شنبه ۲۹ دی ۱۳۹۷ - 19 Jan 2019
 
۰

نماز نشسته زینب در شب شام غریبان

يکشنبه ۹ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۷:۲۹
آری امشب شام غريبان است كه از يك سو بدن هاي زخم خورده و سر از بدن جدا شده شهيدان بر روي خاك فتاده و از سوي ديگر زنان مصيبت زده و از طرفي بانوي دل شكسته نزد تنها يادگار برادر در خيمه هاي سوخته او را دلداري مي‌دهد زینب خسته است از فرط خستگي ناگه خوابش مي‌برد و در عالم رويا مادرش را مي‌بيند و مي‌خواهد شكوه عاشورا را پيش مادر بيان كند كه حضرت فاطمه (س) مي‌فرمايد تاب شنيدنش را ندارم چون هنگامي كه سر از بدن فرزندم حسين جدا مي‌كردند من حاضر بودم اكنون برخيز و سكينه را پيدا كن زينب یک دفعه برخاست هر چه سكينه را صدا كرد او را نيافت سپس با ام كلثوم به دنبال او گشتند و در نهايت عزيز پدر را نزديك قتلگاه پيدا كردند كه دستش را به سينه پدر چسبانده بود و با جسم بي سر درد و دل مي‌كرد.
به گزارش جهان نيوز،شب شام غريبان اهل بيت پیامبر است از غریبان بگوييم يا از مظلوميت از وفا بگوييم يا از پيمان‌شكنی از عطش بگوييم يا از آتش از عشق بگوييم يا از زينب خوب نامي به ذهنم آمد آري بگذار از زينبی بگوييم که پيام آور كربلا مرهون فداکاری های اوست بگذار از زينب بگوييم از رنج‌هاي زينب از غصه‌هاي زينب از قصه‌هاي زينب و از حماسه‌هاي زينب از دل زينب و امان از دل بی قرار زينب( س) اما از كدامين غم زينب بگوييم بايد از کجای شام غریبان سخن گفت چه روضه‌اي باید خواند و مصيبت كدامين غریبان را بازگو کرد از بدن پاره پاره حسين علیه السلام بگوييم كه عريان در قتلگاه افتاده و خون پاکش سم اسب ها را خونین رنگ کرده و يا از بدن عباس علمدار كه نه سر در بدن دارد و نه دست يا از علي اكبری بگوييم كه صورت پيامبر گونه اش را بر نيزه برافراشته اند يا از علي اصغر شش ماهه كه اينك در گهواره خاكي خويش به خواب ابدي رفته آیا از ياران بدون سر حسين علیه السلام بگوييم که غريبانه در گوشه گوشه ميدان جان باخته اند يا از كودكان حسين علیه السلام كه غم يتيمي و اسيري را يكجا بر آنان وارد کرده اند امان از دل بی قرار زینب برادرانش از دست داد برادرزادگانش هم يك به يك به ميدان رفتند و باز نگشتند و پسرانش كه جلوي چشمان گریانش ذبح شدند حضرت زینب (س) از صبح تا عصر عاشورا داغ پنج برادر پنج برادرزاده چهار پسرعمو و سه پسرش را مشاهده کرد و شهادت دهها تن دیگر از بستگان و یاران برادرش را دید و شاید اینها همه در برابر رنج اسیری و در به دری که تازه از امشب آغاز شده بود بسیار اندک بود امشب تاريخ باید بداند كه فرزندان علی (ع) بر حق بودند و در روز عاشورا پیام مهم عاشورا را در صفحات تاریخ حک کردند و زینب که حالا رسول كربلا شده است بايد اين پيام را به گوش تاريخ برساند او بايد استوار بماند به استواري جبل النور تا پيام رسان کربلا باشد تا تاريخ را زنده نگه دارد او بايد استوار باشد كه اگر در كوفه به دست كودكان گرسنه خاندان رسول خدا(ص)‌ نان دادند نان را از دستشان بگيرد و بگويد صدقه بر خاندان پيامبر(ص) حرام است او باید همچون کوه استوار باشد تا در كاخ ابن زیاد صدایش را به حقيقت بلند كند و خطبه‌هاي علی (ع) رادر شهر غفلت زدگان زنده كند باید وقتی که يزيد چوب بر دندان حسين (ع) مي‌زند همچون شير بغرد و صدای انتقام خدا باشد كه در گوش سفاکان زمان باقی بماند و در تاریخ ماندگار شود آری زینب از امشب پیام آور کربلا شده است پیامی که تاریخ را رقم میزند و راه و مرام حسین را بر صفخاتش حک میکند امروز امام حسین با همین یاران اندکش مسیر تاریخ را عوض کردند و حالا زینب باید پیام آور این رسالت بزرگ باشد.

    آری امشب شام غريبان است كه از يك سو بدن هاي زخم خورده و سر از بدن جدا شده شهيدان بر روي خاك فتاده و از سوي ديگر زنان مصيبت زده و از طرفي بانوي دل شكسته نزد تنها يادگار برادر در خيمه هاي سوخته او را دلداري مي‌دهد زینب خسته است از فرط خستگي ناگه خوابش مي‌برد و در عالم رويا مادرش را مي‌بيند و مي‌خواهد شكوه عاشورا را پيش مادر بيان كند كه حضرت فاطمه (س) مي‌فرمايد تاب شنيدنش را ندارم چون هنگامي كه سر از بدن فرزندم حسين جدا مي‌كردند من حاضر بودم اكنون برخيز و سكينه را پيدا كن زينب یک دفعه برخاست هر چه سكينه را صدا كرد او را نيافت سپس با ام كلثوم به دنبال او گشتند و در نهايت عزيز پدر را نزديك قتلگاه پيدا كردند كه دستش را به سينه پدر چسبانده بود و با جسم بي سر درد و دل مي‌كرد.
    امشب شام سیاه غريبان است اينك حال زينب را تصور كنيد از يك ‌سو شاهد اين مصيبت‌هاي پي در پي و جانسوز است از سوي ديگر بايد مراقب فرزند بيمار برادر باشد و از سوي ديگر بايد دختران و زنان حرم را از بيابان‌ها جمع نماید و زير خيمه‌هاي نيم سوخته گرد آورد صحراي كربلا مي‌رفت كه تاريك و تاريك‌تر شود و گرگان گرسنه در جاي جاي آن به دنبال دختركان و طفلان مي‌دويدند تا شايد گوشواره‌اي از گوش آنان بكشند یا خلخالي از پاي آنان بربايند یا زینب (س) تو چه كشيدي در آن شب سیاه غريبان.
    زینب امشب نشسته نماز مي‌خواند تا فردا كه زنجير به دستانش میزنند و بر شتران بي محمل سوارش میکنند او باید سالار قافله ی آزادگان دشت كربلا باشد و همچون سرو به بلنداي نيزه‌ای كه سر خورشيد را بر خود جاي داده است بايستد آري او بايد بايستد تا تاريخ بداتد كه فرزندان علي(ع) بر حق بودند و اين پيغام را بايد رسول كربلا به گوش تاريخ برساند او بايد همچون سرو بلند و آزاده در کنار سر برادرش بر نیزه بايستد تا رسالت تاریخی خودش را انجام بدهد.
    شب به نيمه رسيده است و زينب(س) در حال خواندن نماز شب است مانند هرشب اما اين بار بي حسين (ع) ولی اين نماز رنگ و بويي ديگر دارد لشكريان عمر سعد در اطراف حرم قدم میزنند هنوز صداي امام حسین (ع) در هنگام وداع در گوش زينب (س) میپیچد كه میگفت خواهرم مرا در نماز شبت دعا كن.
    عمه زینب با اينكه در سن 55 سالگي قرار داشت و حدود 5 ماه از وطن خود دور شده بود و در مدت كمتر از نيم روز تعداد زيادي از برادران و برادرزادگان و عمو زادگان خود را در مقابل چشمانش با بدترين و فجيع ترين شيوه از دست داده بود و سوگ هر يك از آنان كافي بود هر انسان قوي و نيرومندي را به زانو درآورد او وظيفه داشت در چنين شرايط جسمي و روحي در ميان دشمن و در حال اسارت كه قلم از بيان آن عاجز است به پيام رساني خون شهيدان كربلا و پرستاري و حمايت از امام زمان خود و دفاع از زنان و كودكان اهل بيت بپردازد.
    غروب عاشوراست خيمه‌هاي سوخته و و شبی تاريك و بغض‌آلود شام غريباني را رقم مي‌زند كه زينب سلام الله عليها با اين همه مصيبت جانكاه به ياري اهل حرم مي‌شتابد و به امام خود دلداري مي‌دهد و به راستي بايد گفت امان از دل زينب ديگر از آن همه سرو صدا و ولوله خبري نيست گويا دشت نينوا به خوابي سنگين فرو رفته است اما در دل زنان و كودكان اهل بیت پیامبر خدا غوغايي است شب عاشورا با تاريكي خود در راز و نياز زينب شريك مي‌شود و زينب در اين شرايط نماز شب خود را با حالتي نشسته اقامه مي‌كند تا نشان دهد اين شهادت‌ها براي ستون اسلام نماز بوده است از اينجاست كه عاشورا در دل تاريخ مي‌ماند چرا كه اگر زينب سلام الله عليها نبود عاشورا نيز نبود یا زینب هنوز هم نداي تو در کاخ کوفه و در کاخ سبز دمشق و در گوش زمان می پیچد و غافلان را بیدار میکند.
    یا حسین از آن روز عاشورا به بعد هر كسی نداي هل من ناصر ینصرنی تو را میشنود لبیک گویان به طرفت میآید یا حسین پرچمی که در روز عاشورا در دشت نینوا در کربلا برداشتی هنوز برافراشته است و برای همیشه تاریخ در همه روزها و در پهنای همه سرزمین ها و دشت ها برافراشته شده است یا حسین صدای هل من ناصر ینصرنی ات هنوز در فضای جهان میپیچد و پیروانت روز به روز بیشتر و با اخلاص تر میشوند یا حسین عاشورای تو نقش پرچم شیعه شده است یا حسین (ع) بیا و ببین که اینک بعد از هزار و چهار صد سال و رسیدن به هزاره سوم و در این زمان عاشورا درسی و الگویی شده برای آزادگی و شرافت انسانی در همه زمانها و مکان های تاریخ ، پدرم و مادرم به فداى تو یا ابا عبدالله الحسین كه با غمها و داغهاى فراوان شهيد شدی پدرم و مادرم به فداى آن تشنه كامى ات كه با لب تشنه سرت را بریدند پدرم و مادرم به فداى تو وقتی كه قطرات خون از محاسن شريفت مى ریخت یا حسین مظلوم امشب زینب تنها و پر درد است چرا که امشب شب شام غریبان حسین است.
کد مطلب: 553688
نام شما

آدرس ايميل شما
برای ارتقای فرهنگ نقد و انتقاد و کمک به پیشرفت فرهنگ و اخلاق جامعه، تلاش کنیم به جای توهین و تمسخر دیگران، نظرات و استدلال هایمان را در رد یا قبول مطالب عنوان کنیم.
نظر شما *