جمعه ۲۴ مرداد ۱۳۹۹ - 14 Aug 2020
 
۱
۵
۳۸ سال بعد از آزادسازی خونین شهر در سوم خرداد ۶۱

عملیاتی که جهان را متعجب کرد/ چه کسی خبر آزادسازی خرمشهر را به امام داد؟/ چرا ایران جنگ را ادامه داد؟

شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۴:۵۰
کد مطلب: 728607
تحلیل مستشاران فرانسوی موجب شد صدام این سخن تاریخی خود را با اطمینان کامل بیان کند که اگر خرمشهر سقوط کند و ایرانی‌ها آن را باز پس گیرند، من کلید شهر بصره را به آنان تقدیم خواهم کرد.
عملیاتی که جهان را متعجب کرد/ چه کسی خبر آزادسازی خرمشهر را به امام داد؟/ چرا ایران جنگ را ادامه داد؟
گروه سیاسی جهان نيوز: سوم خرداد ۱۳۶۱ خرمشهر پس از ۵۷۸ روز اشغال آزاد شد. عملیات بیت‌المقدس که منجر به آزادسازی خرمشهر شد در سلسله عملیات رزمندگان اسلام در دفاع مقدس بوده که از جایگاه و اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ چرا که ضربه اساسی و تعیین کننده‌ای بر پیکر دشمن وارد ساخت و تمامی معادلات، باورها و ذهنیت‌هایی را که در مورد توانایی و قابلیت نظامی ایران و عراق وجود داشت تغییر داد.

بر پایه گزارش آنا، بسیاری از کارشناسان نظام وتحلیل‌گران رسانه‌های خارجی، همانند نیروهای عراقی، در برابر «سرعت عمل» و «ویژگی‌های عملیاتی» رزمندگان اسلام به هنگام فتح خرمشهر، غافلگیر، مبهوت و شگفت‌زده شدند. عملیات بیت‌المقدس از دو منظر حائز اهمیت است؛ اول اینکه با پیروزی در این عملیات، جنگ وارد مرحله جدیدی شد که در ادامه پیروزی‌های زیادی برای نیروهای انقلاب رقم زد و دوم اینکه این پیروزی سبب شد دشمنان و در رأس آن‌ها آمریکا حساب کار خود را کرده و در مقابله با انقلاب اسلامی با نهایت احتیاط برخورد کنند.

سرهنگ الصبری درباره نفوذناپذیری ورود ایرانی‌ها به خرمشهر نوشته است: «مستشاران نظامی فرانسوی طی یک بازدید از وزارت دفاع عراق که در سیزدهم آوریل ۱۹۸۲ انجام شد، اعلام کردند هیچ سلاح و نیرویی قادر به بازپس گیری خرمشهر نیست، زیرا عراق این شهر را به صورت یک پایگاه دفاعی بسیار مستحکم در آورده است. 

وی ادامه داد: «این تحلیل مستشاران فرانسوی موجب شد صدام این سخن تاریخی خود را با اطمینان کامل بیان کند که اگر خرمشهر سقوط کند و ایرانی‌ها آن را باز پس گیرند، من کلید شهر بصره را به آنان تقدیم خواهم کرد».

زمان کوتاه آمادگی، وسعت منطقه عملیات، مداومت عملیات، عملیات تهاجمی گسترده با عبور از رودخانه برای نخستین بار، تعداد زیاد اسرای دشمن، وسعت و حجم تلفات و خسارات وارده به دشمن، اهمیت و ارزش مناطق آزاد شده و بالاخره دستاوردهای سیاسی، نظامی و روانی این عملیات، بیت‌المقدس را به یکی از درخشان‌ترین عملیات‌های نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران علیه متجاوزان بعث عراق تبدیل کرد.

اشتباه راهبردی دشمن در برابر جمهوری اسلامی
نابسامانی و بی‌ثباتی در داخل ایران و تسلط عراق بر مناطق اشغالی و در مقابل فقدان انجام و یکپارچگی در نیروهای نظامی ایران، از جمله شاخص‌هایی بود که محافل سیاسی-نظامی جهان مبتنی بر آن سازش و تسلیم جمهوری اسلامی را در برابر شرایط عراق امری مسجل و قطعی می‌پنداشتند و از سوی دیگر غرب در طول جنگ تحمیلی که در حمایت از عراق به هیچ وجه کوتاهی نکرده و از هرگونه حمایت مالی، سیاسی، تبلیغاتی و نظامی دریغ نکرده بود، نمی‌توانست آثار و نتایج این سرمایه‌گذاری عظیم را در معرض نابودی و اضمحلال مشاهده کند؛ لذا کشورهای ذی‌نفع تلاش‌های وسیعی را برای حفظ عراق شروع کردند. به نظر می‌رسد درمیان تحولات نظامی جنگ، فتح خرمشهر و فرار دشمن تا پشت مرزها نقش تعیین‌کننده‌ای در ارزیابی و تحلیل صاحب نظران سیاسی و نظامی جهان در مورد توان عراق داشته است.

فتح خرمشهر و اضمحلال رژیم بعث عراق
در بررسی آزادسازی خرمشهر، تاکتیک نظامی ایران، طرح‌ریزی عملیات عبور از رودخانه کارون، سرعت عمل در تصرف خرمشهر و مقایسه آن با زمان تهاجم عراق به خرمشهر و تأخیری که در اشغال شهر صورت گرفت، بیش از سایر مسائل مورد اشاره قرار گرفت و همه این شواهد و قرائن، دلالت بر ضعف و ناتوانی روحی و فیزیکی عراق می‌کرد. ضمن اینکه خرمشهر به عنوان آخرین برگ برنده عراق برای مذاکرات به اصطلاح صلح بود و دشمن نیز برای حفظ آن سرمایه‌گذاری وسیعی کرده بود در نتیجه وقتی که عراق نتوانست خرمشهر را حفظ کند و شهر با این سرعت آزاد شد در واقع علائم آشکار اضمحلال عراق نمایان شد.

 فتح خرمشهر، آنچنان سترگ بود که دستگاه‌های تبلیغاتی و مطبوعات غرب را مجبور ساخت تا به این پیروزی بزرگ اعتراف کرده، آن را ضربه مهلک و استراتژیک بر پیکر ارتش عراق تلقی کنند. از جمله فاینشنال تایمز چنین نوشت: «سقوط خرمشهر و اسارت هزاران سرباز عراقی را فقط می‌توان یک شکست فاجعه‌آمیز دانست و ارتش عراق تحقیر ناشی از آن را نمی‌تواند فراموش کند. ارتش عراق، توانست خرمشهر را پس از یک ماه جنگ شدید و تحمل تلفات سنگین به تصرف خود در آورد، در حالی که ایرانیان، پس از یک حمله که کمتر از دور روز به طول انجامید، آن را باز پس گرفتند و این عمل، افزون بریک ضربه استراتژیک، از نظر روانی، ضربه عظیمی به ارتش عراق وارد کرد .»

عوامل مؤثر در فتح خرمشهر
 یکی از عوامل فتح خرمشهر، همکاری بی‌سابقه ارتش و سپاه بود، در پی حذف بنی‌صدر، مقدمات همکاری جدی نیروهای ارتش و سپاه فراهم شد و عملیات ثامن‌الائمه، در نتیجه این همکاری و با تلاش شهیدان کلاهدوز و نامجو طراحی شده و پس از تصویب توسط شورای عالی دفاع، به اجرا درآمد. در پی نتایج به دست آمده از این عملیات، همکاری این دو سازمان (ارتش و سپاه) به همراه ترکیب جدیدی از تلفیق و اتخاذ استراتژی عملیاتی و تاکتیک‌های رزمی نوین آغاز شد. همکاری‌های متقابل سپاه و ارتش، در جوی سرشار از تفاهم، به رفع بسیاری از توهمات و تبلیغات سوء گذشته انجامید و پیروزی را برای ملت به ارمغان آورد.


آثار جهانی فتح خرمشهر
 فتح خرمشهر، آثار و پیامدهای فراوان به دنبال داشت. این پیروزی بزرگ، آمریکایی‌ها را غافلگیر و به صورت فزآینده‌ای نگران کرد. در این زمینه لس‌آنجلس تایمز چنین نوشت: «هر گونه تحولی در منطقه منافع آمریکا را به خطر می‌اندازد؛ بنابراین، حمله ایران که روز جمعه آغاز شد، برای آمریکا از اهمیت بسیاری برخوردار است. چنین به نظر می‌رسد که پیروزی ایران، آرامش دوستان آمریکا را در منطقه به هم خواهد زد.»

همچنین ژنرال هیگ وزیر خارجه وقت آمریکا هم ضمن ابراز نگرانی از پیروزی ایران چنین واکنش نشان داد: «آمریکا در برابر هرگونه تغییر اساسی در منطقه خلیج فارس که ناشی از جنگ ایران و عراق باشد، بی‌تفاوت نخواهد بود.»

فتح خرمشهر در نظر قدرت‌های بزرگ آن زمان و وابستگان آنان، به منزله سقوط رژیم عراق و فروپاشی کشورهای منطقه به شمار می‌آمد. بدین جهت، تئوریسین‌های سیاسی آمریکا از جمله کسینجر در این مورد چنین اظهار نظر کردند: «اگر عراق جنگ را برده بود، امروز نگرانی و وحشت در خلیج فارس نبوده و منافع ما در منطقه به آن اندازه که اینک در خطر قرار دارد، دچار مخاطره نمی‌شد. در هر حال با توجه به اهمیتی که توازن قوا در این منطقه دارد، این به نفع ماست که هر چه زودتر آتش‌بس برقرار کرده و به تدریج به رژیم سازشکاری که در آینده، احیاناً جایگزین رژیم ایران می‌شود، نزدیک شویم.»

 حماسه فتح خرمشهر دستاوردهای فراوانی به دنبال داشت؛ از جمله این که این پیروزی، اعتماد به نفس مسئولان نظام را در دفاع از حقوق مشروع و ایفای نقش در محافل سیاسی و اتخاذ مواضع قوی و منطقی در پی داشت. افزون بر این، با فتح خرمشهر، شور انقلابی مردم دو چندان و باعث شد که ایران از این طریق، موفق به بازسازی نیروها، امکانات و حضور بی‌شائبه مردم در صحنه‌های نظامی-سیاسی شود. همچنین فتح خرمشهر، باعث شد که عراق از همه درخواست‌های ناحق خود دست برداشته و به قراردادهای بین‌المللی تن دهد.

هرچند ۳۸ سال از حماسه فتح خرمشهر می‌گذرد، اما آثار و برکات این حماسه تا به امروز پابرجا مانده و جمهوری اسلامی ایران به پشتوانه آن، دستاورهای بزرگ و مهمی را در سطوح مختلف داخلی، منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای به دست آورده است. دست برتر ایران در حوزه نظامی، سیاسی و بین‌المللی و اذعان کشورهای مختلف جهانی به این توانایی، ماهیت و جایگاه ژئوپلیتیک جمهوری اسلامی ایران را ارتقاء بخشیده است.

حضرت آیت الله خامنه‌ای درباره آزادسازی خرمشهر فرموده‌اند: «در مورد فتح خرمشهر، اغلب شما جوان‌ها آن روز نبودید یا اگر هم بودید کودک بودید خیلی، کوچک بودید. روز فتح خرمشهر حادثه‌ عظیمی بود. شاید هنوز چند ساعت از خبر نگذشته بود که بنده از [ساختمان] ریاست جمهوری می‌رفتم طرف بیت امام که خدمت امام (ره) برسم. در این خیابان و سر راه، مردم غوغا کرده بودند؛ مثل یک راهپیمایی، مثل یک تظاهرات [بود]. ماشین ما را که می‌دیدند، می‌آمدند جلو تبریک می‌گفتند. در همه‌ کشور یک جشن عمومی خودجوش به وجود آمد؛ مسئله این قدر مسئله‌ مهمی بود. البته مردم آن روز غالبا نمی‌دانستند چه اتفاقی افتاده است که این فتح به وجود آمده، از آن فداکاری‌ها، از آن ریزه کاری‌ها، از آن تلاش‌های عجیب و باورنکردنی، مردم اطلاع نداشتند.»


چه کسی خبر آزادسازی خرمشهر را به امام داد؟
بر پایه گزارش مشرق، در کتاب «تاریخ شفاهی(از سنندج تا خرمشهر)» که براساس روایت سید یحیی(رحیم) صفوی،‌ فرمانده اسبق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نگارش شده، اینگونه آمده است:

با رسیدن تیپ های ۸ نجف و ۱۴ امام حسین(ع) از قرارگاه فتح به داخل خرمشهر واقعا خستگی این بیست و چند شبانه روز جنگ پی در پی از تن ما خارج شد. تلفن زدیم به بیت امام و حاج احمد آقا گوشی را برداشت. گفتیم خبر آزادی خرمشهر را به امام برسانند. ایشان خبر داد و تشکر امام را اعلام کرد. رضایت و تشکر امام را پشت بی سیم به همه نیروها اعلام کردیم. واقعا همین قدر که قلب مقدس امام از کار رزمندگان شاد شد، برای ما کافی بود. ما اعتقادمان این بود که با رضایت امام، قلب مقدس امام زمان (عج) از ما راضی شده است.  این شادی و این پیروزی الهی واقعا تمام خستگی ها را از تن ما بیرون برد و تمام عوارض را قابل تحمل کرد. خب بالاخره چند هزار شهید و چند هزار زخمی برای ما فشار بود. بالاخره دائم بنیاد تعاون می گفت تعداد شهدا مثلا به حدود بالای ۴ هزار نفر رسید...

چرا ایران بعد از فتح خرمشهر به جنگ ادامه داد؟
سردار سرلشکر سید حسن فیروزآبادی، رئیس سابق ستادکل نیروهای مسلح طی گفتگویی با خبرگزاری فارس در سال 89 در خصوص پاسخ به شبهه منافقین در مورد آتش‌بس، پس از فتح خرمشهر گفت: این آزادی خود منشاء تحولات مهمی در ادامه جنگ به شمار می رود. در آن زمان، هنوز راه حل مشخصی برای پایان جنگ از سوی عراق، مجامع بین المللی و کشورهایی که مدعی میانجیگری بودند، مطرح نشده بود و صرفاً طرح آتش بس از سوی رژیم صدام پس از ناکامی در دست یابی به اهداف خود از طریق نیروی نظامی، پیشنهاد شد.

فیروزآبادی افزود: قبلاً رژیم عراق به دنبال تثبیت سرزمینهای تصرف شده بود، در حالی که پس از فتح خرمشهر، هدفش جلوگیری از شکست ارتش عراق در داخل خاکش بود در واقع، صدام احساس می کرد که گسترش موجی که در فتح خرمشهر راه افتاده است، طوفانی به پا خواهد کرد که احتمالاً سقوط رژیم صدام را در پی خواهد داشت و یا حداقل تصرفات تجاوز کارانه رژیم بعث را باز پس خواهد گرفت.

وی خاطرنشان کرد: برخی این گونه تحلیل می کنند که ماهیت رژیم عراق و شخصیت ماجراجوی خود صدام به گونه ای بود که در صورت احساس قدرت، مجدداً ایران را هدف حمله قرار می داد.

با پذیرش آتش بس، ضمانت و اجرایی برای پایان جنگ وجود نداشت
رئیس سابق ستادکل نیروهای مسلح گفت:در زمان اعلام آتش بس از سوی صدام، تمامی سرزمینهای ایران از سوی رژیم عراق تخلیه نشده بود. برای نمونه، بین 900 تا 2500 کیلومتر مربع از قلمرو ایران در غرب کشور، در اختیار عراق بود که در صورت پذیرش آتش بس، عراق حاضر نمی شد آنها را تخلیه کند، تکلیف ما مشخص بود ناگزیر بایستی برای رهایی آن از دست دشمن اقدام می کردیم.

فیروزآبادی ادامه داد: ما هدف عراق را از طرح آتش بس، تنها جلوگیری از استفاده ایران از موفقیت بعد از فتح خرمشهر می دانیم؛ موضوعی که به معنای رسیدن به قرارداد صلح و پایان جنگ، نبود. به همین دلیل، اگر می پذیرفتیم جنگ در آن نقطه متوقف شود، ضمانت و اطمینانی نبود که جنگ پایان یابد.

وی افزود: فرضیه دیگر این بود که در صورت پذیرش طرح مزبور، آتش بس برقرار می ماند، اما به صلح منجر نمی شد. یعنی هیچ اتفاقی نمی افتاد و هر دو طرف با پذیرش آتش بس برای سالهای طولانی در مرزها باقی می ماندند؛ در آن شرایط، غربیها، عرب ها و عراقیها آسوده خاطر می شدند و در این فرصت، ضمن حفظ آتش بس، با اقدامات دیپلماتیک و فشار بیشتر به ایران به خواسته های ننگین خود می رسیدند؛ چرا که فضای آن روز جهان علیه انقلاب اسلامی ملت ایران و هم جهت با رژیم بعث پلید بود.

ادامه جنگ لازم و به نفع جمهوری اسلامی ایران بود
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در ارتباط با حکمت امام راحل عظیم الشأن در آن مقطع تاریخی بیان داشت: به هر حال، پس از فتح خرمشهر ، از دیدگاه راهبردی و به صورت دراز مدت، ادامه جنگ لازم و به نفع ایران بوده است.

فیروزآبادی افزود: دستیابی به قدرت تهاجمی در جنگ علیه دشمن نخستین موردی است که پس از فتح خرمشهر اتفاق افتاد؛ زیرا جنگیدن در سرزمین دشمن از مبارزه در سرزمین خودی و دفاع از آن بسیار مشکل تر است؛ مسئله ای که نیروهای مسلح کشور را آماده تر می کرد.

وی گفت: بسیاری از اقدامات علمی تحقیقاتی و ابتکارات صنعتی و مهندسی و عملیات های تاکتیکی ارزشمند پس از فتح خرمشهر انجام شده اند و به بیان دیگر، از نظر نظامی، قوی ترین عملیات های نظامی که برای ما درس و تجربه نظامی به همراه داشت و تولید قدرت علمی، فناوری و نظامی کرده است بعد از فتح خرمشهر انجام شده اند که از آن جمله می توان به عملیات والفجر 8 در فاو که واقعاً از نظر طراحی و اجرا بی نظیر بود و عملیات های خیبر ، والفجر 10، کربلای 3، گرفتن اسکله ها و کربلای 5 اشاره کرد که صرف نظر از ارزش، سیاسی و اجتماعی ارزش نظامی بسیار بالایی داشتند.

حکمت های حضرت امام در آن مقطع حساس، دم خروس آمریکا را نشان داد
سرلشکر فیروزآبادی، حکمت امام در آن مقطع تاریخی و دم خروس آمریکا را اینگونه بیان کرد: امام (ره) این آرمان را دنبال می کردند که در فرصت فراهم آمده با تأمین شرایط ایران جنگ را باید پایان داد. از شرطهای ایشان برای صلح این بود که عراق به طور کامل از خاک کشور عقب نشینی کند و خسارات ایران را بپردازد. همچنین، متجاوز تعیین شود و برای حل این مسائل هیئتی که مورد پذیرش دو طرف باشد، به صحنه بیاید. البته نه هیئتی آمد و نه آنها شرط ایران را مبنی بر عقب نشینی عراق از سرزمین های اشغالی را پذیرفتند. قدرت های بزرگ نیز مایل به پایان جنگ نبودند. و به خصوص نفوذ آنها در تعیین سمت و سوی مواضع حقوقی شورای امنیت، حل مسأله را مشکل تر ساخته بود. در مقطع پس از فتح خرمشهر، شورای امنیت سازمان ملل نیز سکوت 20 ماهه خود را شکست و در مورخ 21 تیرماه 1361، قطعنامه 514 را تصویب کرد.

وی خاطر نشان کرد: آمریکا به عنوان قطب شورای امنیت، بدون توجه به خواسته های ایران که مطابق منشور ملل متحد بود مذاکره بدون شرط را دنبال می کرد. یعنی مخالفت با شرط های امام از منظر آمریکایی ها، هرگونه اتمام جنگ در شرایطی که ایران به لحاظ نظامی - سیاسی، دست برتر را داشت، به منزله تسلیم در برابر انقلاب اسلامی بود که برای منافع حیاتی غرب، عواقب وخیمی در پی داشت و کما این که اصولاً هدف از تحمیل جنگ نیز فایق آمدن بر گسترش انقلاب اسلامی بود. ایران در اعتراض به نحوه برخورد شورای امنیت با موضوع تجاوز عراق، حضور در جلسات این شورا را تحریم کرد.

عدم اطمینان به صدام و شرایط بین المللی نشانگر عدم اراده جهانی برای صلح بود
رییس سابق ستاد کل نیروهای مسلح تصریح کرد: شرایط بین المللی، منطقه ای و عراق نشان می داد که هیچ گونه اراده جدی برای صلح وجود ندارد. از سوی دیگر ، تسلیم وضع موجود شدن بدون روشن بودن آینده آن و همچنین عدم اطمینان به صدام حسین که هر آن احتمال ماجراجویی جدید از جانب وی ممکن بود و نیز با توجه به برتری نظامی در جبهه ها و عدم امکان ادامه حالت نه جنگ و نه صلح ـ با توجه به آن که عراق در صحنه های دیگر به جز زمین فعال و مهاجم بود، موجب شد جمهوری اسلامی راهبرد تنبیه متجاوز و ادامه نبرد را انتخاب کند.

راهبرد ایران در دوران دفاع مقدس، مبتنی بر دفاع مشروع بود
فیروزابادی اظهار داشت: راهبرد جدید نظامی جمهوری اسلامی، مطابق حقوق بین الملل، بر اساس دفاع مشروع قابل تبیین است زیرا عموماً پذیرفته شده است که به محض آن که قلمرو دولت مورد تجاوز آزاد شد، دفاع مشروع ممکن است تا داخل خاک دولت متجاوز ادامه یابد و تا امحای کلیه امکانات و وسایل جنگی دولت متجاوز و مسئولان آن دنبال شود. دفاع مشروع تا هنگامی که شورای امنیت سازمان ملل اقدامات مؤثری جهت متوقف ساختن متجاوز و استمرار صلح و امنیت به عمل نیاورده، ادامه خواهد داشت و کشور مورد حمله، تنها داور تشخیص مؤثر بودن اقدامات خود به شمار خواهد رفت. بنابراین دفاع مشروع در جامعه بین المللی نیز مانند داخل کشورها در زمینه جزایی مورد استفاده قرارمی گیرد؛ یعنی، در آن واحد ، عملی برای حفظ کشور خود است و اقدامی برای مجازات متجاوز.

یکی از علل ادامه جنگ، برتری کامل نظامی ایران بعد از عملیات بیت المقدس بود
وی در مورد پاره ای از دلایل و علت های تداوم جنگ پس از فتح خرمشهر با بیان برتری ایران در پس از عملیات بیت المقدس و گرفتن امتیاز زمان از دشمن و نبود تضمین بین المللی برای احقاق حقوق ایران گفت: پس از انجام عملیات بیت المقدس، ایران در برتری آشکار و قابل ملاحظه ای از نظر قدرت رزمی نسبت به عراق قرار داشت.

رییس سابق ستاد کل نیروهای مسلح گفت: منطق و دانش نظامی حکم می کرد در شرایطی که امکان کسب امتیاز مؤثرتر در جنگ وجود دارد، دفع و تعقیب دشمن ادامه یابد. از طرف دیگر عراق که تحت تأثیر ابتکار عمل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به حالت انفعال در آمده بود، برای خروج از بن بست پیش آمده به کسب زمان نیاز داشت تا بتواند قوای تحلیل رفته خود را مجدداً بازیابی کند و نیروهای مسلح خویش را بازسازی کند، این در حالی بود که از دست دادن زمان برای نیروهای خودی پیامدهای منفی به دنبال داشت. لذا توقف پس از فتح خرمشهر به مفهوم ایجاد فرصت مناسب برای دشمن و از دست دادن فرصت برای ایران بود.

رژیم بعث عراق هیچگاه قابل اطمینان نبود
فیروزآبادی با اشاره به عدم اطمینان به دشمن متجاوز و احتمال تهاجم مجدد او به خاک جمهوری اسلامی ایران اظهار داشت: رژیم عراق هیچگاه قابل اعتماد نبود. حوادث پس از پذیرش قطعنامه 598 مؤید این نظریه است. زیرا فقط سه روز پس از پذیرش قطعنامه توسط جمهوری اسلامی ایران، ارتش عراق وقتی در محاسبات خود به این نتیجه رسید که می تواند تهاجم مجددی را برای اشغال مجدد خرمشهر آغاز کند، این تهاجم را هم در جنوب و هم در غرب کشور مجدداً انجام داد.

وی افزود: در حقیقت توقف ایران در جنگ بعد از فتح خرمشهر مخاطرات بالقوه و وسیعی را برای ایران اسلامی به همراه داشت. چرا که با توجه به شخصیت نامطمئن صدام و عدم اعتماد و اطمینان به مواضع سیاسی حزب بعث عراق و سیال بودن رفتار سیاسی این رژیم هیچ چشم انداز روشن و اطمینان بخشی از صلح وجود نداشت.

رئیس سابق ستادکل نیروهای مسلح در پایان خاطر نشان کرد: تأثیر آزاد سازی سرزمینهای اشغالی پس از عملیات هایی که از ثامن الائمه تا بیت المقدس(ع) صورت گرفت، برداشتن فشار روانی و روحی و فیزیکی جنگ از ملت ایران و برطرف ساختن تهدید عراق از تمامیت ارضی، استقلال و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران بود. هنگامی فشارها و تنشها ، تهدیدهای سیاسی ، نظامی و روانی به دشمن تحمیل شد که جنگ به داخل خاک عراق کشانده شد.

جنگ پس از فتح خرمشهر چگونه ادامه یابد؟ ورود به خاک عراق؟
به گزارش تسنیم، مسئولان ارشد سیاسی و نظامی کشور در بیت امام دور هم جمع شدند تا در مورد دو موضوع بحث کنند. نخست اینکه جنگ پس از فتح خرمشهر ادامه یابد یا اینکه متوقف شود؟ و اگر بنا بر ادامه یا توقف است، چگونه ادامه یابد یا چگونه جنگ متوقف شود؟ مرحوم هاشمی رفسنجانی رئیس وقت مجلس شورای اسلامی درباره آن جلسه گفته است: "در این‌باره که جنگ باید ادامه پیدا کند، بحث زیادی نبود. اولاً خاک ما در اختیار آن‌ها بود. ثانیاً در آن مقطع، ایران خیلی با ابهت و قدرت پیش رفته بود؛ خیلی از توانمندی‌های نظامی عراق منهدم شده بود و بسیاری از نیروهایش در لشکرها و تیپ‌ها آسیب جدی دیده بودند. هیچ‌کس در اینکه باید به محاکمه صدام برسیم و غرامت بگیریم، شک نداشت و در این زمینه بحثی نبود. بحث اصلی این بود که حالا دشمن را در خاکش تعقیب کنیم یا نه؟"

در مورد نظر امام خمینی، حرف‌های متفاوتی ذکر شده است. حجت‌الاسلام احمد خمینی که به عقیده محسن رضایی از مخالفان ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر بود، پیش از فوت در مصاحبه‌ای عنوان کرده بود که امام مخالف ادامه جنگ بود، اما هاشمی رفسنجانی این نظر را رد کرده و گفته است که "امام مخالف ادامه جنگ نبودند." به گفته برخی از حاضران در آن جلسه امام موافق ادامه جنگ بودند اما به دلایلی موافق ورود به خاک عراق نبودند.


مرحوم هاشمی رفسنجانی دلایل امام را اینگونه عنوان کرده است: "{امام} فرمودند: اولاً؛ وقتی وارد خاک عراق می‌شویم، مردم به خاطر تعصبات وطنی از صدام پشتیبانی می‌کنند، در حالی که الان مردم حامی صدام نیستند و به صورت اجباری به جنگ می‌آیند. در آن صورت بهتر می‌جنگند. ثانیاً؛ جهان عرب و حتی دنیا، پشت سر صدام قرار می‌گیرند و ما به عنوان اشغال‌گر تلقی می‌شویم. ثالثاً؛ به مردم عراق آسیب می‌رسد. مثلا اگر وارد بصره شویم، در شرایط جنگی، مردم آواره یا کشته می‌شوند و تلفات مردمی زیاد می‌شود. ما نمی‌خواهیم این‌گونه بجنگیم و نمی‌خواهیم وارد شهرهای عراق شویم. این دلیل برای امام مهم‌تر بود؛ یعنی به عنوان یک وظیفه انسانی و الهی بود."
 
محسن رضایی در رابطه با دلایل امام گفته است: "از صحبت‌های امام، می‌شود سه نوع احتمال داد: 1. ایشان در توان ایران نمی‌دیدند که بتواند تا یک نقطه عمیقی برود و نتیجه آن بشود، سقوط صدام یا تسلیم او. 2. ایشان ظرفیت روحی مدیران جنگ و سیاست‌مداران را طوری می‌دیدند که می‌گفتند: سر مرز بمانید. 3. بنا بر استدلال خودشان، نگران کشته شدن مردم عراق و تبلیغات علیه ایران بودند که می‌گفتند: سر مرز بجنگید؛ اما در هیچ‌کدام از این سناریوها، بحث پایان جنگ مطرح نبوده است؛ چون امام می‌دانستند که بر فرض اینکه ما بگوییم نمی‌جنگیم، جنگ تمام نمی‌شود؛ چرا؟ چون سرنوشت قرارداد 1975 معلوم نشده بود."

پس از اینکه امام نظر خود را مبنی بر ادامه جنگ در لب مرز ارائه کردند. ابتدا هاشمی رفسنجانی صحبت کرد. محسن رضایی می‌گوید: "ابتدا آقای هاشمی صحبت کردند و مقام معظم رهبری و آقای موسوی اردبیلی ساکت بودند، ولی معلوم بود که آن دو بزرگوار نظر آقای هاشمی را قبول دارند و آقای هاشمی، از طرف آن‌ها صحبت می‌کند. آقای هاشمی گفت که ما باید برویم و یک نقطه‌ای مثل چاه‌های نفت مجنون را بگیریم که وقتی اعلام آتش‌بس می‌کنیم و پای میز مذاکره می‌رویم، یک چیزی دستمان داشته باشیم تا بتوانیم فشار بیاوریم و حقوقمان را بگیریم. این استدلال آقای هاشمی بود."

سپس فرماندهان نظامی نظرات خود را بیان کردند. ابتدا ظهیرنژاد رئیس ستاد مشترک ارتش سخن گفت و استدلال کرد که اگر در کنار مرز عراق بمانیم و وارد خاک عراق نشویم، با منطق جنگ سازگار نیست. دشمن با خیال راحت، خود را تجهیز و آماده می‌کند و با اینکه در مناطق دیگر در خاک ماست، در این مناطق هم دوباره جلو می‌آید.

محسن رضایی نیز نظرات ظهیرنژاد را تایید کرد و گفت: "ما الان از نظر نظامی در توازن نیستیم. ارتش عراق به فاصله پانصد متری از خرمشهر و آبادان است، ولی فاصله‌ی ما با بصره بیست کیلومتر است؛ لذا الان یک نابرابری دفاعی در جنوب ایران هست و مرز را انگلیسی‌ها طوری تعیین کرده‌اند که از نظر دفاعی، مرز جنوب به نفع عراقی‌ها و به ضرر ایران است. لذا اگر آتش‌بس شکسته شود، آن‌ها با خمپاره هم می‌توانند ما را اذیت کنند ولی ما فقط با توپ‌های برد بلند که حداقل ده، یازده کیلومتر از خط فاصله داشته باشد، می‌توانیم بصره را بزنیم تا دوباره آتش‌بس برقرار شود. اگر بخواهد موازنه‌ی قوای دفاعی به وجود بیاید به نفع آن‌ها و به ضرر ما تمام می‌شود."

محسن رضایی همچنین این برآورد را داشت که ادامه جنگ در لب مرز جنگ را طولانی خواهد کرد، اما ادامه جنگ در خاک عراق، جنگ را زودتر به نقطه پایان می‌رساند.

هاشمی رفسنجانی گفته است: "امام پس از شنیدن سخنان منطقی و تخصصی نظامیان، مخالفت نکردند. البته معمولاً در اینگونه بحث‌ها دخالت نمی‌کردند و به فرماندهان واگذار می‌کردند، که انتخاب کنند؛ ایشان کلیات را می‌گفتند. به هر حال این استدلال، ایشان را قانع کرد و تا این حد پذیرفتند و گفتند: در جاهایی وارد خاک عراق شوید که مردم نیستند تا آسیب نبینند."

البته محسن رضایی عنوان می‌کند که بعد از دو یا سه روز، احمد آقا در یک تماس تلفنی اعلام کرد که امام فرمودند: من موافقم شما وارد خاک عراق بشوید. خود من هم یک اطلاعیه خواهم داد مبنی بر اینکه ما قصد گرفتن خاک عراق را نداریم، ولی شما برای مساله تبلیغات، یک فکری بکنید. مراقب هم باشید که توپ‌هایتان در شهر بصره، روی سر مردم نخورد."

روایت فوق، روایتی بر اساس گفته‌های مرحوم هاشمی رفسنجانی و محسن رضایی است. سردار محمدحسن محققی از پژوهشگران تاریخ جنگ عنوان کرده است که مشروح مذاکرات آن جلسه تاریخی در اسناد شورای عالی دفاع نیست. مرحوم موسوی اردبیلی رئیس شورای عالی قضایی نیز که با سردار محققی درباره آن جلسه گفتگو کرده، اظهار داشته که چیز خاصی به یاد ندارد. مرحوم ظهیرنژاد نیز در سال 78 دار فانی را وداع گفت و تاکنون روایتی از او درباره آن جلسه منتشر نشده است. از دیگر حاضران جلسه یعنی آیت الله خامنه‌ای نیز تاکنون سخنی درباره آن جلسه منتشر نشده است.
نام شما

آدرس ايميل شما
برای ارتقای فرهنگ نقد و انتقاد و کمک به پیشرفت فرهنگ و اخلاق جامعه، تلاش کنیم به جای توهین و تمسخر دیگران، نظرات و استدلال هایمان را در رد یا قبول مطالب عنوان کنیم.
نظر شما *


درود بر رزمندگان اسلام / مرگ بر امریکا
Iran, Islamic Republic of
خونین شهر را خدا آزاد کرد.
Iran, Islamic Republic of
...........
Iran, Islamic Republic of
تیتر:چرا ایران جنگ را ادامه داد؟

برای رفع فتنه درجهان!
Iran, Islamic Republic of
.........
مارال
United States
.........