جمعه ۲۹ تير ۱۳۹۷ - 20 Jul 2018
 
۴
۹

ماجرای طلبکار یهودی که یقه پیامبر(ص) را گرفت

دوشنبه ۲۷ فروردين ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۳۸
وقتى طلبكار يهودى به پيامبر مهلت نداد، پيامبر فرمود بسيار خوب ، من كنار تو خواهم ماند تا مطمئن شوى و تا اجازه ندهى از اينجا نميروم، همينجا كنار خانه تو ميايستم. ظهر شد، عصر شد، شب شد ، اصحاب ناراحت شدند و آمدند تا با او برخورد كنند.
ماجرای طلبکار یهودی که یقه پیامبر(ص) را گرفت
گروه فرهنگ جهان نيوز: در روايتى نقل شده كه يك يهودى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله چند درهم طلبكار بود. يك روز پيامبر داشتند از روبروی منزل آن یهودی رد ميشدند. مرد يهودى آمد و يقه پيامبر را گرفت. حالا در دورانى كه پيامبر آن همه اصحاب و فدايى دارند و در عين حال حاكم حكومتى هستند كه در مدينه تشكيل شده.يهودى گفت طلبم را ميخواهم ، پيامبر فرمودند فعلاً چيزى ندارم، به من مهلت بده تا بدهى ام را به تو بدهم. مرد يهودى گفت من رهايت نميكنم تا پول مرا بدهى!

وقتى رسيديم به اينجا كه در خيابان يك يهودى توانست يقه استاندار و وزير و وكيل ما را بگيرد و بگويد كه من از تو طلب دارم و بايد بدهى ات را بدهى و آن وزير گفت چشم، آنوقت حكومت دينى تشكيل شده . حكومت ما ، الان حكومت متديّنين است، حكومت دينى نيست. 

وقتى طلبكار يهودى به پيامبر مهلت نداد، پيامبر فرمود بسيار خوب ، من كنار تو خواهم ماند تا مطمئن شوى و تا اجازه ندهى از اينجا نميروم، همينجا كنار خانه تو ميايستم. ظهر شد، عصر شد، شب شد ، اصحاب ناراحت شدند و آمدند تا با او برخورد كنند. جورى كه پيامبر نبيند به آن يهودى علامت دادند و تهديدش كردند كه مردك ! چرا به آدمى كه همه به او اعتماد دارند ، فرصت نميدهى؟ پيامبر به اصحاب گفتند چه ميكنيد؟! چه كار داريد با او؟ حق نداريد با او اينطور صحبت كنيد، طلب دارد، حق با اوست ، گفتند آقا! اسير يك يهودى شديد؟!  شما را از صبح نگاه داشته اينجا! پيامبر فرمود : "من برانگيخته نشدم تا به كسى ستم كنم، ولو به درهمى، مسلمان يا غير مسلمان" 

حالا جالب است كه آن يارو از رو هم نميرود. 

پيامبر آنشب را تا صبح كنار خانه او نشست و به منزل نرفت . نماز صبح را آنجا خواند. صبح كه شد يهودى از خانه بيرون آمد، ديد پيامبر آنجا نشسته اند. چشمانش پر از اشك شد، گفت خداى تو خوب كسى را براى پيامبرى برگزيده است. من ايمانم را به تو بدهكارم. من ديگر براى مشتى درهم از تو طلبكار نيستم  و به حقانيت الله كه تو را فرستاد و رسالت تو شهادت ميدهم و همينك نيمى از همه اموالم را انفاق ميكنم تا هرگونه كه صلاح ميدانى خرج شود.

بخشی از سخنرانی استاد رحیم پورازغدی با عنوان "محمد، آقاى دنيا و آخرت" سال١٣٨٨
کد مطلب: 604272
نام شما

آدرس ايميل شما
برای ارتقای فرهنگ نقد و انتقاد و کمک به پیشرفت فرهنگ و اخلاق جامعه، تلاش کنیم به جای توهین و تمسخر دیگران، نظرات و استدلال هایمان را در رد یا قبول مطالب عنوان کنیم.
نظر شما *


Iran, Islamic Republic of
آقای روحانی، من از تو طلبکارم.
...
ماهان
Iran, Islamic Republic of
به اقای ازغدی بفرمایید تعداد زیادی از مسئولین متدین هم نیستند ...
Iran, Islamic Republic of
احسنت
یوسفی
خدا را شکر می کنم که امثال آقای رحیم پور ازغدی را داشته و داریم تا با تحلیل های خود مردم را نسبت به مسئولین بی درد روشن کرده و به مسائل روز آشکار می سازد.
Iran, Islamic Republic of
در مورد اخلاق الهی رسول الله (ص) ما نمی توانیم سخنی بگوییم و آن را درک کنیم فقط امیدواریم با عنایت خودشان بتوانیم جرعه ای از این دریای بیکران را بنوشیم و عمل کنیم. اما بنده فکر می کنم این روایت درست نباشد چون یهودی ها در مدینه در منطقه خودشان و داخل قلعه زندگی می کردند و این گونه نبوده که مثلا یک یهودی بین مسلمانان زندگی کند. لذا این که حضرت به تنهایی از داخل منطقه و قلعه و جلوی خانه این یهودی عبور کرده باشند و بعد هم بین آن ها به تنهایی بمانند بسیار بسیار بعید است. مگر آن که ولو بسیار بعید است این یهودی بین مسلمین زندگی می کرده است. و خداوند داناست.
Iran, Islamic Republic of
البته ممکن است بعد از خیانتهایی که کردند و عده ای از آن ها کشته و از مدینه اخراج شدند تعدادی مانده باشند و بین مسلمانان زندگی می کرده اند.
Romania
اصلا آیا در بین آن همه صحابی که برخی متمول هم بودند, کسی بدهی آن جهود را نداد؟
این حکایتها معمولا سند محکم ندارد, و در راستای عبرت آموزی ساخته و پرداخته میشوند
نجفی
Romania
یهودیها کلا با رسول الله مشکل داشتند و حتی زمانیکه پیامبر به سمت مسجدالاقصای آنها نماز میخواند ایشان را مجبور کردند به حای سرزمین بنی اسراییل به سمت کعبه نماز بخواند. مسجد ذوقبلتین همانجایی است که این حرکت تاریخی و درس آموز را پیامبر انجام دادند و خوب است آقای رحیم پور و علمای اعلام این مسئله را هم تبیین نمایند که چرا پیامبر سخن یهود را درباره مسجدالاقصی پذیرفتند و بعضی ها در طول تاریخ نپذیرفته اند.
Iran, Islamic Republic of
پس امام علی (ع) و سلمان و ابوذر و مقداد و عمار و ... کجا بودند؟ یکی پیدا نشد قرض حضرت رسول (ص) را بدهد؟ ماجرا مشکوک و غیر واقعی نیست؟