پنجشنبه ۳۰ شهريور ۱۳۹۶ - 21 Sep 2017
 
۰
۶
درباره آنچه این روزها به اسم نقد جام جم فریاد زده می‌شود؛

آقایان! نقد صدا و سیما اینگونه نیست

چهارشنبه ۲۱ تير ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۴۷
در مجموعه‌ى صدا و سيما سراغ دارم كه يك نفر كه ميكرفنى در دستش هست، خيال مى‌كند كه صاحب ميكرفن است! يعنى سليقه‌ى خودش را بر سليقه‌ى نظام، و سياست خودش را بر سياست نظام، و فهم خودش را بر فهم نظام ترجيح مى‌دهد! اين غلط است.
آقایان! نقد صدا و سیما اینگونه نیست
جهان نيوز - میثم تولایی: این روزها که رسالت برخی رسانه‌های سایبری و کاغذی در کوبیدن صدا و سیماست، این روزها که سخنرانان آستین تا آرنج بالازده دائم در حال پاره کردن حنجره در میان برخی تشکل‌های دانشجویی هستند تا تمام مشکلات ایران و اسلام را گردن رسانه‌ای با پسوند "ملی" بیاندازند، اگر هم انتقادی درست و کارشناسی نسبت به این رسانه مطرح شود بی شک در هیاهوی این فریادها سبک گم می شود.

معنی این سخن نه این است که صدا و سیما پاک منزه است و مدیرانش معصوم؛ بلکه نقدی است بر منتقدان سیاسی فریادزن که چشم خود را بر اغلب دغدغه‌های مردم و ضعف و نقصان‌ قوا و نهادها بسته، و توپ خود را به سمت جام جم نشانه رفته اند؛ بی آنکه هرگز پای در میدان عمل بگذارند یا طرحی کارشناسی و اثرگذار ارائه کنند.

برخی از همین منتقدان کنونی وقتی تریبون و فرمان را صدا و سیما در دست داشتند، امتحان خود را پس دادند و مشخص شد که چند مرده حلاجند!

البته نباید بی انصاف بود و اشتباهات صدا و سیما را که البته کم هم نیستند، منکر شد و کمر به دفاع از رسانه ای بست که با "دانشگاه اسلامی" موردنظر امام راحل فرسنگ‌ها فاصله دارد.

در هر روی این روزها که فریاد زدن و بد و بیراه گفتند به صدا و سیما نقل محافل است، جای پیشنهاد، طرح و راهکار کارشناسی، عملیاتی و مخاطب پسند بیش از همیشه خالی است و از زبان اغلب منتقدان جز سرکوفت به مدیران جام جم شنیده نمی شود و به زعم آنان حتی یک نقطه سفید هم در کارنامه سراسر "سیاه" صدا و سیما دیده نمی شود.

و این رویه تلخ وقتی تشدید شده است که همگان یقین دارند مدیران صدا و سیما هرگز پیگیر تهمت و توهین ها نمی شوند و شکایت بی شکایت.

بر این اساس،‌ از فعالان فرهنگی انتظار می رود با تاکید بر نقد اصولی و سازنده برنامه های صدا و
همه‌ى برنامه‌هاى شما را كه من گوش مى‌كنم، دغدغه‌يى در عمق ذهن من وجود دارد؛ من احساس می‌کنم که شما دارید حرفی را می‌زنید که مسئولیت آن حرف با من است. بارهاى شما هم بر دوش من است.
سیما که بیان و تقدیر از اقدامات درست هم بخشی از آن است،‌ مانع از ادامه این رویکرد تلخ سیاسی و غیرسازنده شوند که بی تردید راه اصلاح و رسیدن به صداوسیمای مطلوب همین است؛ نه داد و بیداد تو خالی که البته شیرین و توجه برانگیز است.

در همین راستا،‌ بازخوانی بخشی از فرمایشات رهبر معظم انقلاب می تواند مطلعی روشنگرانه برای نقد اصولی صدا و سیما باشد که هشداری ویژه هم به همه برنامه سازان و مدیران جام جم است.
 
این بازخوانی به دیدار حضرت آیت الله خامنه‌ای با بخشی از مسئولان سازمان صدا و سیما در سال 1370 مربوط می‌شود.  مسئولیت سنگین برنامه‌سازان و حتی مجریان که چندین مرتبه مورد تذکر قرار می‌گیرد از جمله دغدغه‌هایی است که در این دیدار به گوش "صدا و سیما"یی‌ها رسانده شد. 
 
بخشی از فرمایشات ایشان را با هم می‌خوانیم:

همه‌ى برنامه‌هاى شما را كه من گوش مى‌كنم، دغدغه‌يى در عمق ذهن من وجود دارد؛ من احساس می‌کنم که شما دارید حرفی را می‌زنید که مسئولیت آن حرف با من است. بارهاى شما هم بر دوش من است؛ يعنى اين برنامه‌ى «سلام صبح بخير» را كه گاهى گوش مى‌كنم، هر كلمه‌يى كه آن آقا مى‌گويد، احساس مى‌كنم كه من دارم مى‌گويم؛ يعنى با نگرانى گوش مى‌كنم؛ اين را شما بدانيد. همه‌ى برنامه‌هاى شما را كه من گوش مى‌كنم، دغدغه‌يى در عمق ذهن من وجود دارد؛ يعنى احساس مى‌كنم كه شما داريد حرفى را مى‌زنيد كه مسؤوليت آن حرف با من است؛ حقيقت قضيه هم اين است؛ يعنى مسؤول كار شما من هستم؛ البته نه اين‌كه شما مسؤول نيستيد؛ اما من احساس مسؤوليت مى‌كنم؛ نسبت به همه‌ى اين نظام هم همين‌طور است. يك مأمور نيروى انتظامى هم كه در خيابان دارد راه مى‌رود، من با نگرانى نگاه مى‌كنم؛ چون مى‌دانم كه مسؤول كار او هم من هستم.

توجه به ارزشهاى اسلام و انقلاب از آن چيزهايى است كه در مورد آن نه من با شما رودربايستى دارم، نه شما بايد با من رودربايستى داشته باشيد؛ اگر بنده هم يك وقت برخلاف اين جهتى كه دارم مى‌گويم، و برخلاف اين اصول حركت كردم، شما هم بايد به من بگوييد؛ اين چيزى نيست كه ما بتوانيم از يكديگر اغماض كنيم و بگويم
در مجموعه‌ى صدا و سيما سراغ دارم كه يك نفر كه ميكرفنى در دستش هست، خيال مى‌كند كه صاحب ميكرفن است! يعنى سليقه‌ى خودش را بر سليقه‌ى نظام، و سياست خودش را بر سياست نظام، و فهم خودش را بر فهم نظام ترجيح مى‌دهد! اين غلط است.
چون اين آقا بالاخره آدم شريف، عزيز و مرد خوبى است، يا اين خانم مثلاً آدم كارآمدى است، پس او را اغماض كنيم؛ نه، اين ديگر آن عنصر اصلى قضيه است.

ما همه داريم تلاش مى‌كنيم تا مثلاً آشى پخته بشود؛ يكى آتش مى‌آورد، يكى هيزم مى‌گذارد، يكى نخود و لوبيا پاك مى‌كند، يكى به هم مى‌زند؛ در اين‌جا ما مى‌توانيم از كوتاهي هاى يكديگر هم اغماض كنيم - يك‌بار بنده كوتاهى كردم، شما گذشت كرديد؛ يك بار شما كوتاهى مى‌كنيد، من بالاخره گذشت مى‌كنم - اما ديگر اين كوتاهي ها نبايد به اين حد برسد كه آش را برداريم و به بيرون خالى كنيم؛ اين‌كه ديگر نقض غرض خواهد شد؛ ديگر نمى‌شود تا اين حد كوتاهى را ناديده گرفت!
 
این نوع نگاه به رادیو و تلویزیون به عنوان تریبون اصلی انقلاب اسلامی و نظام از همان ابتدای شکل گیری پایه‌های جمهوریت و اسلامیت در بهمن 57 و قبل از آن مورد توجه امام راحل نیز بوده است.
 
هر كدام از اين برنامه‌ها در جاى خود چيز لازمى است و با هدفهاى خوبى تشكيل شده؛ ليكن اين را از اين جهت مى‌گويم كه برنامه‌ريزان، نويسندگان، محققان، تنظيم‌كنندگان، تهيه كنندگان، و حتّى مجريان و گزارشگران اين را رعايت كنند. شما كه ميكرفن در دستتان هست و مى‌رويد پهلوى اين و آن صحبت مى‌كنيد، در آن حال يادتان باشد - البته امكان دارد كه اين ياد بودن، هيچ تأثيرى در گزارش گرفتن شما نداشته باشد؛ اما بى‌گمان در استفاده‌ى از اين گزارش تأثير دارد - و مواظب باشيد كه آن‌طورى كه درست است؛ يعنى در جهت اين نظام است، بايد حركت كنيد. راديو، رسانه‌يى متعلق به تشكيلات است؛ متعلق به هيچ‌كس نيست. البته در بين شماها من چنين چيزى را سراغ ندارم، اما در مجموعه‌ى صدا و سيما سراغ دارم كه يك نفر كه ميكرفنى در دستش هست، خيال مى‌كند كه صاحب ميكرفن است! يعنى سليقه‌ى خودش را بر سليقه‌ى نظام، و سياست خودش را بر سياست نظام، و فهم خودش را بر فهم نظام ترجيح مى‌دهد! اين غلط است؛ چون اين ميكرفن كه در دست شماست، متعلق به شما نيست؛ شما را آن‌جا گذاشته‌اند و گفته‌اند اين برنامه را اداره كنيد؛ شما هم بايد طبق سياست آن كسى كه اين ميكرفن متعلق به اوست - يعنى نظام جمهورى اسلامى - عمل كنيد. اگر شما خوب اداره كرديد، البته مستحق اجر و پاداش دنيوى و اخروى هستيد.
کد مطلب: 233194
نام شما

آدرس ايميل شما
برای ارتقای فرهنگ نقد و انتقاد و کمک به پیشرفت فرهنگ و اخلاق جامعه، تلاش کنیم به جای توهین و تمسخر دیگران، نظرات و استدلال هایمان را در رد یا قبول مطالب عنوان کنیم.
نظر شما *


۱۳۹۱/۰۴/۲۱ ۱۲:۳۹
ببخشید وقتی بچه حزب اللهی ها با برنامه های پرمخاطب از رسانه ملی حذف میشوند و چهره های تأثیرگذار جبهه فرهنگی انقلاب بدلیل نقد آقایان، ممنوع التصویر میشوند و ...، "پا در میدان عمل گذاشتن" و "طرح کارشناسی ارائه دادن" به چه معناست؟
۱۳۹۱/۰۴/۲۱ ۱۳:۲۳
چند روز پیش توی برنامه ی صبحگاهی شبکه ی دو مجری وسط برنامه گفت از فلانی که مامور راهنمایی و رانندگیه و به من اجازه ی تخلف داد تشکر میکنم!
۱۳۹۱/۰۴/۲۱ ۱۴:۲۰
این صداوسیما در شان نظام نیست. مطمئن باش
۱۳۹۱/۰۴/۲۱ ۱۴:۲۹
فقط یک جمله .آیامنویات آقا درحکم دوم به آقای ضرغامی که باچندین قیدوحساسیت ویژه بود محقق شده یانه؟کیفیت تولیدچیزدیگری میگوید..هنوزدرحاکمیت دینی شاهد رسانة دینی نیستیم. دینی شدن هم به پخش قرآن واذان فقط نیست.تحقق رهنمودهای آقا رسانةملی را به سمت صلاح هدایت می کند که الان باآن فاصله دارد..
۱۳۹۱/۰۴/۲۱ ۱۴:۵۲
سلام
من نه کارشناس فرهنگی هستم و نه نه یک فرد با علائق سیاسی.
حرف این دوستمان کاملاً درست است اما وجداناً این آقایان عزیز در صدا و سیما هم باید سیستم کنترل و نظارت خود را تقویت کنند و این بیاناتی را که از مقام معظم رهبری آوردید فصل الخطاب قرار دهند ولی خیلی هم اینگونه بنظر نمی رسد.
مثال بسیار ساده ای میزنم. به لطف آقایان شبکه آی فیلم مدتی است راه اندازی شده و با این دستگاههای جدید برای ما هم قابل استفاده است. اگر قبول داشته باشیم که امروز دغدغه روز جامعه مومن کشور حجاب است، از دیدن میان برنامه های این شبکه تعجب خواهید کرد زیرا وقتی برای ارزیابی کیفی شبکه شان با مردم در کشورهای عربی مصاحبه می کنند لااقل نیمی از زنان مصاحبه شونده کاملاً بیحجاب هستند و در اینجا این سوال پدید می آید که آیا در مصر و مغرب و لبنان و فلسطین حجاب الزامی نیست؟ بنظر شما تیم تهیه کننده اینگونه مطالب نباید حساسیت به این سادگی را در تولید خود مد نظر قرار دهد؟
امیدوارم این انتقاد سازنده را دشمنی با رسانه ملی ندانید ولی ما باید جواب فرزندانمان را بدهیم یا نه؟
۱۳۹۱/۰۴/۲۲ ۰۸:۳۷
اشکال نویسنده محترم این است که با عرض معذرت، در حوزه ای که تخصص کافی ندارند، وارد شدند. ما هم وقتی ابتدائاً وارد حوزه نقد تلویزیون شدیم، تصور شما راداشتیم و فکر نمی کردیم مسئولین صدا و سیما واقعاً مُغرض باشند. اما به مرور و کسب اطلاعات از افراد مرتبط با سازمان، به این حقیقت رسیدیم.
کسی از جبهه حزب الله، صدا و سیما را سیاسی نقد نمی کند. بله، رویکرد محافظه کارانه سیاسی صدا و سیما نقد می شود و طبیعتاً عده ای به این رویکرد سیاسی تمایل دارند. ولی این به معنای "مغرضانه" نقد کردن نیست.
اگر نگوییم "تمام"، قطعاً بسیاری از مشکلات ایران و جهان اسلام معلول صدا و سیماست. اینکه شما این مطلب را درک نمی فرمایید، معلول عدم شناختتان از طرفیت رسانه است.
منظورتان از "منتقدان کنونی وقتی تریبون و فرمان را صدا و سیما در دست داشتند، امتحان خود را پس دادند و مشخص شد که چند مرده حلاجند" معلوم است کیست. اتفاقاً ایشان جزو معدود مجری ها و برنامه سازهای موفق سازمان بوده. هنوز مناظره هایی که برگزار کرد و افرادی از حزب الله که برای اولین بار پس از سالها به تلویزیون آورد را فراموش نکردیم.
اینکه از برنامه های خوب تقدیر نمی شود، دلیلش این است که این برنامه ها با توجه به بودجه و ظرفیتی که سازمان دارد، هیچ حساب می شوند. شما دلخوشی که مثلاً هر عصر جمعه استاد رحیم پور به تلویزیون می آید. اما نمی دانی چه سیلی از آدم هایی که اگر به تلویزیون بیایند، جامعه متحول می شود ممنوع التصویرند. چه روحانیون موفقی به سیما دعوت نمی شوند.
شما دو تا فیلم خوب می بینی، نمی دانی چه لشکر علاف فیلمساز در صدا و سیما حقوق می گیرند که این یک دونه توش دراومده. ضمن اینکه تقریباً هیچ کار صدا و سیما بی عیب نیست و کارهای خوب، بر اساس "قاعده" در نمی آیند، شانسی و توسط افراد خاص، موفق می شوند که به زودی هم از صدا و سیما اخراج می گردند.