شنبه ۳ تير ۱۳۹۶ - 24 Jun 2017
 
۱

مقدمه اي در باب غلبه دراماتيك جريان شر بر ناخودآگاه بشر

سجاد بیک زاده
جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ساعت ۱۷:۴۳
حاكميت رسانه در جهان ما اوضاع وخيمي به خود گرفته است. وخامتي كه توضيح اش خالي از درد نيست.
جهان نيوز - سجاد بیک زاده: درون تمدن مدرن، در هرمكاني كه بشر مشغوليت به  زيست مدرن دارد، اتمسفري دراماتيك جاري است. رسانه فضا را دراماتيك مي كند و درام را در فضاي شهر گسترده و از اين طريق بشر را در وهم اسير مي كند و توده اسير شده در وهم تضعيف مي گردند. سرمايه سالاران و اربابان و سياست مدارانِ تمدن مدرن از اين وضعيت سود مي برند و نيز اطمينان دارند كه بشر اسير شده در چنين موقعيتي آنچنان توان مقابله با اين وضعيت و اعتراض و عدالتخواهي و حق جويي ندارد و همين بقاي قدرت را تضمين مي كند. اين نوشتار در چند مقاله پياپي به دنبال آن است تا اين موقعيت را تشريح كند و گريزي بزند به مقوله انقلاب اسلامي كه در تعارض تمام عيار با وضعيت وخيم گفته شده قرار دارد. سعي بر اين است تا در اين سلسله نوشتار ها توضيح داده شود كه انقلاب اسلامي هنوز به موقعيت مطلوب براي ايجاد فضاي مورد نظر خود نرسيده است و تا موقعيت مطلوب راهي به طول يك تمدن در پيش است. متن زير مقدمه اي كلي در اين باب است؛ غلبه دراماتيك جريان شر بر ناخودآگاه بشر. 

- حاكميت رسانه در جهان ما اوضاع وخيمي به خود گرفته است. وخامتي كه توضيح اش خالي از درد نيست. هرچند كه اميد، الساعه، قوي تر و روشن تر از هر پديده اي، خود را به طور مطلق نمايان مي كند.

وخامتي همه گير، جانكاه و روانپريش. درام نقش اساسي را بازي مي كند و سكس محرك اصلي است و خشونت شيوه بقاع. سود وسيله كسب قدرت و قدرت عالي ترين صفت در مسير ارضاي نفس اماره است. يكي از نقاطي كه وخامت از آن نشات مي گيرد اين است كه اين معركه مهمل، فقط با ناخودآگاه بشر ارتباط برقرار مي كند. روايت مونولوگ كه در صدد القاء و ساخت جهاني در ناخودآگاه بشر است و اين نه حركتي است جوهري كه تنها انسدادي است براي سد راه بشر به سوي انسانيت خويش  و از آنجا به آدميت خويش و لقاء الله.

مگر وخامتي بيشتر از قرار گرفتن در تضاد با حقيقت مي تواند وجود داشته باشد؟ 

جهاني كه رسانه تصوير مي كند، خوش نور و خوش رنگ است و جذاب و روابط در آن به طرزي شگفت آور، جمعي را مي سازد كه بودن در آن جمع مي تواند آرزوي هر فرد تنهايي باشد كه منقطع از دنياي واقع، خيره و مسحور و نشئه، چشم را به صفحه رسانه دوخته است و سر تا پا گوش است و ذهن اش آينه اي كه تصوير درون نمايش را وهم مي كند و قلب اش براي آن موجودِ ابر بشري-شهواني اي مي تپد كه در مركز درام قرار دارد. 

چشم بشر به نور حساس است. او ارادتي خاص به نور دارد. به معناي واقعي كلمه ارادت. از آن جهت كه بالاراده در تماس با نور، جذب آن مي شود. 

اكنون، هزار و چهارصد و سي و هشت سال بعد از هجرت پيامبر لاهوتي اسلام و دو هزار و شانزده سال بعد از ميلاد مسيح، آن تجلي قدسيت الله، زمين تحت حاكميت نسبي جريان شر، وضعيتي خاص به خود گرفته است. بيشتر مكان هاي آن پوشيده از تكنولوژي است و حيات بيولوژيك زمين به زيست تكنولوژيك بشر باخته است از آن حيث كه در تصرف او است. تكنوسفر بنياد شهر است و شهر عرصه كنترل مردماني كه در اين زمان گرفتار آمده اند. چشمان آن ها به نور حساس است و گوششان شيفته هارموني. نور و هارموني و موسيقي در هر كجاي شهر كه باشند آن ها را شكار مي كند و در آن، ناخود آگاه آن ها را با لحني آمرانه خطاب قرار مي دهد و معمولا درام گسترده در فضاي شهر، با آن پيچيدگي دلربايش محضر مي سازد و بشر در ذهن خود، نفس اماره خود را درون رسانه بارگذاري مي كند. به محض قرار گيري اغلب دو بار شيفته مي شود، شيفتگي اول كه به نفس كمي خويش است در هيبت قهرمان درام و شيفتگي دوم به آن موجود ابر بشرِ شهواني اي كه كشف آن و كامجويي از آن آرزوي ديرينه نفس اماره است. آن موجود زيباي شهواني با اينكه بي نقض نيست اما بي نقض جلوه مي كند و بيشتر از هر چيزي تحريك كننده جنسي است و درست بعد از تحريك جنسي، خشونت پرده نمايش را تصاحب مي كند. اين روز ها مي گويند؛ ذهن مخاطب را خط خطي. بشر مخاطب نور و هارموني رسانه، در هزار تويي اسير است كه كه بي مهابا قدرت و تكامل نسبي مي يابد. شيفته تصوير جنسي رمانتيك درون درام مي شود و ارضاء كه نه، سركوبي از جنس پايان هر خود ارضايي اي مي شود و اين فرايند به قدري وخيم است و به قدري خودآگاهي در آن راهي ندارد كه او درون آن گير افتاده است هرچند كه باطن نور در اوج شهوت بشر، ظهوري روشنگر و رهايي بخش دارد.

 
کد مطلب: 503287
نام شما

آدرس ايميل شما
برای ارتقای فرهنگ نقد و انتقاد و کمک به پیشرفت فرهنگ و اخلاق جامعه، تلاش کنیم به جای توهین و تمسخر دیگران، نظرات و استدلال هایمان را در رد یا قبول مطالب عنوان کنیم.
نظر شما *