی اگر یک دولتی 8سال در رأس دستگاه اجرایی مباحثی چون توسعه سیاسی، سازندگی و یا مکتب ایرانی را مطرح کرد مباحث آنها متباین از گفتمان انقلاب اسلامی است؟
 
بله همین طور است. درست می‌گویید. نمی‌توان برخی ادعاهای غلط دولت‌ها را به گفتمان انقلاب اسلامی ربط داد. از روزی که بحث مکت ایرانی مطرح شد ما از تریبون‌های عمومی و رسمی با آن مخالفت کردیم و الان هم مخالفیم.
 
* ایران را دوست دارم/ سفیر کشور عربی گفت ایران به دنبال امپراطوری است نه اسلام
 
علت مخالفت حضرتعالی با مکتب ایرانی چیست؟
 
 ابتدا واژه‌ها باید درست تعریف شود. ما با ایران و ایران دوستی مخالف نیستم. ایران را دوست‌داریم. اینکه کسی بگوید چون قرائت‌های مختلف از اسلام می‌شود پس اسلام نمی‌تواند محور وحدت باشد و برای وحدت باید سراغ مکتب ایرانی رفت، یک انحراف است. ما معتقدیم این حرف ضربه فرهنگی به انقلاب اسلامی است. سفیر یکی از کشورهای عربی گفته بود، بیش از 30 ‌سال است که ما به دنیا می‌گویم که ایران در پی اسلام نیست و به دنبال امپراطوری است و حالا ببیند حرف ما روشن شد و در ایران گفتند مکتب ایرانی.
 
* ایران دوستی مصداق حب الوطن من الایمان است نه پذیریش ایدئولوژی ایرانی
 
می‌گویند منظور ما از مکتب ایرانی برداشت علمای ایرانی از اسلام است؟ به نظر شما جغرافیا می‌تواند جایگزین ایدئولوژی‌ شود؟ آیا مکتب بر جغرافیا دلالت دارد یا بر ایدئولوژی؟
 
مکتب یعنی ایدئولوژی. اینها مغلطه می‌کنند و در پاسخ به ما می‌گویند، شما چرا ایران را دوست ندارید در حالی که ما ایران را دوست داریم و انحراف را رد می‌کنیم. ایران دوستی به معنای پذیریش ایدئولوژی ایرانی به جای اسلام نیست. ایران دوستی مصداق حدیث حب الوطن من الایمان است.
 
* اصولگرایی اصلاح‌طلبانه و اصلاح‌طلبی اصولگرایانه را می‌پسندم
 
 گفتمان انقلاب اسلامی به لحاظ جریانی به کدام جریان می‌رسد به اصلاح‌طلبی یا اصولگرایی؟
 
 بنده همان تعبیر مقام معظم رهبری را می‌پسندم که فرمودند بهترین اصولگرایی، اصولگرایی اصلاح طلبانه و بهترین اصلاح‌طلبی، اصلاح طلبی اصولگرایانه است. بنده اصولگرایی را با نگاه محدود قبول ندارم. اصولگرایی مدنظر ما همان اصولگرایی است که مقام معظم رهبری فرمودند. آشتی ناپذیری با استکبار جهانی و مستکبران جزء ویژگی‌های گفتمان‌ انقلاب اسلامی که باید جریان‌های سیاسی به آن توجه کنند جریانی که به این ویژگی توجه نمی‌کند در راستای گفتمان انقلاب اسلامی عمل نکرده است. امام علیه آمریکا، صهیونیستها و مستکبران موضع داشت. ما مرگ بر آمریکا را شعاری برخاسته از متن گفتمان امام و انقلاب می‌دانیم. نمی‌شود برخی‌ها از خط امام دم بزنند اما به ضرورت شعار مرگ بر آمریکا پی نبرند.
 
* تا وقتی آمریکا خوی استکباری دارد، مرگ بر آمریکا ضرورت دارد
 
شعار مرگ بر آمریکا تا چه زمانی همراه با گفتمان انقلاب است آیا زمانی برای پایان سردادن این شعار مطرح است یا اینکه تا ابد این شعار برگرفته از انقلاب اسلامی است؟
 
 شعار مرگ بر آمریکا تا وقتی که آمریکا خوی استکباری دارند باید سرداده شود. روحیه استکبارستیزی تا ابد به عنوان روحیه قرآنی و تنیده به انقلاب اسلامی است. اما بحث این است که ارتباط با استکبار تا ابد باید قطع باشد؟ واقعیت این است که برخی دولت‌های اروپایی کمتر از آمریکا علیه ایران موضع نگرفته‌اند. اما با آنها ارتباط داریم. با انگلیس که کانون شیطنت است هنوز به طور کلی قطع رابطه نکرده‌ایم. بحث ارتباط با آمریکا در این جمله امام که "آمریکا تا آدم نشده است ارتباط ما با آمریکا قطع خواهد بود" خلاصه می‌شود و تمام سیاست در همین جمله است. اگر آمریکا روزی دست از شیطنت بردارد و دیگر شیطان بزرگ نباشد آن وقت مسئولان ما سیاست جدیدی اتخاذ می‌کند اما واقعیت این است که شیطنت آمریکا از ابتدای انقلاب تاکنون روز به روز پیچیده‌تر و رذیلانه‌تر شده است. مبنای قطع رابطه ما با آمریکا شیطان بزرگ بودنش بود. امروز بعد از گذشت 33سال این مبنا همچنان وجود دارد و تغییری نکرد. نکته مهم دیگری که باید بگویم این است ما در عین اینکه با کشورهای اروپایی ارتباط داریم روحیه استکبارستیزی را حفظ کرده‌ایم، روابط دیپلماتیک در حد عادی با کشورهای دیگر وجود دارد و اساس هم بر رابطه تنظیم شده است. ما در عین اینکه با آلمان ارتباط داریم مواضع نادرست این کشور را نیز محکوم می‌کنیم، نظام محکوم می‌کند، رهبری محکوم می‌کند در خطبه‌های نماز جمعه محکوم می‌شود.
 
* ولایت فقیه، اساسی‌ترین و محوری ترین ویژگی‌ گفتمان انقلاب اسلامی
 
شما ویژگی‌های مهمی را برای گفتمان انقلاب اسلامی مطرح کردید سؤال این است که این ویژگی‌ها را چه کسی مدیریت و رهبری می‌کند؟
 
اساسی ترین، محوری ترین و مهمترین ویژگی انقلاب اسلامی که در رأس همه ویژگی‌ها قرار دارد بحث ولایت فقیه است. ولی فقیه مدیریت ویژگی‌های گفتمان اسلامی و رهبری آنها را بر عهده دارد.  بنده معتقدم مردم از سال 1356 تاکنون و یا از سال1342 که به امر امام تظاهرات کردند، پول آب و برق رژیم طاغوت را ندارد پادگان‌های نظامی را ترک کردند می‌خواستند اعلام کنند که ولایت فقیه را به عنوان یک گفتمان پذیرفته‌اند لذا بر همین اساس بود که قانون اساسی همان چیزی را که مردم پذیرفته بودند را به عنوان قانون ثبت کردند.
 
 واکنش مردم به کسانی که تمکین به فرمان ولی فقیه نکرده‌اند چطور بوده است؟
 
 مردم در انتخابات ریاست جمهوری اخیر و فتنه 88 ثابت کردند که همراه با ولایت فقیه ایستاده‌اند. اما برخی‌ها که برخلاف نظر مردم عمل می‌کردند از سوی مردم طرد شدند.
 
 برخی‌ها می‌گویند نظرات و دستورات ولی فقیه ارشادی است به لحاظ فقهی آیا چنین بحثی و ادعایی صحیح است؟
 
وقتی مقام معظم رهبری فرمایشی را علنی بفرماید، ولو نگوید به عنوان ولی‌فقیه می‌گویم، مثلا بگوید، خواهش می‌کنم اردوکشی‌ خیابانی نکنید. این بحث ارشادی نیست بحث حکم است که باید تبعیت کرد. وقتی از جایگاه رهبری، حرفی گفته شود همه‌‌اش مولوی است.
 
* وقتی رهبری نظرش را از جایگاه ولایت فقیه نمی‌گوید، ارشادی می‌شود
 
حتی اگر توصیه‌ باشد بازهم مولوی است؟
 
بله. حتی اگر توصیه باشد. خواهش رهبری هم مولوی است. حتی اگر بگوید مصلحت می‌دانم این کار بشود کسی که خود را ولایتمدار می‌داند باید تابع باشد. بحث ارشادی زمانی است که ولی فقیه نظری می‌دهد، سؤال می‌شود که رهبری نظرش را بگوید اما ولی‌فقیه نظرش را به عنوان ولی‌فقیه نمی‌گوید
 
* رهبری گفتند نظر شخصی من است، منتقل نکنید
 
می‌توانید مثالی بزنید؟

در یک موضوعی، بنده یک نظری داشتم که آنرا نمی‌گویم. نظر بنده به آقا منتقل شد، ایشان گفتند نظر فلانی صحیح است. به آقا پیام دادم و گفتم که اگر این پیام به فلان جمع منتقل شود؟، ایشان فرمودند، نه این کار نکنید، این نظر شخصی من است. در حقیقت آقا می‌خواست بگوید که این نظرش مولوی نیست. پس هر امری که آقا از جایگاه‌ حکومتی، رهبری و مباحثی که معظم له تمایل دارند منتشر و پخش شود، مولوی است.
 
* یکسری حرف‌ها درباره دولت‌ها دارم که شاید 10سال دیگر گفتنی باشد
 
 چرا گفتمان انقلاب اسلامی در مردم بیشتر از دولت‌های منتخب مردم ظهور و بروز دارد؟

قصه دولت‌ها داستان جداگانه‌ی دارند. من یکسری حرف‌های دارم چه بسا ده‌سال دیگر گفتنی باشد. الان احساس می‌کنم بعضی‌ حرف‌ها در شرایط کنونی گفتنی نیست. اما آنچه در شرایط کنونی گفتنی است، به مردم می‌گویم. مردم عزیز گفتمان انقلاب اسلامی را در نظر بگیرید و افراد و جریان‌ها را با گفتمان انقلاب تطبیق بدهید. اجمالا همین را عرض می‌کنم مردم خودشان را با انقلاب تطبیق بدهند مسئولان هم مجبور می‌شوند خودشان را با مردم تطبیق دهند. مردم معیارها و عملکردها را ببیند و با انقلاب تطبیق بدهند. نمی‌خواهم درباره مردم تملق بگوییم. مردم در فتنه نشان دادند که از برخی‌ها که جز خواص بودند، جلوتر هستند.
 
در دولت اصلاحات، بحث دین حداقلی در جامعه مطرح شد، مدعیان این تئوری می‌گفتند که تیوریسین‌های این گفتمان، از آقای سرورش و حجاریان گرفته تا هابز و هگل گفتمان اصلاحات را تئوریزه می‌کنند در همین باره سؤال مطرح می‌شود که تیوریسین‌های گفتمان انقلاب اسلامی چه کسانی‌ هستند؟
 
اینکه تیوریسین چه کسانی هستند، پدیدآورندگان انقلاب هستند، امام و مقام معظم رهبری از تیوریسین‌های انقلاب، از قبل از پیروزی انقلاب بودند. اما اینکه مفسر انقلاب چه کسانی باید باشند، مشخص است کسانی باشند که گفتمان انقلاب را متوجه می‌شوند. کسانی که می‌خواهند مفسر دین باشند باید حداقل 20 سال در حوزه درس خوانده باشند، مورد تائید اساتید حوزه باشند، ادبیات، صرف، نحو، معانی، بیان و بدیع را مطالعه و فهمیده باشد. منطق را فهمیده باشد. یک دوره اصول استدلالی را دیده باشد. یک دوره اصول استدلالی که حداقل هشت سال طول می‌کشد را گذرانده باشد. یک دوره فقه عبادت را گذرانده باشد. بتواند با مراجعه به مصداق رجالی درستی و یا نادرستی فردی را تشخیص بدهد. کسانی که این دوره‌های را طی نکردند ممکن است معلوماتی داشته باشند اما اسلام شناس نیستند. مردم ما اگر به نگاه موعظه و تحلیل گر سیاسی به اشخاص دارند اشکالی ندارد اما درباره اسلام شناس باید دقت کنند که افراد اسلام شناس باشد.
نام شما

آدرس ايميل شما
برای ارتقای فرهنگ نقد و انتقاد و کمک به پیشرفت فرهنگ و اخلاق جامعه، تلاش کنیم به جای توهین و تمسخر دیگران، نظرات و استدلال هایمان را در رد یا قبول مطالب عنوان کنیم.
نظر شما *