دوشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۶ - 21 Aug 2017
 
۲
۱

ماجرایی که نیمروز از آن گذشته است

دوشنبه ۳۰ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۰۲:۱۳
در هیچ سکانسی از فیلم اشاره‌ای به نیمروز نمی‌شود. به نظر می‌آید یکی از اهداف گروه فیلم‌ساز برای در نظر گرفتن چنین اسمی، اشاره به تاریخ گذشته به‌عنوان یک نیمروز و اشاره‌ی همزمان به آینده‌ی انقلاب اسلامی و لزوم عبرت گرفتن از گذشته باشد.
ماجرایی که نیمروز از آن گذشته است
به گزارش جهان نيوز به نقل از فارس «ماجرای نمیروز» دومین اثر سینمایی محمدحسین مهدویان است که در سی‌وپنجمین جشنواره‌ی فیلم فجر با کسب چهار جایزه‌ی سیمرغ، بهترین فیلم این جشنواره شد. موضوع این فیلم یکی از حساس‌ترین پیچ‌های تاریخی انقلاب یعنی رویدادهای تلخ تابستان 1360 است. ساخت فیلم «ماجرای نمیروز» پس از «ایستاده در غبار» برای کارگردان جوان آن، نقطه‌ی عطف به حساب می‌آید؛ چراکه توانسته است از حالتی میان مستند و داستان به حالت داستان کامل تغییر فاز بدهد و با سایر فیلم‌های موجود و جریان‌های سینمایی مقابله کند.
با رجوعی به تابستان سال 60 و رگبار اتفاقات تلخ درمی‌یابیم که حجم و کیفیت آن در هیچ برهه‌ای از تاریخ انقلاب تکرار نشده است. این رویدادها پیش از این در کتاب‌ها و مطبوعات و یا در بهترین حالت، در سریال‌ها و فیلم‌های کم‌کیفیت روایت شده‌اند، اما امروز مهدویان با ساخت اثری مرغوب از لحاظ تکنیک فیلم‌سازی، نه‌تنها توانسته پیشرفت خود را بر کارگردانان باسابقه و کم‌فروغ سینمای ایران اثبات کند، بلکه توانایی و امکان ساخت آثار فاخر با سوژه‌های تاریخ انقلاب را در جامعه‌ی سینمایی مشکل‌پسند روز، بر همگان اثبات کرده است. رویه‌ای که پیش از این رهبر معظم انقلاب در دیدار با شاعران آن را ضروری دانسته‌اند:
«مرد زمانه‌ی خودتان باشید، آدم زمانه‌ی خودتان باشید. زمانه‌ی شما، زمانه‌ی مهمی است. بنده در این خط تاریخ طولانی ایران، به‌خصوص قسمت بعد از اسلام، خیلی رفت‌وآمد کرده‌ام؛ سلسله‌هایش، احوال اجتماعی کشور، احوال سیاسی کشور، جنگ‌ها، پادشاهی‌ها. گمان نمی‌کنم در تمام این هزارواندی سال، کشور حادثه‌ای به عظمت حادثه‌ی انقلاب اسلامی به خود دیده باشد. به عظمت این حادثه، من حادثه‌ای سراغ ندارم که کشور ما به خود دیده باشد. ما تلخی‌های بزرگی داشته‌ایم، اما فتوحات بزرگ که یک ملت این‌جور ناگهان بشکفد، این‌جور ناگهان رشد کند، این‌جور ناگهان همه‌ی این حصارهای گوناگون را که دور او به حالت مصنوعی چیده بودند، به هم بریزد، قد بکشد، سر بلند کند و وضعش در ظرف بیست سی سال این تغییر عظیم را بکند، هرگز چنین چیزی در کشور رخ نداده.
خوب، این مزرع مهمی است برای رشد فرهنگ، اندیشه و هنر؛ یعنی بخشی که شماها باید متصدی‌اش باشید. از این استفاده کنید. این زمانه را تصویر کنید. با این تصویرِ خودتان زمانه را غنی کنید. هرچه که شما بگویید که خوب باشد، درست باشد، مستحکم باشد، متین باشد، پرمغز باشد، این زمانه‌ی شما را غنی می‌کند؛ این ظرف را پر می‌کند از محتوای باارزش و غنی و مستغنی‌کننده.»[1]
آنچه مقام معظم رهبری در ساخت آثار انقلابی بر آن تأکید می‌کنند، استحکام و غنای آن است که در فیلم «ماجرای نمیروز» نیز مشاهده می‌شود. متأسفانه بسیاری از آثار تولیدشده در جبهه‌ی انقلاب، استحکام لازم در بخش تکنیک فیلم‌سازی را ندارند و در نهایت تبدیل به آثار ضعیفی می‌شوند که نه‌تنها رضایت بدنه‌ی سینما را به دست نمی‌آورند، بلکه جذابیتی برای علاقه‌مندان به حوزه‌ی فیلم‌های انقلابی به ارمغان نمی‌آورند. این آثار علی‌رغم هزینه‌های سنگین که بر ارگان‌های مختلف متحمل می‌کنند، به‌هیچ‌وجه پاسخ‌گوی نیاز انقلاب نیستند. داستان مؤذن مسلمان که به‌دلیل اذان گفتن با صدای بد باعث بازگشت یک مسیحی تازه‌مسلمان‌شده به مسیحیت می‌شود، نمونه‌ای از فعالیت‌هایی با محتوای خوب و تکنیک و هنر ضعیف است که نه‌تنها باعث کمک به انقلاب نمی‌شوند، بلکه سبب بدبینی به آن نیز می‌گردند.
 اما همان‌طور که گفته شد، شرایط در فیلم «ماجرای نیمروز» به‌گونه‌ای دیگر است. تجربه‌ی ناامنی و هجوم حوادث و خیل دشمنی‌ها و خیانت‌ها در این فیلم با هنرمندی به تصویر کشیده می‌شود و نه‌تنها جوان انقلابی، بلکه اکثریت غالب سینماگران و سینمادوستان نیز درگیر سوژه‌ی فیلم می‌شوند و با گشت‌وگذاری کمتر از دو ساعت، با تجربه‌ی زیستن در جامعه‌ی پرافت‌وخیز سال‌های جنگ، به زمان حال برگشته و قدردان امنیت فعلی می‌گردند. پیام فیلم زحمات و مصایب نسل‌های گذشته برای به ثمر نشستن و تثبیت انقلاب است که به‌راحتی به جوانان دهه‌ی هفتاد و هشتاد حاضر در سالن سینما منتقل می‌شود.
در این فیلم قهرمان‌ها و ضدقهرمان‌های بسیاری وجود دارند که قطعاً باعث افزایش جذابیت‌های فیلم در کنار جذابیت‌های فنی شده‌اند. قهرمانانی که برای برقراری امنیت در پایتخت، از جبهه‌ها برمی‌گردند و ضدقهرمان‌هایی که بعضی با نفوذ و رخنه ضربه‌های مهلکی نظیر انفجار دفتر نخست‌وزیری و تعطیلی دولت را به انقلاب وارد می‌کنند. برخی نیز اسیر وسوسه‌ها شده و کارنامه‌ی خود را با خیانت به انقلاب سیاه می‌کنند. در تولید این فیلم، هم قهرمان‌ها جذابیت دارند و هم ضدقهرمان‌ها باورپذیر هستند و این نکته باعث همراه شدن مخاطب با فیلم می‌شود.
نکته‌ی جالب توجه اینکه در هیچ سکانسی از فیلم اشاره‌ای به نیمروز نمی‌شود. به نظر می‌آید یکی از اهداف گروه فیلم‌ساز برای در نظر گرفتن چنین اسمی، اشاره به تاریخ گذشته به‌عنوان یک نیمروز و اشاره‌ی هم‌زمان به آینده‌ی انقلاب اسلامی و لزوم عبرت گرفتن از گذشته باشد.
با در نظر گرفتن فیلم‌هایی که در چند سال اخیر ساخته شده است، می‌توان به رویش‌ها و جریان‌سازی در جبهه‌ی فرهنگی انقلاب امیدوار بود، اما آنچه فعالان هنر و رسانه باید به آن توجه کنند، الگوی محتوای خوب به‌همراه قالب خوب است. الگویی که مهدویان در حال استفاده از آن است و جای امید است در تولیدات بعدی از طرف وی و سایر فعالان سینمایی، شاهد کاهش تأثیرات نامطلوب جریانات شبه‌روشنفکری و استفاده‌ی صحیح و البته ضروری از هنر سینما باشیم.*
پی نوشت:
[1]. بیانات در دیدار شاعران‌، 3 شهریور 1389.
پایگاه برهان
کد مطلب: 508204
نام شما

آدرس ايميل شما
برای ارتقای فرهنگ نقد و انتقاد و کمک به پیشرفت فرهنگ و اخلاق جامعه، تلاش کنیم به جای توهین و تمسخر دیگران، نظرات و استدلال هایمان را در رد یا قبول مطالب عنوان کنیم.
نظر شما *


Iran, Islamic Republic of
خیلی فیلم جذابی بود پیشنهاد میکنم کسانی که ندیدند حتما ببینند