شنبه ۱۴ تير ۱۳۹۹ - 4 Jul 2020
 
۲
۱
بخش دوم/ ظهور و بروز جريان انحرافي

کدام انحراف؟! دوستي با مردم اسرائيل!

مالک شريعتي
سه شنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۱۲
کد مطلب: 285255
آيت الله مكارم شيرازي به استفتايي درباره اظهارات مشايي پيرامون دوستي با ملت اسرائيل، اينچنين پاسخ گفت: شك نيست كه رژيم اسرائيل و مردم آن هر دو مخالف اسلام و مسلمين هستند.
جهان نيوز - مالک شریعتی:
اسفنديار رحيم مشايي معاون رئيس جمهوري و رئيس وقت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، 29 تيرماه 87 ـ درست در روزي که شبكه ماهوارهاي العربيه و روزنامه الشرق الاوسط، به‎طور مشترك برنده جايزه سالانه «كنفرانس بين‎المللي دوستان اسرائيل» شدند ـ اظهار داشت: «ايران امروز با مردم آمريكا و اسرائيل دوست است. هيچ ملتي در دنيا دشمن ما نيست اين افتخار است.» وي که مي‎دانست؛ اين اظهاراتش موجب واکنش‎هاي بسيار در جامعه خواهد شد، بلافاصله سعي کرد حرف خود را اصلاح کند: «منظور من از اسرائيل، مردم فلسطين و يهوديهايي است كه در سرزمين فلسطين زندگي ميكنند، نه يهوديهاي مهاجر و صهيونيستها؛ چرا كه ما اصلا صهيونيستها را قبول نداريم.» در حالي که از ابتدا مي‎توانست به جاي مردم اسرائيل، از واژه درست مردم فلسطين استفاده کند؛ البته در اين صورت ديگر نيازي نبود بگويد افتخار ملت ايران اين است كه با هيچ ملتي در دنيا دشمني ندارد، حتي فلسطين!

مشايي اما در 20 مردادماه بازهم بر موضع قبلي خود تأکيد و عقب‎نشيني گذشته را تکذيب کرد: «بنده به حرفهايم افتخار مي كنم و آنها را اصلاح نميكنم... براي هزارمين‎بار و قويتر از گذشته اعلام مي كنم كه ما با همه مردم دنيا دوست هستيم، حتي مردم آمريكا و اسرائيل.» اين اظهارات بلافاصله با تأييد احمدي نژاد محکم‎تر هم شد: «دلسوز همه بشريت حتي مردم آمريكا و بدبختهايي كه با سراب واهي به سرزمينهاي اشغالي روانه شده اند، هستيم.» اين تأکيد دوباره و تقويت آن توسط رئيس جمهوري موجب بروز مخالفت‎هاي جدي‎تري با مشايي و احمدي‎نژاد در ميان دلسوزان نظام شد تا جايي‎که زمزمه‎هاي طرح سوال از رئيس جمهوري در مجلس به صورت جدي شنيده  شد.

23 مردادماه، 200 نماينده مجلس با امضاي بيانيه اي ضمن محكوم كردن اظهارات مشايي، از رئيس جمهوري خواستار برخورد جدي شدند.  28 مردادماه، آيتالله مكارم شيرازي به استفتايي درباره اظهارات مشايي پاسخ گفت: «شك نيست كه رژيم اسرائيل و مردم آن هر دو مخالف اسلام و مسلمين هستند، آن‎ها زمين‎هاي مسلمان‎ها را غصب كرده‎اند و مرتبا شهرك‎سازي كرده و ساكن آن زمين‎هاي غصبي ميشوند؛ اگر ضربه اي بر مسلمين وارد شود جشن ميگيرند و اگر رژيم آن‎ها از مسلمين شكست بخورد (مانند شكست مفتضحانه جنگ 33روزه)، به حكومت خودشان اعتراض ميكنند، خلاصه آنچه باعث ناراحتي مسلمين است سبب نشاط آن‎ها است و آن‎چه سبب پيروزي مسلمين است سبب ناراحتي آنها ميشود. نقشهاي توسعه‎طلبانه رژيم و مردم آن‎جا بر كسي پوشيده نيست؛ با اين حال چگونه ميتوان واژه دوستي با آن‎ها را به زبان آورد؛ چه لزومي دارد كساني كه اين‎گونه فكر مي كنند جزو همكاران رئيس جمهوري محترم باشند. هنگامي كه 200 نفر از نمايندگان مردم به چنين كاري اعتراض كنند مفهومش اين است كه بيش از دو سوم مردم اين كشور با چنين شخص و چنين افكاري مخالفند. انصاف ايجاب مي كند تعصبهاي جناحي را كنار بگذاريم و به سرنوشت و منافع كشور و نظام بينديشيم و بر ‎انديشه امام‎(ره) در اين زمينه استوار باشيم.»  30 مردادماه آيت‎الله نوري همداني در پاسخ به استفتاء جمعي از دانشجويان دانشگاههاي كشور درباره اظهارات مشايي گفت: «عداوت و دشمني مردم متعهد ايران با اسرائيل خونآشام كه با نقشه استعماري، مردم فلسطين را آواره و اين سرزمين را غصب و با ادامه قتل و كشتار و جنايات فراوان و ساختن شهركها، همفكران صهيونيستي خود را از كشورهاي ديگر به اين سرزمين جلب كرد، از الفباي اسلام و انقلاب است. كيست كه نداند استعمار پير انگلستان اين غده سرطاني را با نقشه شوم هولوكاستي، در اين سرزمين غرس كرد و سردمدار استكبار جهاني يعني شيطان بزرگ، آمريكا اين شجره خبيثه را آبياري كرد و با حمايت همه جانبه اين پايگاه استعماري كه با انبار كردن سلاحهاي هسته اي و قتل و كشتار و تخريب مداوم، امنيت منطقه را به هم زده است، نگه داشته و تقويت مي كند. همه مي دانند كه مردم انقلابي ايران اين كلام امام راحل (اعلي‎الله‎مقامه) که «اسرائيل بايد محو شود» را يكي از آرمانهاي خود ميدانند و هر سال در جمعه آخر ماه مبارك رمضان با تظاهرات چند ميليوني خود همه مسلمانان و آزادي‎خواهان جهان را به اين آرمان اسلامي دعوت ميكنند و به عملي شدن و تحقق اين ايده كه هم اكنون از جهت مغلوبيت در برابر حزب الله محترم لبنان و قدرت انتفاضه در ضعف و اضطراب به سر ميبرد، ايمان دارند. «اِنَّهُم يَرونه بعيداً و نَريهُ قريبَا» بنابراين هرگز شايسته نيست كه رئيس جمهوري محترم و مكتبي، كسي را كه فكر و فرهنگش در حدي باشد كه نتواند اين حقيقت را درك كند و يا از لحاظ ادبي قدرت بيان اين مطلب را ندارد و يا آن قدر شهامت روحي ندارد كه به اشتباه خود به طور صريح اعتراف كند و عذر بخواهد، مشاور خود قرار بدهد و يك پست مهم دولتي را به او بسپارد تا نه تنها اعتراض به جاي نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي ايران، بلكه اعتراض و ناراحتي همه ملت آگاه و متعهد ايران اسلامي را به دنبال داشته باشد.» 

19 شهريور محمدتقي رهبر، رئيس مجمع نمايندگان روحاني مجلس، گفت: «مجمع نمايندگان روحاني مجلس تصميم گرفت تا نامهاي به مقام معظم رهبري بنويسد و در اين نامه تأكيد كند كه چرا آقاي احمدي نژاد (رئيس‎جمهوري) اصرار دارد تا اسفنديار رحيم مشايي (رئيس سازمان ميراث فرهنگ و گردشگري) در اين سمت باقي بماند... تاكنون 44 نماينده روحاني مجلس اين نامه را امضا كردهاند و ما علاوه بر آن كه نامه را خدمت مقام معظم رهبري مي فرستيم، نسخهاي از آن را در اختيار رئيس جمهوري قرار مي دهيم.» 

20 شهريور در حاشيه اجلاسيه چهارم مجلس خبرگان رهبري، بيش از 50تن از نمايندگان اين مجلس، با امضاي نامه‎اي بر لزوم رسيدگي به اظهارات اسفنديار رحيممشايي، مبني بر «دوستي ايرانيان با مردم اسرائيل» تأكيد كردند و حضور رحيممشايي در دولت به عنوان معاون رئيس جمهوري، رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و رئيس مركز ملي مطالعات جهاني‎شدن را متناسب با منزلت دولت اصول‎گرا و رئيس جمهوري مكتبي ندانستند. 

10 شهريور محمد كرمي راد، نماينده مردم كرمانشاه در مجلس، در نطق خود به گفتوگوي شيمون پرز با راديوي آمريكا اشاره کرد و گفت: «شيمون پرز احمدي نژاد را خطرناك و مشايي را خوب خوانده و در اين گفتوگو از اظهارات مشايي استقبال كرده است.» بعد از اين اعتراضات بود که 28 شهريورماه دکتر احمدي‎نژاد در جريان کنفرانس مطبوعاتي خود، تمام قد از اظهارات مشايي دفاع کرده و آن را به طور کامل تبيين و سياست دولت دانست: «حرف آقاي مشايي حرف دولت است. ملت ما و ملتها با مردم مشكلي ندارند، ما براي رژيم صهيونيستي دولتي نميشناسيم. ما دولتي به نام اسرائيل به رسميت نميشناسيم. اما ما حساب مردمي كه به دروغ به آن‎جا آورده شده و سپر بلا شده اند، را با شبكه رژيم صهيونيستي جدا مي دانيم.» 

سرانجام فرداي مصاحبه مطبوعاتي رئيس جمهوري، مقام معظم رهبري در خطبه‎هاي نماز جمعه تهران در تاريخ 29 شهريور 1387 فرمودند: «يك نفر پيدا مي‎شود درباره‏ مردمى كه در اسرائيل زندگى مي‎كنند، اظهار نظرى مي‎كند. البته اين اظهار نظر، اظهار نظر غلطى است. اين كه گفته شود ما با مردم اسرائيل هم مثل مردم ديگر دنيا دوستيم! اين حرف درستى نيست؛ حرف غيرمنطقى‏ اى است. مگر مردم اسرائيل كى‏ هايند؟ همان كسانى هستند كه غصب خانه، غصب سرزمين، غصب مزرعه، غصب تجارت به وسيله ‏ى همين‏ها دارد انجام مي‎گيرد. سياهي‎لشگرِ عناصر صهيونيسم، همين‏ هايند. نمي‎شود ملت مسلمان نسبت به افرادى كه اينجور عامل دست دشمنان اساسى دنياى اسلام هستند، بى تفاوت باشد. نه، ما با يهودى ‏ها هيچ مشكلى نداريم، با مسيحى‏ها هيچ مشكلى نداريم، با اصحاب اديان در دنيا هيچ مشكلى نداريم؛ اما با غاصبان سرزمين فلسطين چرا؛ مشكل داريم. غاصب هم فقط رژيم صهيونيستى نيست. اين موضع نظام است، اين موضع انقلاب است، موضع مردم است.» 
ادامه دارد... 
منبع:هفته نامه پنجره
نام شما

آدرس ايميل شما
برای ارتقای فرهنگ نقد و انتقاد و کمک به پیشرفت فرهنگ و اخلاق جامعه، تلاش کنیم به جای توهین و تمسخر دیگران، نظرات و استدلال هایمان را در رد یا قبول مطالب عنوان کنیم.
نظر شما *


سران آمریکا هدف اصلی شان، منافع شخصی خودشان است. ...