جمعه ۳۱ خرداد ۱۳۹۸ - 21 Jun 2019
 
۱
۱۱۶

رهبرانقلاب روز پس از «مناظره» به احمدی‌نژاد چه گفتند؟

سه شنبه ۱۸ دی ۱۳۹۷ ساعت ۰۸:۱۰
یکی دیگر از اموری که بر پیچیدگی اوضاع می‌افزود و آن را باید یکی از ابعاد فتنه ۸۸ محسوب کرد، برخی از مسئله‌سازی‌هایی بود که از سوی دولت انجام می‌شد.
رهبرانقلاب روز پس از «مناظره» به احمدی‌نژاد چه گفتند؟
به گزارش جهان نيوز، بخشی از کتاب «فتنه تغلّب» که در آستانه سالگرد یوم‌الله ۹ دی از سوی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای منتشر شد، به یادداشت بلند و تحلیلی علیرضا شعبان شمیرانی اختصاص دارد که در آن، ابعاد مدیریتی رهبر انقلاب در فتنه ۸۸ واکاوی شده است.

***
یکی دیگر از اموری که بر پیچیدگی اوضاع می‌افزود و آن را باید یکی از ابعاد فتنه ۸۸ محسوب کرد، برخی از مسئله‌سازی‌هایی بود که از سوی دولت انجام می‌شد.
یکی دیگر از اموری که بر پیچیدگی اوضاع می‌افزود و آن را باید یکی از ابعاد فتنه ۸۸ محسوب کرد، برخی از مسئله‌سازی‌هایی بود که از سوی دولت انجام می‌شد.
ممکن است در مواجهه با این پرسش بلافاصله مسئله «خس و خاشاک» به ذهن متبادر شود؛ در صورتی که مقصود این روایت از مسئله‌سازی‌های دولت وقت، این موضوع نیست؛ چرا که صرف‌نظر از اینکه در آن تجمع از چه ادبیاتی استفاده شد و مقصود از آنچه بود، اگر قرار باشد در مورد تجمع ۲۴ خرداد در میدان ولی‌عصر، پرسشی مطرح شود آن است که چرا آقای احمدی‌نژاد بدون دعوت و هماهنگی در تجمع شرکت و سخنرانی کرد؟ بلکه مقصود از مسئله‌سازی، اصرار بر استفاده از آقای مشایی در سمت معاونت اولی رئیس جمهور و مقاومت پرهزینه در برابر خیرخواهی رهبر انقلاب در آن شرایط بغرنج بود؛ یعنی ابر و باد و مه و خورشید و فلک دست به دست هم داده بودند تا فته پابرجا بماند. یادمان نمی‌رود مسئله به عزل دو وزیر توسط رئیس جمهور هم منجر شد؛ در وضعیتی که کشور با تبعات امنیتی خطرناک ناشی از فتنه پس از انتخابات دست به گریبان بود، وزیر اطلاعات عزل می‌شود. این حاشیه‌سازی‌ها ضمن اینکه مشکلات واقعی را بر سر راه دفع فتنه ایجاد می‌کرد، می‌توانست به انحراف در تشخیص حق از باطل و شناخت راه از چاه منجر شود، حاشیه را بر متن حاکم کند و بخشی از انرژی نظام را متوجه خود کند که متأسفانه چنین شد.

اگر به بیانات آن زمان رهبر انقلاب مراجعه کنیم می‌بینیم که یکی از محورهای اصلی تأکید ایشان، تبیین و روشنگری نسبت به انتخابات و مسائل پیرامون آن بوده است. آقا در دیدارهای کاری‌شان هم مؤکداً از رؤسای قوا در مسئولین نهادهای مختلف می‌خواستند سکوت نکنند و با متانت و استدلال و البته صراحت و قاطعیت با جامعه به ویژه نخبگان سخن گویند. بر این اساس به مناسبت تنفیذ حکم دهمین دوره ریاست جمهوری که در آن جمعی از شخصیت‌ها از سراسر کشور به تهران دعوت شده بودند، فرصت خوبی برای تأمین خواست ایشان مبنی بر تبیین مسائل مربوط به انتخابات بود؛ فلذا جلسه‌ای قبل از مراسم تنفیذ با حضور جمعی از اعضای خبرگان در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی تشکیل می‌شود تا درباره مسائل انتخابات هم‌اندیشی شود. در ابتدای جلسه آقای جلیلی شروع می‌کند به تبیین ابعاد پیچیده و خطرناک فتنه و راهکارهایی را برای روشنگری مطرح می‌کند و از علمای حاضر درخواست می‌کند نظراتشان را بگویند. ابتدا آقای علم‌الهدی شروع به سخن می‌کند و فارغ از طرح موضوع جلسه می‌گوید: آقای جلیلی! چرا آقای احمدی‌نژاد برای آقای مشایی حکم معاون اولی را زد؟ بعد آقای فاکر و آقای حسینی بوشهری و آقای سیداحمد خاتمی و… شروع می‌کنند از همین نوع مباحث را مطرح کردن و تقریباً وقت جلسه به مسئله آقای مشایی می‌گذرد؛ یعنی حاشیه‌سازی رئیس جمهور وقت، حتی ذهن و وقت این آقایان را که موضع صریح و درستی نسبت به فتنه داشتند به خود مشغول می‌کند و مانع از تمرکز اذهان بر مسئله اصلی می‌شود.

به عبارت دیگر، می‌توان سوال کرد آیا آقای احمدی‌نژاد با مسئله‌سازی در اوج فتنه ۸۸ (انتصاب آقای مشایی و عزل وزیر اطلاعات) خون تازه‌ای در کالبد این اسب سرکش تزریق نکرد؟

یکی از پرسش‌های تأمل برانگیز آن است که چرا در آن وضعیت پیچ در پیچ و در شرایطی که آقای احمدی‌نژاد در انتخاباتی با بالاترین میزان مشارکت و رقابت، پیروز انتخابات شده، رهبر انقلاب از طرفی محکم در برابر ادعای غیرمستند تقلب و تقاضای غیرقانونی ابطال انتخابات می‌ایستند و از طرف دیگر بر لزوم عدم استفاده از فردی مسئله‌آفرین در سمت معاون رئیس جمهور اصرار می‌کنند؟

در پاسخ باید گفت که این دو سوال می‌تواند منشأ تحقیقات کاربردی و شخصیت‌شناسی و تجزیه و تحلیل سیاست و رهبری دینی از غیردینی در ایران شود و نباید انتظار داشت که در این مجال کوتاه ابعاد مختلف نظری و مستندات عینی آن بازگو شود؛ ولی آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید. در این خصوص به چند سرفصل مهم در قالب سوال و سپس پاسخ موجز آن برای اندیشیدن و بررسی بیشتر اشاره می‌شود.

نخست آنکه ممکن است پرسیده شود چرا رهبر انقلاب در برابر ابطال انتخابات سال ۸۸ ایستادند؟ اگر فرد دیگری رأی آورده بود موضعشان تغییر نمی‌کرد؟ پاسخ آن است که به همان دلیلی که ایشان در برابر تقاضای ابطال انتخابات در دوم خرداد (که از سوی وزیر اطلاعات دولت آقای هاشمی رفسنجانی درخواست شده بود) ایستادند و با طرح کننده تقاضای ابطال انتخابات به تعبیر خودشان آن چنان برخورد کردند که هنوز فراموش نشده است. آیا کسی حتی از طرفداران آقای خاتمی می‌تواند مدعی شود که مخالفت ایشان به دلیل رأی آوردن آقای خاتمی بوده است؟ آیا پس از برگزاری انتخابات مجلس ششم در سال ۷۸ و رأی آوردن ساختارشکن‌ترین نمایندگان مجلس شورای اسلامی در تهران، ایشان با ابطال نتیجه انتخابات تهران به دلیل فقدان مستندات کافی مخالفت نکردند؟ (نتیجه بازشماری حدود بیست درصد از آرا، بیانگر تخلفات غیرمؤثر بر نتیجه کلی بود و تغییر اندکی را به دنبال داشت).

آیا ایشان به لیست ساختارشکن نامزدهای تهران رأی داده بودند که به دلیل اعلام رأی‌آوری آنها، از نتیجه انتخابات دفاع می‌کردند؟ اگر برای ایشان رأی‌آوری زید و عمرو موضوعیت داشت چرا در همان انتخابات دوم خرداد به جای اصرار بر مشارکت حداکثری و انتخاب آزاد مردم، به پیشنهاد انتخابات با مشارکت محدود توسط برخی از افرادی که در سال ۸۸ طرفدار رأی مردم شدند تن ندادند؟ اگر برای ایشان رأی نیاوردن این نامزد و آن نامزد موضوعیت داشت، چرا در انتخابات سال ۹۲ بر مشارکت همه واجدان شرایط حتی آنها که جمهوری اسلامی و رهبری را قبول ندارند تأکید کردند؟ اگر دفاع از انتخابات، به علت این بود که آقا فرد پیروز را می‌پسندیدند، پس از انتخابات سال ۹۶ در بیانات عمومی و علنی خود، سخن اعتراضی برخی از افراد شاخص را بازگو نمی‌کردند که عده‌ای می‌گویند چرا همه مردم را دعوت به مشارکت حداکثری کردید که نتیجه‌اش ناپسند باشد و آنگاه در دفاع از دعوت و تشویق همه برای شرکت در پای صندوقهای رأی، پاسخ خودشان را به این قبیل دیدگاه‌ها بازگو نمی‌کردند که خب شما هم کاری کنید که مردم به فرد مورد پسندتان رأی دهند.

نتیجه منطقی همه این نمونه‌های تاریخی نشان‌دهنده و تأییدکننده این حقیقت است که در همه انتخاباتی که جمعی به نتایج اعلام شده آن اعتراض داشتند، ایستادگی نظام بر دفاع از رأی مردم استوار بوده است، نه تأیید فرد یا افراد منتخب؛ اگرچه در برخی از این انتخابات افرادی رأی آورده باشند که حتی رهبری نظام هم گفتمان و یا ممشایشان را قبول نداشته باشند. علت آن هم روشن است: جمهوری اسلامی باید امانت‌دار رأی مردم به عنوان حق‌الناس باشد و نه آنچه این و آن و حتی خودش می‌خواهد و می‌پسندد. برگزار کنندگان انتخابات مؤظفند نام فردی را به عنوان پیروز در انتخابات اعلام کنند که اکثریت مردم رأی داده‌اند حتی اگرچه برخی مواضع و رفتارهای فرد منتخب غلط بود ارکان نظام به آن معترض باشند.

در بیان سرفصل دوم و از منظری دیگر، می‌توان سوال را این گونه مطرح کرد: اگر ایستادگی رهبر انقلاب در برابر ادعای تقلب برای جلوگیری از تغییر نتیجه آرا بود، چرا مدعیان تقلب (حتی با وجود حضور افرادی همچون گودرز افتخار جهرمی که پیشینه روشنی در هماهنگی فکری و سیاسی با جریان مخالف فرد پیروز در انتخابات داشت) حاضر نشدند به بازشماری صندوق‌ها تن دهند؟ مگر آقایان فراموش کرده‌اند وقتی در پایان جلسه نمایندگان ستادهای نامزدهای انتخابات، نماینده‌ای از ستاد آقای کروبی خطاب به رهبر انقلاب می‌گوید شما به شورای نگهبان بفرمائید بازشماری با حضور نمایندگان نامزدها انجام شود، رهبر انقلاب ضمن بلااشکال دانستن آن از چند تن از اعضای شورای نگهبان که در جلسه حاضر بودند می‌خواهند طبق پیشنهاد داده شده عمل کنند؟ چرا نامزدهای معترض از انجام آن سر باز زدند؟
از سوی دیگر با تلاش جمعی از دلسوزان انقلاب و افراد فاقد تصلب جناحی که اتفاقاً برخی از آنها از حامیان و حتی طرف‌های مشورت آقای موسوی برای نامزدی در انتخابات بودند و با پیشنهاد دوتن از وزرای اسبق کشور و اعضای کمیته به اصطلاح صیانت از آرا و موافقت آقای موسوی، (علاوه بر مسئله بازشماری) طرحی برای بررسی سلامت آرا مانند چک کردن تعرفه‌ها و احراز هویت رأی‌دهندگان و… تهیه می‌شود و در مذاکره افراد رایزن، موافقت شورای نگهبان هم با اجرای آن جلب می‌شود. چرا پس از مکتوب شدن پیشنهاد و فراهم‌سازی اجرای آن، آقایان مدعی زیر حرف و متن و پیشنهاد خود می‌زنند و با زبان حال می‌گویند مرغ یک پا دارد؟ آیا این قبیل انعطاف‌های نظام و آمادگی برای اقدامات اعتمادساز اضافی برای شفاف شدن واقعیت صندوقهای رأی، بیانگر آن نبوده که ایستادگی بر حفظ آرا مردم، موضوعیت داشته است و نه پیروزی این نامزد یا آن نامزد؟

به عنوان سومین سرفصل به این مطلب اشاره می‌شود که در روزها و هفته‌های پس از انتخابات، عده‌ای از خواص، دچار توهم و یا تغافل بودند و در جلسات خصوصی اظهار می‌کردند که چرا رهبری باید هزینه رفتارهای آقای احمدی‌نژاد را بپردازد. این القائات نادرست حتی با ظاهری دلسوزانه به دفتر رهبر انقلاب هم رسیده بود؛ از جمله آنکه حدود دو هفته پس از انتخابات، آقای ابوالفضل فاتح که از مشاوران آقای موسوی بود و با دفتر رهبر انقلاب نیز مراوده داشت، در دیدار با یکی از مسئولین دفتر ضمن صحبتهای خود مدعی می‌شود که آقای مهندس معتقد است رهبری روی آقای احمدی‌نژاد حساب زیادی باز کرده‌اند، درحالی که او نمی‌تواند کاری را که ایشان می‌خواهد برایشان انجام دهد.

/ / / / / / / / / / / / / / / / / /
چنین القائات سوئی که بی‌اساس بودنش برای گویندگان آن اظهرمن الشمس بود و در متن پیش‌رو به موارد متعددی از نقض آن استشهاد شده، یکی از ابعاد پنهان فتنه بود. کیست که نداند رهبر انقلاب بی‌دریغ و به طور کامل از همه رؤسای جمهور در دوران مسئولیتشان دفاع کرده‌اند؛ چه آنها که گفتمانشان را قبول نداشتند و چه آنها که مانند رئیس جمهور نهم، گفتمانشان را منطبق با آرمانهای انقلاب و امام می‌دانستند و اتفاقاً چون برای ایشان، گفتمان امام و انقلاب اصالت داشت ابائی نداشتند که آشکارا نسبت به عملکردهای مغایر با گفتمان انقلاب وی موضع بگیرند و واکنش نشان دهند. علاوه برآن نباید این بیان صریح آقا را از یاد برد که رهبری از مواضع و اقدامات سنجیده و طبق موازین عقلانی و انقلابی و شرعی و قانونی رؤسای جمهور و دولت‌ها دفاع می‌کند و نه هر موضع. برای مزید اطلاع همگان شایسته است به موردی اشاره شود تا بیش از پیش آشکار شود که رهبرانقلاب در معرض چه پیشنهادهای ظاهرپسندی و با چه منطقی با آن مواجه شدند.

سال ۸۸ در جلسه‌ای یکی از دولتمردان کنونی، برخی دیدگاه‌های انتقادی نسبت به حمایت آقا از رئیس جمهور را بازگو و خطاب به رهبر و انقلاب می‌گوید دوستان ما معتقدند با توجه به هزینه‌هایی که آقای احمدی نژاد برای کشور و رهبری ایجاد کرده و اینکه دغدغه حضرتعالی حمایت از گفتمان انقلابی بوده است و نه حمایت از شخص آقای احمدی نژاد، آیا امکان این وجود نداشت که فرد دیگری با گفتمان انقلابی را با هزینه‌های کمتر پیدا کرد و با سرمایه‌گذاری، او را وارد صحنه انتخابات ریاست جمهوری کرد؟

رهبر انقلاب ضمن شرح چرایی و چگونگی حمایت از رؤسای جمهور و دولتهای مستقر ازجمله اظهار می‌دارند: «از آقای احمدی‌نژاد که من در طول این چهار سال حمایت کردم، همان‌طوری که شما نقل کردید از قول دوستان، همیشه حمایت از آن مطالبی بوده که در عمل او با اظهارات او معتقد بودم از اصالت‌های انقلاب است. این چیزی بوده که خودم را موظف می‌دانستم که از اینها حمایت کنم؛ ما در طول آن دوره‌های قبل به تدریج و گاهی با سرعت زیاد، گاهی با سرعت کم به سمت فراموش شدن بسیاری از مبانی انقلاب می‌رفتیم؛ این نه فقط در سطوح روزنامه‌ای و مطبوعاتی بود، در سطوح بالا هم وجود داشت. …از رؤسای جمهور من همیشه حمایت کردم حتی از رئیس جمهوری که ممشایش را قبول نداشتم همیشه حمایت کردم… حمایتهای من از او حمایت از مبانی است؛ به قول شما حمایت از گفتمان است، نه از شخص… [شما می‌گوئید] آیا کس دیگری نبود که روی او سرمایه‌گذاری کنید؟ اگر کسی به طور طبیعی می‌آمد چه اشکالی داشت [اما] من کسی را تربیت نمی‌کنم برای ریاست جمهوری؛ این نه جزو وظایف من است و نه می‌توانم این کار را بکنم. اگر چنانچه من یک چنین کاری را بکنم فردای آن روز مورد اعتراض یک جمع دیگری از قبیل شما قرار می‌گیرم که شما یک کسی را به قول فرنگی‌ها لانسه کردید برای ریاست جمهوری. من این کار را نمی‌کنم، نمی‌شود هم بکنم، معنی هم ندارد.»

به هر حال بررسی نوع حمایتهای رهبر انقلاب از رؤسای جمهور گذشته و حال و مقایسه آن می‌تواند بیانگر حقایق معناداری باشد. شایسته است پژوهشگران بررسی کنند رهبر انقلاب از چهار رئیس جمهور دوران رهبری‌شان، چه نوع حمایتی داشتند؟ و یا از شخصیت حقیقی کدام یک از رؤسای جمهور بیشترین و کمترین تجلیل و تنقید را کرده‌اند؟ و یا دوره اول یک رئیس جمهور از جهت نوع دفاع رهبری و یا تعداد دفعات نام بردن از شخص وی با دوره دوم همان فرد مقایسه شود که آیا تغییری داشته است یا خیر؟ مثلاً آیا رهبر انقلاب برخلاف دوره نهم در دهمین دوره ریاست جمهوری از شخص حقیقی آقای احمدی‌نژاد نام برده‌اند؟ به هر حال صرف‌نظر از این قبیل پژوهش‌ها، آیا همین که در آن شرایط طوفانی، رهبر انقلاب از رئیس جمهور می‌خواهند بنا بر مصالحی، از فردی برای سمت معاون اولی استفاده نکند، جز این است که نشان می‌دهد آقا با هیچکس عقد اخوت نبسته‌اند؛ خواه رئیس جمهور مستقر باشد یا رؤسای جمهور و مجلس و نخست‌وزیر سابق، خواه این جریان سیاسی باشد یا آن جریان سیاسی؟ آیا این نوع برخورد ایشان، در مورد دیگر رؤسای جمهور و حتی مسئولین دیگر، بی‌سابقه نیست؟ رهبر انقلاب در اوج دوران فتنه در جلسه‌ای یادآوری نمودند که دأب من این نبوده است که در جلسه‌ای علنی و در حضور فرد مسئولی، از همان فرد انتقاد کنم و کارش را نادرست شما ولی در خطبه‌های نماز جمعه این کار را کردم و اقدام آقای احمدی‌نژاد و مناظره‌های انتخاباتی را نفی و از آن انتقاد کردم.

سوال این است که چرا این واقعیت نادیده گرفته می‌شود؟ آیا همه جهانیان ندیدند و نشنیدند که رهبر انقلاب در کوران تبلیغات انتخابات و فردای مناظره آقای احمدی‌نژاد و آقای موسوی، در حرم امام خمینی (قدس سره) از برخی حرفهای زده شده در مناظره شب قبل به ویژه از ادعاهای اثبات نشده آقای احمدی‌نژاد انتقاد و به آن اعتراض کردند؟

به گفته یکی از فرزندان رهبر انقلاب، ایشان که قبل از مناظره‌ها احتمال داده بودند آقای احمدی‌نژاد بنا دارد از اشخاصی نام ببرد، به طور مشخص آقای احمدی‌نژاد را از این کار نهی کرده بودند. علاوه بر آن، در حرم امام خمینی (قدس سره) نیز قبل از اینکه رهبر انقلاب برای ایراد بیاناتشان در جایگاه قرار گیرند با ناراحتی به آقای احمدی‌نژاد عتاب کردند: مگر من به شما نگفته بودم که از افراد اسم نبرید؟ چرا اسم بردید؟

نکته جالب دیگر اینکه پس از پایان بیانات رهبر انقلاب و به هنگام ترک حرم امام، آقای هاشمی رفسنجانی که از سخنان رهبر انقلاب خوشحال به نظر می‌رسید به یکی از فرزندان رهبر انقلاب می‌گویند صحبتهای آقا انصافاً خیلی خوب و کامل بود.
به هرحال سوال برای پرسیدن و حرف برای گفتن زیاد است و به یک سوال دیگر اکتفا می‌شود: آیا کسی فراموش کرده است به رغم آنکه آقای هاشمی رفسنجانی از ابتدا موضع منفی نسبت به دولت نهم داشته و آقای احمدی‌نژاد نیز در جریان مناظره‌های انتخاباتی، محوریت مخالفت با خودش و حتی اداره آقای موسوی را به آقای هاشمی نسبت داده بود، رهبر انقلاب مجدداً آقای هاشمی را پس از انتخابات سال ۸۸ به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب کردند؟ چرا عده‌ای خود را به تجاهل می‌زنند و بر این اقدامات چشم می‌بندند؟
آیا وجود این قبیل شواهد و مستندات تاریخی جایی برای انکار این حقیقت باقی می‌گذارد که در جمهوری اسلامی میزان رأی مردم است نه خواست این و آن؟

رهبر انقلاب غیر از جلسات کاری مرسوم و همیشگی خود، در دوران فتنه نیز (همچون دیگر ایام سال) دیدارهای خصوصی با افراد و جمع‌های مختلف که بعضاً متقاضی دیدار با ایشان بودند، داشتند. در حقیقت ایشان در این گونه جلسات، پس از شنیدن تحلیل‌ها و ارزیابی‌ها و نیز ابهامات و انتقادها و اعتراض‌های احتمالی به آنچه در کشور می‌گذرد، در مقام تبیین واقعیت صحنه، نکاتی را مطرح می‌کنند. معمولاً در این جلسات (که اصولاً تکلف جلسات کاری را ندارد و بیشتر از نوع گفتگو است) آقا از حاضران می‌خواهند بدون ملاحظه این و آن، صادقانه و خالصانه حرف دلشان را بگویند و حاضران نیز با صراحت مطالبشان را می‌گویند. مشاهده یا مطالعه متن این قبیل دیدارها به ویژه در دوران فتنه نشان می‌دهد برخی از مطالب گفته شده آن چنان صریح و متفاوت با نظر و نگاه رهبر انقلاب بوده که گویندگان در ابتدا و یا انتهای سخن خود، از ایشان عذرخواهی کرده‌اند و این در حالی است که آقا خوششان می‌آید که افراد، صریح و بدون لکنت با ایشان سخن بگویند و البته در صورت لزوم و بدون رودربایستی به مطالب گفته شده پاسخ می‌دهند. ترغیب آقا به سخن گفتن بدون لکنت حاضران در موارد متعددی منجر به فاش‌گویی آنها شده است. یادآوری چند نمونه شاهدی بر سیره ایشان است.

آقا در ابتدای جلسه‌ای که نمایندگان ستاد نامزدهای معترض به نتایج انتخابات سال ۸۸ در آن حضور داشتند، از آنها می‌خواهند: «از هرکدام از این مجموعه‌های چندگانه یک نفر حرف دلش و آن چیزی را که در اعماق روحش هست، همان را در دقایق کوتاهی بر زبان بیاورد. هیچ تقیّه و ملاحظه‌ای هم نکنید؛ نه از من و نه از دیگر مجموعه‌هایی که اینجا هستند.». این رویکرد موجب می‌شود آقای الویری به عنوان نماینده ستاد آقای کروبی بگوید: «من بنا نداشتم همه حرف‌ها را بزنم ولی چون جنابعالی فرمودید که تقیّه نکنید آنچه را باید میگویم.» آقای بهشتی نیز به عنوان نماینده ستاد آقای موسوی تأکید می‌کند: «حقیقتش این است که من می‌خواستم سخنی نگویم آقا فرمودید که سخن دل را در اینجا مطرح کنم.»

همچنین رهبر انقلاب در جلسه دیگری که یک ماه پس از انتخابات به درخواست جمع محدودی از فضلای حوزه علمیه قم تشکیل شده بود، در ابتدا تأکید می‌کنند: «اگر نکته‌ای هست، صریح و بی‌پرده و بدون هیچ ملاحظه‌ای در میان بگذارید… وقت موسعی هم من گذاشتم که آقایان تنگنا نداشته باشید در گفتن و شنیدن و مفصل بیان کنید؛ حالا اگروقتی باقی ماند و لازم بود من حرفی بزنم، من هم خواهم گفت، اگر چنانچه وقتی باقی نماند که خب هیچی، ما حرفهای شما را می‌شنویم؛ مغتنم است برای ما که حرف آقایان را بشنویم.»

اولین نفر از جمع حاضر در ابتدای سخن خود می‌گوید: «قبل از اینکه وارد بحث شوم من عذرخواهی داشته باشم از صراحت و ادبیاتی که ممکن است در یک قسمتهایی باشد.» و آنگاه با صراحت آنچه که لازم می‌داند را می‌گوید و رهبر انقلاب نیز نظرات خود را در خصوص مطالب طرح شده با صراحت بیان می‌کنند. در ادامه یکی از حاضران مطالبی را مطرح می‌کند و آقا ابتدا تأکید می‌کنند: «من در بخشی از این مسائلی که فرمودید اختلاف‌نظر جدی با شما دارم؛ واقعاً نگاه من با این نگاهی که شما دارید نسبت به این مسئله کاملاً متفاوت است؛ البته بعضی‌هایش درست است.»؛ آنگاه به نقد و از مطالب گفته شده می‌پردازند. در این میان به طور مکرر فرد موردنظر در پاسخ به پرسش رهبر انقلاب و یا ابتدا به ساکن در نقد دیدگاه آقا و تأیید موضع خود سخن می‌گوید و این «قلت وان قلت‌ها، بین او با رهبر انقلاب، پانزده بار تکرار می‌شود. درحالی‌که فضای سنگینی بر جلسه حاکم می‌شود و برخی از حاضران این نوع مواجهه با آقا را نمی‌پسندند، در پایان این بخش از گفت و شنود، رهبر انقلاب فرد مورد نظر را به اسم کوچک خطاب و تصریح می‌کنند: «شما بالاخره برای ما همان حاج آقا … هستید. فرقی نکردید؛ مبادا شما خیال کنید که حالا چون یک چیزی گفتید که برخلاف نظر من بوده [نظرم درباره شما فرق کرده]؛ هرچه می‌خواهد دل تنگت بگو.»

از سوی دیگر آقای محمدرضا سنگری از اهالی فرهنگ و ادب خاطره شنیدنی از شب شعر سال ۸۸ نقل می‌کند. او می‌گوید در شب شعر سال ۸۸ که در اوج حوادث پس از انتخابات بودیم، یکی از دوستان شاعر از برخی دیگر از شعرا که موضع متفاوتی در رابطه با انتخابات پیدا کرده بودند نام آورد و به آقا گفت اینها فرزندان شما هستند و به شما علاقه دارند. در واکنش به این گفته، آقا در حرکتی زیبا، لبه عبایشان را بالا گرفتند و گفتند از این طرف که منم، راه کاروان باز است.
چرا فکر می‌کنیم حمایت از این نامزد یا آن نامزد معیاری برای ارزیابی اعتقاد و تعلق خاطر افراد به انقلاب و رهبری است؟ آیا چنین تصوری، نادرست نیست؟ و اگر از موضع و به بهانه دفاع از نظام و رهبری باشد، ظلم به نظام و رهبری نیست؟ متأسفانه بی‌اطلاعی و یا تجاهل نسبت به رویکردها و معیارهای رهبری معظم، همیشه مشکل‌ساز بوده است. از نظر آقا، مهم آن است که انسان نزد خداوند برای حرف‌ها و کارهایش حجت داشته باشد. ایشان به کرات به افراد و مسئولین، خصوصی و علنی تأکید کرده‌اند همه کسانی که در انتخابات سال ۸۸ به این تشخیص رسیدند که به چه کسی رأی دهند و به چه کسی رأی ندهند عندالله مأجورند؛ ما به همین دلیل همواره بر ۴۰ میلیون رأی تأکید داشتند نه ۲۴ یا ۱۳ میلیون رأی.

کوتاه سخن آنکه در تعاملات اجتماعی و سیاسی، آیا نباید روش و منش رهبر انقلاب را الگوی خود قرار دهیم؟

همچنان که ملاحظه شد یکی از ویژگی‌های سیره رهبری انقلاب این بوده و هست که افراد و اقشار و گروه‌های مختلف، پیشنهادهای متفاوت و حتی متعارضی درباره چگونگی مواجهه با مسائل کشور به ایشان می‌دهند و هم انتظارات متفاوت و بعضاً متعارضی از ایشان دارند. دلیلش هم آن است که افراد و جریان‌ها، با تفکرات و دغدغه‌های متفاوت، به رهبر انقلاب دسترسی مستقیم و غیرمستقیم داشته و دارند و با دفتر ایشان و مسئولین ذی‌ربط در ارتباط بوده و هستند. به دلیل همین تنوع کانالهای ارتباطی از جمله در موضوع انتخابات سال ۸۸، نظرات و پیشنهادهای متفاوتی با آقا و یا دفترشان در میان گذاشته شده که برخی از آنها ۱۸۰ درجه مغایر نظر رهبر انقلاب بوده و ایشان صرف‌نظر از اینکه چه کسی چه نظری داده است، ضمن توجه به آن، بر اساس موازین و معیارهایی که داشتند و مصالحی که مورد توجه‌شان بوده، موضع و تصمیم گرفته‌اند. در اینجا به دو مورد اشاره می‌شود.
اقامه نماز جمعه در شرایط به شدت غبارآلود و پرتنش یک هفته پس از انتخابات سال ۸۸، تصمیم قاطع و تعیین‌کننده رهبر انقلاب بود که نقطه عطفی در تاریخ انقلاب و برشی مهم در مرزبندی بین دوستان و معتقدان به امام و انقلاب و دشمنان و معارضان ایجاد کرد. بسیاری از دلسوزان و حامیان صادق نظام گرایش‌های متفاوت سیاسی و فعالان مؤمن و مخلص همه نامزدها و طرفداران آنها از آقای احمدی‌نژاد گرفته تا آقای موسوی و آقای کروبی و آقای رضایی، با روشنگری رهبری، وظیفه خود را دانستند و راه را از چاه شناختند و اجازه ندادند مسائل فرعی بر مسائل اصلی حاکم شود. شاهد مثال‌های فراوانی می‌توان برای اثبات این مدعی ارائه کرد؛ از جمله گفته آقای افشین علا از اهالی فرهنگ و هنر در ملاقات با یکی از مسئولین دفتر آقا است که دو روز پس از نماز جمعه ۲۹ خرداد ابراز شد. او در این دیدار می‌گوید من به اتفاق آقای ساعد باقری و … به دلیل اینکه فکر می‌کردیم آقای موسوی مناسب‌تر است، خودجوش خیلی برای او تبلیغ کردیم و واقعاً از آنچه پیش آمد که وی انتخاب نشد، ناراحتیم، اما با نماز جمعه آقا، ما هم گریستیم و نه ما که حتی خانم راکعی هم گریست. از نظر ما انتخابات تمام شده است.

این نماز جمعه و محتوای خطبه‌ها و آثار و نتایج مترتب بر آن و چرایی اقامه آن و دیدگاه‌هایی که در این خصوص وجود داشت، جای شرح و بسط و تحقیق فراوان دارد که در حوصله این متن نمی‌گنجد و با ذکر مقدمه کوتاهی فقط به دو رویکرد متضاد با آنچه اتفاق افتاد اکتفا می‌شود.

در مناسبت‌های مهم که رهبر انقلاب به دنبال اتخاذ موضع و یا تصمیمی هستند، از افراد مختلف نظرخواهی می‌کنند و یا از دفترشان می‌خواهند نظرات و پیشنهادهای مرتبط را به ایشان ارائه کنند. همچنین در این شرایط، شخصیت‌ها و افرادی با سلایق و دیدگاه‌های مختلف به شکل شفاهی یا مکتوب نظرات خود را با رهبر انقلاب یا مسئولین دفتر ایشان در میان می‌گذارند.

پس از اطلاع جمعی از فعالان سیاسی از احتمال حضور رهبر انقلاب در نماز جمعه، مکاتبات و تماس‌های مختلفی با رهبر انقلاب و یا دفتر ایشان صورت می‌گیرد. برخی از این تماس‌ها ناظر به اصل حضور آقا در نماز جمعه و برخی در رابطه با نوع موضع‌گیری ایشان در خطبه‌ها بوده است. درباره اصل حضور ایشان، افرادی اصرار داشتند که ایشان فعلاً به نماز جمعه نروند؛ از جمله یکی از ارادتمندان پا برجای آیت‌الله منتظری که کتابی هم درباره «فقیه عالی‌قدر» نوشته، در ارتباطات خود با یکی از مسئولین دفتر رهبر انقلاب اصرار داشته که آقا به نماز نیایند تا به اصطلاح، آب‌ها از آسیاب بیفتد. این یک نوع انتظار از رهبر انقلاب بود اما انتظار دیگر ناظر به مواضع احتمالی آقا در خطبه‌ها بوده است.

یکی از مسئولین، مطلع شده بود آقا از بخشی از حرف‌های آقای احمدی‌نژاد در مناظره‌های انتخاباتی ناراحت هستند و ممکن است در خطبه‌ها واکنش نشان دهند و از افرادی مانند آقای هاشمی دفاع کنند. او یک روز قبل از ایراد خطبه‌های نماز جمعه، نامه‌ای صریح برای رهبر انقلاب می‌نویسد. در بخشی از این نامه آمده است: «مردم با انقلاب عظیم اسلامی مایل بودند طعم اسلام ناب را که اسلام عدالت و امامت است، بچشند و ریشه‌های سلطه‌جویی‌ها، برتری‌جویی‌ها، تکبرورزی‌ها را بسوزانند؛ فرمان امیرالمؤمنین به مالک اشتر را در جامعه خود مشاهده کنند؛ اما در یک برهه‌ای از تاریخ انقلاب به جای اسلام علوی، اسلام اموی را مشاهده کردند؛ مردم نه تنها دیگر ولی نعمت نبودند که حتی در حد رعیت هم به آنها توجه نمی‌شد؛ خاندان‌سالاری جای مردم‌سالاری را گرفت؛ بعضی هر آنچه می‌خواستند، می‌کردند. رهبر عالی‌قدر آن زمان فریاد برآوردند و هشدار دادند، از ظهور نوکیسه‌ها خبر دادند، خطر اشرافی‌گری را مطرح کردند، از ایجاد طبقه جدید ابراز نگرانی کردند و نسبت به فاصله گرفتن مردم از مسئولین هشدار دادند، ولی گوشی بدهکار نبود. انتخابات فعلی، نقطه جدی این دو تفکر و این دو جریان اجتماعی – سیاسی است».

همچنین در یک استفهام انکاری رهبر انقلاب این گونه خطاب قرار گرفته است، «مگر رفع اتهام از افراد بر عهده رهبری است؟ و آن هم در این شرایط حساس و در این تریبون مقدس، قوه قضاییه که متولی بررسی اموال است، اعلام کند؛ چرا رهبری و چرا در این فضا؟».

نویسنده در پایان حرف اصلی خود این گونه نوشته است: «به نظر صلاح آن است که در خطبه‌ها به همان مسائل اساسی و تجلیل از ملت و ترسیم خط حرکت کشور و تذکرات کلی اخلاقی و تذکر نسبت به دشمن خارجی اکتفا شود».

ملاحظه می‌شود که این نامه با چه منطق و صراحتی در موضعیت مغایر با نظر رهبری نوشته شده است. گفتنی است که چنین نگاهی از پشتوانه اجتماعی برخوردار بود. من خود در نماز جمعه بودم و به خاطر می‌آورم مردم مؤمنی که یک هفته شاهد آشوب و بلوا و ناجوانمردانه‌ترین نسبت‌ها به نظام بودند، وقتی رهبر انقلاب درباره آقای هاشمی سخن گفتند، نفس‌ها در سینه‌شان حبس شده بود؛ زیرا انتظار داشتند آقای هاشمی در برابر جفا به نظامی که خود برآمده از آن بود بایستد ولی رهبر انقلاب به رغم تفاوت دیدگاه و روشی که از جمله در انتخابات ۸۸ با آقای هاشمی داشتند، ذره‌ای به خود تردید ندادند که حرف‌های زده شده درباره او از سوی آقای احمدی‌نژاد نادرست و ناروا است و نباید حق را کتمان کرد. بنابراین هیچ‌گاه بر اساس خوشایند اکثریت یا اقلیت موضع و تصمیم نگرفتند. نکته جالب آنکه نویسنده نامه که چنین قاطعانه رهبری را از ورود به این مباحث در نماز جمعه پس از انتخابات باز می‌داشت، بعدها اقرار می‌کند من آن روز تمام زور خودم را زدم که بگویم الان مصلحت نیست از آقای هاشمی دفاع کنید، ولی آقا تشخیص‌شان، تشخیص دیگری بود؛ حالا به این نتیجه رسیده‌ام موضع آن روز آقا درست و مصلحت بود چرا که حجت را بر همه تمام کرد.

مورد دیگر از این خواسته‌های دوگانه از رهبر انقلاب، مربوط به تأیید و عدم تأیید فوری انتخابات بود. دیدگاه اول معتقد به اعلام نتیجه انتخابات در اسرع وقت بود. این دیدگاه با ایستادگی بر موضع حقوقی، فرصت پیش‌بینی شده در قانون را برای دریافت شکایت و رسیدگی طبق فرایند مذکور و نپذیرفتن هر گونه پیشنهاد و اقدام خارج از آن را منطقی و به مصلحت می‌دانست. یکی از حامیان این دیدگاه با طرح استدلال‌های قانونی و سیاسی، در جمع‌بندی نامه خود به رهبر انقلاب چنین می‌نویسد: «رها بودن فضا و امکان بحث و نقل‌ها و زیر سؤال بردن مراجع قانونی و بی‌اعتبار کردن آنها و حفظ هواداران، به نفع آنها است و بسیاری دنبال این کِش دادن‌ها هستند، بیش از این، فضا نباید منتظر بماند، باید طبق راهکار قانونی کشور هر چه زودتر شوای نگهبان نظر قطعی را مطرح کند. اعلام هر چه سریع‌تر نتایج انتخابات می‌تواند بخش اعظم عقبه آن جریان را از پشت سر آنها خارج کند».
طرفداران دیدگاه دوم معتقد بودند به رغم خالی بودن دست معترضین از مستندات قانونی و حقیقی و برای آنکه غبار برخاسته از ساخت نظام زدوده شود، همه راه‌های منتهی به اطمینان از درستی آراء ریخته شده به صندوق‌ها و آراء قرائت شده دنبال شود؛ اگر چه اعلام رسمی و نهایی نتیجه انتخابات به درازا کشد، این دیدگاه مورد قبول رهبر انقلاب قرار گرفت و راه را برای تحقق آن هموار کردند. یکی از نکات گفتنی در این خصوص آنکه علاوه بر تعیین هیأت ناظر برای بازشماری آراء و پخش مستقیم آن از صدا و سیما که همگان در جریان آن قرار گرفتند، هم زمان پیشنهاد مکتوبی از سوی مجموعه مرتبط با آقای موسوی ارائه شده بود که ناظر به مرحله پیش از شمارش آراء، یعنی احراز اصالت و صحت هویتی رأی‌دهندگان بود؛ از جمله آنکه ته برگ‌های تعرفه با اطلاعات شناسنامه‌ای موجود در ثبت احوال تطبیق داده شود و یا تمامی تعرفه‌هایی که با یک خط مشترک، نام نامزدی در آن نوشته شده باطل شود. فرایندی که ممکن بود حتی ماه‌ها طول بکشد. این اقدام هم پذیرفته شده بود و حتی برای اثبات فراتر از حُسن نیت نظام، پیشنهاد شده بود که به جای آقای ابوترابی امثال آقای محتشمی یا موسوی لاری عضو هیأت بررسی و بازشماری شوند؛ اما آقای موسوی و نمایندگان او ناباورانه همه پیشنهادها را رد کردند و حتی توافقات انجام شده را زیر پا گذاشتند.

هم اکنون که گردوغبار ناشی از فتنه فرو نشسته باید چشم‌ها را شست و گذشته را دوباره دید و به این سؤال جواب داد که چرا عده‌ای از همه فرصت‌های در اختیار را سوزاندند و خود را در بن‌بست قرار دادند و جامعه را دچار خسارت کردند؟
ممکن است پرسیده شود چرا رهبر انقلاب که همواره بر رعایت قانون تأکید داشته‌اند با تمدید مهلت دریافت و بررسی شکایات و اعلام نتیجه و دنبال کردن پیشنهادهای ناظر به حصول اطمینان از صحت آراء موافقت کردند؟ به بیان دیگر این اقدام رهبر انقلاب بر اساس چه وجاهت قانونی انجام شد؟

خاتمی درباره ولایت فقیه به رهبر انقلاب چه گفت؟
در مقام توضیح لازم است یادآوری شود در قانون اساسی سازوکار و مراجع ذی‌صلاح برای تصمیم‌گیری در امور کشور مشخص شده است که به موجب آن فعالیت قوا و نهادهای مختلف وجاهت قانونی پیدا می‌کند از آنجا که در مواردی خاص، ممکن است دنبال کردن این روال عمومی ایستادگی قوا و نهادها بر اختیارات قانونی منجر به بن‌بست در کشور و یا نقض مصلحت مهمی شود، شارع مقدس اختیاراتی برای حاکم و رهبر جامعه قرار داده و در قانون اساسی پیش‌بینی شده است؛ فلذا مطلقه بودن ولایت فقیه را برای گره‌گشایی قانونی در این قبیل موارد استوار کرده است. در نتیجه موافقت رهبر انقلاب با بازشماری آراء و تمدید مهلت بررسی انتخابات، وفق قانون اساسی و ولایت مطلقه فقیه انجام شد؛ یعنی برخلاف فضاسازی‌های مخرب عده‌ای در رابطه با قدرتهای فراقانونی در کشور، مطلقه بودن ولایت فقیه از پشتوانه‌ای قانونی برخوردار بوده و راه را بر گشودن گره از مشکلات کشور هموار کرده است.

متأسفانه برخی ناآگاهانه و جمعی آگاهانه، مطلقه بودن ولایت فقیه را به معنای پله و رها بودن و به تعبیر غیرواقعی و کینه‌ورزانه‌شان، «قدرت فراقانونی» معرفی کرده و در جلسات محفلی خود گفته‌اند با شرکت در انتخابات، شخصیت فراقانونی را محدود می‌کنیم؛ درحالی که اگر برخی از همین افراد توانستند به مجلس ششم راه یابند و یا اگر امکان بازشماری آراء در انتخابات سال ۸۸ فراهم شد، به لحاظ موازین قانونی، به مطلقه بودن ولایت فقیه مستند بود. افزون بر آنکه منتفع شدن از ولایت مطلقه فقیه، فقط محدود به حوزه سیاسی و انتخابات نبوده است؛ بلکه کسانی که چنین القائات سوئی می‌کنند به یاد دارند در زمانی که دولت را در اختیار داشتند چگونه از ولایت مطلقه فقیه برای حل وفصل برخی مشکلات بهره‌مند شدند. در سال ۷۶ آقای خاتمی در یکی از دیدارهایی که با رهبر انقلاب داشتند به ایشان می‌گویند من ولایت فقیه را در چهارچوب قانون قبول دارم. آقا در پاسخ تأکید می‌کنند خیلی خوب است؛ ولی مطمئن باشید شما تقاضاهای زیادی در خصوص موافقت با برخی مجوزها بدون طی کردن روال عادی قانونی آن خواهید داشت.

آقای خاتمی در دوره هشت سال رئیس‌جمهوری، بارها و به شکل مکتوب، در مواردی که مجوز قانونی معمول وجود نداشت، تقاضاهای مختلفی به اعتبار ولایت مطلقه از رهبر انقلاب می‌کنند و ایشان با آنها موافقت می‌نمایند؛ فلذا حقیقتاً مشخص نیست که چرا آقای خاتمی تاکنون به این موارد شهادت نداده و مانع از فضاسازی‌های ناحق وغبارآلودگی فضا نشده است؟

نکته حائز توجه دیگر این است که استفاده از ظرفیت قانونی ولایت مطلقه نباید منجر به تضعیف فرایندها و نهادهای قانونی شود. با امعان‌نظر بر این مهم، می‌توان گفت این مسئله مهم‌ترین ملاک و حساسیت رهبر انقلاب در مواجهه با استفاده از اختیارات ولایت مطلقه بوده است. چنانچه بررسی و پژوهشی نسبت به همه موافقت‌های ایشان در این خصوص به عمل آید، مشخص می‌شود آقا چه دقت‌ها و مراقبتهایی را برای عدم تضعیف روال‌ها و ساختارهای قانونی به کار برده‌اند. به چند خصوصیت از مجوزها و موافقت‌های ارائه شده اشاره می‌شود:

اول اینکه مجوزهای درخواستی به لحاظ کمیت در همه عرصه‌ها، از امور سیاسی تا اجتماعی و از امور اجرائی تا امور قضایی و در تمام مقاطع و دولتها از دولت کنونی تا دولت سابق و اسبق، در حد ضرورت بوده است.

دوم آنکه موافقت رهبر انقلاب به لحاظ کیفی، پس از حصول اطمینان ایشان نسبت به بن بست قانونی یا ناممکن بودن و یا فوت شدن مصلحتی هم در صورت طی شدن روال معمول و جاری در کشور صورت گرفته است.

سومین خصوصیت مجوزهای رهبری انقلاب که به نظر می‌رسد به لحاظ کیفی، مهم‌ترین آن است و از سوی دیگر یکی از گویاترین ویژگی‌های شخصیتی ایشان نیز هست، عدم ساختارشکنی و ایجاد بدعت‌های خطرناک و قانون‌سوز است که به چگونگی موافقت‌های ایشان برمی‌گردد. برای مثال در همین بحث انتخابات، رهبر انقلاب با تمدید مدت بررسی و تعیین هیئت ناظر برای بازشماری و مانند آن موافقت کردند؛ نه اینکه شورای نگهبان را از حیّز انتفاع و جایگاه قانونی‌اش ساقط کنند. بر همین اساس پیشنهادهایی همچون حکمیّت مراجع و یا هیئتی از نمایندگان مراجع در انتخابات را که تالی فاسدهای فراوان داشت و از جمله نقض قانون اساسی بود، نپذیرفتند؛ ضمن آنکه معلوم هم نبود این نوع پیشنهادها به فرض محال پذیرش آن از سوی نظام، به سرنوشت دیگر پیشنهادهایی روبه‌رو نمی‌شد که همین افراد ابتدا آن را ارائه یا با آن موافقت کردند و سپس طرح یا موافقت خود را پس گرفتند. روشن است که اگر معترضین به نتیجه انتخابات، حقیقتاً معتقد به جابه‌جایی آراء بودند در صورت اثبات ادعاهایشان پس از بازشماری، شورای نگهبان به لحاظ حقوقی و نیز موضع صریح رهبر انقلاب، نه می‌توانست با نتیجه بازشماری مخالفت کند و نه مخالفت می‌کرد.

به رغم این واقعیت، بی‌مناسبت نیست به پرسشی پاسخ داده شود که در آن مقطع و حتی پس از آن عده‌ای در جامعه مطرح کرده‌اند که اگر پیشنهادهایی همچون حکمیّت، خلاف قانون اساسی بود، چرا حضرت امام برای تعیین تکلیف انتخابات دوره سوم مجلس شورای اسلامی در تهران، حَکَم مشخص کردند؟ در پاسخ لازم است یادآوری شود:

اولاً در انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی در تهران، بین وزارت کشور به عنوان مجری و شورای نگهبان به عنوان ناظر انتخابات، اختلاف‌نظر وجود داشت؛ برخلاف سال ۸۸ که نامزدهایی که نتوانسته بودند رأی مردم را به دست آورند ادعایی مغایر مستندات مجری و ناظر انتخابات داشتند؛ یعنی در سال ۶۷ هر یک از دو دستگاه برگزارکننده انتخابات، ادعاهای متفاوت داشتند و در سال ۸۸ اختلاف بین نامزدهای ذی‌نفع با دستگاه‌های مسئول و ذی‌ربط بود. ثانیاً در سال ۶۷ که سومین دوره انتخابات مجلس برگزار شد، کشور درگیر جنگی گسترده از سوی جبهه استکبار بود و تهران زیر موشک‌باران دشمن بعثی قرار داشت؛ بلاتکلیف ماندن سرنوشت انتخابات تنش سیاسی بزرگی را به دنبال داشت که آثار و نتایج مخربی بر جبهه‌های جنگ باقی می‌گذاشت و با همین مصلحت‌اندیشی مدبرانه بود که امام امت، در مسئله بررسی صحت انتخابات مجلس در شهر تهران، نماینده تعیین کردند. در عین حال باید توجه داشت که رهبر کبیر انقلاب، معتقدترین و ملتزم‌ترین رهبر در مقایسه با رهبران دیگر انقلاب‌ها نسبت به قوانین اساسی و عادی بوده‌اند؛ همچنان که با اصرار امام از همان اولین ماه‌های پیروزی انقلاب اسلامی، همه امور او ساختارهای کشور به موجب رأی مردم و قانون شکل گرفت؛ فلذا در پایان عمر شریفشان تصریح کردند که برخی از تخطی‌های انجام شده از قانون اساسی در دهه اول استقرار نظام اسلامی به علت شرایط ویژه تحمیل جنگ بر کشور بوده و بنا دارند با پایان جنگ همه امور طبق موازین قانونی انجام شود.

خلاصه آنکه یکی از جنبه‌های رخدادهای سال ۸۸ که آن را باید طنزی تاریخی دانست، رفتار و مدعای متناقض جمعی بود که شعار مرگ بر دیکتاتوری را بر زبان و بر دست داشتند و با رفتاری دیکتاتورمنشانه انتظاری ساختارشکنانه و بدعت‌گذارانه از رهبر انقلاب داشتند.

بنابراین آیا کسانی که به دنبال کسب موافقت رهبری با حکمیّت بودند تا از این طریق سرنوشت آرائی را که مردم به صندوق‌ها ریخته بودند بر اساس مصلحت‌اندیشی‌های فراقانونی تعیین و یک یا چند نفر را بر سرنوشت چهل میلیون نفر حاکم کنند، توجه نداشتند که قدم در مسیری گذاشته‌اند که نه از جمهوریت چیزی باقی می‌ماند و نه از اسلامیت
کد مطلب: 664232
نام شما

آدرس ايميل شما
برای ارتقای فرهنگ نقد و انتقاد و کمک به پیشرفت فرهنگ و اخلاق جامعه، تلاش کنیم به جای توهین و تمسخر دیگران، نظرات و استدلال هایمان را در رد یا قبول مطالب عنوان کنیم.
نظر شما *


Iran, Islamic Republic of
از قرائن و شواهد و موضع گیری های مرحوم هاشمی و خانواده اش چه قبل از انتخابات و چه حین و چه بعد از انتخابات چنین استنباط می شود که ایشان گرداننده جریانات و هنجارشکنی سران فتنه بعد از اعلام انتخابات بودند
Iran, Islamic Republic of
اگر به همه شواهد و قرائن دقت کنید و جانبدارانه هم قضاوت نکنید طرف مقابل هم از ابتدای مناظره ها از رای نیاوردن احساس خطر کرده بود و در حقیقت سر اصلی فتنه بود که با شروع مناظره ها و محکوم کردن افراد تخم نفاق رو بین همه کاشت و به حرف رهبر هم گوش نکرد و جریان فتنه آغاز شد
Romania
یعنی این که شما اینقدر بادقت همه چیز را دنبال کردید جالبه تازه یک جانبه هم نبوده.انتخاب رنگ که از ملزورمات انقلاب رنگی است قبل مناظره ها بود یا بعدش.تایین کمیته سیانت از ارا.این که ممکن است تقلب شود.اینها بعد مناظره ها بود یا قبلش.احمدی نژاد خدمتی که به انقلاب کرد دراین مناظره ها هیچ کس نکرد اگر دست اینها را رو نکرده بود انقلاب از دست رفته بود.احمدی نژاد مردم را بیدار کرد که با چه کسانی سر کار دارید.
Iran, Islamic Republic of
بذر شکاف و اختلافی که احمدی نژاد در این کشور کاشت،از روی شهوت قدرت بود یا دانسته یا نادانسته مجری سیاست های بیگانگان در این کشور بود؟؟؟!!!
جلال
Iran, Islamic Republic of
پس معلوم میشود شماها با خط هاشمی و خاتمی مشکلی ندارید مشکل شما فقط با احمدی نژاد است
Iran, Islamic Republic of
...
Canada
فراموش نکنیم که آقای میر حسین موسوی در تمامی انتخابات دوران هشت ساله نخست وزیریش اولین متهم تقلب در انتخابات بود. لذا اگر ادعای تقلب در انتخابات سال 88 بایستی بدون ارائه سند پذیرفته شود چرا در مورد تقلب خود موسوی قبول نشود؟ چون او یک دیکتاتور است.
Iran, Islamic Republic of
....
Iran, Islamic Republic of
جهان؛ متاسفم که برخی پاسخ هایم را به طرفداران احمدی نژاد منتشر نمی کنید،البته از انتشار برخی نظراتم متشکرم!
Iran, Islamic Republic of
...
Canada
و ایضا احمدی نژاد روزگار خانواده هاشمی را سیاه کرد.!!!
Iran, Islamic Republic of
فتنه 88 با نامه بی سلام والسلام هاشمی رفسنجانی به رهبر معظم انقلاب کلید زده شد احمدی نژاد که برنده انتخابات بود و نیازی به فتنه نداشت .
Iran, Islamic Republic of
نامه هاشمی زمانی نوشته شد که احمدی نژاد در مناظره با موسوی علیه خانواده هاشمی سخن گفت و سیمای ضرغامی به هاشمی اجازه پاسخ نداد...
Iran, Islamic Republic of
مگه دروع گفت؟
Iran, Islamic Republic of
احمدی نژاد اگه پیروز انتخابات بود چرا نزدیکان مشایی گفتن رای احمدی نژاد ۱۶میلیون بوده؟
Iran, Islamic Republic of
عجب استدلال جالبی!
Iran, Islamic Republic of
وقتی آش اونقدر شور شده که نزدیکان احمدی نژاد و مشایی رای ۲۴ میلیونی احمدی نژاد رو زیر سوال می برن و میگن ۱۶ میلیون بوده، باید به مردم حق بدین که رای ۲۴ میلیونی رو باور نکنن!
مصطفی
Iran, Islamic Republic of
این نظر شاذ رو به استناد چه منبعی می‌فرمائید؟ !!!!!!

...
Iran, Islamic Republic of
....
Iran, Islamic Republic of
منظور از نزدیکان، همین جناب محمدرضا خاتمی هستند؟!
Iran, Islamic Republic of
اونها هیچوقت نزدیکان احمدی نژاد نبودند این در سالهای اخیر ثابت شد ضمنا گفتن این موضوع موثق نبوده و هیچوقت تایید نشده .
Iran, Islamic Republic of
...
Iran, Islamic Republic of
ما مردم ایران از یک طرف از فساد اقتصادی و رانت خواری و عدم شفافیت مسئولین ناله میکنیم که خواسته بر حقی است چون حقوق ما ضایع می شود و عده ای ثروت 7 هزار میلیارد اندوختند .
از طرف دیگ اگر شفافیتی انجام می گیرد و کسی که که کار خلافش افشا می شود جز حزب و گروه ما باشد به حای طرد کردن وی برای او جانثاری می کنیم .
احمدی نژاد اگر مسائلی رابیان کرد افرادی که اسمی از آنها برده شد اگر پاک بودن از راه قانون اعاده حیثیت می کردند . نه اینکه به خاطر دستمالی قیطریه ای را به آتش بکشند
Iran, Islamic Republic of
کلهم اجمعین دوتا سئوال کرد : بچه های آقای هاشمی چکار دارند می کنند تو مملکت؟ پسر آقای ناطق چطوری میلیاردر شد؟؟
همین
Iran, Islamic Republic of
احمدی نژاد کسی است که هم دست بوس هاشمی بوده و هم ناطق!
...
Iran, Islamic Republic of

...
م. ناظر
Iran, Islamic Republic of
...
Iran, Islamic Republic of
هاشمی و ناطق از صداوسیما خواستند پاسخ سوالات احمدی نژاد را بدهند،اما اجازه داده نشد و در عوض حدود ۲۰ دقیقه به احمدی نژاد اجازه داده شد که منکلم وحده باشد و بیشتر سخن بگوید!؟
Romania
دادگاه ها دراروپا دارند یکی یکی پاسخ را می دهند .احمدی نژاد یک سئوال پرسید فرزندان هاشمی و ناطق دراین کشور دارند چکار انجام می دهند یک قلمش گرفتن رشوه سی میلیون دلاری از دو شرکت نفتی است که رشوه دهنده زندانی شد اما رشوه گیرنده اینجا دارد زندگی لاکچری می کند
Iran, Islamic Republic of
مهدی هاشمی چند سالی هست در زندان است و به اعتراف عبدالرضا داوری از نزدیکان احمدی نژاد از امتیاز خاصی در زندان برخوردار نیست و دادگاه او هم به رغم درخواست و اعتراض او وخانواده اش علنی برگزار نشد و او و خانواده اش تمکین کردند،اما بقایی و احمدی نژاد که ۱۶ میلیارد تومان به حساب شخصی خود ریخته اند و به اختلاس چند میلیون یورو متهم شده اند، زنبیل به دست گرفتند و بست نشینی کردند و فیلم تهیه کردند و نمایش اجرا کردند و هرچه خواستند نثار قوه قضاییه و... کردند...
بقایی مجری اختلاس در زندان و شریک و آمر اختلاس آزاد!؟
Iran, Islamic Republic of
چند سال.؟...
Iran, Islamic Republic of
...
مهران
Iran, Islamic Republic of
احمدی نژاد 16 میلیارد تومان را پس داد اما مهدی هاشمی هنوز رشوه 15 میلیون دلاری دریافتی از استات اویل را پس نداده است!!! .
سوال
Iran, Islamic Republic of
چرا مهدی هاشمی رشوه 30 میلیون دلاری دریافتی از توتال را پس نمی دهد ؟!
Iran, Islamic Republic of
....
مسعود
Iran, Islamic Republic of
هاشمی و ناطق نوری اینهمه سایت و رسانه در اختیار دارند اگر جواب داشتن جواب سوالات را در سایت های خودشون می دادند.
Iran, Islamic Republic of
احمدی نژاد در بزرگترین رسانه کشور با چند ده میلیون بیننده در شهر و روستا در ایام انتخابات برای رای آوردن علیه کسانی که در مناظره حضور نداشتند بدون ارائه سند و مدرک و طرح در دادگاه و قوه قضائیه اتهام زنی کند و هاشمی و ناطق در روزنامه یا اینترنت که مثل امروز فراگیر نبود،پاسخ دهند؟؟؟
عجب سخن نغز و پرمعزی!!!
Iran, Islamic Republic of
دوتا سئوال- نه دوتا اتهام-
جناب میرحسین! شما که یهویی این قدر نگران وضع کشور و انقلاب شدی(!)
از خودت نپرسیدی که:
بچه های آقای هاشمی چکار دارند می کنند توی مملکت؟
پسر آقای ناطق چطوری میلیاردر شد؟
Iran, Islamic Republic of
حتما به زعم جنابعالی گرفتن 300000000 تومان رشوه در سال 75 که چقدر پول هنگفتی بود توسط شیخ دیوانه فتنه گر از شهرام جزایری برای اینکه ایشان ازرانت اقتصادی استفاده نماید بدون سند و مدرک بود.
در برابر سوال احمدی نژاد که چرا این مقدار پول گرفتی چه جوابی داشت بدهد
Iran, Islamic Republic of
....
Iran, Islamic Republic of
....
Romania
نمی دانم چرا ان دوتا سئوال اینقدر اینها را اتش زد.خوب بیایید جواب بدهید.یک قلمش را درکشورهای اروپایی جواب دادند گرفتن سی میلیون دلار رشوه از دو شرکت نفتی.راستی اینها دارند چکار می کنند.قوه قضایی چکار می کند
Iran, Islamic Republic of
فساد از سوی هرکسی که باشد باید محکوم شود.چه احمدی نژادی،چه غیر احمدی نژادی!...
Romania
اقا این پرچم را نمی دانم چرا جهان نیوز گذاشته کنار پست بنده.بخدا بنده ایرانیم .و پایبند نظام جمهوری اسلامی ایران و معتقد به ولایت فقیه.ودین اسلام.
م. ناظر
Iran, Islamic Republic of
جناب۱۷:۵۳
شیوه جهان نیوز همین است. هر کس بو یا رد یا میلی به احمدی‌نژاد داشته باشد با پرچم بیگانه نشانش میکنند یا به قول غربتیهای بیسواد tag میشود. من از مرکز تهران و بدون فیلترشکن مینگارم اما به لطف! جهان‌نیوز تقریبا همیشه پرچم بیگانه نامم را آلوده.
Iran, Islamic Republic of
....
Iran, Islamic Republic of
بعدها جواب این سوالها معلوم شد البته !!!!!!
Iran, Islamic Republic of
...
Iran, Islamic Republic of
...
Iran, Islamic Republic of
احمدي هيچ وقت طرف غارتگران نرفت
روایتهای یک طرفه هیچ وقت راه گشا نبوده
Germany
روایتهای یک طرفه هیچ وقت راه گشا نبوده آزموده را آزمودن خطاست
Germany
پیروزیهای پشت هم تدبیر و امید نشان دهنده نظر مردمه
خخخ
Iran, Islamic Republic of
تبخیر امید که با این اوضاع اقتصادی نفس مردم رو گرفته !
Iran, Islamic Republic of
اگر جدی گفتی که دمت گرم اسباب خنده شدی اخوی و اگر شوخی کردی که حتما کردی از علامت !!!!!!!!!!! استفاده کن که شکم درد نگیریم جون داداش
Iran, Islamic Republic of
در غیاب اتحمدی نژاد پیروز شدند. اگر احمدی نژاد بون اون موقع فرمایش شما درست بود.
Iran, Islamic Republic of
لیست دولت بهار احمدی نژاد در انتخابات شورای شهر تهران در سال ۹۲ از آخر اول شد،بطوریکه دیگر احمدی نژاد از ترس شکست و شکل گیری افتضاح دیگر برای انتخابات مجلس ۹۴ و شورای ۹۶ جرات نداشت لیست بدهد!
آرا باطله مشایی و احمدی نژاد در سال ۹۲ و ۹۶ چقدر بود؟
مردم از شر احمدی نژاد به روحانی رای دادند!
Iran, Islamic Republic of
مردم از شر اصولگراها به روحانی رای دادند نه احمدی نژاد.اگر احمدی نژاد رای نداشت چرا شورای نگهبان اجازه نداد درانتخابات نامزد شود...
Iran, Islamic Republic of
پس هر کسی که رد صلاحیت می شود می تواند ادعا کند که رای دارد؟!
کسی که رای دارد از ارائه لیست نمی ترسد!
Iran, Islamic Republic of
حیف و میل و غارتی که در دوره احمدی نژاد صورت گرفت در هیچ دوره ای قبل از احمدی نژاد صورت نگرفته بود
Iran, Islamic Republic of
....
Iran, Islamic Republic of
رکورد اختلاس با رقم 12000 میلیارد تومان در صندوق فرهنگیان در سال 94 شکسته شد.
مصطفی
Iran, Islamic Republic of
...
محمد
Iran, Islamic Republic of
شما راست میگی این غارتگران بودن که اومدن سمت احمدی نژاد نمونش بابک خان زنجانی
Iran, Islamic Republic of
"...ابتدا آقای علم‌الهدی شروع به سخن می‌کند و فارغ از طرح موضوع جلسه می‌گوید: آقای جلیلی! چرا آقای احمدی‌نژاد برای آقای مشایی حکم معاون اولی را زد؟..."
یه سئوال : کسی پرسید که چرا آقای روحانی برای آقای جهانگیری حکم معاون اولی را زد؟؟؟
Iran, Islamic Republic of
متاسفانه و متاسفانه مردم ما انقدر سیاست زده شده اند که در حد یک رئیس جمهور از یک جناح حمایت می کنند و بعد از گذشت 6 سال از دولت دهم و مشخص شدن انواع و اقسام کارشکنی ها اختلاس ها و بی تدبیری ها هنوز با لجبازی از یک جناح طرفداری می کنند. و برای نفی اشتباهات گذشته اشتباهات دولت فعلی رو مثال می زنند.
حداقل به فکر خودتون باشید و حقایق رو بپذیرید
Iran, Islamic Republic of
واقعا
دنبال حقیقت هستید؟
خوبه تو همین متن هم داره می گه که کله گنده های جناح اصولگرا با شمابودند!!
Iran, Islamic Republic of
اصول گرا نما ها با شما هستند
Iran, Islamic Republic of
اون تعدادي كه بنام اصول گرا خود را در صفوف احمدي جا زدند جيره خوار اصلاح طلبان بودند و هستند
Iran, Islamic Republic of
احمدی نژاد اصول گرا نبود و از زیر بوته به عمل اومده بود!؟
Iran, Islamic Republic of
از بطن جامعه امده بود .یعنی اگر کسی دراین کشور اصولگرا و اصلاح طلب نیاشد از زیر بوته بعمل امده.؟
مصطفی
Iran, Islamic Republic of
به زعم شما هرکس مستقل باشه و وام دار چپ و راست نباشه،
از زیر بوته به عمل آمده؟!!!!!!!
Iran, Islamic Republic of
اگر ناطق نوری نبود،احمدی نژاد فرماندار ماکو نبود و اگر ناطق و بشارتی نبودند،احمدی نژاد استاندار اردبیل نبود و اگر ناطق و باهنر نبودند،احمدی نژاد شهردار تهران نبود و اگر برخی در شورای نگهبان نبودند،احمدی نژاد رجل سیاسی نبود و اگر بسیج و سپاه و هیات های مذهبی و ... نبودند،احمدی نژاد رییس دولت نبود...
Iran, Islamic Republic of
اختلاس ها و بی تدبیری های دولت های اصلاح طلب مردم را کلافه کرده است .
Iran, Islamic Republic of
احمدی نژادرو ول کنید بگید تورم چقدره؟ دلار و سکه چند شده ؟ اخر کینه تا کجا . مردم امثال شما ها حزب الهی نماها رو خوب شناختن .هرکار ی کنید نمی توانید محبت احمدی نژاد رو از دل ملت خارج کنید.میدونم یا منتشر نمیکنید یا کم و زیاد میکنید.
Iran, Islamic Republic of
دلار و سکه در دوره احمدی نژاد به ترتیب بیش از ۳ و ۱۰ برابر شد
Iran, Islamic Republic of
اقای ۱۵:۱۴سکه ودلار در دوبت روحانی چند برابر شده؟؟؟؟؟
Iran, Islamic Republic of
دلار به نرخ امروز در دوره روحانی بیش از ۳ برابر شده و سکه نزدیک به ۴ برابر شده که از دوره احمدی نژاد بهتر است تا به امروز
Iran, Islamic Republic of
از انهایی که به سفارت انگلستان حمله کردند بپرسید.چرا بانک مرکزی تحریم شد.با تحریم های امریکاه دلار شد 1800 تومان اما با حمله به سفارت انگلستان و تحریم بانک مرکزی که تا ان موقع تقریبا برای هیچ کشوری اتفاق نیفتاده بود دلار شد 4000 تومان.علت و چگونگی این حمله را معاون حفاظت اطلاعات سپاه درانموقع چند بار بیان کرده که بنده بنویسم سانسور می شود.اما همین اقای نجف نژاد خبر نگار بخاطر همان خوش خدمتیها دارد درامریکا خبرنگاری می کند.بروید و گزارش معاون حفاظت اطلاعات سپاه دران موقع را مطالعه کنید
سرور
Iran, Islamic Republic of
شما اگر کامنتی تکراری باشد آن را -به درستی - با تذکر حذف می کنید.هدفتان از بازنشر موضوعات غیر مستند یک کتاب چیست؟
در کنار فتنه که راس فتنه آن را برای دولت احمدی نژاد تدارک دیده بود هجمه های بی دلیل و انحراف سنجی امثال شما که به زعم بنده شما هم از همان حضرت والا بازی خوردید باعث شکست سخت آقای جلیلی و شکست مجدد آقایان رییسی و قالیباف و روی کار آمدن و ادامه دولتی شد که به زعم اکثریت-حتی طرفداران دولت روحانی- ضعیف ترین دولت به لحاظ سیاسی، فرهنگی، دیپلماتیک و اقتصادی بعد از انقلاب بوده است.
کمی به کارهای خود فکر کنید. با این رویه و تفرقه افکنی بین نیروهای انقلاب شکست مجدد در انتخابات بعدی هم جدی است.
لازم نیست زیاد به لاریجانی دل خوش کنید چون وی نیز مسیر آقای روحانی را ادامه خواهد داد. آیا برداشت شما از جذب حداکثری که رهبر معظم انقلاب فرمودند این طور کارهاست؟ اگر نیست ادامه ندهید و اگر هست ادامه بدهید تا شوربختانه شاهد شکستی دوباره از التقاطیون و اصلاحیون باشیم.
Romania
اینها همه از یک ابشخور اب می خورند.اصلاح طلب و اصولگر ا ندارد.دشمنان احمدی نژاد اصولگراها.اصلاح طلبها.اعتدالیون.ورسانه ها ی خارجی.چرا؟چ.ن تنها رییس جمهوری بود که از جنس مردم بود.البته اشتباه هم داشته مثل بقیه ادمها.ولی نقطه ضعف و قدرتش را که در ترازو بگزاریم نقاط قوتش خیلی بیشتراست.از برحق بودن احمدی نژاد همین بس که رسانه های چپ و راست علیه اش مطلب می نویسند.این یک برنامه از پیش تایین شده است که به احمدی نژاد حمله می کننددیگر اینقدر وقیح شده اند که فتنه را هم می اندازند گردن احمدی نژاد.خدارا شکر رهبری هست وگر نه تا حالا اعدامش کرده بودند.درباره سانسور کنید .نام شما و مشرق را باید گذاشت رسانه های ازاد .درست ازادی شما هم مثل ازاد بودن انتخابات درایران است
Iran, Islamic Republic of
جهان نیوز دست از رفتار منافقانه بردارید چرا این پرچم را درکنار پست های بنده می گزارید.بابا بنده ایرانیم وساکن ایران وپایبند به نظام جمهوری اسلامی ایران و ولایت فقیه .برای این که به نوشته شما انتقاد دارم واین پرچم را می گزارید که نمی دانم پرچم کدام قبرستانی است
سرور
Iran, Islamic Republic of
احیانا پرچم بلژیک است.
لطفا بدون فیلترشکن بیا یا آن را از سیستم یا موبایل پاک کن.
Iran, Islamic Republic of
کلا بر روی سیستمم فیلتر شکن ندارم.
Iran, Islamic Republic of
دمت گرم دکتر
Romania
یک سئوال را جواب بدهید اگر حرفهای شریعتمداری را قبول کنیم که این یک انقلاب رنگی بود.خوب انتخاب رنگ.تشکیل کمیته سیانت از ارا.مطرح کردن احتمال تقلب اینها که همه اش قبل مناظره ها مطرح شده بود.احمدی نژاد درقلب مردم جا دارد.شما رسانه ها متوجه نشدید چه خدمتی به احمدی نژاد کردید از انجا که مردم به رسانه های ایرانی اعتماد ندارند وخاجی ها را هم دشمن می دانندالبته قشر پایین جامعه که به خارجی ها اصلا اعتماد ندارند و شاید سی درصد به رسانه های ایرانی اعتماد داشته باشند برای همین شما دو طرف وقتی بدی احمدی نژاد را می گویید بیشتر بین مردم محبوبیت بدست اورده حتی قشر متوسط هم که بعد 88 کمی از احمدی نژاد فاصله گرفتند دوباره به طرف احمدی نژاد گرایش پیدا کرده اند می گویید نه اجازه بدهید نامزد انتخابات شود تا ببینید....
امیر
Iran, Islamic Republic of
دقیقا این همان واقعیتی ست که در امریکا باعث شد ترامپ رییس جمهور شه؛ یعنی CNN بدون اینکه خودش متوجه شه با بدگویی از ترامپ باعث شد سر زبون ها بیفته!!! ایشالا 1400 هم همین کارها یکی از دلایلی باشه که دوباره دکتر رییس جمهور شه
تحلیلت خیلی نزدیک به واقعیته
Iran, Islamic Republic of
اقا بنده ایرانیک چرا این پرچم درکنار پست های بنده است.
Denmark
احمدي نژاد دردور اول خوب آمد و خوب عمل كرد و در قلب ملت ماند اما در دور دوم بواسطه سياست زدكي و عملكرد بد ، بد هم رفت !
رسول مشهدي
Iran, Islamic Republic of
واقعيت اين است كه رهبري علاوه بر اينكه از آقاي احمدي نژاد حمايت كرد از اعتبار خود نيز به نفع وي بشدت خرج كرد به حدي كه در مقايسه احمدي نژاد و يار ديرين خودش نظرات وي را به خود نزديكتر دانست.
Iran, Islamic Republic of
رهبر معظم انقلاب در سال 76 و انتخابات مجلس ششم سال 78 هم جلوی ابطال انتخابات را گرفت و از آراء مردم حمایت کرد .
Iran, Islamic Republic of
بله . واقعیت همین است.
ثم ماذا؟؟
Iran, Islamic Republic of
هیچ رییس جمهوری هم مثل احمدی نژاد برای این کشور کار نکرد و بعد از پایان رییس جمهوری هم دنبال امتیاز گیری نبود
Iran, Islamic Republic of
هیچ رییس دولتی مثل احمدی نژاد خرابکاری نکرد؛تازه احمدی نژاد طلبکار هم شده!؟!؟
Iran, Islamic Republic of
برای رانت خواران و امتیاز بگیران تازه به دوران رسیده ها خوب نبود و کاخهای انهایی را که در دوران قبل از او به نوایی رسیده بودند را داشت خراب می کرد اما برای قشر محروم جامعه که زیر چرخهای اقتصاد لیبرالی له شده بودند دوران خوبی بود
Iran, Islamic Republic of
احمدی نژاد خود مجری سیاست های سرمایه داری جهانی بود و با درآمدهای بی نظیر درآمدهای نفتی نه تنها نتوانست جهشی در اقتصاد و افزایش درآمد سرانه ایجاد کند که باعث سقوط آزاد اقتصاد و رفتن بخشی از طبقه متوسط به زیر خط فقر شد...
Romania
مردحسابی اسفند دود کن چشم نخوری.....
Iran, Islamic Republic of
با اجرای طرح هدفمندی یارانه ها برای اولین بار بعد از انقلاب ضریب جینی کاهش یافت و طبقات محروم و متوسط جامعه تقویت شدند.
Iran, Islamic Republic of
برای تصحیح اطلاعات شما عرض کنم که کاهش ضریب چینی پس از پرداخت یارانه ها یک سال بطول نیانجامید و با تاثیر اثرات سیاست مخرب پرداخت یارانه به همه،کشور در چاهی افتاد که تا کنون بیرون آمدن از آن ممکن نشده است...
در دولت موقت هم درآمدهای سرانه نسبت به قبل از انقلاب افزایش یافت و هم ضریب چینی کاهش داشت...
Iran, Islamic Republic of
آیا توسعه صنایع هسته ای و فضایی و موشکی و پتروشیمی و نانو و بیوتکنولوژی و ساخت پل و اتوبان و مسکن مهر و غیره خرابکاری بود یا آبادانی بود ؟!
Iran, Islamic Republic of
در تاریخ ایران هیچ کاری صورت نگرفته بود و تنها در دوره احمدی نژاد پیشرفت صورت گرفت!!!!
عبدالله
Iran, Islamic Republic of
عجبا ! سانسورچى چطور اجازه انتشار داده ؟! كلمه به كلمه اين كامنت عين حقيقته. ...
Iran, Islamic Republic of
احمدی نژاد کاملا در ولایت ذوب بود ، مقام معظم رهبری ، در حرم امام نا رضایتی خود را از نام بردن از اسم افراد در مناظره اعلام وفرمودند قبلا هم به شما گفته ام این کار نکن ، ولی احمدی نژاد ولایتی ، همان شب دوباره در برنامه تلویزیونی ، همان حرفها را با شدت بیشتری مطرح کرد وتخم نفاق وفتنه را در کشور پاشید وحاصل آن شد یکدندگی طرف مقابل وحوادث 88
Iran, Islamic Republic of
...
Iran, Islamic Republic of
فتنه 88 ریشه در سال 84 و شکست کاندیدای رقیب داشت .
Iran, Islamic Republic of
...
حقیقت طلب
Iran, Islamic Republic of
...
امیر
Iran, Islamic Republic of
اگر منظور جهان نیوز و مجموعه نگارندگان آن از نوشتن این مطلب و تحلیل آن ،این است که هرگز نگیم و نشنویم و در برابر 1000 کثافت کاری هایی که تو این مملکت توسط اقازاده ها و اصحاب قدرت و ثروت و بالا نشینان انجام شده و میشه سکوت کنیم و به قول خودمون ماست مالی کنیم و خودمون رو به بیراهه بزنیم و بگیم به به! همه چی عالیه و من چقدر خوشبختم!!! و عین کبک سرمون رو تو برف کنیم حرفی نیست
اما همین نگفتن ها که مثل یه دُمل چرکی زیرِ پوست میمونه ببینید اخرش سر از کجا بزنه بیرون!!!!!!!! وای از ان روزی که صبر ملت به پایان برسه!!!صلاح و مشورت خویش خسروان دانند
ما احمدی نژادی ها خیلی وقته که زاکانی(مدیر مسوول جهان نیوز) رو گذاشتیم کنار، دیگه امیدی بهش نیست
والا این اداها نشان ولایتی بودن نیست!!! بلا نیست!!! خود اقا صدبار گفته حرف های من هم نقد کنید و نظر بدید نه اینکه مثل لال و کرها هر چی میگم هی کله رو به نشانه تایید تکون بدید
Iran, Islamic Republic of
....
عبدالله
Iran, Islamic Republic of
بجاى اين همه عبارت پردازى ها و روده درازى ها بهتر نيست فيلم كامل اون جلسه كذا ! را پخش كنيد ؟!!
محمد
Iran, Islamic Republic of
رهبری از احمدی نژاد دفاع کردند
Iran, Islamic Republic of
درود بر احمدی نژاد
Iran, Islamic Republic of
رهبری بعد از مناظره از احمدی نژاد دفاع کردند
یک بسیجی
France
درود خدا بر دکتر احمدی نژاد و یاران پاکش
Iran, Islamic Republic of
درود به روح هاشمی/
United States
....
شریف
خواهش می کنم به نوشتار تان توجه کنید چون بیشترین حرفهادر رابطه با دکتر احمدی نژاد صدق نمی کند درچهل سال انقلاب تنها رئیس جمهور پاک دست آمده است دکتر احمدی نژاد بوده درضمن ایشان برای مردم کار کرده است خدمات ایشان ستودنی است . خیانت به مردم ونظام نکرده است