سه شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۷ - 19 Feb 2019
 
۰

از نوه امام تا فرزندان خميني

تقي دژاكام
يکشنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۰۰
از نوه امام تا فرزندان خميني
چه فرقي مي‌كند "وقتي در صحنه حق وباطل " نيست، در پاكستان و امارات است؟ وقتي حرف نمي‌زند، وقتي واكنش نشان نمي‌دهد، وقتي ككش نمي‌گزد، وقتي صدايش در نمي‌آيد، چه فرقي مي‌كند باشد يا نباشد، فرزند امام خميني باشد يا نوه امام ؟

تقي دژاكام نويسنده وبلاگ "آب و آتش "، مطلبي را با عنوان "از نوه امام تا فرزندان خميني " را در وبلاگ شخصي خود منتشر كرده است.
بر اساس اين گزارش در بخشي از اين مطلب آمده است:

مهم نيست كه آقاي سيد حسن خميني از ايران خارج شدند يا نه، مهم نيست كه به پاكستان رفته بودند يا به امارات، مهم نيست كه قبل از تاريخ 20 آذر رفته بودند يا بعد از آن، ...، و حتي مهم نيست كه ايشان نوه امام خميني بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران هستند يا نه ! چرا ؟ عرض مي‌كنم:
خدا رحمت كند شهيد سيد مرتضي آويني را كه از آفت ِ "سيطره مشهورات " سخن گفته بود؛ آفتي كه اجازه نمي دهد تو براحتي بگويي مثلاً چرا در دانشگاه‌هاي كشورمان الزاماً بايد غلبه با داوطلبان مؤنث باشد تا مذكر.
اگر تو به دلايل مختلف جامعه شناختي و فرهنگي و توجه به نيروي كار آينده و مشكلات خانوادگي و كاهش ازدواج و بالا رفتن سطح توقع دخترها در هنگام ازدواج و دهها دليل علمي و حساب شده ديگر به اين رسيده باشي كه اين وضعيت نياز به يك اصلاح اساسي دارد و بايد در اين شيوه تجديد نظر كرد و تنها يك مانع بزرگ پيش رويت باشد و آن هم اينكه به مجرد طرح اين موضوع ، به نفهمي و كج فهمي و اُمّلي و عقب افتادگي از شرايط روز و جهاني و ... متهم مي شوي و اين همان "سيطره مشهورات " است و تو بايد ساكت باشي و دم فرو بندي.
يكي از بزرگترين مشهوراتي كه پيش از انقلاب وجود داشت و به مدد امام خميني "رضوان الله تعالي عليه " و بعد از ايشان با هوشياري رهبر عزيزمان، روز به روز كاهش يافت، روحيه و نگاه وليعهد پروري و شهبانو گرايي در بين بسياري از ما بود ( توجه كنيد مي گويم "روحيه " و "نگاه " و نه خود وليعهد و شهبانو !).
اين موضوع اصلا اختصاصي به خاندان شاهنشاهي نداشت، حتي در بسياري از روحانيان ما نيز اين روحيه وجود داشته و دارد: مرد بزرگ و دانشمندي مدتي روحاني مسجدي بوده و پس از مرگش حتماً بايد فرزندش امامت مسجد را ادامه دهد! بر اساس احراز كدام صلاحيت‌ها ؟! (فتنه چند سال پيش "كاظميني بروجردي " نمونه اي از همين روحيه وليعهد پروري بود).
يادتان بيايد كه در زمان امام ، چه تلاشهايي شد كه حاج سيد احمد آقا رئيس جمهور بشود و پس از درگذشت امام ، برخي او را شايسته كسوت رهبري مي دانستند؟
خوشبختانه حاج سيد احمد آقا با هوشياري و فراست امام در زمان حياتشان با توطئه اولي ( كه جالب است از سوي رئيس جمهور مخلوع "سيد ابوالحسن بني صدر " تبليغ مي‌شد!) ايستادند و پس از درگذشت امام هم، خود حاج سيد احمد آقا در مقابل اين شايعه توطئه آميز ايستادند و محكم از رهبري آيت الله خامنه اي دفاع جانانه كردند و حتي اين موضوع را جزو تاكيدات اصلي و مهم وصيتنامه خودشان به فرزندشان "سيد حسن خميني " آوردند:
- به حسن و برادرانش اين توصيه را مي‌نمايم كه هميشه سعي كنند در خط رهبري حركت كنند و از آن منحرف نشوند كه خير دنيا و آخرت در آن است و بدانند كه ايشان موفقيت اسلام و نظام و كشور را مي‌خواهند.هرگز گرفتار تحليل‌هاي گوناگون نشوند كه دشمن در كمين است!
- امروز بايد در كنار نظاممان پشت سر رهبري قرار بگيريم. رهبر ما شاگرد امام است. رهبر ما از چهره‌هاي شناخته شد?انقلاب است كه ساليان سال در زندان‌هاي رژيم سفّاك پهلوي به سر برده.
- هيچ كس حق شكستن حريم رهبري را ندارد. حرمت رهبري نظام اسلامي، از اصول خدشه ناپذير انقلاب اسلامي ماست. همه بايد به دستورات رهبري عمل كنند.
- ما امروز موظف هستيم پشت سر مقام رهبري حضرت آيت الله خامنه‌اي حركت كنيم. هر چه ايشان گفت گوش كنيم، اگر روزي حركت ما با حركت ولي نخواند، بدانيد كه نقص از ماست.
- قاطع‌تر پشت سر رهبري باشيم و نگذاريم رهبرمان احساس تنهايي كنند. همان طور كه نگذاشتيد امام احساس تنهايي كند. اطاعت از خامنه‌اي، اطاعت از امام است. هر كس منكر اين معنا شود، مطمئن باشيد در خط امام نيست و هر كس بگويد كه اطاعت از امام غير از اطاعت از حضرت آيت الله خامنه‌اي است در خط آمريكاست!
من بعد از رحلت امام، با خدا و امام عهد كرده‌ام كه كوچكترين قدمي را عليه رهبري و برخلاف رهبري و حتي برخلاف ميل رهبري برندارم و اگر شما مردم هم چنين پيماني را تجديد كنيد، مطمئن باشيد كه ما در تمام زمينه‌ها بر آمريكا پيروز مي شويم. "
همچنين به ياد بياوريد تاكيدات مكرر امام را كه فرزندانم در هيچ مسئوليت رسمي كشوري نبايد باشند و تا آخر عمرشان اجازه ندادند هيچ كدام از فرزندانشان حتي با وجود صلاحيتهاي فراوان در مسئوليتي سياسي يا اجرايي يا اقتصادي قرار گيرند.
همين روحيه مبارزه با وليعهد پروري و شهبانو گرايي در رهبر عزيز انقلاب نيز وجود داشته و دارد و ايشان هم، از همه فرزندانشان خواسته اند كه در هيچ مسئوليت سياسي و اجرايي و اقتصادي وارد نشوند ، به گونه اي كه الان اكثر مردم كشورمان بجز عده اي از خواص حتي نام و تعداد فرزندان ِ رهبرشان را هم نمي دانند.( براي رفع خستگي ، پانوشت دوم همين مطلب را بخوانيد!).
اين در شرايطي است كه فرزندان امام و رهبر، حائز شرايط لازم براي احراز مسئوليتهاي پيش گفته باشند، چه رسد به كساني كه امام، به دليل نداشتن هوش سياسي و افتادن در دام دشمنان، حتي دخالت در مسائل سياسي ( نه پذيرفتن مسئوليتهاي سياسي و اجرايي) را هم بر آنها حرام كرده بودند:
"پسرم حسين خميني! جواني براي همه خطرهايي دارد كه پس از گذشت آنها، انسان متوجه مي‌شود.
من ميل دارم كساني كه به من مربوط هستند، در اين كوران‌هاي سياسي وارد نشوند؛ من اميد دارم كه شما با مجاهدت در تحصيل علوم اسلامي و با تعهد به اخلاق اسلامي و مهار كردن نفس امّاره بالسّوء، براي آتيه مورد استفاده واقع بشوي؛ من علاوه بر نصيحت پدري پير، به شما امر شرعي مي‌كنم كه در اين بازي‌هاي سياسي وارد نشوي و واجب شرعي است كه از اين برخوردها احتراز كني؛ من به شما امر مي‌كنم به حوزه علميه قم برگرد و با كوشش، به تحصيل علوم اسلامي و انساني بپرداز. "(صحيفه نور، جلد 14، صفحه 345).
هر چند سيد حسين خميني به اين توصيه شگفت پدربزرگ و احتمالاً رهبر خود گوش نداد و قدم در بازيهاي سياسي گذاشت و سر از همراهي با بني صدر و صدام و رضا پهلوي در آورد!
حجت الاسلام و المسلمين سيد حسن خميني ، هم در ادب و اخلاق و هم در هوشياري و ارادت به نظام و رهبري به هيچ وجه قابل مقايسه با پسر عمويش " سيد حسين خميني " نيست.اما نشان داده است كه او با حداقلهاي انتظارات از او نيز فاصله دارد.
حداقل انتظار از او واكنش‌هايي است كه بايد به عنوان متولي و ميراث دار نام و خاندان امام خميني، پاسدار و نگاهبان خوبي براي آن باشد؛ نام و عنوان كسي كه اسلام و دينداري را در عصر جديد زنده كرد و بيداري اسلامي را موجب شد و جهان اسلام و مستضعفان و محرومان جهان را به قيام واداشت و تحولات سياسي و اجتماعي فراواني را در سرتاسر كره ارض ايجاد كرد.
آن روز كه در حاشيه كنفرانس برلين ، آن پادوي اصلاح طلبان گفت: "خميني را بايد در موزه هاي تاريخ جست و جو كرد " و چندي بعد در "مانيفست جمهوريخواهي " خود صراحتا هر گونه برداشت َآزاديخواهانه و جمهوريخواهانه و دموكراتيك از انديشه هاي امام را استفاده ابزاري ! و تنها بر اساس ضرورت سياسي مجاز دانست ، سيد حسن خميني و موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني سكوت كردند.
آن روز كه در آن روزنامه دوم خردادي، امام خميني را در كنار نواب صفوي طرفدار استبداد معرفي كردند ، آن روز كه كاريكاتور موهن امام امت را در روزنامه حيات نو چاپ كردند ،آن روز كه نظريه ولايت فقيه امام را غير علمي معرفي كردند، آن روز كه صريحا امام را خشونت گرا و مدل حكومتي او را ديكتاتوري عنوان كردند، تا ... تا آن روز كه تابلوهاي افراشته مردم را در راهپيمايي روز قدس دزديدند و روي عبارت "مرگ بر اسرائيل " آن با قلم سبز خط كشيدند، سيد حسن خميني و موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني دم بر نياوردند، و مردم را با اين علامت سوال بزرگ مواجه كردند كه مگر روز قدس ميراث مهم امام خميني نيست و مگر مرگ بر اسرائيل شعار محوري بنيانگذار جمهوري اسلامي نيست پس چرا ميراث دار او، سكوت كرده و هيچ واكنشي نشان نمي‌دهد؟
روزي كه "مرگ بر بسيجي " گفتند و فحش‌هاي وقيحانه اي كه شايسته خودشان بود، نثار كساني كردند كه امام فرموده بود "من دست و بازوي فرزندان بسيجي خود را مي‌بوسم و به اين بوسه افتخار مي‌كنم "، باز هم سكوت و سكوت و سكوت و باز هم سيد حسن خميني دم بر نياورد و حتي ابرو در هم نكشيد و يادش نيامد كه نوه امام خميني است و حالا باز هم عكس امام ورهبري را پاره مي‌كنند و به آتش مي‌كشند و دل ملتي را و بلكه جهاني را مي‌سوزانند و آقاي سيد حسن خميني همچنان ، نيست! در ايران است؟
چه فرقي مي‌كند "وقتي در صحنه حق وباطل " نيست، در پاكستان و امارات است؟ چه فرقي مي‌كند وقتي "شاهد عصر خودش " نيست؟
در قم است؟ هست؟ نيست؟ كجاست؟ وقتي حرف نمي‌زند، وقتي واكنش نشان نمي‌دهد، وقتي ككش نمي‌گزد، وقتي صدايش در نمي‌آيد، چه فرقي مي‌كند باشد يا نباشد، فرزند امام خميني باشد يا نوه امام ؟ روحاني باشد يا نباشد؟ در قم باشد يا بغداد؟ سيد باشد يا عام؟ او نيست و وقتي نيست "فرزند امام " بودن تنها يك نَسَب شناسنامه‌اي است و "فرزندان خميني " همان‌ها كه او چند دهه پيش گفت در گهواره‌ها هستند، هستند و فرياد مي‌كشند و غيرتي مي‌شوند و خونشان به جوش مي‌آيد و مي‌خروشند و خيابان‌هاي شهرها و روستاها را مهمان شعارهاي كوبنده خود مي‌كنند.
تمام ايران اسلامي، فرزند خميني است، تمام دلدادگان خميني در همان پاكستان، نجف، بيروت، بقاع، يمن، نوار غزه، قاهره، الجزيره، لندن، نيويورك، پاريس، افغانستان، هند، بنگلادش و ... فرزندان خميني هستند و ميراث داران هميشه او و به آنها كه در سكوت امروز " سيد حسن آقا " با يك توهم بچه گانه تصور كرده اند كه مي توانند به امامشان و رهبرشان جسارت و توهين كنند، نشان داده‌اند و باز هم نشان خواهند داد كه: يريدون ليطفئوا نور الله بافواههم و الله متمّ نوره ولو كره الكافرون.

کد مطلب: 84172
نام شما

آدرس ايميل شما
برای ارتقای فرهنگ نقد و انتقاد و کمک به پیشرفت فرهنگ و اخلاق جامعه، تلاش کنیم به جای توهین و تمسخر دیگران، نظرات و استدلال هایمان را در رد یا قبول مطالب عنوان کنیم.
نظر شما *