سه شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۷ - 21 Aug 2018
 
۰

جلیلی: نباید از فکرهای خطیر و جسورانه ترسید

سه شنبه ۲۶ تير ۱۳۹۷ ساعت ۰۹:۵۶
وحید جلیلی در پاسداست «سیدابوطالب مظفری» شاعر افغانستانی گفت: به هر حال باید فکری به حال دو ملت ایران و افغانستان با این همه اشتراکات کرد. نباید از فکرهای خطیر و جسورانه ترسید؛ حتی یکی شدن کشورهایمان.
به گزارش جهان نيوز،‌ چهل و چهارمین شب شاعر ویژه «پاسداست سیدابوطالب مظفری» شاعر افغانستانی در سازمان هنری رسانه‌ای اوج برگزار شد.

* سرور مولایی: مهاجرت‌های فرهنگی و زبانی، سخت‌ترین نوع مهاجرت هستند
بر اساس این گزارش، در ابتدای این مراسم محمد سرور مولایی شاعر افغانستانی با بیان اینکه اگر تمام اشعار مظفری را بخوانید او را به همانند من ستایش خواهید کرد،اظهار داشت: به عنوان یک برادر بزرگتر و یا پدر به خودم می‌بالم که چنین شاعری را به جامعه ادبی مهاجرت تقدیم کرده‌ایم.

وی با بیان اینکه مظفری امروز به جایی رسیده که از او تجلیل می‌شود تصریح کرد: شما امروز این کار را به اختیار انجام نمی‌دهید بلکه علتش ثمره تلاش‌ها و زحماتی است که شاعران مهاجر افغان کشیده‌اند.

مولایی در ادامه سخنانش به سختی‌های متحمل شده هم اشاره کرد و ابراز داشت: ما سختی زیادی به خود دادیم که شما در ایران ما را بپذیرید. مهاجرت در دنیا پدیده‌ای تاریخی و بسیار طولانی است و مهاجرت‌های فرهنگی و زبانی، سخت‌ترین نوع مهاجرت هستند. ابوطالب و دوستانش قدم به قدم سنگرهای کشور میزبان را فتح کردند. بیشتر دشواری های مهاجران جهان مربوط به مسئله زبان است اما ما در اینجا در ایران مشکل زبان نداشتیم ولی در مقولات دیگر مشکلاتی داشتیم که باعث می شدند ارتباط فرهنگی به سخت برقرار شود.

تین شاعر اضافه کرد: مظفری نزدیک به 40 سال است که در ایران است. من وقتی بعضی از یادداشت هایش را می‌خوانم می‌بینم کلامش خوب است، اما دلم می‌سوزد که چرا آنها بسط و گسترش نداد است.

* خواص ایران به یکی شدن دو ملت اعتقاد دارند
مولایی در بخش دیگری از سخنانش لب به گلایه گشود و تصریح کرد: یکی از موضوعات برای ما که به ایران آمدیم شعارهایی است که درباره یکی شدن دو ملت داده می‌شود اما در عمل فقط ظاهرا خواص جامعه ایران به این شعارها اعتقاد دارد.

وی در این باره توضیح داد: در بین خواص هم تازه عده اندکی هستند که به این شعارها عمل می‌کنند. نمی‌گویم تاریخ و جغرافیای مدارس ایران چطور نوشته شده و چه زیان‌هایی داشته اما چه اشکالی دارد که ما هم با شما بر سر این خوان فرهنگی بنشینیم مگر چیزی از شما کم می‌شود. مظفری سختی مهاجرت را طی این همه سال تحمل کرده و شعرش در برگیرنده این مفهوم است. حالا چه اشکالی دارد که برای تسکین درد مهاجرتمان با شما ایرانی ها سر این سفره بنشینیم.

* رئوف: خانه و وطن افغانستانی‌ها امروز کجاست؟
در ادامه مراسم حجت الاسلام والمسلمین سیدغلامحسین رئوف به محل تولد و تربیت افراد اشاره کرد و گفت: زادگاه، محل تربیت، خانواده و اطرافیان در تربیت انسانها خیلی نقش دارند. ابوطالب مظفری در ارزگان متولد شد که قلب خون چکان قرجستان است و قرجستان قلب مجروح خراسان است. ارزگان سرزمین حماسه ها و شهادت ها و اسارت ها بوده است. شاهدش هم چهل دخترانش است. خاندان استاد مظفری در چنین سرزمینی از ریشه‌ای اصیل و نامدار در قلب خراسان هستند.

وی با این جملات که عرفان و زهد دو گونه دارد افزود: یکی انزوا و تنهایی در غار یا صومعه نشینی و دیگری عرفان حماسی است که آیت الله جوادی آملی درباره‌اش صحبت‌هایی کرده است. به نظر من خاکی بودن استاد مظفری به خاطر این نوع عرفان است که آن را از شاعران کشورش چون مولانا و سنایی وام گرفته است.

رئوف با مخاطب قراردادن ایرانیان عنوان کرد: من از ایرانی‌ها یک سئوال دارم. عزیزان جواب بدهید که خراسان بزرگ کجاست؟ بلازری گفته که بلخ وسط خراسان است. به خاطر همین افغانستان امروز را خراسان وسطی می گویند. سئوال من این است که خانه و وطن افغانستانی‌ها امروز کجاست؟ این یک درد است که یک افغانستانی یا پاکستانی خود را خراسانی می‌داند. ما خاستگاه خود را خراسان و خراسان را ایرانی می‌دانیم. خاستگاه زبان فارس، خراسان و بلخ بوده است.

* نوری: «مظفری» شاعری تمام است
در ادامه این مراسم حسن نوری سینماگر و منتقد گفت: اگر به ابوطالب مظفری از حیث شاعر نگاه کنیم به نظرم او در کار خودش تمام است.

وی افزود: ما با چه جامعه ادبی روبرو هستیم، اوضاع ادبیات مهاجرین اصلا خوب نیست. نه تنها در حال حاضر نسل فعلی مهاجرت، ادبیات ندارد بلکه جریانی هم نداریم که بخواهد تولیدی هم در این زمینه داشته باشد. مسئله این است که طرح جامعی برای جامعه مهاجر برای ایران وجود داشته است. یعنی افغانی هیچ وقت مسئله نبوده است. نمی دانم جامعه مهاجر با چه ساز وکاری به کارش ادامه می دهد که تا حالا دچار فروپاشی نشده است.

وی گفت: تا حالا سه دهه از حضور مهاجران در ایران گذشته است. آقای مظفری متعلق به نسل پیشین مهاجران افغان است اما نسل من که خودم پیرترینشان هستم نه علقه ای به ایران دارد نه به افغانستان. در چنین جلساتی بهتر است به جای تعریف و تمجید، این سئوالات را مطرح کنیم که نسبت نسل من با شرایط امروز چیست؟

* سیار: حذف شهدای افغان از جنگ یا حذف شعر افغان از شعر و هنر انقلاب، معنا را از آن می گیرد
سخنران بعدی این مراسم محمدمهدی سیّار بود که گفت: حضور فرهنگی افغانستانی ها در ادبیات فارسی به عنوان پاره جدا نشدنی این پیکره و جریان ماندگار و جریان ساز ادبیات انقلاب اسلامی برای شخص من محکی است برای سنجش میزان پایمردی بر اصل انقلاب اسلامی. از وقتی هویت خودمان و انقلاب را شناختم برای من یک ملاک که چقدر در این هویت مانده‌ام این است که چقدر هوای افغانستان را داریم. همین که از کودکی می‌فهمیدم بخشی از رزمندگان ما در جبهه افغانی هستند و این جنگ فقط جنگ خاک نیست نشان می‌داد که حذف شهدای افغان از جنگ یا حذف شعر افغان از شعر و هنر انقلاب، معنا را از آن می گیرد و دیگرگونش می کند.

سیار ادامه داد: این انقلاب نگاهی جهان وطنی و فارغ از مرزها داشته و حضور یک شاعر افغانستانی در این حرکت بزرگ برای منِ ایرانی بسیار معنادار است. همیشه گفته‌ام که خود را مدیون و شاعر بزرگان ادبیات افغانستان می‌دانم.

این شاعر در پایان سخنانش گفت: شعر آقای مظفری به عنوان شعر تراز این جریان شناخته می‌شود و با حماسه پرجوش و خروشش همواره الهام بخش ادبیات انقلاب بوده است.

* جلیلی: نباید از فکرهای خطیر و جسورانه ترسید 
وحید جلیلی هم در این مراسم با بیان اینکه باعث شرمساری است که دیگرانی که دسترسی‌های بیشتری دارند به بهانه جویی مشغول بشوند و تولید فکر و اثر دست بردارند و دوستان مهاجر افغان با امکانات کم مشغول باشند گفت: به نظرم نخبگان ایران و افغانستان باید جدی تر به هم نزدیک شوند و نمی توان به صرف جلسات و کلمات محبت آمیز بسنده کرد.

به گفته جلیلی، در روزگاری که یک صدم این امکانات در اختیار اقبال لاهوری یا سیدجمال الدین اسدآبادی بود آنها پرچم را برافراشته کردند و قطعا وضع ما بهتر از آنهاست تا با صد زبان و بیان این حرف را بیان کنیم که «از حجاز و چین و ایرانیم ما/ شبنم یک صبح خندانیم ما».

وی با این پرسش که پس چه کسی باید این خاکریز بینمان را بردارد، تصریح کرد: مقام معظم رهبری هم در جلسه شعرخوانی شاعران به محمدکاظم کاظمی شاعر افغان فرمودند چون این حرفهایی را باید دامن بزنید که از زمزمه به فریاد تبدیل شده و علاجی برای این درد بشوند.

وی در پایان سخنان خود گفت: به هر حال باید  فکری به حال این دو ملت با این همه اشتراکات کرد. نباید از فکرهای خطیر و جسورانه ترسید؛ حتی یکی شدن کشورهایمان.

* اسماعیل امینی: متاسفانه شعر خیلی از شاعران جوان ما امروز سست زبان و بیان روزنامه نگاری دارد
اسماعیل امینی شاعر و منتقد دیگر سخنران این مراسم بود که ابراز داشت: عشق آدم در شرایط بحرانی است که معلوم می‌شود. الان که در این شرایط بحرانی بسر می بریم و هنوز تحریم ها شروع نشده دیدید که اهالی سیاست رفتند پول و دلار ذخیره کردند، اما در طول تاریخ در شرایط سخت بحرانی بزرگان این سرزمین یعنی قلمرو بزرگ فرهنگ و زبان فارسی بیش از هر چیزی زبان فارسی را پاس داشته و در حفظش تلاش کردند؛ مثل فردوسی یا ابوالفضل بیقهی. الان هم بنیان ادبیات فارسی روی آثار آنهاست.

وی با تمجید از افغان‌ها که با هوشمندی در شرایط سیاه حکومت طالبان، زبان فارسی را پاس داشتند گفت: بنیان ادبیات و شعر مهاجرت در ایران از همان جلساتی که این دوستان برگزار می کردند و هیچ کسی هم جدی شان نمی گرفت، پا گرفت.

این شاعر با تاکید بر اینکه شاعران افغانستانی مشکلی که امروز شاعران جوان ما دارند، ندارند، گفت: این مشکل فقر اندیشه است. متاسفانه شعر خیلی از شاعران جوان ما امروز سست زبان و بیان روزنامه نگاری دارد. در این میان تلاش حرفهای آقای مظفری در چنین فضایی برای پاسداری از شعر فارسی ستودنی است.

* مظفری: ما در افغانستان در گوشه انزوای خودمان بودیم و اگر انقلاب اسلامی ایران نبود آن شور و حال در وجودشان نمی‌افتاد
سیدابوطالب مظفری هم در این مراسم اظهار داشت: در سال‌های گذشته تربیت و مشرب کم توقعی را برای خود در نظر گرفتم نه به خاطر شکست نفسی، بلکه به این علت که راحت باشم.
وی افزود: اگر کسی مهاجر باشد دل نازکی دارد. اگر شاعر هم باشد این نازکی مضاعف می‌شود و دوستان ایرانی ما همیشه با این مسئله یعنی نازک دلی مان درگیر بوده‌اند. شما برخی اوقات ما را آزرده اید. از طرفی شعر و زبان و فیلم هنر را هم از شما یاد گرفتیم حالا اگر حرف یا انتقادی مطرح می‌کنید علتش خودتان هستید چون اگر حرفی می‌زنید به این دلیل است که ما را رنجانده‌اید و از طرفی خودتان تکنیک و بیان را یادمان داده‌ایم پس تحمل کنید.

این شاعر در ادامه گفت: ما در افغانستان در گوشه انزوای خودمان بودیم و اگر انقلاب اسلامی ایران نبود آن شور و حال در وجودمان نمی‌افتاد تا در کشورمان انقلاب کنیم و نهایتا به ایران بیاییم. شما بر سرنوشت ما تاثیرگذار بوده اید پس زیان‌های ما را هم تحمل کنید.

مظفری همچنین گفت: من به حرف های دوستان ایرانی درباره نزدیکی دو ملت ایران و افغانستان چندان امیدوار نیستیم اما نسبت به نسل امروز مهاجران افغان شما مسئولیت دارید. امروزم ما با نسلی از مهاجرین در ایران روبرو هستیم که متولد ایران هستند و آن خاطره و تجربه حضور در افغانستان که ما داشتیم را ندارند و حتما باید برای این نسل سبک فکری جدید داشته باشیم که مثل نسل ما عقده‌ای و گله مند یا فراری نباشند. اگر برای ما پاسداشت هم نگیرد مشرب خودمان را تعیین کرده‌ایم اما اگر برای این جوانها کاری کنید کارِ کارستان کرده‌اید.

منبع:فارس
کد مطلب: 627453
نام شما

آدرس ايميل شما
برای ارتقای فرهنگ نقد و انتقاد و کمک به پیشرفت فرهنگ و اخلاق جامعه، تلاش کنیم به جای توهین و تمسخر دیگران، نظرات و استدلال هایمان را در رد یا قبول مطالب عنوان کنیم.
نظر شما *