سه شنبه ۲۴ فروردين ۱۴۰۰ - 13 Apr 2021
 
۰

و اما حاج احمد متوسلیان...!

دوشنبه ۱۶ فروردين ۱۴۰۰ ساعت ۱۵:۰۲
کد مطلب: 759145
آنچنان دل خجسته ای داشت که وقتی فهمید خانواده دشمن او! یعنی؛ رهبر حزب دموکرات مریوان در جنگ غرب کشور با فقر دست و پنجه نرم می کنند، شبانه به سراغ خانواده دشمنش رفت و نیمی از حقوقش را به آنها داد!
و اما حاج احمد متوسلیان...!
گروه فرهنگی جهان نيوز، سید رامین موسوی: و اما حاج احمد متوسلیان...! پایان تراژدی های کلاسیک به مرگ قهرمان ختم می شود اما تراژدی حاج احمد با اسارت و انتظار عجین شده است!...

امروز، سالروز تولدِ حاج احمد متوسلیان است هر انسانی یک روز تولد دارد و یک روز مرگ، اما قصه تاریخ دوم حاج احمد متفاوت است!  15 فروردین سالروز تولد و 13 تیر سالروز اسارت...!

او در جوانی در لبنان اسیر شد! اسارتی که در حال ورود به "دهه چهارم" است این یعنی طی شدن یعنی طولانی ترین گروگان گیری قرن! فقط خدا از سرنوشتِ این مجاهد انقلابی مطلع است! او محبوب مجاهدین، رزمنده ها و مومنین پا به رکابِ بود، آنچنان دل خجسته ای داشت که وقتی فهمید خانواده دشمن او! یعنی؛ رهبر حزب دموکرات مریوان در جنگ غرب کشور با فقر دست و پنجه نرم می کنند، شبانه به سراغ خانواده دشمنش رفت و نیمی از حقوقش را به آنها داد!

اگرچه این لطافت و عطوفت در بین مردم و رزمندگان عادی و طبیعی بود اما در بین برخی مسئولان، نه تنها محبوب نبود، بلکه همواره مغضوبِ آقایانِ پشت میزنشین بود! حاج احمدِ انقلابیِ انقطاعی، به دو تن از فرماندهان ستادی، لقب "ماست فروشهایی" داد که عملیاتی نیستند و فقط پشت میزها نشسته اند و دستور می دهند! اینکه چرا در برخی دولت ها برای آزادی او تلاش وافری نکردند اینکه یک روز قبل از تبادل گروگان ها و رایزنی های دیپلماتیک به یکباره نماینده اعزامی ایران را برکنار کردند و یا در خاطراتِ روزانه برخی رجالِ از دنیا رفته که خاطره چایی خوردن شان را هم نوشتند اما حتی یکبار هم به نام احمد متوسلیان اشاره نشده، شاهدی بر این مدعا است که همواره عزم راسخی برای آزادی او میان مسئولان وجود نداشته است.

باورتان می شود؟ حتی یک از شخصیت های مشهور زمان جنگ و البته حال، در آن زمان گفت؛ او "دندان کرم خورده ای" بود که ما دور انداختیم! بله او مغضوبِ برخی مسئولان وقت بود، چون اهلِ تسامح و تساهل و خالی کردن میدان نبرد نبود.

پی نوشت؛ احمد متوسلیان در مریوان و پاوه هر عملیاتی انجام میداد به دلیل کمبود امکانات، با خون و دل همراه بود. بنی صدر او را تحریم تسلیحاتی کرده بود، با دست خالی می جنگید، این شرایط آنقدر ادامه پیدا کرد که حاج احمد، بنی صدر را تهدید کرد که در خواب هم نمی بینی که وارد مریوان شوی! بنی صدر گفت: تو در حد نیستی که با من صحبت کنی! من با هلی کوپتر وارد مریوان خواهم شد! حاج احمد، بلافاصله نیروهایش را به حالت آماده باش فراخواند و دستور داد؛ اگر بنی صدر آمد، بدون تأمل، هلیکوپتر او را بزنید!
نام شما

آدرس ايميل شما
برای ارتقای فرهنگ نقد و انتقاد و کمک به پیشرفت فرهنگ و اخلاق جامعه، تلاش کنیم به جای توهین و تمسخر دیگران، نظرات و استدلال هایمان را در رد یا قبول مطالب عنوان کنیم.
نظر شما *