سه شنبه ۱ آبان ۱۳۹۷ - 23 Oct 2018
 
۵
۲۳

آیا امام از «او هم مسلم نبود» درباره مصدق پشیمان شدند؟

سه شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۱۰
تصمیم برخی اعضای شورای شهر تهران برای نامگذاری خیابانی به نام «دکتر مصدق»، مجددا پرونده تاریخی او را در رسانه‌ها باز کرد. مخالفان او به سخنرانی مشهور امام در خرداد60 و جمله معروف «او هم مسلم نبود» استناد می‌کنند و موافقان او هم به خاطره‌ای از جلال‌الدین فارسی که حدود یکسال بعد از آن سخنرانی، سخنانی از امام شنیده که نشان می‌دهد ایشان از نظر خود درباره مسلمان نبودن مصدق برگشته‌اند را مطرح می‌کنند.
آیا امام از «او هم مسلم نبود» درباره مصدق پشیمان شدند؟
به گزارش جهان نيوز، تصمیم اعضای شورای شهر تهران برای نامگذاری خیابانی به نام «دکتر مصدق»، مجددا پرونده تاریخی او را در رسانه‌ها باز کرد.
 
تصمیم برخی اعضای شورای شهر تهران برای نامگذاری خیابانی به نام «دکتر مصدق»، مجددا پرونده تاریخی او را در رسانه‌ها باز کرد. مخالفان او به سخنرانی مشهور امام در خرداد60 و جمله معروف «او هم مسلم نبود» استناد می‌کنند و موافقان او هم به خاطره‌ای از جلال‌الدین فارسی که حدود یکسال بعد از آن سخنرانی، سخنانی از امام شنیده که نشان می‌دهد ایشان از نظر خود درباره مسلمان نبودن مصدق برگشته‌اند را مطرح می‌کنند.
 
این ماجرا اولین بار به طور رسمی در کتاب «زمانه و زندگی امام‌خمینی» که سال 91 توسط پژوهشکده امام‌خمینی و انقلاب اسلامی -وابسته به موسسه تنظیم و نشر آثار امام- چاپ شده درج شده است. نویسنده پس از بیان سخنان امام درخرداد60 می‌نویسد: «سالها بعد از آن، در صحبت یکی از اعضای شورای انقلاب فرهنگی با امام نسبت به بیان ویژه ایشان در سخنرانی 25خرداد در رابطه با مسلم نبودن دکتر مصدق، ایشان از این موضوع گذشتند.»
 
آقای محسن بهشتی‌سرشت، نویسنده کتاب مذکور آبان 91 در مصاحبه با سایت جماران -وابسته به مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام- درباره تشریح این نکته می‌گوید:
 
«در گفت و گوی من با آقای جلال الدین فارسی، او می‌گفت حدود یک‌سال بعد از اینکه امام آن جمله را گفتند به اتفاق اعضای شورای‌عالی انقلاب فرهنگی به دیدن امام رفتیم. تا اینکه بعد از اتمام جلسه من و آقای شریعتمداری در اتاق ماندیم و گفتم که شما با وجود آن‌که این جمله را در مورد مصدق گفتید، در مدرسه کمال که در آن تدریس می‌کردم، سندی وجود دارد که دکتر محمد مصدق اجازه گرفته است تا از محل وجوهات شرعی به مدرسه کمک کند. امام هم گفتند یکی از علمای اصفهان مطلب را این جور به من رسانده بود و اگر این‌گونه است که شما می‌گویید، من از حرفم برگشتم.»
 
 

ماجرای یک گفتگو
ماجرای دیدار اعضای ستاد انقلاب‌ فرهنگی با امام و مکالمات رد و بدل شده درباره مصدق، اولین بار توسط نشریه "راه‌ مجاهد" متعلق به لطف‌الله میثمی مطرح شد و او به صحبتش با جلال‌الدین فارسی استناد کرده بود که امام حرفشان درباره مسلمان نبودن مصدق را پس گرفته‌اند. اما جلال‌الدین فارسی مرداد79 در مصاحبه تفصیلی‌اش با روزنامه کیهان پرده از این جعل تاریخی میثمی برمی‌دارد. متن پرسش و پاسخ به شرح زیر است:
 
 
«س: آقای میثمی در نشریه تعطیل‌شده «راه‌ مجاهد» از قول شما قریب به این مضمون نوشت: «حضرت امام فرمودند جمله "او هم مسلم نبود مربوط به آقای مصدق نیست." مایلیم به جای آن نقل قول غیرمستقیم مخدوش، ماجرای ملاقات ستاد انقلاب فرهنگی با حضرت امام و سخنانی را که در حاشیه جلسه بین شما و حضرت امام رد و بدل شده از زبان خود جنابعالی بشنویم.
 
ج: در نشستی که ما با حضرت امام داشتیم، بعد از اتمام جلسه آقای دکتر شریعتمداری اجازه خواست این موضوع را مطرح کند و گفت حضرتعالی درباره آقای مصدق فرموده‌اید "او هم مسلم نبود." حالا این برای ما سوال است که اگر مسلم نبود چرا بزرگانی مثل آیت‌الله کاشانی و طالقانی ایشان را تایید کرده‌اند؟ بعد اضافه کردند اگر کسی حتی نماز هم نخواند ولی منکر وجوب نماز نباشد، این باز هم مسلمان است. صحبت آقای شریعتمداری به اینجا که رسید حضرت امام فرمودند "ان‌شاءالله مسلم بوده است."
 
 اینجا من وارد صحبت شدم و ماجرایی را خدمت ایشان عرض کردم و گفتم "من و شهید باهنر و شهید رجایی (حالا یادم نیست آن موقع این بزرگواران شهید شده بودند یا نه) در دبیرستان کمال نارمک 8 سال تدریس کرده‌ایم. این مدرسه اولین مدرسه‌ای است که با اجازه مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی از محل وجوهات شرعیه ساخته شده و آقایان بازرگان، یدالله سحابی و حاجی‌طرخان هیات امنای این مدرسه بودند. در این مدرسه دفترچه‌ای هست که صورت اسامی تمام کسانی که از بابت وجوهات شرعیه به مدرسه کمک کرده‌اند موجود است. بنده هم این دفترچه را دیده‌ام و شهادت میدهم که نفر سوم یا پنجم و ششم این نفرات، آقای مصدق و همسرش هستند و حتی مبلغی را که از بابت وجوهاتشان به این مدرسه کمک کرده‌اند در آن دفترچه ثبت شده. حضرتعالی میدانید خیلی افراد هستند که اهل نماز و روزه‌اند ولی خمس و زکات نمیدهند. کسی که خمس مالش را هم میدهد اینقدر معلوم است که منکر نماز نیست. ضمنا نمیتوانیم بگوییم این کار را برای تظاهر کرده‌اند، چون این دفترچه در اختیار کسی نیست." صحبت من که به اینجا رسید باز حضرت امام فرمودند "ان‌شاءالله مسلم بوده است."
 
 بعد من مطلب دیگری را گفتم که حالا یادم نیست، حضرت امام برای بار سوم فرمودند "ان‌شاءالله مسلم بوده است." یعنی سه‌بار ایشان این مطلب را فرمودند.
 
بعدا من با خودم فکر کردم معنای این جمله که او هم مسلم نبود این نیست که مثلا مصدق کافر است، مراد حضرت امام میتواند این باشد که دکتر مصدق بدنبال حاکمیت اسلام نبود. چون او ادعایش در حد همان ملی‌کردن نفت بوده، نه بیشتر. خب حالا یک چنین آدمی را وقتی چندنفر که اتفاقا خائن به خود مصدق هستند، میخواهند بزرگ کنند و می‌آیند در آن ماجرای مخالفت با لایحه قصاص از او خرج می‌کنند در برابر کسی که با نام اسلام این ملت را در دنیا عزت بخشیده، حضرت امام برای افشای آن حرکت ضددینی، ریشه این ادمها و بی‌اعتقادیشان به اسلام را برملا میکنند.
 
من قسمتهایی از جریان این ملاقات را به آقای میثمی گفتم و تاکید کردم این را جایی نقل نکند. ولی او در نشریه‌اش نوشت و بعد هم آن نشریه بدنام "افتخارات ملی" سوءاستفاده کرد و به شکل موهنی آن را منتشر کرد. ولی به هر حال حقیقت ماجرا بطور خلاصه همین است که عرض کردم.»
 
مشاهده می‌شود که در خاطره نقل شده توسط آقای فارسی، امام به هیچ‌وجه از بیان قبلی خود منصرف نشده، بلکه تلویحا با تکرار جمله "ان‌شاءالله مسلم بوده است." سخن آنها را رد کرده و نظر قبلی خود تأکید کرده‌اند.
 
نکته دوم اینکه آقای فارسی هم که این خاطره را نقل کرده چنین ادعایی ندارد و در مصاحبه سال 79 خود با بیان این جمله که «مراد حضرت امام میتواند این باشد که دکتر مصدق بدنبال حاکمیت اسلام نبود...» میکوشد آن جمله «او هم مسلم نبود» را جور دیگری معنا کند. ضمن اینکه باید در نظر داشت آقای فارسی در رد تفسیرِ غلط لطف‌الله میثمی مبنی بر انصراف نظر امام از مسلمان نبودن مصدق دارد این خاطره را نقل می‌کند.
 
جلال‌الدین فارسی 28فروردین85 در مصاحبه با روزنامه متعلق به مهدی کروبی-اعتماد‌ ملی- هم مجددا همین خاطره را مختصر تعریف کرده است. متن این نقل او نیز برای ثبت در تاریخ درج می‌شود:
 
 
«زمانی که امام گفتند اینکه در راسشان است اصلا مسلم نبود، من چیزی نگفتم. تا اینکه در ستاد انقلاب فرهنگی آقای علی شریعتمداری این موضوع را مطرح کرد. اتفاقا حسن حبیبی هم بود که مصدقی بود. انتشار کتاب دفاعیات دکتر مصدق در پاریس را از افتخارات خودش میدانست. وقتی آقای شریعتمداری صحبت کرد، کمی در مورد همکاریهای آیت‌الله کاشانی با دکتر مصدق و کارهای ایشان گفت. امام فرمودند که ان‌شاءالله مسلم بوده است. بعد از ایشان من صحبت کردم و در مورد اسم دکتر مصدق و خانمشان که وجوهاتشان را در دبیرستان کمال پرداخت می‌کردند توضیح دادم و ذکر کردم که خودم اسم هردوتای آنها را در لیست افراد دیده‌ام و اتفاقا غیر از من، آن لیست را آقای رجایی و باهنر هم دیده‌بودند؛ امام باز فرمودند که ان‌شاءالله مسلم بوده است. البته من استدلال دیگری هم کردم و امام همان حرف را تکرار کردند.»
 
مشاهده می‌شود که نه در متن  عبارات و جملات و نه در روح صحبتهای سال 79 و سال 85 جلال‌الدین فارسی، آنگونه که نویسنده کتاب «زمانه و زندگی امام‌خمینی» از قول او ادعا کرده نقلی از امام مبنی بر اینکه « اگر این‌گونه است که شما می‌گویید، من از حرفم برگشتم» وجود ندارد.
 
اگر فرض را بر این بگذاریم که آقای بهشتی‌سرشت، در گفتگویشان با جلال‌الدین فارسی،  بیان او را اشتباه متوجه شده و یا آقای فارسی در بیان دچار اشتباه شده است، جستجوی در اینترنت هم مطالب دیگری در رد این ادعا را نشان می‌دهد.
 
 عبدالکریم سروش-عضو وقت ستاد انقلاب فرهنگی و از حاضرین جلسه مذکور- که سالهاست از امام و حتی اسلام بریده؛ در مطلبی که بهمن95  به مناسبت فوت دکتر علی شریعتمداری منتشر کرده به این خاطره اشاره کرده و اتفاقا با ارائه اطلاعات بیشتری از صحبتهای رد و بدل شده می‌نویسد:
 
«شریعتمداری اجازه گرفت که سؤالی را با آیت‌‌الله در میان بگذارد. آن‌گاه با احترام و اختصار تمام گفت: شما که مصدّق را نامسلمان خوانده‌اید، آیا اطلاعاتی به محضر شریف مستطاب حضرت عالی رسیده است؟ آقای خمینی تأمّلی کرد و سر برداشت و گفت: بلی، اطلاعات بسیار! از آن جمله آیت‌الله خادمی اصفهانی به من (خمینی) گفت که با اعضای جبهه‌ی ملّی و مصدّق در مجلسی بودیم. نوبت نماز شد. دانستیم که مصدّق نمی‌داند که رکعات نماز عصر چند است! همه سکوت کردیم. جواب آن‌قدر نامربوط و نارسا بود که جای محاجّه نمی‌گذاشت. فارسی دلیری کرد و گفت: ولی آقا من شاهد و ناظر بودم که مصدّق وجوهات شرعی خود (خمس و صدقات و زکوات و نفقات) را به مدرسه کمال (از مدارس دینی قبل از انقلاب و تأسیس یافته به دست دکتر یدالله سحابی) می‌داد. آقای خمینی شنید و آمرانه گفت: این بحث را خاتمه دهید! مبهوت و مسئله‌دار بیرون آمدیم»
 
اتفاقا این خاطره سروش از ملاقات مذکور و ذکر نقل‌قول امام از آیت‌الله خادمی، با اشاره نویسنده کتاب «زمانه و زندگی امام‌خمینی» به «یکی از علمای اصفهان» مطابقت دارد. بنابراین با توجه به دوخاطره سال 79 و 85 جلال‌الدین فارسی و نقل سروش از این جلسه، میتوان گفت بر خلاف ادعای آقای بهشتی‌سرشت امام نه تنها نظر آیت‌الله خادمی را رد نکرده‌اند، بلکه آن را به عنوان شاهدی برای رد مسلمان بودن مصدق که توسط آقایان فارسی و شریعتمداری بیان شده مطرح کرده‌اند.
 
ضمن اینکه با توجه به اینکه معمولا دیدارهای این چنینی حضرت امام، حداقل به صورت صوتی ضبط می‌شده؛ انتشار صوت گفتگوی مذکور توسط موسسه تنظیم و نشر آثار امام به عنوان یک سند تاریخی ارزنده، می‌تواند به شفافیت هرچه بیشتر این موضوع کمک کند.

منبع: فارس
کد مطلب: 598709
نام شما

آدرس ايميل شما
برای ارتقای فرهنگ نقد و انتقاد و کمک به پیشرفت فرهنگ و اخلاق جامعه، تلاش کنیم به جای توهین و تمسخر دیگران، نظرات و استدلال هایمان را در رد یا قبول مطالب عنوان کنیم.
نظر شما *


Iran, Islamic Republic of
...
Iran, Islamic Republic of
به این حسن انتخاب شورای شهرتبریک می گویم
مصدق نفت را ملی کرد و به ایران عزت بخشید.
روز 29 اسفند همیشه به اسم مصدق بوده است و اگر قرار است کس دیگری را در ملی شدن صنعت نفت شریک بدانید این نظر شماست نه تاریخ
Iran, Islamic Republic of
جالبه دوست عزیز. شما معلومه یا نمی دونی تاریخ چیه یا اصلا تاریخ سال هلی منتهی به ملی شدن نفت و سال های بعد که منجر به سقوط دولت مصدق شد رو نخوندید. پیشنهاد میکنم قبل از نظر دادن اطلاعات تاریخی خودتون رو کامل کنید.
Iran, Islamic Republic of
و اگر واقعا مصدق از خودش پشتوانه ای داشت به خاک مذلت نمی نشست
همون بهتر که دیکتاتوری ملفوف به ظواهر گروه ملی گرایان قاجاری به محاق رفت
Iran, Islamic Republic of
یعنی این آقای فارسی که دمش اخیرا بیرون زد(به امام موسی صدر تاخت که حضرت امام از او به نیکی یاد کرده بود و یکی امیدهای انقلاب بود) دارین از چه کسی و چه چیزی حمایت می کنین؟
تاریخ را اصحاب قدرت نوشتند(یعنی شاه خائن) و مطمئنا خیلی از مسائل بنقل از شاه خائن است
جهان داری در زمین شاه و امریکا بازی می کنی
Iran, Islamic Republic of
امان از خاطره گویی از مجالس دو نفره!!!
Iran, Islamic Republic of
هرکس که شهادتین بگوید او مسلمان است هرچند کیفیت دینداری همه یکی نیست
Iran, Islamic Republic of
نظر همه دوستان محترم است اما به نظر مي رسد مصدق مسلمان بوده است. دلايل بنده در اين رابطه از اين قرار است:
1- هيچگاه جمله كفر آميزي از وي نقل نشده و سخني كه حمل بر ضديت با شارع مقدس است از وي شنيده نشده و بالعكس سخناني حاكي از اعتقاد به دين اسلام و مذهب تشيع از وي برجاي مانده است.
2- نامگذاري فرزندان نيز حاكي از اعتقاد به اسلام است. پسران: احمد، يحيي و غلامحسين. دختران: خديجه، منصوره و ضياءاشرف
3- تز دكتراي ايشان در فرانسه با موضوع: "وصیت در فقه اسلام و مذهب شیعه"
4- وصيت نامه ايشان به ويژه عبارت "مبلغی که در صورت جداگانه به خط اینجانب تنظیم شده به اشخاص مفصله در آن صورت بپردازند و هرچه باقی‌ماند، برای نماز و روزه و حج اینجانب به کار برند"
5- پرداخت وجوه شرعيه (خمس و زكات) توسط ايشان
والله اعلم
Iran, Islamic Republic of
ممنون دوست گرامی
Iran, Islamic Republic of
خیر چنین نیست و مشخص است عامدانه، این متن مغلطه آمیز را نوشته اید. اما رد شبهات شما به صورت بند به بند:
1. ملاک تقوا، ایمان و عمل صالح است. سخن بدون عمل، مهم نیست.
2. نامگذاری فرزندان، علاوه بر اعتقاد، تابع مد روز نیز میتواند باشد. علاوه بر این، امکان تظاهر سیاسی نیز وجود دارد.
3. تز دکتری، نشان دهنده عمل نیست. تضمین کننده باقی ماندن فرد در راه اسلام در آینده هم نیست. ضمن اینکه موضوع اسلامی، دلیل بر تأیید اسلامی نیست. میتوان یک مقاله با موضوع اسلامی نوشت به صورت رد یک حکم اسلامی. همانطور که موضوع صحبت کفار نیز، میتواند اسلام باشد!
4. وصیت نامه، ظاهرا نشان دهنده اعتقاد به اسلام است، اگر واقعی باشد، نه دروغین. پس باز هم، جای عمل را نمیگیرد. منظور از عمل، تصمیمات شخصی و عمومی یک سیاستمدار مثل مصدق است. اگر تصمیمات، تابع نظرات دینی نباشد، با وجود رعایت برخی ظواهر، اسلام و ایمان فرد، مورد قبول نیست.
5. پرداخت وجوه، ظاهرا نشان دهنده اعتقاد به اسلام است، اگر واقعی باشد، نه دروغین.
موارد بالا را راجع به آقای مصدق نگفتم. بلکه کلیت مغالطه های شما را رد کردم. تا خواننده، بداند باید بر اساس اعمال آقای مصدق در زندگی و به ویژه در کشورداری و سیاست، و نیز نوع مراوده با مذهبیون و آیت الله کاشانی، به قضاوت بپردازد، نه پرداخت وجوهات شرعی یا اسامی فرزندان که میتواند ظاهری باشد.
در ضمن، همانطور که در متن خبر آمده و گویا شما نخوانده شروع به نوشتن این متن کرده اید، منظور از مسلمان نبودن، مسلمان شناسنامه ای نیست. مسلمان، به معنای تسلیمم الی الحق، برای برپایی حکومت اسلامی است. منظور، مسلمان واقعی که همان مسلمان انقلابی است، می باشد، نه تظاهرات اسلامی بی رمق و بی مزه ای چون عبادت بدون مجاهدت.
Iran, Islamic Republic of
با یک کلمه "ظاهری" بوده خودت را راحت کردی! راجع به همه می شود این حرف را زد حتی شما دوست گرامی!
Iran, Islamic Republic of
با کلمه ظاهری، اهمیت عمل را متذکر شدم و دروغگویان متظاهر را رسوا کردم.
Iran, Islamic Republic of
در طول تاریخ، خیلی ها با اسامی اسلامی و ادا و اطوارهای اسلامی، به اسلام خیانت کرده اند...بله که ظاهر و باطن داریم. ظاهرکار کسیست که نماز میخواند اما خیانت هم به کشور میکند.
Iran, Islamic Republic of
مغلطه نوشتی تا ثابت کنی حرف دیگری مغلطه است
Iran, Islamic Republic of
جناب نظردهنده 6:12؛
گویا شما وظیفه دارید از هرچه خلاف منافع اسلام است دفاع کنید. برای یادآوری، عرض میکنم که شما، اول معنای مغلطه را بدانید، بعد از مغلطه دوستانتان دفاع کنید.
مغلطه یعنی گرفتن نتیجه باطل از طریق مقدمه چینی حق. دوستتان، گفت که مصدق، وجوهات شرعی میپرداخته و اسامی فرزندانش هم، اسلامی بوده، در نتیجه او مسلمان است! اشکال این نوع استدلال این است که نماز خواندن، پرداخت وجوهات شرعی، و نامگذاری اسلامی فرزندان، از اعمال اسلامی هست، اما هر کسی این کارها را انجام داد، لزوما مسلمان نیست. از جمله رضاقلدر میرپنج و فرزند نحسش، سران فتنه، حکام آل سعود، و شمر و یزید و معاویه.
بله این ظواهر، از اسلام است. اما مسلمان واقعی یاذهمان مؤمن، بنده تسلیم در برابر همه احکام الهی است. که این هم، از طریق مشاهده اعمال و تصمیمات ما و تطبیق با مُر اسلام مشخص میشود.
برای شناخت مصدق، باید به تصمیمات سیاسی او نگاه کرد، نه اسامی فرزندان. همانطور که برای رضاقلدر و دیگران. مصدق، با مذهبیون چه کرد؟! با آیت الله کاشانی، چگونه رفتار کرد؟! چرا از ترس انگلیس، به آمریکا متوسل شد؟! در حالیکه یک مسلمان، ضعیف و ذلیل نیست.
همه این ها باعث میشود مصدق، انسانی نباشد که قابل الگو گرفتن باشد. چراکه اعمال بسیار بدی داشته که الگو شدن او را خطرناک میکند.
بله ویژگی تلاش برای ملی شدن نفت ایران، به طور مجزا، ویژگی خوبی بود که برای او، اجر دارد. اما مؤمن یا الگو خیر.
لذا، نتیجه گیری دوستانتان در حمایت از افراد غیرمذهبی چون مصدق است که مغلطه آمیز و فریبننده است، نه ما
Iran, Islamic Republic of
مرحوم آیات طالقانی، زنجانی، پسندیده و بسیاری دیگر از علما از ارادتمندان مصدق بودند. مصدق کاشانی را قبول نداشت نه اینکه اسلام را قبول نداشته باشد. مغلطه بی حاصل نفرمایید.
امیر
Iran, Islamic Republic of
عجب !
بااستدلال شما ، اگر مصدق نماز اول وقت هم میخواند به علت احتمال تظاهر به دینداری بازهم ایشان مسلم نبوده است .
...
Iran, Islamic Republic of
بله. همانطورکه سران فتنه هم، نماز اول وقت میخواندند.
Iran, Islamic Republic of
...هرکسی تسلیم احکام الهی از جمله قصاص باشد، بنده تسلیم یا مسلمان است. وگرنه خیر.
Iran, Islamic Republic of
اگر ایمان را دارای مراتب بدانیم کفر هم مراتبی دارد و البته انکار ضروریات دین موجب کفر میشود حتی اگر منکر ضروریات شهادتین بگوید.
اما مساله نامگزاری مصدق بر خیابان را نباید به نامسلمانی یا مسلمانی اش مرتبط کرد، چه بسا نامسلمانی که به هر دلیل اسم او به نام خیابان و گذرگاهی بدل شده وای بسا مسلمانی که نامش از خیابلن حذف شده!
اگر ملاک نامگزاری صرفا مسلمانی باشد وبه فرض اثبات مسلمانی مصدق، به نظرشما محمدرضاپهلوی یا رضا خان مسلمان نبوده اند؟یا اقلا به اندازه مصدق مسلمان نبوده اند؟ زیارت نمیرفتند؟ اسامی مذهبی برای فرزندان انتخاب نمیکردند؟ و....؟
چرا اسم انها از معابرحذف شد؟ به همان دلیل اسم مصدق هم نباید باشد.
اگر شاه سلطان ظالم بود که بود مصدق هم تایید کننده و کمک کننده همان سلطنت بود که مصدق السطلنه لقب گرفت.
تنها شبهه ملی شدن نفت است که اگر ملاک همان باشد میتوان برای محمدرضا هم خدماتی شمرد و توجیهاتی تراشید که نام او هم برگردد!

برادران و خواهران توجه کنند که نامگراری مصدق یک نماد است و مصداق ارتجاع از انقلاب.
به جهان نیوز فعال و تیز و فهیم هم توصیه میکنم به جای برجسته کردن مسلمانی ونامسلمانی مصدق خطر ارتجاع را تحلیل و روشنگری کند
علی
Canada
مسلم یا غیر مسلم. فرقی نمیکند. مسلمانی که به هموطنانش خیانت کند و اختلاس و ارتشا و دزدی از بیت المال کند همانا در آتش جهنم خواهد بود و نامسلمانی که به بشریت (مثلا دانشمندان )و هموطنانش ( من جمله به اکثریت جمعیت شیعه ی مملکتش )خدمت کند در آخرت در بهشت برین جای خواهند داشت. مصدق نفت را ملی کرد یعنی درآمد نفت به جیب دولت ایران میرود و نه به جیب اجنبی. درآمدی که دوباره با خارج شدن ترامپ از برجام دوباره به آن دسترسی نخواهیم داشت.!!!!
Iran, Islamic Republic of
جناب علی؛
شما، پیامبر و امام چندمی که حکم جدید بهشت و جهنم صادر میکنی؟!!!
خدای یکتا، میفرماید اعمالی که خالص-نه حتی ناخالص- برای من باشد، پذیرفته میشود، بعد شما دستور دادی دانشمندان رو به دلیل خدمت به بشریت، به بهشت برین بفرستند؟!
چرا؟! به چه دلیل؟! چون خدمتی کرده؟! مگر قیامت، صحنه ارزیابی خدمات است؟! خدمات و کار و اشتغال، یک فعالیت دنیوی و برای گذارن امور دنیوی یا خوشحالی نفس خود آدم است و لذا با پایان دنیا، اون خدمت و خوشحالی، پایان می یابد. اینکه خدای متعال، میفرماید فقط اعمال خالص برای من، پذیرفته میشود، به خاطر این است که جایگاه هر فرد، بستگی به میزان اطاعتش در مقابل الله، دارد. لذا در قیامت، چیزی جز این، اندازه گیری نمیشود.
مثل اینکه در امتحان ریاضی، مقدار علم ریاضی اهمیت دارد. پس سؤالی از شیمی، نخواهد بود. در قیامت هم، قرار است ما بفهمیم چقدر در مقابل حق، که پروردگار است، خضوع داشته ایم. همه ما، و همه ادیان، در معرض اسلام بوده اند و جای بهانه ای هم نیست. لذا، در قیامت، از خدمات سؤال نمیشود. بلکه خدمات برای خدا، اندازه گیری میشود. پایمال کردن حقوق دیگران که ظلم است و مورد غضب خدا، اندازه گیری میشود. شما قرآن را بخوانید. متوجه میشوید که معیار، ایمان و عمل صالح معرفی شده است. لذا، معلومه که مسلم و غیرمسلم، فرق میکند.
در ثانی، مصدق نفت را ملی کرد که عمل خوبی بود. شاه هم خیلی چیزها ساخت. اما هیچکدام، به عنوان یک انسان، الگو نیستند. چون در مسیر درست نبودند. مصدق، در مسیر مذهب نبود و به آمریکا دخیل بست. شاه هم، نوکر آمریکا بود. ولو خدمات داشته باشد.
شما، معیارتان را اصلاح کنید.
Iran, Islamic Republic of
مسلم بودن یا نبودن با کدام خط کش اندازه گیری می شود؟ یا با کدام ترازو وزن می شود؟ مثلا کسی که دروغ می گوید یا پارتی بازی می کند یا به حلال و حرام معتقد نیست یا حق کشی می کند یا وفای به عهد نمی کند و یا... و بعد بر حسب عادت نماز هم می خواند مسلمان حساب می شود؟