سه شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۷ - 22 Jan 2019
 
۴
۱۰۶
اظهارات عجیب مرد خاکستری اصلاحات از سفرش به لبنان:

آقا موسی صدر هیچ نوع همراهی با انقلاب نداشت/ چمران می‌گفت بیخود وقت خود را صرف این نهضت در ایران می کنید/ هاشمی فرد شناخته شده متمکن بود ولی نمی‌دانم از کجا/ در نظر چمران امام نسبت آقا موسی درجه دوم بود

يکشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۷ ساعت ۱۳:۲۰
من مطمئن بودم مشکل آقاموسی در شیوه گفتار نبود، ایشان خودش به یک اصولی پای‌بند بود که نمی‌خواست آن را کنار بگذارد و به نظرش، آنچه ما از ایران دنبالش بودیم، با این اصول در تعارض بود.
آقا موسی صدر هیچ نوع همراهی با انقلاب نداشت/ چمران می‌گفت بیخود وقت خود را صرف این نهضت در ایران می کنید/ هاشمی فرد شناخته شده متمکن بود ولی نمی‌دانم از کجا/ در نظر چمران امام نسبت آقا موسی درجه دوم بود
گروه سیاسی جهان نيوز: موسوی خوئینی ها که به مرد خاکستری اصلاحات شهره شده در گفتگوی اخیر خود با ایرنا به روایت سفرش به لبنان برای دیدار با امام موسی صدر که خوئینی ها او را «آقاموسی» می نامد، پرداخته است. اظهارات عجیب این فعال اصلاح طلب درباره این سفر و همچنین روایتش از رفتار و عقاید شهید چمران و امام موسی صدر به طوری جدی قابل تامل است.

«آقای چمران به‌صورت کامل بر نظر خود بود. آقاموسی صدر در نظر مرحوم چمران بسیار باعظمت و شخصیت بزرگی بود و امام خمینی(ره) را در کنار آقای صدر یک فرد درجه دوم محسوب می‌کرد.» این پاراگراف نمونه ای از روایت مطرح شده توسط مرد خاکستری اصلاحات است.

متن کامل گفتگوی موسوی خویینی ها را در ادامه خواهید خواند:

از آغاز آشنایی‌تان با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بگویید.
اولین بار که اسم ایشان را شنیدم در سال 1342 بود. تازه نهضت روحانیت شروع شده بود. برای ایذاء روحانیون و جلوگیری از مبارزاتشان، برخلاف قانون، طلاب را دستگیر کردند و به سربازخانه‌ها بردند. در خیابان‌های قم، هر جا طلبه جوانی را می‌دیدند می‌بردند. به حسب قانون طلاب از سربازی معاف بودند. سالانه یک کارت تحصیلی می‌دادند که مدرک معافیت طلاب از سربازی بود. در آن زمان طلبه‌های بسیاری را گرفتند که خبر آمد یکی از آنها «آشیخ اکبر هاشمی» بود. من تا پیش از آن فکر می‌کردم ایشان، شانزده هفده سال بیشتر ندارد اما بعد از دستگیری‌شان، پرس‌وجو کردم و معلوم شد چندین سال هم از ما بزرگ‌تر است ولی چهره‌اش نشان نمی‌داد. این ماجرا برای اولین بار نام آقای هاشمی را در سطح وسیعی سر زبان‌ها انداخت. آن دستگیری‌ها مدتی ادامه داشت تا اینکه احساس کردند این کارشان خیلی نتیجه مطلوبی ندارد. طلابی که گرفته بودند، از آنجا که اهل بیان بودند، سربازخانه‌ها را هم به هم می‌ریختند و در وفاداری سربازان به رژیم تردید ایجاد می‌کردند. لذا ماجرا را با دادن مرخصی و تعقیب نکردن طلاب سرباز، پایان دادند. این ماجرا سرآغاز شناخت من از اسم و آوازه آقای هاشمی بود.

آقای هاشمی یکی از پیشتازان نهضت روحانیون ویکی از اولین پا به رکاب‌های نهضت بود. جاذبه امام همه را به سمت خود می‌کشید؛ البته بودند کسانی که با علما و مراجع دیگر مرتبط بودند ولی آنان که به نهضت اعتقاد داشتند، جذب امام شدند. از جمله کسانی که از همان اول ارتباطش با امام خیلی ارتباط نزدیک و خوبی بود، آقای هاشمی بود. ایشان خیلی زود از قم به تهران نقل مکان کرد. تا اینکه در سال 50، خود من هم از قم به تهران رفتم و همین مهاجرت، باعث ارتباط بیشتر من با ایشان شد.

یادم می‌آید شب‌های شنبه، در مسجد جوزستانِ جماران یک بحث تفسیری را شروع کرده بودم. بعضی از این شب‌ها، آقای هاشمی می‌آمد و پای این جلسات تفسیر می‌نشست. من بعدها از این‌گونه روحیات، بسیار در آقای هاشمی دیدم. آقای هاشمی رفسنجانی همه چیز را در مسیر همان نهضتی که به آن اعتقاد داشت می‌خواست و در این مسیر، به شأن خود خیلی اهمیت نمی‌داد و برایش مسئله‌ای نبود که بیاید و پای صحبت من بنشیند. آقای هاشمی هم به لحاظ سن و سال از من بزرگ‌تر بود و هم به لحاظ تحصیلات، هفت هشت سال از من جلوتر بود. در میان روحانیون معمول نیست کسی که سطحش بالاتر و جلوتر است پای سخنرانی طلبه‌ای بنشیند که سطحش پایین‌تر است. ایشان احساس می‌کرد آن جلسات بحث تفسیری در مسیر تقویت نهضت روحانیت و درواقع تحکیم پایه‌های نظری مبارزه بود و از این جهت ابایی نداشت که پای تفسیر من بنشیند و به این روش آن بحث‌ها را تأیید کند. از همان‌جا ارتباط ما بیشتر شد. در مقطعی ایشان پیشنهاد کردند که با هم یک کار مشترکی در زمینه تدوین تاریخ زندگانی ائمه شیعه علیهم‌السلام انجام دهیم. مسجد جوزستان، دفتری داشت که من گاهی قبل از نماز یک ساعتی آنجا می‌نشستم و افرادی که قبل از نماز درباره مسائل شرعی یا مسائل نهضت کار داشتند به آن دفتر می‌آمدند. مسجد بود و کمتر محظورات امنیتی داشت، ساواک هم کمتر روی آن حساس بود. آقای هاشمی هم هر وقت لازم می‌شد، هفته‌ای یکی، دو، سه بار به آن دفتر می‌آمد. برای کار تدوین تاریخ زندگی ائمه، فهرست بیش از صد موضوع را فراهم کردیم. درواقع ایشان با همکاری مرحوم شهید بهشتی یا احتمالاً دیگر افراد، فهرست را تهیه کرده بودند. روحانیونی را برای همکاری انتخاب می‌کردیم و یک کتاب خاص را به هریک معرفی می‌کردیم تا بر اساس موضوعات این فهرست، فیش‌برداری کنند. خیلی از این افراد در تبعید بودند، فهرست و کتاب را برایشان می‌بردیم، گاهی من می‌رفتم، گاهی آنها از تبعید مرخصی‌های کوتاهی می‌گرفتند و به تهران می‌آمدند و در دفتر مسجد برایشان توضیح می‌دادیم. دفتر مسجد درواقع پایگاه این کار شده بود و محل نگهداری اسناد و مدارک آن بود. این کار سبب شد ارتباط من با آقای هاشمی رفسنجانی بیشتر شد.

 به کجا انجامید؟
پیش از پیروزی انقلاب یک مدت که آقای هاشمی دستگیر شد، کار کُند شد ولی متوقف نشد چون معلوم بود چه کار باید بشود. آقایانی که باید فیش‌برداری می‌کردند می‌آمدند فیش‌ها را می‌آوردند. گاهی با هم جلسه داشتیم، فیش‌ها را می‌خواندیم تا ببینیم درست انجام شده یا نه و درست در همان موضوع است یا نه، و اصلاح می‌کردیم. اما خود من که دستگیر شدم کار دیگر صددرصد متوقف شد. بعد از پیروزی انقلاب هم دیگر مجالی نبود، آن‌قدر کار زیاد بود که وقتی برای کارهای پژوهشی و تألیف کتاب نبود.

الان دقیق یادم نیست ولی بعد از چند سال، آقای هاشمی دو سه نفر از دوستان قم را فرستادند که آن کار را پیگیری کنند. فیش‌ها را من در اختیار فرستادگان آقای هاشمی قرار دادم. خودم هم دو، سه جلسه قم رفتم و برایشان توضیح دادم تا آنها خوب در جریان روند کار قرار گیرند. آن کار به‌طور کامل در اختیارشان بود. محل آن کار هم دفتر تبلیغات قم بود. اطلاع داشتم تا مدتی هم این کار انجام شد. گاهی می‌شنیدم آن کار ادامه دارد ولی نمی‌دانم آیا به نتیجه‌ای رسید و به کتاب تبدیل شد یا نه. باید آقای هاشمی به این کار می‌رسید. من اطلاعی ندارم که آن آقایان موفق شدند و کار نتیجه داد یا نه. پیش از پیروزی انقلاب افراد زیادی مانند آقایان ربانی املشی، صالحی نجف‌آبادی که در تبعید بود، سیدمحمد خامنه‌ای روی این موضوع همکاری کرده بودند.

به‌هر تقدیر، این مسائل و مسائل مربوط به نهضت سبب می‌شد من و آقای هاشمی گاهی همفکری و همکاری با هم داشته باشیم. گاهی من به کمک ایشان احتیاج داشتم و گاهی ایشان به من احتیاج داشت.

یک وقت ایشان و جمع دوستانشان مثل آقای بهشتی و آقای باهنر، در فکر این شدند که در لبنان مجله‌ای منتشر کنیم که مسائل سیاسی و قضایای مربوط به مبارزات ایران در این مجله اطلاع‌رسانی شود. لبنان دروازه‌ خاورمیانه به سمت اروپا و دنیا بوده و هست. به نظر آن جمع رسید که اگر این مجله در لبنان چاپ شود، خبرش به همه دنیا می‌رسد. اخبار مبارزات و مبارزان ایران بایکوت بود. در خود ایران که اخبار نمی‌توانست منتشر شود، رسانه‌های غربی هم از مبارزات ایران خشنود نبودند که بخواهند اخبار آن را منعکس کنند. بر این اساس این دوستان به فکر چنین کاری افتادند. قرار شد من با کمک آقای هاشمی به لبنان بروم و با مرحوم آقاموسی صدر گفت‌وگو کنم. قرار شد جوری صحبت کنم که مسئولیت مجله به عهده خود آقاموسی صدر باشد چون ایشان در لبنان و در بسیاری از کشورهای عربی شخصیت شناخته شده و معتبری بودند و اگر مسئولیت این مجله به عهده ایشان می‌بود خودبه‌خود عنوان ایشان برای آن مجله و بازنشر اخبار آن، تأثیر زیادی داشت.
اینکه می‌گویم با کمک ایشان، درواقع هم گرفتن گذرنامه با کمک ایشان بود، افرادی را داشت که توصیه کرد و ما توانستیم به کمک‌شان، گذرنامه بگیریم، هم به لحاظ هزینه سفر که اگر ایشان کمک نمی‌کرد برای من مشکل بود. پیش از سفر هم توصیه‌هایی داشتند و نکاتی را گفتند. از این نوع کارهای مشترک هم گاهی اتفاق می‌افتاد. بعضی وقت‌ها به افرادی که در مسیر مبارزه بودند، کمک‌هایی می‌کردند. گاهی من به مبارزانی که به خانواده‌هاشان دسترسی داشتم، پول را از ایشان می‌گرفتم و به آن‌ها می‌رساندم. گاهی هم پولی دست من می‌آمد و کسی را نداشتم، به دست آقای هاشمی می‌رساندم، می‌دانستم که ایشان با خانواده‌هایی که شوهر یا فردی از آنها مخفی شده یا به زندان افتاده‌اند، مرتبط است. آقای هاشمی یکی از کسانی بود که در این زمینه خیلی فعال بود. من خیلی نمی‌دانم از کجا ولی یک تمکن مالی هم داشت. آن زمان همه نسبت به هم این‌طور بودند که چیزهایی را که نباید بدانیم از همدیگر نمی‌پرسیدیم که اگر یک وقت دستگیر شدیم در بازجویی‌ها مجبور نباشیم آن اطلاعات را لو دهیم. الان هم شما هرچه بپرسید، نمی‌دانم آقای هاشمی از کجا این پول‌ها را تهیه می‌کرد. ولی می‌دانستم یک فرد شناخته شده متمکن است. ممکن است برخی متمکنان که می‌دانستند ایشان در مسیر مبارزه است، به او پول می‌رساندند؛ کما اینکه در اندازه کمتر به خود من هم می‌دادند ولی ایشان در یک سطح وسیع‌تری ارتباط داشت.
نوع همکاری‌هایمان ادامه پیدا کرد تا به زندان رسیدیم، آنجا هم روابطمان با هم خیلی خوب بود. آقای هاشمی قبل از آخرین دستگیری‌اش، سفری به آمریکا و اروپا رفت تا اختلافات انجمن‌های اسلامی و دانشجویان ایرانی خارج از کشور را حل و فصل کند. مبارزان در داخل کشور از آنجا که سایه ساواک را همه جا می‌دیدند، با هم صمیمی بودند ولی در خارج از کشور، طبیعت فضای آزاد، آنها را دسته‌دسته کرده بود. از این رو بود که ساواک دانشجویان ایرانی خارج از کشور را به‌خوبی کنترل می‌کرد. ایشان سفری به اروپا و آمریکا داشت تا به‌عنوان پیشکسوت و بزرگ‌تر با دانشجویان صحبت کند. قبولش داشتند، روحانی هم بود و می‌توانست مؤثر باشد. پنج، شش ماهی آنجا بود. در پایان سفرش، متوجه شدیم که ساواک می‌خواهد ایشان را دستگیر کند، لذا پیغام دادیم که اگر بیایی شما را می‌گیرند. با وجود این، بعد از مدتی دیدیم که به ایران برگشت. به‌محض اینکه به خانه رسید دستگیرش کردند. من که رفتم زندان از ایشان پرسیدم ما که پیغام دادیم که اگر بیایید شما را می‌گیرند، چرا برگشتید؟، گفت: شش سال در زندان باشی بهتر از این است که شش ماه در اروپا یا آمریکا با این اختلافات زندگی کنی. معلوم می‌شد آنجا سروکله زدن با دانشجوها و افرادی که در نهضت بودند، او را خسته کرده بود.

این نکته را هم باید بگویم که آقای هاشمی اساساً رفتن به خارج از کشور را برای مبارزه درست نمی‌دانست و قبول نداشت که کسی برای ادامه مبارزه از ایران برود. همیشه می‌گفت مبارزه همین جاست.

به سفرتان به لبنان اشاره کردید. این‌طور که برخی می‌گویند گویا امام موسی صدر، در آن زمان بر سر شیوه مبارزه با مبارزان ایرانی اختلاف دیدگاه داشته، شما چنین برداشتی داشتید؟ قدری از آن سفر بگویید.
مرحوم آقاموسی صدر، تا آنجا که رفتار ظاهری‌اش نشان می‌داد، هیچ نوعی همراهی با انقلاب نداشت. به نظرم می‌آید که اساساً در آن زمان ایشان نظرش این نبوده که نهضتی که در ایران شروع شده به یک نتیجه خاصی می‌تواند برسد.

من وقتی به لبنان رفتم، طبق راهنمایی‌های آقای هاشمی، قرار بود بروم مرحوم چمران را اول پیدا کنم و بعد توسط ایشان با آقاموسی صدر ملاقات کنم. چون آقاموسی که من را نمی‌شناخت، من هم ایشان را ندیده بودم. آقای چمران را با رمز و علامت‌ پیدا کردم چون او هم به‌نوعی زندگی نیمه‌مخفی در لبنان داشت. به اتفاق آقای چمران به دفتر آقاموسی رفتیم تا با ایشان ملاقات کنیم. وقتی رسیدیم، قبل از ورود به دفتر، آقای چمران گفت مراقب باشید رئیس دفتر آقاموسی متوجه نشود شما چه کسی هستید و برای چه آمده‌اید. پرسیدم چرا، گفت چون ساواکی است. تعجب کردم که آقای صدر چرا یک ساواکی را به‌عنوان رئیس دفتر گذاشته است. آقای چمران گفت رژیم ایران اگر یک عامل اینجا داشته باشد، مطمئن می‌شود که ما اینجا کار خاصی علیه رژیم ایران نمی‌کنیم. طبعی این حتی اگر یک تاکتیک هم بود اما برای کسانی که دستی در نهضت و مبارزه داشتند پسندیده نبود چرا که دفتر کار جایی است که همه اطلاعات، نامه‌ها و رفت‌وآمدها در آنجاست.

قبل از آنکه برویم به اتاق آقای صدر، در همان دفتر با آقای چمران گفت‌وگو کردیم. ایشان می‌گفت اصلاً این کاری که در ایران شروع شده، اشتباه است و شما بیخود وقت خود را صرف این نهضت می‌کنید.

چه سالی بود؟
فکر می‌کنم سال 53 یا 54 بود. از آقای چمران پرسیدم چطور؟، گفت کار شما اصلاً نتیجه ندارد، اصل کار اینجا در لبنان است و کاری که آقاموسی می‌کند، اصل است. اگر این به نتیجه برسد و ما در اینجا موفق شویم، خودبه‌خود مسئله ایران هم حل می‌شود. اگر اینجا درست نشود، آن هم به نتیجه نمی‌رسد. با شنیدن این جملات برای من خیلی عجیب شد که من چرا اینجا آمدم و سخن گفتن با کسی که این‌قدر تفاوت فکری با آقای هاشمی و دوستانشان و بنده داشت، چه فایده‌ای می‌توانست داشته باشد؟

آقای چمران به‌صورت کامل بر نظر خود بود. آقاموسی صدر در نظر مرحوم چمران بسیار باعظمت و شخصیت بزرگی بود و امام خمینی(ره) را در کنار آقای صدر یک فرد درجه دوم محسوب می‌کرد. اعتقادش این بود که شخص اول در دنیای اسلام آقای صدر است. در آنجا زیر چتر آقای صدر در بعلبک، به بچه‌های لبنان آموزش می‌داد و مبارزه آینده با صهیونیست‌‎ها را ساماندهی می‌کرد.

گویا امام موسی صدر در سفر به ایران به اصرار شهید بهشتی و شهید مطهری با شاه هم ملاقات داشته، آن ملاقات گویا به آزادی آقای هاشمی رفسنجانی از زندان منجر می‌شود؟
در سال 50، اولین گروه رهبران مجاهدین خلق از قبیل حنیف‌نژاد و بدیع‌زادگان و غیره دستگیر شده بودند. این دستگیری مجاهدین خلق را به‌عنوان یک گروه اسلامی مسلح مخفی پرآوازه کرد. قبل از آن هرچه شنیده می‌شد، چریک‌های فدایی، کمونیست‌ها و غیره بودند. چند نفر از دستگیرشدگان مجاهدین خلق در دادگاه محکوم به اعدام شدند، حوزه قم و طلاب و کسانی که به نهضت علاقه‌مند بودند خیلی تلاش کردند که از اعدام اینها جلوگیری شود. تفاوت زمانه اینجا معلوم می‌شود. امروز می‌بینید که درباره حمایت‌کنندگان از مجاهدین خلق در آن روزها چگونه قضاوت می‌شود و این را به‌عنوان نقطه‌ضعف مطرح می‌کنند. در حالی که در میان کسانی که آن زمان از مجاهدین خلق حمایت کردند، افراد سنتی حوزوی هم مثل آقای آذری قمی هم بودند. یعنی فضلایی از قبیل آذری قمی که خیلی هم سنتی و پای‌بند به معیارهای سنتی فقهی بود، از اینها حمایت می‌کرد چون مجاهدین خلق در نظر فضلای علاقه‌مند به نهضت در آن زمان مهم بودند. همه راه افتاده بودند به خانه مراجع می‌رفتند تا آنها واسطه‌ای بفرستند و شاه را از اعدام اینها منصرف کنند. ما خودمان گروهی به تهران آمدیم و نزد برخی مراجع از جمله مرحوم آیت‌الله خوانساری رفتیم. چون رژیم روی ایشان حساسیت خاصی نداشت. از ایشان خواستیم واسطه شود که اینها اعدام نشوند. آن زمان، مجاهدین خلق آن‌قدر مقبولیت و محبوبیت داشتند که بخشی از حوزه به خاطرشان به منزل مراجع می‌رفتند. در همین زمان آقاموسی صدر به ایران آمد. اصلاً اصل سفر برای چه بود، نمی‌دانم. شنیدیم ایشان به ملاقات شاه رفته است. این البته برای علاقه‌مندان به نهضت خیلی بد و عجیب بود. ملاقات با شاه فی‌نفسه کافی بود تا یک فرد را بدنام کند. به‌هرحال گفتند آقاموسی در لبنان مشکلاتی دارد، شاه هم در لبنان نفوذ دارد، واقعاً هم همین‌طور بود نفوذ داشت، هر کشوری سعی می‌کرد در لبنان پایگاه نفوذی داشته باشند و این پایگاه بسته به میزان پولی بود که در لبنان خرج می‌کرد. آقاموسی هم برای مسائل لبنان، صلاح دیده بود با شاه ملاقاتی داشته باشد. شاه هم بدش نمی‌آمد در آن شرایط با یک روحانی نامدار در منطقه دیدار کند. البته آقاموسی در ایران خیلی شناخته شده نبود و فقط حوزوی‌ها ایشان را می‌شناختند؛ اما در خارج از ایران، هم با حافظ اسد ارتباط داشت، هم در لبنان پایگاه جدی و محکمی داشت، هم با ملک عبدالله و پادشاه مراکش ارتباطات خوبی داشت. برای شاه ملاقات با چنین روحانی‌ای اهمیت داشت. اما برای ما خیلی عجیب بود و مرتب سؤال می‌کردیم. گفتند قرار بوده ایشان در این ملاقات از شاه بخواهد اعضای مجاهدین خلق را اعدام نکند. در آن شرایط کمتر روحانی غیروابسته به حکومت حاضر می‌شد با شاه ملاقات کند. اما آقاموسی از آنجا که مسئله نهضت برایش اهمیت چندانی نداشت، این دیدار را انجام داد. این دیدار البته نتیجه‌ای درباره مجاهدین خلق نداشت.

درباره انتشار آن مجله در لبنان با آقاموسی به نتیجه رسیدید؟
خیر. در دیداری که با آقاموسی داشتم، هرچه تلاش کردم به‌هیچ‌وجه نتوانستم در این باره با ایشان به نتیجه برسم. قرار بود اصلاً مجله به نام ایشان باشد، هزینه‌اش را هم ما می‌دادیم، درباره انتشار مطالب هم همه اختیارات دست ایشان بود، حتی نمی‌خواستیم علیه رژیم ایران مقالاتی چاپ کنیم. تنها مطالبه ما این بود که یک مجله معتبری منتشر شود که هفته‌ای یک‌بار اخبار مبارزات و مبارزان ایران در آن درج شود. ایشان گفت من علاقه‌مندم که مجله‌ای منتشر کنم، در این باره از من درخواست هم می‌شود ولی با این حال زیر بار این همکاری نرفت شاید هم به این دلیل که با مبارزات جاری در ایران موافق نبود.

یعنی برای انجام این سفر، شناخت قبلی از ایشان نبود؟ آقای هاشمی و شهید بهشتی، از دیدگاه‌های امام موسی صدر اطلاع نداشتند؟
مرحوم بهشتی از دوستان قدیم آقاموسی در قم بود و ایشان را کاملاً می‌شناخت. طلاب علاقه‌مند به امام خمینی هم که از نجف به لبنان رفته بودند، تعدادشان کم نبود و از طریق آنها هم حتماً اطلاعاتی دریافت شده بود که آقاموسی چه دیدگاهی دارد ولی واقعاً تصور نمی‌شد که آقاموسی این حد همکاری را هم نپذیرد. درواقع ایشان فکر می‌کرد این کار در مسیر راهی که او برگزیده، مضر است. شاید اگر آقاموسی هم پیشنهادی را به ما می‌داد که با مسیر مبارزات ما در داخل ایران همخوانی نداشت، نمی‌‎پذیرفتیم، بخصوص افرادی مثل آقای هاشمی که هر مسئله و کاری را در مسیر نهضت ارزیابی می‌کرد.

با این حال فکر می‌کنم آقای هاشمی و دیگر دوستان‌شان، مثل آقای بهشتی به این مقدار همکاری از سوی آقاموسی امیدوار بودند که خوب متأسفانه نشد. حتی یادم هست که گفته بودند شاید فلانی (یعنی من) نتوانسته با ایشان تفاهم کند. گفتم فرد دیگری برود شاید موفق شود. ولی من مطمئن بودم مشکل آقاموسی در شیوه گفتار نبود، ایشان خودش به یک اصولی پای‌بند بود که نمی‌خواست آن را کنار بگذارد و به نظرش، آنچه ما از ایران دنبالش بودیم، با این اصول در تعارض بود. حتی یادم هست که آقای چمران وقتی نهضت پیروز شد و امام به ایران آمد، به فاصله یک هفته به لبنان برگشت. من اطلاع داشتم که نرفته که دوباره بازگردد. اما بعد از مدت کوتاهی، امام خمینی برای ایشان پیام فرستاد که بیا ایران کارت داریم. آن زمان، آقاموسی هم دیگر نبود و مشخص نبود شهید چمران اگر در لبنان بماند چقدر مؤثر خواهد بود.

شما، هم در مبارزات بودید، هم بعد از انقلاب در مقاطع مختلف با آقای هاشمی حشر و نشر داشتید. دریافت شما از شخصیت مبارزاتی و سیاسی آقای هاشمی چه بود؟
ایشان قطعاً بین مبارزان و روحانیون، از چهره‌های پیشتاز و مؤثر بود. بعد از امام خمینی(ره)، اگر از مرحوم آقای منتظری بگذریم که در تأثیرگذاری بین روحانیون نفر اول بود، آقای هاشمی قطعاً دومین فرد بعد از آقای منتظری در قم و تهران و بسیاری از شهرها بود. در شرایطی که امام در قم نبود، برجسته‌ترین روحانی مبارز و معتقد به مبارزه که به لحاظ علمی در سطح عالی حوزه حضور داشت، آقای منتظری بود. هم مورد تأیید امام بود و هم حوزه او را به‌عنوان یک شخصیت علمی در سطح عالی قبول داشت. از ایشان که بگذریم زیاد بودند روحانیونی مثل آقایان: مرحوم ربانی شیرازی، ربانی املشی، سید حسن طاهری، آذری ، مروارید — اسامی اکثرشان الآن در خاطرم نیست — و تعداد بسیار زیادی که به درجات مختلف فعال بودند ولی آقای هاشمی بین اینها یک برجستگی دیگری داشت. برای همه آنها، نهضت اشتغال ذهنی دوم یا چندم‌شان بود و مسئله اول‌شان درس و بحث بود اما آقای هاشمی درگیری ذهنی و اشتغال اولش مسئله مبارزه بود برای همین هم پرجنب و جوش‌تر از دیگران بود و هم دیگران را به کار وامی‌داشت. مجله‌ای به نام مکتب تشیع راه انداخت و یک عده را وادار کرد از طریق آن مجله وارد مباحث نهضت شدند. آقای هاشمی به دلیل همین خصوصیت، خیلی جاها منشأ حرکت دیگران می‌شد. روحانیون دیگر هم بودند که اهل مبارزه بودند و با صداقت و شجاع هم بودند و مؤثر هم بودند، اما خیلی منشأ تحرک افراد و گروه‌های دیگر نمی‌شدند. آقای هاشمی، این ویژگی را داشت. ارتباطات خوبی هم با نسل جوان دانشگاهی داشت. با مبارزان مسلح هم مرتبط بود که کار خطرناکی بود. آنها مخفی بودند ولی جرأت می‌خواست که کسی با یک زندگی آشکار با اینها مرتبط شود. کافی بود یکی از اینها دستگیر شود و در بازجویی‌ها لو بدهد.

آقای هاشمی در مسئله نهضت و مبارزه تا جایی که من اطلاع داشتم، از فعال‌ترین و مؤثرترین افراد بود و خودبه‌خود نام و آوازه او بیش از سایرین به گوش می‌رسید. دیگران هم بودند در جاهای دیگر، تهران و قم و شهرستان‌های دیگر ولی کسی که نهضت برایش دغدغه اصلی و اول بود، آقای هاشمی رفسنجانی بود.

این اولویت تا آخر عمر آقای هاشمی برایش وجود داشت، تا پیش از انقلاب به نام «نهضت» و بعد از انقلاب به نام «جمهوری اسلامی». یعنی بعد از پیروزی انقلاب، جمهوری اسلامی و حکومت در نظر ایشان یک اصل غیرقابل تعویض با هر موضوع دیگری بود. همهِ وقت، عمر و تلاشش را برای همین مسئله گذاشت.

آقای هاشمی خاطره‌ای از گذشته داشت که او را در این دغدغه مصمم‌تر می‌کرد. بر اساس مطالعات و تجربه شخصی‌اش، می‌گفت همیشه در نهضت‌ها تا جایی که مبارزه هست، روحانیون جلودار و پیشتازند و همه به آنها نیاز دارند، تا روحانی نباشد مردم خیلی حاضر نمی‌شوند جلو بیایند؛ ولی بعد که نهضت‌ها به ثمر می‌رسند، روحانیون دیگر هیچ‌کاره می‌شوند گویی از ابتدا آنها نبوده‌اند. در ماجرای مشروطه هم، در نهایت شد آنچه همه دیدند.

آقای هاشمی بعد از پیروزی انقلاب این دغدغه، بسیار ذهنش را درگیر خود کرده بود. می‌گفت مردم به حرف روحانیون به صحنه آمدند، کشته دادند و مصیبت دیدند نه به خاطر سخن یک رجل سیاسی محض که رنگ و بوی مذهب و دین ندارد. مردم به حرف یک مرجع تقلید آمدند و نهضت با نفس یک مرجع تقلید به اینجا رسیده است. ایشان خیلی نگران بود که اگر ما غفلت کنیم باز هم همان داستان‌های تاریخی تکرار می‌شود. خواهند گفت خوب تا حالا بودید و نهضت را پیش بردید، دستتان درد نکند، بروید کنار ما هستیم.

یادم هست، مرحوم بازرگان در همان ایام دولت موقت در یکی از صحبت‌هایش گفت خوب امام تشریف می‌برند قم، مشغول هدایت و درس می‌شوند ما هم اینجا کشور را اداره می‌کنیم. ‌هر وقت لازم شد می‌رویم خدمت‌شان، ما را راهنمایی می‌فرمایند -قریب به این مضمون- ببینید این را فردی مثل بازرگان گفته است که صبغه و سابقه‌اش دینی و مذهبی بود و حتماً از یک مرجعی تقلید می‌کرد. وقتی کسی مثل بازرگان چنین حرفی را می‌زند، امثال آقای هاشمی احساس خطر می‎کنند و می‌گفتند اگر دیر بجنبیم، می‌گویند شما بروید قم درستان را بدهید ما هم مملکت را اداره می‌کنیم. نکند اصلاً ورق برگردد. ایشان معتقد بود اگر ورق برگردد و مردم احساس کنند که روحانیون کنار رفته‌اند، ممکن است صحنه را رها کنند. بعد از پیروزی اوضاع به نحوی بود که نیاز بود مردم هر روز در خیابان باشند و اگر نبودند هر لحظه ممکن بود اتفاق بدی برای انقلاب بیفتد.

این نگاه و تأکید دغدغه‌مند آقای هاشمی، هم جنبه و نتیجه مثبت داشت و هم جنبه و نتیجه منفی. مثبتش این بود که محکم پای این قضیه ایستاد و با هیچ‌کس رودربایستی نکرد. اگر بعضی دوستان ایشان ملاحظه می‌کردند، آقای هاشمی برایش این مهم بود که اگر محکم نگیریم کار از دست درمی‌رود. برای همین صف جلو می‌ایستاد و از هجمه‌ها و فحاشی‌ها و خطرها هراسی نداشت و بیش از همه هم مورد هجمه قرار می‌گرفت، از ابتدای نهضت تا پایان عمر، نگاهش این نبود که به کارهایم برسم اگر وقت اضافه آمد به نهضت و انقلاب و نظام هم می‌رسم. احتمالاً ایشان از زمان مصدق هم در مبارزات بوده است. من آن زمان کم‌سن بودم.

با همه وجود به نهضت روحانیت اعتقاد داشت آن هم به رهبری فردی که همه جور او را قبول داشت؛ هم به لحاظ دینی و هم به لحاظ سیاسی او را هوشمند و یک روحانی سیاست‌ورز و سیاستمدار می‌دانست؛ لذا با اطمینان راه را ادامه می‌داد. از خطرها نمی‌ترسید و هرگز در این باور و اعتقاد دچار تزلزل نشد. بعد از پیروزی انقلاب هم که در آن وانفسای به‌هم‌ریختگی اوضاع، یک‌باره همه مشکلات اداره کشور روی سر امام و یاران امام ریخت، باز با همین نگاه، پابه‌رکاب بود و جمهوری اسلامی و نظام برایش یک اصل غیرقابل تعویض با هر چیزی بود. لحظه‌ای کار برای انقلاب را رها نکرد.
کد مطلب: 665353
نام شما

آدرس ايميل شما
برای ارتقای فرهنگ نقد و انتقاد و کمک به پیشرفت فرهنگ و اخلاق جامعه، تلاش کنیم به جای توهین و تمسخر دیگران، نظرات و استدلال هایمان را در رد یا قبول مطالب عنوان کنیم.
نظر شما *


محمد بهرامی
Iran, Islamic Republic of
برای مطرح شدن ....ایشان و همران در سال 77 و88 جمهوری اسلامی را تا لبه چرتگاه بردن ولی مردم در 23 تیر و 19 دی تو دهان اینها زدند
Iran, Islamic Republic of
آقای خویینی ها بازیگر پنهان بحران سفارت آمریکا، حوادث کوی دانشگاه و فتنه ی 88 بوده است و اکنون علنا وارد کارزار براندازی جمهوری اسلامی
سعید110
Iran, Islamic Republic of
حالا معلوم شد که چرا وزیر جوان به اسم تعمیرات سر از عمارت کذایی درآورده است!
Denmark
چه ربطی به وزیر جوان داشت؟ اتفاقا تصمیم خوبی گرفته. یکی از اقدامات مفید برای حفظ اماکن تاریخی استفاده کردن از اوناست نه خاک خوردنشون که نابودشون کنه
سعید110
Iran, Islamic Republic of
رابطش آشناست!
Iran, Islamic Republic of
..؟
سه عنصر طمع قدرت و ثروت و نفوذ امنیتی وقتی با تفکرات لیبرالی جمع شوند بسیار خطرناک و ویرانگر و براندازانه است...
صفا
Iran, Islamic Republic of
به ایشان توصیه کنید دست نوشته‌های شهید بزرگوار چمران درباره امام را بخواند تا ذوب شدن در ولایت را اگر فهم نمی‌تواند بکند حداقل ببیند
Iran, Islamic Republic of
...
Iran, Islamic Republic of
سخنان ایشان فقط این را ثابت می کند که حضرات امام موسی صدر و شهید بزرگوار چمران، خوب ایشون را از همان ابتدا شناخته بودن و لذا جلوی او تقیه می کردند!!!
رضا
Netherlands
...
ایرانی
Iran, Islamic Republic of
...
جویای علم
Iran, Islamic Republic of
شهید چمران بسیار زیرک بودند. خوب آقای موسوی خوئینی رو شناختند و تقیه کردند جلو ایشان. وگرنه نوشته های اون شهید درباره ی حضرت امام کاملا گویای عشق عجیب به امام خمینی است.
Iran, Islamic Republic of
مستند سازها آب دستتونه بگذارین زمین و این آدم را به چالش جدی بکشانید!
بچـه شمـرون
Iran, Islamic Republic of
صحنه های بی بدیل. آب داره سر بالا میره. چه مستندهائی میشه ساخت!
Iran, Islamic Republic of
تفسیر مسجد جوزستان مقدمه تشکیل گرو های انحرافی از قبیل فرقان بود. نمی دانم چرا با او با این همه سوابق سوء برخورد نمی شود. ایشان پدرخوانده گروهک فرقان است و عوامل این گروهک همه از شاگردان این آخوند بودند!!!
Iran, Islamic Republic of
فکر کنم مغزش تحلیل رفته تقصیری نداره
محمد بهرامی
Iran, Islamic Republic of
امام موسی صدر بعنوان یک روحانی شیعه و ایرانی در لبنان تشکیلات رسمی بنام مجلس اعلا داشت که رهبری شیعیان لبنان را به عهده داشت، او که در سن 30 سالگی وارد لبنان می شود و در مدت زمان کمتر از 10 سال هویت انسانی و دینی و فرهنگی و سیاسی جامعه شیعه لبنان را ارتقا می بخشد و به دلیل خلق و خو، مرام و منش، شیوه سلوک و منطق دینی اش مورد توجه شمار عظیم متفکران و اندیشمندان مسیحی، اهل تسنن و ... قرار می گیرد طوری که وجدان لبنان نام می گیرد و علی رغم همه مخالفت ها و دشمنی ها، حیله ها و دسیسه ها، شایعه پراکنی و هجمه تبلیغاتی عمال جور و ستم، آخوندهای درباری و وابستگان به دستگاه های اطلاعاتی ساواک، سیا و موساد او راه خود با موفقیت سپری می نماید
محمد بهرامی
Iran, Islamic Republic of
امام موسی صدر به راه امام و مبارزه او اعتقاد داشت و آن را یک حرکت رو به جلو و استثنایی تاریخی می دانستند که نباید از دست برود. امام موسی صدر در مقابل نصایحی که امام همواره به مبارزین داشتند با دیده احترام می نگریست و امام هم به امام موسی صدر عنایت داشتند، امام موسی صدر همواره تاکید بر بزرگداشت و تکریم امام داشتند و امام نیز همواره جویای حال ایشان بودند. بعد از ربودن امام موسی صدر در سال 1357 در سفر به لیبی امام همواره پیگیر جدی سرنوشت ایشان بودند که در اینجا آدرس چند نامه امام که در صحیفه امام ذکر شده است مورد اشاره قرار می گیرد.
Iran, Islamic Republic of
نمیدونم چرا هر وقت مدیریت اصلاح طلبان داره زیر سوال میره یه مشت اصلاح طلب پیدا میشن که عملیات انتحاری بکنن و ذهن ها رو ببرن سمت دیگه . الان تمام حرف این آقا چه ربطی به دلار 12000 تومنی و مشکلات روزمره مردم داره که همه از حمایتهای همین آقایون از دولت اصلاح طلب روحانی بوده
Iran, Islamic Republic of
دمت گرم . دقیقا زدی تو خال. دوباره پروژه انحراف افکار عمومی از تخلفات دولت
Iran, Islamic Republic of
این سخنان تاریخی ایشان در مورد سید موسی صدر و شهید چمران، به دلایل تاریخی کاملا مغرضانه است، و خوشبختانه نفاق اصلاح طلبان را در برخورد با آقای صدر را به طور کامل علنی می کند. آنان در جایی که به خلاء هویتی بر می خورند، سازشکاری خود را با عملگرایی آقای صدر در لبنان مقایسه و توجیه می کنند، و در جایی که می خواهند خود را انقلابی نشان دهند، خود را موءثر تر از موسی صدر، و چمران را یک ضد انقللاب معرفی می کنند! عجب دنیایی شده است. آب که سر بالا برود، قورباغه ابوعطا می خواند....
Iran, Islamic Republic of
تنها جریان دیگری که چمران را ضد انقلاب می دانست سازمان مجاهدین خلق (منافقین-گروهک رجوی) بود.
آیا این هماهنگی خویینی- رجوی اتفاقی است؟
Iran, Islamic Republic of
سید موسی صدر در لبنان، به اقتضای شرایط خود، و چالش هایی که جامعه ی شیعه ی لبنان با گروه های متعددی (مانند مارونی ها، سنی ها، فلسطینی ها، اسراییل، دروزی ها، فءودال های وابسته به شاه، و ...) داشت، نمی توانست شمشیر به دست بگیرد و در خیابان های بیروت انقلاب اسلامی به راه بیندازد، آن هم در کشوری که درصد جمعیتی شیعیان در آن، حدود چهل و پنج درصد است.
Iran, Islamic Republic of
ما در جمهوری اسلامی ایران، تنها عمق استراتژیکمان، شیعیان لبنان هستند که در مرز با اسراییل، به عنوان نیروی غرنده ی محور مقاومت عمل می کنند. بد نیست که بدانیم متشکل شدن شیعیان لبنان، تنها به دست موسی صدر و چمران انجام گرفت، و ما اگر به حزب الله لبنان می بالیم ، در حقیقت به محصولی می بالیم که بذر آن را موسی صدر و چمران بر زمین کاشتند، و روح الله و سید علی حسینی آن را بر افراشتند.
احمد
Iran, Islamic Republic of
....
Iran, Islamic Republic of
نتيجتا شما پولپرستان كاخ نشين خوبيد با اختلاس گران و مردم هم تا ابد شما را تحمل ميكنند كه عشق و حال نموده و پرت و پلا از خود در نماييد
Iran, Islamic Republic of
ديگه ما كوتاه نخواهيم امد و بساط اين غارتگران اصلاح نما را جمع خواهيم نمود
Iran, Islamic Republic of
از اول انقلاب و دربسیاری از کلان ترین اتفاقات آن، مانند تصرف سفارت آمریکا در 58 ، تلاش به سنگ خورده برای جانشینی امام در 68، فتنه ی 78 و فتنه ی 88 ، یک بازیگر پنهان و آشکار همواره مخرب ترین نقش را ایفا کرده است و آن همین شخص خویینی ها بوده است. او این بار پس از ایفای نقش برای به کار آمدن دولت ضعیف فعلی و در آستانه ی سال 98 به میدان آمده است تا با زدن چهره های فوق کاریزماتیک ایرانی-لبنانی یعنی سید موسی صدر و چمران، خدای نا کرده حلقه ی استحکام ایران و لبنان را تضعیف و در نتیجه بسط ید اسراییل را تقویت و مقدمه ی زمین خوردن تمام عیار جمهوری اسلامی را آغاز کند.
اصلاحاتی پشیمان
عزیزان گروه فرقان هم در تدریس تفسیر شما شرکت داشتند؟؟؟ مخالفت های شما با شهید مطهری چقدر در ترور ایشان توسط اون گروه منحرف تاثیر داشت؟؟؟؟؟؟؟؟؟
Iran, Islamic Republic of
ظاهرا موسوی خویینی ها یک بار دیگر و در یک موقعیت بحرانی دیگر نیز سخنان دیگران را تغییر داده است و آن زمان حادثه ی تصرف سفارت آمریکا در سال 58 است که او از انعکاس مخالفت اولیه ی امام با این قضیه ممانعت ورزید تا سفارت خانه سقوط کند، و سپس امام از یک سو و دانشجویان را از سوی دیگر در یک وضعیت پیش آمده و نا خواسته قرار داد.
Iran, Islamic Republic of
حمله به سفارت با هماهنگي دمكراتهاي امريكا در يك زمان نامناسب توسط ادمهاي ناجور صورت گرفت كه هزينه وحشتناكي را عايد كشور كرد بدون دست اورد سياسي يا اقتصادي
Iran, Islamic Republic of
براي برخي گرين كارت و تابعيت امريكا و انگليس و اموال و دلار فراوان بهمراه داشت و سالها اين اقدام شد نون دوني انها بدون اينك با تبليغات گسترده به مردم اجازه فكر كردن بدن
Iran, Islamic Republic of
واون توافق الجزایر که تو پاچه دولت وقت (نبوی چریک پیر تو جریان بود)کردندومی دانستند ایرانی ها نخوانده امضا می کنند....مثل الان برجام ! ....
Iran, Islamic Republic of
با برنامه ریزی و هدایت بانکداران صهیونیسم و اجرای عوامل حاکستری همچون ایشان, آقای عبدی, ویا حانم ابتکار .
والبته در فضای غبار آلود ابتدای انقلاب و شور ضد امپریالیسمی مردم
که البته آثار و عواقب بعدی آن را فقط ملت هزینه میکند.
و برای حضرات با اجرای شوی" فقط ما انقلابی گریم" در آن زمان و نیز شوی " ما پشیمانیم" در زمان حال نسبت به حذف رقیبان از هر نوع تفکر لیبرل تا انقلابی و یا سوسیالیم تا سرمایه داری بهانه و ابزار دستی شده است
Iran, Islamic Republic of
موسوی خویینی ها در سال 78 با تیتر "سعید اسلامی (امامی) پیشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است" دانشگاه تهران را به آتش کشید و اکنون می خواهد رابطه ی ایران و حزب الله و نیز رابطه ی حزب الله و دیگر احزاب متحد آن را مثل جنبش امل به آتش بکشد.
اون چرندیاتی که به اسم تفسیر در مسجد جوستان می گفتی، قرآن نبود حرف های کارل مارکس بود که به قرآن تحمیل می شد حاصلش کسانی مثل گودرزی و سعیدی بنیانگذار و معاون گروهک فرقان بودند.
Iran, Islamic Republic of
سید موسی صدر، تنها چند هفته قبل از مفقود شدن، با انتشار مقاله ی تاریخی "ندای پیامبران" در روزنامه ی لوموند فرانسه، وقوع انقلاب اسلامی ایران به رهبری یک مرجع دینی به نام امام خمینی را برای غرب به عنوان یک نوید و یک طلیعه ی پیامبر گونه مطرح کرد.
Iran, Islamic Republic of
بر آورد بسیاری از آگاهان این است که همان مقاله ی آقای صدر و اعلان هم بستگی اش با امام خمینی و انقلاب اسلامی ایران و حتی تبلیغ علنی آن در معتبر ترین رسانه های جهانی، و با منطقی ترین و متعادل ترین زبان ممکن و حتی احتمال یارگیری تفکر یک انقلاب گسترده ی دینی از "مغرب مسیحی " با استفاده از ادبیات سید موسی صدر، اصلی ترین عامل برای ربودن سید موسی صدر در لیبی بود.
سعید110
Iran, Islamic Republic of
چشم مرحوم آیت الله شاهرودی را دور دیده است! با پروژه BBC کاملاً هماهنگ است! هدف ضربه زدن به حکومت اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه است!
علی
Iran, Islamic Republic of
...
Iran, Islamic Republic of
سید موسی صدر، با اسکان و حمایت و هدایت برخی مبارزان ایرانی ضد شاهنشاهی در لبنان، مانند علی جنتی و محمد منتظری، که حتی برخی از آن مبارزین افرادی ... به صدر بودند، مانند جلال الدین فارسی، حداکثر تلاش مدبرانه ی خود را در جهت اسقاط حکومت شاه در ایران انجام داد.
Iran, Islamic Republic of
راستی از جلالدین فارسی... چه خبر!!
Iran, Islamic Republic of
سید موسی صدر با مرتبط کردن مبارزین ضد شاهنشاهی ایرانی با مبارزین فلسطینی، حتی به تمهیدات سازمان یافته ی نظامی برای براندازی حکومت شاهنشاهی نیز اقدام کرد، ولی بدون آن که مانند برخی از افرادی که سال ها بعد بی خاصیتی آن ها آشکار شد؛ این تلاش های خود را در بوق و کرنا کند.
Iran, Islamic Republic of
سید موسی صدر تنها کسی بود که ده سال قبل از وقوع انقلاب، در جلسات خود با جنبش امل، از عنوان "الامام الاکبر" برای توصیف امام خمینی استفاده کرد.
سرور
Iran, Islamic Republic of
آن وقت به آقای رحیم پور ازغدی بد و بیراه می گویند که چرا حوزه های علمیه را نقد می کند.
آخر این با نظرات شاذ و نقل قولهای شاخ دار درس خوانده کدام حوزه است؟
Iran, Islamic Republic of
بخش افراطی چپگرایان ظاهرا انقلابی مانند موسوی خویینی ها، همواره دارای شایبه ی ارتاط با برخی کشورهای خارجی مانند اتحاد جماهیر شوروی و لیبی بوده اند. لیبی همان کشوری است که موسی صدر در آن مفقود شد. پس شاید هم اکنون زمان مناسبی برای بازجویی از این هم دستان احتمالی معمر قذافی باشد، و شاید امثال خویینی ها دقیقا بدانند قذافی چه بر سر موسی صدر آورده است.
Netherlands
...
Iran, Islamic Republic of
جلسات تفسیر قرآن موسوی خویینی ها مشهور به تفسیر مارکسیستی قرآن بود و مرحوم مطهری خودش از این جلسات به عنوان تفسیر التقاطی قرآن یاد می کرد. گروه تروریستی- افراطی فرقان، دست پرورده ی همین جلسات تفسیر موسوی خویینی ها بود. ....
Iran, Islamic Republic of
موسوی خویینی ها از مرموزترین چهره های لانه کرده در بطن جمهوری اسلامی بوده و هست. او مرجع معنوی گروه تروریستی فرقان بود که با ترور و حذف فیزیکی مطهری، جمهوری اسلامی را به لحاظ نرم افزاری تقریبا عقیم کردند. او اکنون نیز به ترور معنوی چمران و موسی صدر مبادرت کرده است و خدا رحم نماید.
Iran, Islamic Republic of
سید صادق طباطبایی که حلقه ی وصل سید روح الله موسوی خمینی و سید موسی صدر بود، چند سال پیش در گذشت، حالا موسوی خویینی ها موقعیت را مناسب دیده است تا بین ایران و شیعیان لبنان را با سخنان معارض با تاریخ بر هم زند.
Iran, Islamic Republic of
ایشان توضیح ندادنددرروزنامه سلام چقدربه هاشمی توهین می کردندالان منافقانه سخن مکنندونان به نرخ روزمیخورند
Iran, Islamic Republic of
ان شاا... که این سخنان خلاف واقع، و پاسخگویی آگاهان به آن، مقدمه ای برای دانستن ارزش سید موسی صدر و یافتن او و استفاده ی جهان بشری و اسلام و تشیع از وجود ارزشمند او باشد...
Romania
رفیق خویینی ها! ای چریک قبل از انقلاب که قرآن را مارکسیستی تفسیر می کردی و بعد بدون اطلاع و اجازه امام راحل(ره) به جاسوسخانه رفتی و بعد در تلویزیون راجع به اقتصاد! صحبت می کردی و بعد ناگهان متحول شدی و تبدیل به ستون اصلی اصلاح طالبان و برنامه ریز فتنه 78 و مرد در سایه 88 شدی، (اگر خدا مقدر کرده باشد که باشی)برای 98 چه فتنه ای طراحی کرده ای؟
Netherlands
...
کاربر محترم با تشکر ادعاها با مدرک باید باشد ضمنا داشتن اجتهاد دلیلی بر رد انحراف افراد نیست مجتهد و مرجع هم در تاریخ انقلاب داشتیم که در مسیر ضد انقلاب بوده است. اما شما اگر مدرکی بفرستید انتشار آن با موافقت سردبیری امکان پذیر است. جهان نیوز
United Kingdom
کاشکی هاشمی، هاشمی می ماند. کاشکی ورود همسر و فرزندانش را در کارهای سیاسی و‌ اقتصادی تحریم می کرد. کاشکی کاشکی و‌هزاران کاشکی که کاشتند و سبز نشد ... اللهم جعل عواقب امورنا خیرا
سعید110
Iran, Islamic Republic of
از ورود مرد خاکستری معلوم می شود فتنه برنامه ریزی شده قابل ملاحظه است!
Iran, Islamic Republic of
و از سخنان مرد خاکستری مشخص می شود که این فتنه دارای مختصات منطقه ایست.
Iran, Islamic Republic of
در سال های 57 تا 60 ، سلسله ای از رخدادها به وقوع پیوست که همه ی آن ها با ابزار چپگرایان ظاهرا مسلمان انجام شد:
ربودن موسی صدر توسط قذافی، ترور مطهری به دست گروه فرقان (چپگرایان الهام گرفته از همین موسوی خویینی ها)، کشته شدن سید محمد باقر صدر (چهره ی کمیاب فکری-سیاسی عراق) به دست صدام، ترور بهشتی و باهنر به دست سازمان مجاهدین خلق و فرقان و عوامل نا شناخته ی دیگر، ترور سید علی خامنه ای به دست فرقان.
آیا این ها همه اتفاقی است؟
Iran, Islamic Republic of
...
Iran, Islamic Republic of
واقعا اینها به خدا و روز قیامت اعتقاد دارند؟ ...
Iran, Islamic Republic of
نه، ندارند.!!!
دروغ بس
Iran, Islamic Republic of
شهید چمران یکی از ارکان اصلی پیروزی نهضت بود و نقش ایشان غیرقابل انکار است .
Iran, Islamic Republic of
این قضیه عیان تر از بیان است، نکته فتنه ی 98 است که آرام آرام دارد خودش را نشان می دهد.
Iran, Islamic Republic of
عکس العمل امام موسی صدر 40 سال پیش.... تا شما رو دیده شناخته.. ته. ..تون....
عجب دیدی داشته.... خدا رحمتش کنه
Iran, Islamic Republic of
...
Iran, Islamic Republic of
بزرگان رو با عقاید و افکار عجیب و غیر اسلامی خود تفسیر و تحلیل کرده جای هیچ تعجبی نیست
Iran, Islamic Republic of
باید مواظب شاگردای تو تو این 40 ساله باشیم
Iran, Islamic Republic of
مسجد ضرار درس دادن !!!!!
Iran, Islamic Republic of
یحتمل جماعت معلوم الحال از بالا دستور گرفته اند که مردم را با ترساندن و وعده اغتشاش و خواب نما شدن ها و حرف های بی ربط درباره رهبران شیعه سرگرم کنند میترسند از جیب خالی شده مردم و از بلاهایی که برای چندمین بار سر مردم آورده اند بیخود نیست بسیاری از اصلاح طلبان فراری کاخ های خود را در اروپا و آمریکا ساخته اند و به آنجا فرار کرده اند.
Iran, Islamic Republic of
ردپا........ردپا.......ردپا.....سرنخ.......سرنخ.....سرنخ...حضرت والا
Iran, Islamic Republic of
دروغ های بزرگ برای باور پذیری راحتترند
مخالفت امام موسی صدر با انقلاب
درجه دو بودن امام در نظر شهید چمران
اسم نبردن از حضرت آقا و مرحوم شهید بهشتی و شهید مطهری به عنوان موثرین در انقلاب
سلام
Iran, Islamic Republic of
...
خاکی
...
Iran, Islamic Republic of
نه فقط تو و هاشمی انقلاب کردین .چمرانی که جونش رو تقدیم انقلاب کرد انقلابی نبود !!!!!!
Iran, Islamic Republic of
آقای خوئینی ها اعتراف کرده که از منافقین حمایت می کرده و از مراجع کمک می خواستند که آنها را اعدام نکند ولی در شهادت شهید نواب صفوی این کار را انجام ندادن
بهنام مجیدی
United States
علی مطهری :فرقانی ها متاثر از افکار مارکسیستی بودند و با تیپی که مخالف کتاب "مسئله حجاب" بودند، فرق داشتند. اینها داعیه روشنفکری داشتند و به جریان التقاط متعلق بودند...من معتقدم اینها بیشتر متاثر از افرادی چون موسوی خوئینی ها و دکتر پیمان بودند و همین طور از نهضت آزادی خارج از کشور و دکتر یزدی و قطب زاده، و جزواتی که از طرف آنها می آمد. در جزوه ای که آنها برای سالگرد دکتر شریعتی منتشر کرده بودند و احتمالا متعلق به دکتر یزدی و گروهش بود، به شهید مطهری حمله و ایشان را در کشتن دکتر شریعتی، همکار رژیم شاه معرفی کرده بودند!. http://www.rajanews.com/news/83311
سید رضا
Iran, Islamic Republic of
این اصلاح طلبان ؛ گویا دچار مالیخولیای سیاسی شده اند !!
رشتی
Iran, Islamic Republic of
هر وقت یکی از اینها چه اصلاح طلب و چه اصول گرا داد سخن میدهد تاریخ صدر اسلام بعد از رحلت رسول خدا (ص) برایم تداعی میشود
عماری
Iran, Islamic Republic of
خویینی ها از خدا نمی ترسی شهید صدر را تهمت می زنی امام موسی صدر در ارتباط با آشنا ساختن مردم لبنان با انقلاب اسلامی ‌و معرفی امام خمینی به ‏‎ ‎‏جهانیان نیز آقای صدر اقداماتی داشت. از جمله در پی ایجاد محدودیت رژیم بعثی ‏‎ ‎‏برای امام در نجف، ایشان مقاله‌ای با عنوان «ندای پیامبران» در نشریه لوموند انتشار داد ‏‎ ‎‏که حدود یک هفته قبل از ربوده
علی اکبر
Iran, Islamic Republic of
آقای خوئینی ها داره تاریخ را تحریف می کند
البته از اینکه آقای هاشمی پای درس تفسیر شما می آمد وبا توجه به اینکه تفسیر شما نگاه سوسیالیستی داشت این ادعا باعث بد بینی ما به هاشمی می شود زیرا هاشمی اندیشه های مارکسیستی را قبول نداشت
Iran, Islamic Republic of
این اقا خیلی خطرناکه و همه از ان غافل!چقدر به نقش جدیش در فتنه های قبل پرداخته شده؟
Iran, Islamic Republic of
تسخیر سفارت پیاده کردن خط سیاسی شوروی توسط جنابعالی بود قرار دادن امام ره در مقابل عمل انجام شده بخاطر این بود که میدانستید امام مخالفت خواهد کرد....
Netherlands
زاكانى حاضره بخاطر متهم كردن همسايه - رقيب - سر خودشو ببره و بندازه تو حياط همسايه !
اين بيچاره ها سر شاخ نشستند و بن ميبرند !!!
حسين
Iran, Islamic Republic of
احتمالا شهيد چمران و امام موسي صدر به اقاي خاكستري شك كردن و نخواستن چيزي را لو بدن.
Iran, Islamic Republic of
با قاطعیت می توان گفت تحریف تاریخ، مثل اب خوردن تهمت میزنه ...
Iran, Islamic Republic of
آقای موسوی خوئینی ها تو همان کسی هستی که رهبری تسخیر سفارت آمریکا را در اول انقلاب همراه با برخی اصلاح طلبان برعهده داشتی و این همه مشکل و دردسر برای نظام و کشور درست کردی. هر وقت توانستید هزینه این کار احساساتی خودتان را که بدون اجازه از امام انجام دادید، پاک کنید می توانید حرف جدید بزنید و الا بهتر است سکوت کنید...
Iran, Islamic Republic of
...
علی
Iran, Islamic Republic of
اصحاب جنگ جمل وفتنه دوران ما دارند برای فتنه جدیدتر از سایه خارج می شوند با این مصاحبه ها وحاشیه سازی هابا انگ زدن به شخصیت های جان برکف وشهیدان آرمیده در جوار خداوند وجریانهای پا در رکاب انقلاب اسلامی واختلاف افکنی درسطح کشور وصفوف مردم و مقاومت اسلامی منطقه فتنه سال 98 را استارت می زنند...
علی اصفهانی
Iran, Islamic Republic of
ایشان مرد بسیار خطر ناکی است ...!!!
Iran, Islamic Republic of
...
Iran, Islamic Republic of
مرحوم امام (ره) کرارا چه قلب از انقلاب و چه بعد از انقلاب از جناب امام موسی صدر تجلیل کرده اند و حتی در باره ایشان فرموده اند :" من ایشان را بزرگ کرده ام " . ارتباط و مراوده بسیار هوشمندانه و محتاطانه امام راحل با اقا موسی صدر قبل انقلاب که امام در نجف اشرف بودند به گونه ای برقرار بود که احیانا ساواکی هایی که حتی پوشش طلبه ها را هم داشتند و برای ساواک خبر چینی میکردند متوجه این ارتباط نشوند ....
Iran, Islamic Republic of
اتفاقا در دهه 50 که بخشی از به اصطلاح تفسیر قران اقای خوئینی ها که کاملا به سبک قواعد مارکسیستی اظهار شده بود به طریقی به اطلاع مرحوم ایت الله سید موسی صدر رسیده بود ایشان بعد از مطالعه ان به شدت ناراحت شده بودند و ان را بسیار انحرافی و خطرناک و منشاء فتنه فکری توصیف کرده بودند . لازم به یاد اوری است که نظرات تفسیری و اعتقادی کاملا انحرافی اقای خوئینی ها در همان زمان به شدت مورد استقبال گروه های مارکسیستی و مجاهدین خلق و سپس گروهک تروریستی فرقان قرار گرفت . در همان زمان اقایان موسوی خوئینی و حبیب الله اشوری و صالحی نجف ابادی و سید مهدی هاشمی و... جزء شخصیتهای...حوزوی محسوب میشدند .
Iran, Islamic Republic of
دقیق به خاطر دارم اقایان شهید مطهری و مرحوم اقای فاکر و مرحوم اقای ربانی شیرازی و شهید مفتح به شدت نسبت به اقای موسوی خوئینی بدبین و حتی اقای فاکر به ایشان مشکوک بود.
Iran, Islamic Republic of
بنده پیشنهاد میدهم برای یکبار هم شده پرونده و سوابق اقای موسوی خوئینی از نظر فکری و اعتقادی و از نظر عملکرد ایشان مخصوصا بعد از رحلت امام و در مسئولیت روزنامه سلام وبه وجود اوردن فتنه خطرناک سیاسی و اجتماعی در همان زمان با نقش پیدا و پنهان وی مورد بررسی و مستند سازی شود .
متن مقاله ی "ندای پیامبران" سید موسی صدر در توصیف امام خمینی و انقلاب اسلامی ایران در لوموند
Iran, Islamic Republic of
مام موسی صدر، در آخرین سفر خود به فرانسه، مقاله‌ای درباره انقلاب اسلامی ایران به رشته تحریر درآورد که در ۱۹۷۸/۸/۲۳ (اول شهریور ۱۳۵۷)، تحت عنوان «ندای پیامبران» در روزنامه لوموند پاریس به چاپ رسید. امام موسی صدر، یک هفته پس از چاپ این مقاله، طی سفری رسمی به لیبی، ربوده شد. متن فارسی این مقاله را با ترجمه محسن کمالیان که در کتاب «ادیان در خدمت انسان» منتشر شده در ادامه می خوانید.
نهضت مردمی ایران با تمامی حرکت‌های مشابه خود در جهان تفاوت دارد، زیرا چشم‌انداز جدیدی فراروی تمدن بشری قرار داده است. بنابراین، شایسته است که همۀ علاقه‌مندانِ قلمروها و مسائل مربوط به انسان و تمدن، تحولات آن را با دقت دنبال کنند.
نهضت مردم ایران به‌رغم گستردگی‌ای که دارد و به‌رغم اتهاماتی که رژیم بر آن وارد می کند، از گرایش‌ها و ریشه‌ها و اهداف و اخلاقیات اصیل و والایی برخوردار است.
نیروهای راست از صحنۀ نهضت غایب‌اند، هرچند که نفت و منافع نفت و آنچه نفت نمایندۀ آن است، در آن موضوعیت دارد. نیروهای چپ بین‌المللی نیز از صحنۀ نهضت غایب‌اند، هرچند که ایران و اتحاد شوروی بیش از هزار کیلومتر مرز مشترک دارند. حزب کمونیست ایران حضور چندانی در نهضت ندارد، هرچند که از قدیمی‌ترین احزاب این منطقه به شمار می‌رود. بنابراین، هیچ‌یک از نیروهای چپ و راست محلی، به این اعتبار که نمایندۀ یکی از دو قطب جهان هستند، کمترین تأثیری بر این نهضت ندارند.
ملت ایران این مسائل را به‌خوبی می‌داند. او می‌داند که این رژیم که نهضت را به واپس‌گرایی متهم می کند، خود با سرکوب آزادی و اتخاذ روش‌های بدوی حکمرانی، همۀ نظام‌های ارتجاعی را روسفید کرده است. ملت ایران می‌داند که این رژیم، برای جلب رضایت قدرت‌های بزرگ، در قربانی کردن منافع مردم و پیشکش کردن ثروت‌های آنان، هرگز تردیدی به خود راه نداده است. ملت ایران وقتی چنین رفتاری را با اصالت مخالفان رژیم قیاس می‌کند، بر ایثار و فداکاری در راه آرمان آنان راسخ‌تر می‌شود. این ملت به‌رغم اینکه سلاحی در دست ندارد، با خون خود، قهرمانانه، مبارزه می‌کند و قدرتی شکست‌ناپذیر ایجاد می‌کند.
انقلابیان ایران به هیچ طبقۀ خاصِ اجتماعی منحصر نیستند، بلکه از همۀ ایران برخاسته‌اند: دانشجویان، کارگران، تحصیل‌کردگان، روحانیان و... همه و همه در این انقلاب حضور دارند. ملت ایران با همۀ نسل‌های مختلف خود در این انقلاب شرکت جسته است. بازار و مدارس و مساجد و شهرها و حتی کوچک‌ترین روستاها در این انقلاب مشارکت دارند.
همین حقایق است که رژیم را بر آن داشته تا چپ و راست، شرق و غرب، نظام‌های عربی و حتی فلسطینی‌ها را متهم کند و، به این ترتیب، به گستردگی و عمق مردمی این نهضت اذعان میکند.
جنبش مخالفان رژیم شاه، امروز سیستم اطلاع‌رسانی خاص خود را یافته است. گفته‌ها و سخنان ضبط شدۀ رهبران آنان از طریق کسانی به ما می‌رسد که مخاطب این سخنان‌اند. این سخنان در قلب‌های همۀ ملت ایران جای گرفته است.
حق آن است که بگویم خاستگاه این جنبش و ایمان و آرمان آن، همان اهداف گشودۀ انسانی و اخلاقِ انقلابی است. موجی که امروز ایران را درمی‌نوردد، بیش از هرچیز ندای پیامبران را در اذهان انسان‌ها تداعی می‌کند؛ ندای راستین حرکت پیامبران را، قبل از اینکه دستخوش انحراف‌های صاحبان مذاهب و فِرَق و منفعت‌طلبان قرار گیرد.
اهداف نهضت، در مصاحبۀ مورخ ششم می 1987 رهبر آن، امام خمینی بزرگ، با روزنامۀ لوموند، به‌روشنی تصریح شده است. او با تأکید بر اصالت این جنبش به ابعاد ملی و فرهنگی و رهایی‌بخش آن اشاره می‌کند.
حوادث جاری ایران و رخدادهای عظیم آن چند نکتۀ اساسی را فراروی جهان امروز قرار داده است:
1. کسانی که به مسائل انسان و تمدن بشری اهمیت می‌دهند، شایسته است که این تجربه انسانی منحصر به فرد را که اکنون در ایران جریان دارد، به‌دقت بررسی و در برابر تبلیغات مخالف و مغرضانه از آن حمایت کنند.
2. رژیم شاه پس از 37 سال حکومت و به‌رغم برخورداری از بیشترین امکانات، در همۀ امور، حتی در این حد که خود را از خشم ملت در امان نگه دارد، ناکام مانده است. این همه در حالی است که بزرگ‌ترین انبار تسلیحاتی جهان سوم در اختیار همین رژیم قرار دارد.
3. ارزش‌های اخلاقی انسان متمدن، امروز در ایران در معرض خطر است. تا زمانی که رژیم ایران با ادعاهای پیشرفت و دموکراسی به اعمال سرکوبگرانه و خونریزی و سلب آزادی ادامه می‌دهد، هرقدر هم که در جهان حمایت شود، نمیتوان از این ارزش‌ها پاسداری کرد.
4. رژیمی که امروز با امواج نارضایتی مردم و خیل ناآرامی‌های داخلی به لرزه درآمده است، دیروز از تضمین امنیت خلیج فارس، اقیانوس هند و حتی سومالی سخن می‌گفت. این امر بیانگر آن است که هیچ‌چیز بیش از جنبش‌های مردمی اینچنین آن را پریشان و آزرده نمی‌کند. از جملۀ این‌حرکت‌ها «جنبش محرومان» لبنان است که فعالیت آن در میان مردم ایران انعکاس فراوان یافته است.
قتل‌عام‌های وصف‌ناپذیری که هم‌اکنون ایران را خونین کرده است و رژیم تلاش دارد بر آن‌ها سرپوش بگذارد، هشداری به انسان معاصر، به وجدان و به احساس مسئولیت اوست. شایسته است که انسان‌ها تصویر واقعی این کشتارها و سرکوبگری‌ها را به جهانیان عرضه بدارند و ضمن چنین خدمتی، بیزاری خود را از این اعمال نمایان سازند.
Iran, Islamic Republic of
...
دهقان اشکذری
Iran, Islamic Republic of
ایشون در خاطره‌گویی هاشمی چه دیده که بعد از چلهل پنجاه سالف شروع به خاطره‌گویی کرده/...!!!!
Iran, Islamic Republic of
این اقاوقتی برعلیه هاشمی حرف زدخوشحال شدین وحرفاشوازجون ودل قبول کردین ...!!!!!
Iran, Islamic Republic of
امام موسی صدر در راه اسلام جان خود را از دست داد و کسی از سرنوشت او جنازه او هم خبری ندارد .
شهید چمران مثل یک بسیجی در جبهه های کردستان و جنگ تحمیلی جنگید و از کشور و نظام و اسلام دفاع کرد ودر این راه به فیض عظیم شهادت رسید . ولی شما مانده اید که همراه فرزندانت برای ... تفرقه و دودستگی در بین مردم !!!!
Iran, Islamic Republic of
آقای موسی صدر فرزند زمان خود نبود، بلکه از زمان جلوتر بود. امید است که خداوند ، علی رغم سن زیادشان، ایشان را به جامعه ی بشریت بازگرداند، آمین یا رب العالمین.
vahid
Iran, Islamic Republic of
حرف هایی که خویینی ها ا زد به محبوبیت امام موسی صدر اضافه می کند . ....
Iran, Islamic Republic of
مهاجرت چمران ازلبنان به ایران، مشخص میکند.
Iran, Islamic Republic of
نمیدانندهاشمی ازکجاپولدارشده بوده؟؟؟؟
ادعا
Romania
....
مرد زیر خاکستر اصلاحات !!!
عضو ثابت همه فتنه ها !
Iran, Islamic Republic of
.....