پايگاه خبری تحليلی جهان نيوز 2 خرداد 1391 ساعت 9:28 http://www.jahannews.com/analysis/224350/عكس-ديدارم-رهبري-منتشر-آنتن-خانه-ام-شكستند -------------------------------------------------- عنوان : عكس ديدارم با رهبري منتشر شد آنتن خانه‌ام را شكستند -------------------------------------------------- در سينما عرصه بي‌ در و پيكري درست كرده‌اند؛ مديران، محافظ كار شده‌اند و ريسك نمي‌كنند كه برخي جريانات منحرف را حذف كنند. متن : به گزارش جهان به نقل از خبرگزاری دانشجو ؛ بعد از پي گيري هايي كه براي آمدن رضا توكلي انجام داديم بالاخره با لبخند و خوش رويي وارد خبرگزاري ما شد. بعد از كلي خوش و بش كه الحق اخلاق خوب و روحيه شادش اجازه نداد گذر زمان را متوجه شويم؛ از دغدغه هاي دانشجويي اش گفت و اين كه بارها خبرگزاري ها و نشريه هايي براي مصاحبه به سراغش رفتند و نپذيرفته. اول بحث چند بار تاكيد كرد كه دانشجويان را چه قدر دوست دارد و به خاطر دانشجويي بودن اين جا حاضر به مصاحبه شده؛ خيلي خوب و راحت حرف ها و گلايه هايش را طرح كرد ... چند بار رياضي را در دبيرستان رفوزه شدم/بهترين خاطرات نوجواني ام در مسجد محلمان شكل گرفت من در خانواده متوسط درجه پايين در مشهد به دنيا آمدم، به خاطر كار پدرم به تهران آمديم و سمت اميريه زندگي كرديم. از همان ابتدا به موسيقي علاقه داشتم و به دليل اينكه خانواده با اين مقوله مخالف بودند، يواشكي به دنبال موسيقي رفتم و از هشت سالگي احساس كردم ريتم را مي شناسم و مي توانم با دستانم بنوازم. از همان ابتدا احساس كردم مي توانم بازي كنم، ديكته و رياضي ام در دبيرستان ضعيف بود و چند بار رفوزه شدم، اما هميشه نمره انشايم بالاي ۲۰ بود؛ چرا كه تصويري مي نوشتم و بسيار به اين مقوله علاقه مند بودم. خاطرم هست در آن زمان در كنار كار موسيقي مسجدم را هم مي رفتم و هميشه خودم را به نماز جماعت مي رساندم نمي خواهم شعار بدهم اما من در مسجد خيلي چيزها ياد گرفتم. در تظاهرات هاي قبل از انقلاب به خاطر فيلم برداري هايم توسط رژيم دستگير شدم مسجدهاي آن موقع گردهمايي هاي عاشقانه بين بزرگان بود و وابستگي هاي اعتقادي من به خاطر بخشي از خاطرات مسجد دوران كودكي است. الان آدم مي ترسد از اينجور حرف ها بزند، متاسفانه در فضاي هنري جرياني را راه انداختند كه درخور و شان مردم نيست و به محض اينكه حرفي راجع به اعتقادات زده شود گروهي بر عليه آدم جبهه مي گيرند. خاطرم هست بعد از اينكه وارد نيروي هوايي شدم به دنبال فيلمبرداري رفتم و در بسياري از تظاهرات هاي قبل از انقلاب فيلمبرداري مي كردم چند بار من را دستگير كردند و حسابي كتكم زدند من اين خاطرات را براي كسي تعريف نكرده ام چرا كه دنبال امتياز و يا مزيتي نيستم. با شهيد بابايي همسنگر بودم/در جنگ موجي شدم بلافاصله بعد از جنگ در اميديه اهواز به كار فيلمبرداري پرداختم و چون من آدم شاد و خنداني بودم در جبهه خاطرات خوبي برايمان رقم مي خورد. اتفاق مهمي كه در جنگ برايم رخ داد همسنگري با شهيد بابايي، تيمسار رستمي و تيمسار اردستاني بود. آن روزها ما لحظات شيريني را با هم گذرانديم؛ من فيلم هاي زيادي از شهيد بابايي دارم و بارها ايشان را خنداندم. جزء اولين كساني بودم كه بعد از شهادت شهيد بابايي به بالاي سرش در سردخانه رسيدم و از اين صحنه ها فيلمبرداري كردم. آخرين لحظه هايي كه در جبهه در حال كار خبري بودم، هواپيمايي از روي سرم رد شد و باعث شد چند صباحي موجي شوم و در بيمارستان بستري شدم. موجي شدنم براي بچه ها خنده دار و جذاب بود. چرا كه بچه ها به من مي گفتند موجي شيرين شدم و در ايام مريضي بچه ها را مي خنداندم. چوپان اصحاب كهف را قسم دادم به شرطي نقشت را بازي مي كنم كه در آن دنيا من را شفاعت كني من از آن دسته بازيگراني هستم كه وقتي نقشم را بازي مي كنم آن نقش را از ذهن پاك مي كنم. اما برخي نقش ها ساليان سال به همراه من باقي مي ماند. در مذاكراتي كه با آقاي سلحشور و شورجه در فيلم اصحاب كهف رخ داد؛ چند نقش براي من در نظر گرفته شد. اما وقتي شنيدم نقش چوپان اصحاب كهف را به من دادند دو ركعت نماز خواندم. نمي توانم احساس آن شب را بيان كنم چرا كه اشك در چشمانم حلقه مي زند. با خدا درد و دل كردم كه خدايا من خودم را به تو سپردم و بزرگترين درخواستم از خدا اين بود كه آنتونيوس چوپان را كه بازي مي كنم فرداي قيامت به داد من برسد. از او شفاعت خواستم و خواستم كه من را با چوپان اصحاب كهف محشور كند. من به اين معتقدم كه فيلم هايي همچون امام علي(ع) و فيلم هاي تاريخي كه راجع به شخصيت هاي صدر اسلام است قسمت و تقدير است كه براي هر كسي در طول بازيگري اتفاق مي افتد. به همين دليل روز قيامت هيچ نقش ديگري از من شفاعت نخواهد كرد مگر همين نقش. تنها جنبه اي كه سينما ندارد اسلامي بودن است/يك سال است بيكارم و فيلم بازي نكرده ام مسئولين و مديرها خوراك فرهنگي كه در جامعه وارد مي كنند مانند نقش يك پدر در خانواده است. بزرگترين مشكل فرهنگي ما مسئله دار بودن مديران ما است. انقلابي صورت گرفته كه خالص اسلامي بوده تنها جنبه اي كه در فرهنگ سينما و خصوصاً صدا و سيما بهش پرداخته نمي شود همين اسلامي بودن است. نمي خواهم سياه نمايي كنم اما اگر نجنبيم قافله را باخته ايم؛ اگر از نگاه شما من هنرمند متعهدي هستم بايد بگويم كه يك سال است كار نكرده ام و خانه نشين شده ام و از روي بيكاري فيلمنامه نوشتم. فشار اقتصادي باعث مي شود بازيگر فيلم درجه پايين بازي كند/فرزندان مسئولين وزارت ارشاد متعهد هستند؟ در سينما عرصه بي در و پيكري درست كرده اند، مسئولان و مديران ترسو محافظ كار شده اند و ريسك نمي كنند كه برخي جريانات منحرف را از سينما حذف كنند. من بازيگر وقتي چهار كار ناشايست را رد مي كنم به دليل فشار اقتصادي مجبور مي شوم كار پنجم را قبول كنم. چرا اين اتفاق در سينما رخ داده ما مشكل برنامه ريزي داريم؟ بايد خط اسلامي و انقلابي بودن فرهنگ مشخص شود. وقتي بدانيم كه هنرمند متعهد كيست ديگر به دسته غيرمتعهد پر و بال نمي دهيم. آيا فرزندان مسئولين وزارت ارشاد متعهد هستند؟ به چه متعهد هستند؟ به اعتقادات مذهبي؟ اين تعهد بخشي به مسائل اسلامي مربوط مي شود چون كشور اسلامي است، بخشي از اين مقوله به چگونه بار آمدن مسئولين است؛ اينكه مدير از كجا آمده چه انگيزه اي دارد چه بستري را بايد آماده كند و رسالتش چيست. مسئولين با اشتباهاتشان در آسياب دشمن آب مي ريزند/سينما جاي چند بازيگر ژيگول شده است دانش آموزان و دانشجويان ستون هاي سياسي و اقتصادي مملكت ما هستند اين مسئولين بايد به اين قشر از مردم پاسخگو باشند. الان در فضاي هنري و در فضاي كلي مردم بي تفاوتي گريبانگير شده. دانشجويي كه مدرك گرا باشد و ديگر به مسائل اجتماعي و اقتصادي اهميت ندهد فاجعه است. مسئولين با اشتباهاتشان در آسياب دشمن آب مي ريزند. چرا هنرمندان متعهد در فضاي سينما كم رنگ شده اند، ما در جنگ توانستيم با آن همه مشكلات و آن همه شهيد پيروز شويم اما چرا نمي توانيم در برابر مسائل فرهنگي مقاومت كنيم. سينما جاي چند بازيگر ژيگول شده است كه مدام از اين كار به آن كار مي روند و فيلم هايي را به خوراك مردم مي دهند كه در شان آنها نيست. چرا به دستورات رهبري در فضاي فرهنگي عمل نمي شود؟ مقام معظم رهبري سينماگرها را دعوت مي كنند و يك سري مطالبه مي كنند؛ اما چرا مسئولين به حرف آقا گوش نمي كنند و بعضاً در ظاهر اداي گوش كردن را درمي آورند. رهبري اين قدر تاكيد كردند كه سينماگرايان بايد اتفاق بزرگي در مملكت به وجود بياورند اما عملي كه شايسته بود صورت نگرفت؟ در زمان جنگ ما درگير مسائل اقتصادي و سياسي بوديم و از فرهنگ غافل شديم الان وقتي رهبري تاكيد مي كند كه نفوذ دشمن از طريق فرهنگ اتفاق مي افتد بايد كاري كرد. در فضاي سينما بايد به متوليان سينما پرداخته شود كه فيلم هاي گيشه اي ساختند و ذائقه جوان ومخاطب را پايين آوردند. مسئولين بايد شجاع باشند و پاي همه چيز بايستند. من حرف شيخ طادي را كه در مصاحبه با خبرگزاري شما مقصر اين امر را دولت هاي سرمايه اي دانسته بود قبول دارم چرا كه شروع جريان انحرافي در سينما در همان دولت هاي سرمايه اي اتفاق افتاد. تقليد از ماهواره نشان از جهان بيني ضعيف مسئولين دارد در فضاي الان صدا و سيما بازي را باخته؛ چرا كه درصدد نيست برنامه اي جذاب بسازد، مسئولين بي خودي مي گويند سريال هاي اخير ديده شده در حالي كه من بازيگر در جامعه هستم معتقدم اين سريال ها مورد رضايت مخاطبين نبوده است. هيچ ابداع و نوآوري در فضاي اجرا و برنامه هاي تلويزيوني وجود ندارد. الان نگاه كنيد تلويزيون فيلم هايي ساخته كه از ماهواره ها تاثير گرفته اند و خواسته اند تقليد بكنند. اين نشان دهنده جهان بيني ضعيف مسئولين است اگر جهان بيني درستي وجود داشت فيلمساز مانند يك جراح غده آسيب هاي اجتماعي را در جامعه پيدا مي كرد و دولت وظيفه داشت به اين جراحي كمك كندتا اين مسائل حل شود. چون عكسم در ديدار با رهبري منتشر شد آنتن خانه من را شكستند براي جرياني كه در فضاي سينما هنري هنرمندان مذهبي را تحت فشار قرار مي دهند بسيار متاسفم! من در آژانس وقتي نشستم به من با متلك مي گويند چفيه حضرت آقا خوب بود؟ به من مي گويند شما هم؟ روي ماشين من با برگه اي نوشتند خجالت دارد با ده نمكي بازي مي كني. خانم هنگامه قاضياني بعد از هديه جشنواره فجر اين هديه را به شهداي مملكت تقديم كردند. شهدايي كه از جواني و جانشان براي ما گذشتند؛ آن وقت برعليه قاضياني جريان درست مي كنند و ايشان را تحت فشار قرار مي دهند. اين جريان دارد هنرمندان مذهبي را از درون متلاشي مي كند چه كسي بايد جواب گو باشد. من نزد حضرت آقا رفتم و چون عكسم در ديدار با ايشان منتشر شد؛ آنتن منزل من را شكستند و در خيابان به من متلك مي گفتند. چرا مسئولين از جريان هنري هم سوي انقلاب حمايت نمي كند؟/آيا ما بايد در خيابان مورد اهانت قرار بگيريم؟ چه فحش هايي كه در جامعه به من ندادند! آيا ما نبايد در جامعه مصونيت داشته باشيم چرا اين كارها را با ما مي كنند. چون فيلمي بازي كرده ايم كه در جهت اهداف انقلاب بوده؟ اگر بنا باشد كه از يك طرف تحت فشار قرار بگيريم و مسئولين هم از جريان هنري همسوي انقلاب اسلامي دفاع نكنند پس لابد بايد از گرسنگي بميريم. آيا اين حق است؟ امثال خانم قاضياني را بايد مورد حمايت قرار داد تا اين جريان در فضاي هنري الگو شود، امثال من ديگر جرات نمي كنند جايي حرف بزنند و در حرف هايشان بگويند كه به عنوان مثال رهبري به فلان مسئله اشاره كردند. اين افرادي كه مارا تحت فشار قرار مي دهند اداي روشنفكري در مي آورند و اين همان جنگ نرم و رسانه اي است كه از طريق فشارهاي اين چنيني براي ما رخ داده است. همين ادا را در فضاي انتخابات بر عليه جريان متعهد هنري بر عليه امثال من راه انداخته اند اگر مسئولين حمايتي نكنند فرهنگ ما نابود خواهد شد.