پايگاه خبری تحليلی جهان نيوز 24 ارديبهشت 1397 ساعت 10:45 http://www.jahannews.com/news/600381/شهدایی-همنام-اما-دو-ملیت-جداگانه -------------------------------------------------- عنوان : شهدایی"همنام" اما از دو ملیت جداگانه -------------------------------------------------- تاریخ پر فراز و نشیب انقلاب پر است از جوان­‌های خدایی! هشت شهید با نام «جواد محمدی». جوادهایی که با پایمردی خود در دو برهه حساس از تاریخ کشورمان، ثابت کردند که دفاع مقدس تداوم عاشورا بود و دفاع از حرم، دنباله­ روی راه شهدا و ایثارگران دفاع مقدس است. متن : به گزارش جهان نیوز به نقل از دفاع پرس، از ازل تا زمان حال و بی شک از حال تا ابد، انسان پای بند عشق بوده است؛ چه این عشق در عرفان نمود پیدا کرده باشد چه در انسان و چه در جزء جزءِ جزئیات زندگی. حال آن که همین عشق به اجزاء، به عشق انسان و عشق انسان نیز به خدا وصل می شود. انسان متغیر و محکوم به فناست و فقط عشق ماندگار است و خدا. انسانی که خود را به عشق و خدا برساند، ماندگار می شود. عشق سن و سال و زمان و مکان و جنسیت نمی شناسد. عشق اگر الهی باشد، ثابت می ماند و عاشق اگر الهی باشد، تا همیشه همان خواهد بود، حال آنکه ممکن است فیزیک و جسم ها تغییر کند ولی شور و روح نه. در نگاهی به تاریخ ایران از گذشته تا امروز، همه جا پای عشق را می توان یافت؛ عشق به ناموس، عشق به وطن، عشق به خدا و عشق به انسانهایی که روح خدا بوده اند. پس از مطالعه وصیتامه شهید جواد محمدی آدرگان، گذری در زندگی نامه شهدای دفاع مقدس و شهدای مدافع حرم داشتم. تاریخ پر فراز و نشیب انقلاب پر بود از جوان های خدایی! هشت شهید با نام جواد محمدی. جوادهایی که با پایمردی خود در دو برهه حساس از تاریخ کشورمان، ثابت کردند که دفاع مقدس تداوم عاشورا است و دفاع از حرم، دنباله روی راه شهدا و ایثارگران دفاع مقدس است. توفیقی حاصل شد تا در کنار مضجع امام مهربانی ها، گوشه ای از عشق را در زندگی این هشت شهید، بازخوانی کنیم. *شهید جواد محمدی تولد: آدرگان، اصفهان شهادت: 1366/12/26، حلبچه ... درود بر شهیدان به خون نشسته اسلام از صدر تاکنون، قسمتی از وصیت خویش را آغاز می کنم. ما باید بدانیم که انسان کیست و از کجا آمده است و به سوی چه کسی و کجا خواهد رفت و چه وسیله و توشه ای همراه خود می برد. به درستی که ما از جانب خدا آمده ایم و به سوی او رجوع خواهیم کرد. پس ما که می دانیم انسان رفتنی است و حتماً خواهد مرد، چه بهتر که مردن و مرگی را انتخاب کنیم که با عزت و شرافت همراه باشد و این مرگ، مرگی جز کشته شدن در راه خدا و شهادت نیست. بعضی حرف ها نه تفسیر می خواهند نه ترجمه؛ فقط باید به آن ها فکر کرد و باید اندیشید که انسان کیست و برای چه آمده است. *شهید جواد محمدی تولد: 1347، جهرم (استان فارس) شهادت: 1362/12/22، عملیات خیبر، جزیره مجنون جواد محمدي حدود پانزده سال داشت که جنگ آغاز شد. او بارها در بسيج جهت اعزام به جبهه ثبت نام کرد ولی چون سن اش کم بود، اجازه اعزام نمی گرفت. تا این که با اصرار به عنوان تدارکات جبهه در بسيج ثبت نام کرد ولي پس از طي دوره آموزشي در پادگان شهيد دستغيب خود را در ردیف نيروهاي رزمي جا داد و در تاريخ دوم اسفندماه 1362 به جبهه اعزام شد. او در عمليات خيبر جنگید و افتخار فتح جزایر مجنون نصیبش شد. قدری مانده بود تا سال 1363 از راه برسد که جواد اسلحه و جبهه و خاک و زمین را رها کرد که نه جواد دل ماندن داشت و نه خدا مصلحت دید که او شهید نشود. پیکر مطهر شهید جواد محمدي در 29 اسفندماه سال 1362 تشييع و در گلستان شهداي دارالرحمه شيراز به خاک سپرده شد. *شهید جواد محمدی محل تولد: افغانستان، محل زندگی پیشوا تاریخ و محل شهادت: آبان ماه 1394، سوریه شهرستان پیشوا صبح روز دوشنبه، دومین روز از آذرماه سال 1394 میزبان جواد محمدی، از مجاهدهای لشکر فاطمیون بود که جشن شهادت بیست سالگی اش را در سوریه برپا کرده و جسمش را به یادگار برای مردم فرستاده بود. مراسم تشییع پیکر مطهر شهید جواد محمدی ابتدا در روستای حبیب آباد شهرستان پیشوا برگزار شد و سپس پیکرش با حضور پرشکوه مردم مومن و انقلابی پیشوا، خانواده معظم شهدا، ایثارگران، بسیجیان، نیروهای نظامی و انتظامی و جمعی از مسئولین این شهرستان از میدان امام خمینی (ره) تا حرم مطهر حضرت جعفر بن موسی الکاظم (ع) تشییع و به خاک گلزار شهدای این شهرستان سپرده شد. *شهید جواد محمدی تولد: مشهد شهادت: 1394/11/15، شهرک نبل الزهرا سوریه مهدی(جواد) محمدی مفرد با نام جهادی ابوفاضل از فعالان جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی مشهد و از اعضای ستاد مردمی بزرگداشت شهدای مدافع حرم بود. او 38 سال سن داشت و پس از یکسال پیگیری سرانجام موفق به حضور در جبهه مقاومت شده بود. جواد دو روز پس از تولد فرزند دومش برای هدایت و آموزش نیروهای لشکر فاطمیون در دفاع از حرم حضرت زینب (س) به جبهه مقاومت عزیمت کرد. گفته می شود او جانشین محور تیپ امام حسن مجتبی(ع) لشکر فاطمیون بوده است. جواد محمدی مفرد ۲۶ اردیبهشت ماه ۱۳۵۶ در شهرمقدس مشهد درصبح سالروز ولادت امام جواد (ع) به دنیا آمد و به همین خاطر از کودکی او را جواد صدا می کردند و چون ازقبل نام مهدی را برایش انتخاب کرده بودند، نامش در شناسنامه مهدی ثبت شد. احمد منصوری نژاد با نام هنری منصوب، هنرمندی ست که در مشهد زندگی می کند و چند سالی است که افتخار تصویرگری چهره شهدا نصیبش شده است. او گفته بود: در مراسمی که توسط موسسه جوانان آستان قدس برگزار شده بود چهره یکی از شهدای مدافع حرم را می کشیدم. بعد از مراسم، جواد محمدی پیشم آمد و دست کرد داخل جیب کتش و خیلی جدی عکسش را گذاشت کف دستم. گفت عکس ما رو هم حتماً بکشی ها. گفتم نه حالا بذار شهید بشی بعد. می خواستم عکس را پس بدهم ولی با جدیت زیاد و خیلی صمیمی گفت نه، نه این پیشت باشه. من ماندم حیران که او چه میگوید و چقدر مطمئن است! سابقه نداشت که کسی این طور جدی برای شهادتش عکسش را بدهد تا بکشم. خلاصه عکس را نگه داشتم و گذاشتم توی پاکتم لابه لای عکس شهدایی که باید نقاشیشان را می کشیدم. یکی دیگر از دوستان جواد محمدی عنوان کرده که آن روز با اتوبوس قرار شد به تهران برویم ...من سوار اتوبوس شدم ...چشمم دنبال آشنایی می گشت ... در یک صندلی جواد تنها نشسته بود. به سمتش رفتم ..سرش پایین و با موبایلش ور می رفت ...و عکس نوزادی را نگاه می کرد ..من چشمم به موبایلش افتاد و متوجه شدم ... سلامی کردم و همانطور که سرش پایین بود جواب داد. به شوخی گفتم: یره سرته بگیر بالا! تا من را دید بلند شد و همدیگر را در آغوش کشیدیم و خوشحال از اینکه آشنایی پیدا کردیم، گفتم اینجا چه می کنی ...جواب داد برا اعزام اومدم و الانم دارم اعزام می شم به سوریه. در بین مسیر ..از هر دری صحبت کردیم و خندیدیم ... جواد گفت اگر من شهید شدم کیف و وسایلم رو بیارید ایران تحویل این ایثارگران بی خیال ندین. جواد ول کن نبود. از بهشت رضا و منطقه دفن شهدا گفت ...اون موقع محل فعلی دفن شهدای مدافع. هنوز خیلی جا داشت ....گفتم با دوستان چند روز پیش رفتیم از شهدا خدا حافظی کنیم برادر صیاد اون کنج و نبش رو برا خودش در نظر گرفت ...جواد یک دفعه از جا پرید و گفت بیجا کرده مگه مو موردوم که بیه جای موره بگیره ...اونجه جای مویه حالا می بینی. گفتم داداش بی خیال حالا جای تو باشه ..گفت شوخی نمکنم جدی موگوم اونجه فقط جای مویه. آن روز و آن شب و روزهای بعدش گذشت. رفتیم به شهرک الحاضر و جواد را با کیف و وسایلش و اسلحه و.....سوار کردیم کلی خاطره و شوخ طبعی جواد تا شب حمله به خانطومان رسید ...دشمن از هر طرفی هجوم کرد .. آن شب آخرین کلمات جواد را از پشت بیسیم شنیدیم که می گفت مجروح شده و دیگر صدایی از رفیقمون نشنیدیم که نشنیدیم. آن شب خییلی دیر گذشت نزدیک صبح ابوعلی رو صدا زدم و سراغ جواد رو گرفتم. یک کلام گفت ....جواد...........کربلایی .........شد. وقت مرخصی من شد. به ایران برگشتم. هنوز وارد بهشت رضا نشده بودم . یاد صحبت جواد در مورد محل دفنش افتادم و به محض اینکه وارد محل دفن شهدای مدافع حرم رسیدم ...به جایی که جواد برای خودش در نظر گرفته بود رفتم. *شهید جواد محمدی محل تولد: افغانستان، محل زندگی ساوجبلاغ تاریخ و محل شهادت: 1396/01/07، حلب سوریه شهید جواد محمدی از شهدای مدافع حرم، در اصل اهل افغانستان بود ولی در دهستان سعیدآباد شهرستان ساوجبلاغ استان البرز زندگی می کرد و پس از شهادت و بازگشت به وطن، جسمش در گلزار شهدای امامزاده اظهرالدین روستای ایقربلاغ به خاک سپرده شد. او در مبارزه با داعش در منطقه عملیاتی بین تدمر و حلب در سوریه به درجه رفیع شهادت نائل شد. *شهید جواد محمدی تولد: افغانستان، محل زندگی باغستان شهریار شهادت: آبان ماه 1396، سوریه همین قدر می دانم که او از نیروهای تیپ فاطمیون و نهمین شهید مدافع حرم شهر باغستان شهریار بوده است. محل تولد و شهادت و اطلاعاتی که برای آدم ها مهم هستند، معنایی ندارد و برای کسی که اهلش باشد، دانستن همین مسئله که جواد محمدی، شهید است، کافی ست. *شهید جواد محمدی تولد: افغانستان، محل زندگی رفسنجان شهادت:1396/8/25، المیادین سوریه جوان افغانی جواد محمدی فرزند گل محمد جمعی لشکر فاطمیون در سن 18 سالگی بر اثر اصابت ترکش در منطقه المیادین سوریه به شهادت رسید. جسمش روز یک شنبه 28 آبان ماه در شهرستان رفسنجان تشییع شده و به خاک سپرده شد. *شهید جواد محمدی تولد: اصفهان شهادت: 1396/3/17حما، سوریه ابراهیم امان الهی یکی از همرزمان جواد محمدی است که قریب به 20 سال با وی آشنایی و رفاقت برادرانه داشته است. او در مصاحبه اش گفته بود: جواد بسیار زیاد به خانواده عشق می ورزید و عادتی داشت که شماره همسرش را در گوشی به نام 721 ذخیره کرده بود؛ می گفت: در هفت آسمان و دو عالم، یک نفر همسر من نمی شود و خودش فلسفه این شماره را اوج عشقش به خانواده عنوان می کرد. جواد از لحاظ معنوی، مایه دار بود و به حضرت زهرا(س) ارادات خاص داشت به نحوی که در اعزام چهارمش به سوریه، ترکش به پهلو و سرش خورده و به شدت مجروح شده بود. در رابطه با زخم پهلویش می گفت: در سوریه نشان از مادرم زهرا(س) گرفتم. پس از این جراحت به وضوح شوق رفتن در چهره اش هویدا بود و در روضه مادر بی تابی بیشتری می کرد. یک بار با شوخی به من گفت: دعا کن در ماه رمضان شهید نشوم و یا اگر شهید شدم، پیکرم را بعد از ماه رمضان بیاورند که مردم در گرما اذیت نشوند! صحبتش یک شوخی بود ولی امسال جواد در ماه رمضان به شهادت رسید و پیکرش در حماء سوریه مانده است. همسر شهید جواد محمدی گفت: اول که تصميم رفتن به سوريه را گرفته بود، به من نگفت. بعد که در جريانم گذاشت، گفت: يک هفته است دارم با خودم کلنجار مي روم که ببينم براي چه مي خواهم بروم. اول براي خودم حل کنم که قصدم از رفتن چيست و خداي ناکرده هوا و هوسي در آن نباشد؛ بعد ديگران را درجريان بگذارم. در مورد رفتنش به سوريه جمله قشنگي را به من گفت که براي هميشه در خاطرم حک شد. مي گفت: تنها چيزي که در آن ريا نيست، صبر است. حضرت زينب(س) خيلي سختي کشيد، ولي در مقابل همه اش صبر کرد. پس شما هم صبوري کنيد. وی ادامه داد: مرتبه سومي که به سوريه رفته بود اسمش در قرعه کشي براي رفتن به کربلا انتخاب شده بود ولي گفته بود بايد کربلا را با خانواده بروم و نرفته بود. زماني که از سوريه آمد به من گفت بدون شما کربلا هرگز نمي رفتم. قبل از اعزام آخرش به سوريه، گفت: اين مرتبه اگر اسمم براي کربلا انتخاب شد، حتما مي روم، يادم هست به جواد گفتم شما که بدون خانواده کربلا نمي رفتي؛ ولي گفت که اين بار دست خودم نيست، من را کربلا خواهند برد. *کلام آخر ...و اما مطلبی با برادران و خواهرانم که خیلی دوستشان دارم. امیدوارم که مفید باشید برای جامعه اسلامی و مملکتمان... و السلام. جواد محمدی1366/11/11 (شهید جواد محمدی آدرگان).